هدف این مقاله راه یافتن به پیش زمینه های اجتماعی ـ فرهنگی در قصه های مثنوی مولاناست، تا از این طریق بتوان به تصویری از سیمای جامعة عصر وی دست یافت. به همین منظور پس از گزینش نود قصه از شش دفتر مثنوی که دارای زمینه های اجتماعی آشکارتر بوده، به طبقه بندی طبقات، اصناف و مشاغل اجتماعی و تحلیل مباحث اجتماعی ـ فرهنگیِ بازتاب یافته در این قصه ها پرداخته شده است.
در این پژوهش بیش تر به یکی از لایه های متن یعنی مسایل اجتماعی ـ فرهنگی و نقطة عزیمت در روایت ها که همانا واقعیت های خوب یا بد اجتماعی ـ فرهنگی است توجه شده است. نتیجة بدست آمده، جامعة عصر شاعر را گرفتار آداب و رسوم تقلیدی، ستم، فساد، دروغ و ریاکاری، بلاهت و جهل، سطحی نگری، ستیز، قتل، دزدی و... نشان میدهد.
در آموزش زبان، گنجینه لغات و گسترش آن نقشی مهم در یادگیری دارد. یکی از شیوه های افزایش واژگان ساخت کلمات هم خانواده است. واژگان زبان فارسی در اثر ترکیب با «وندها» در ساختاری تازه بروز می یابند. گاهی این وندها، واژگان جدیدی را می سازند و گاهی فقط دایره شمول معنایی آن کم و زیاد می شود، بدون آنکه واژه جدیدی عرضه شود. وندها بسیار متنوع هستند و معناهای گوناگونی دارند. یکی از روابط معنایی حاکم میان واژه ها، رابطه «هم خانوادگی» است. در کتب دستوری کمتر به این موضوع پرداخته شده است که کدام دسته از وندها می توانند کلمات هم خانواده بسازند. برخی به خطا تمام وندها را جزو وندهای هم خانواده ساز معرفی نموده اند که البته اینگونه نیست. جهت رسیدن به این مسأله باید شناختی کلی درباره وندها عرضه شود. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که برخی از وندها «تصریفی» هستند و کلمات جدید نمی سازند و فقط واژه را برای پذیرش نقش جدید در جمله آماده می نمایند. این دسته از وندها به هیچ وجه نمی توانند کلمات هم خانواده بسازند. برخی دیگر نیز که به وندهای اشتقاقی معروفند در دایره وندهای هم خانواده ساز قرار می گیرند. به سبب اهمیت این موضوع در آموزش زبان، در این مقاله با بررسی ساختمان کلمات، انواع وندهای هم خانواده ساز و کاربرد معنایی آن ها بیان می شود
شکل گرایی روسی در اوایل قرن حاضر بجای ادبیات‘به "ادبیت" یعنی آنچه نوشته را به اثری ادبی بدل میکند پرداخت و مفهوم "آشنایی زدایی" رامطرح کرد. ساخت گرایی پراک تداوم شکل گرایی روسی بود و ساخت گرایی مدرن نیز همانند ساخت گرایی پراک وامدار نظریه سوسور است و عقیده دارد که بر نظام زبان دو محور"همنشینی"و"جانشینی"حاکم است.همه این نظریه پردازان ساختار یا نظام زبان را بطور همزمان بررسی می کنند آنان به آنچه معنی را ممکن می سازد توجه دارند تا به خود معنی ساخت گرایان عمل نگارش را ناشی از"دستور"یا نظامی گشتاری میدانند که بر خلق اثر مقدم است. زبان از دیدگاه ساخت گرایی نظام بسته و بخود پیچیده دارد که فشارهای ساختارهای بیرونی("جهانی واقعی") بر آن مؤثر نمی افتد. نهضت"پسا ساخت گرایی" که مهمترین جلوه آن "ساختارزدایی" است به تجدید نظر یا تعمیم باورهای ساخت گرایی می پردازد. بعقیده دریدا جمله صرفا میتواند از راه تمایز از سایر معانی ممکن که تعدادشان نامحدود است کسب معنی کند وچون معنی در نشانه معنایی(دال)نیست لذا تعبیر معنایی ‘ حرکتی بی سرانجام است که هرگز نمیتواند به مدلول مطلقی برسد. این بررسی نتیجه میگیرد که تحولات نقد ادبی از شکل گرایی روسی تا پسا ساخت گرایی بجای معنی درصدد آشکارکردن نظام و قراردادهایی بوده است که عامل زایش فرم و معنایند. تمهیدات نهضت های انتقادی مورد بحث یعنی"آشنایی زدایی"و "ساختار زدایی"‘همگی بر"آشکار کردن صناعت"‘بر فرم به بهای نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن محتوی تأکید دارند
هفت خوان رستم به طور اخص و هفت خوان های دیگر ایرانی، همچون هفت خوان اسفندیار یا شبه هفت خوان گرشاسپ، نوعی جستجوی جاودانگی است. نوعی نبرد با نفس درون و با هدف آسان کردن دشواری هاست، دشواری های راه تکامل و عروج انسان. پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل هفت خوان های ایرانی بر آن است که در خوان چهارمِ همه هفت خوان ها، با وجود آنکه ظاهراً بن مایه آن ها مواجهه پهلوان با زن است؛ اما در پس این مواجهه باید نمادهای اسطوره ای دیگری را جستجو کرد. خوان چهارم که در ظاهر نبرد میان مرد (پهلوان، قهرمان) و زن است در اساس و ریشه نبردی میان آتش و آب است. آتش پسر اهورامزدا است و آب دشمن آن است. آب که روزگاری نماد تقدّس و پاکی اهورا بود، در عصر ساسانی و پس از تسلّط افکار زروانی بر دستگاه دینی عصر، به عنصری اهریمنی تبدیل گشت. با تجزیه و تحلیل خوان چهارم رستم، اسفندیار، گرشاسپ، هراکلس و نیم نگاهی به داستان های زال و رودابه، سام نامه خواجوی کرمانی، خسرو و شیرین نظامی و کلیدر محمود دولت آبادی به اثبات این نظریه پرداخته ایم.
شاهنامه پس ازحمد و ستایش خرد و بیان اندیشه های اعتقادی شاعر، با داستان کیومرث، بعنوان اوّلین کدخدا آغاز می گردد و با داستان هوشنگ و طهمورث، ادامـه می یابد،تا این که به داستان جمشید و ضحّاک می رسد. دراین افسانه ها، مانند دیگر داستانهای شاهنامه، می توان اندیشه های اجتماعی را از دیدگاهها ی گوناگون در بوته نقد قرارداد و آنها را تجزیه و تحلیل نمود. اهمیّت داستانهای اوّلیّه شاهنامه از این جهت است که به بررسی اوّلین حکومت بشری و آیین کشور داری می پردازد و دشواریهای آن را نشان می دهد. مهمترین مسائل اجتماعی که می توان دراین سه داستان بررسی کرد؛ بدین شرح است : 1 - ویژگیهای هر جامعه و چگونگی روابط اجتماعی درآن . 2 - شکل گیری کارها براساس نیازها و ضرورتها . 3 - مشخّص شدن کارکرد تأمین نیازها مانند آبادانی شهرها،کشف آتش و آهن. 4- برپا کردن شادی و جشن پس از هر موفّقیّت، بعنوان تشویق و ترغیب وایجاد انگیزه . 5 - کارآفرینی و طبقه بندی مشاغل که درآن جامعه ابتدایی چشمگیر و مورد توجّه است . 6- امنیّت اجتماعی و استقرار مردم درکوه برای تأمین امنیت. 7 - ایجاد رودخانه ها و رونق دامداری و کشاورزی، بعنوان یک فعّالیّت مهمّ و اساسی برای رونق اقتصادی. 8- جدا کردن حیوانات از همدیگر، بر اساس چگونگی استفاده از آنها و تأمین نیازها. 9 - قشربندی اجتماعی و مشورت با موبدان و همکاری با دهقانان. 10 - بکارگیری شیوه های گوناگون نظامی و چاره جویی درجنگ ،برای جلوگیری از خونریزی ، پیشگیری از تمرّد ، خنثی کردن توطئه دشمن و امتیاز گرفتن از او پس از پیروزی ، رعایت مقرّرات مربوط به جنگ ، توجّه به پیامدهای مثبت جنگ مثل تجربه ، آبدیده شدن ، مهارت و بکارگیری تدبیر و اندیشه. 11- ارتباط بوسیله زبانهای متفاوت و آشنایی با آن، بعنوان یک ضرورت.
از آنجا که قرآن و احادیث نبوی دو خاستگاه اصیل معارف عرفان اسلامی هستند، اهل طریقت برای دست یافتن به مطالب بلند، در باطن آن ها غور کرده اند و افزون بر آن دو، با تأمل در احادیث قدسی منقول از نبی اکرم (ص) به معارف والایی دست یافته اند. یکی از آن احادیث، حدیث قدسی قبا است. در متون عرفانی به روایت از پیامبر روایت شده است: «اولیائی تحت قبائی لایعرفهم غیری.» از آن رهگذر که نسبت دادن حدیث به پیامبر (ص) از اهمیت حدیث شناسانه والایی برخوردار است، می طلبد در یکایک احادیث مروی از رسول خدا (ص) تأمل، و در صحت وسقم آن ها کنکاش شود و صحیح از ناصحیح آن تمایز صورت گیرد. حدیث قدسی قبا یکی از ده ها سخنانی است که با عنوان حدیث قدسی در متون عرفانی جا خوش کرده است؛ درحالی که اثری از آن در مصادر حدیثی تشیع و تسنن یافت نمی شود. این خود دستمایه ای برای تحقیق در صحت و عدم صحت صدور آن از زبان پیامبر (ص) شده است. با توجه به استنباط عرفا از آیه های قرآن و زایش حدیث، و با توجه به اصحاب سر که در شأنشان خبر وارد شده است، فرصت می یابیم که قائل شویم این سخن از خبر رسول خدا نشئت یافته و سخنی عارفانه است، نه حدیث قدسی.
واژه «ساقی» در متون عرفانی، از معنای اولیه خود فراتر رفته و به صورت یک اصطلاح به معنی فیض رساننده ای که سالکان راه معرفت را به دریافت و کشف رموز و حقایق عرفانی نائل می سازد، مورد استفاده قرار گرفته است. در این متون، ساقی در کنار دیگر اصطلاحات عرفانی همچون شراب، جام، مستی، باده، مطرب و... به کار گرفته شده تا عمیق ترین مباحث و احوال عرفانی را با پوشیده ترین شکل ممکن برای اهل معرفت بیان نماید. تبیین و تحلیل مفهوم ساقی، می تواند در فهم دقیق متون عرفانی نقش به سزایی داشته باشد. شعر عرفانی دوره قاجار، استمرار شعر عرفانی سبک عراقی است. در این دوره، گروهی از شاعران به سرودن اشعار عرفانی تمایل نشان داده و در این زمینه طبع آزمایی کردند. فروغی بسطامی، میرزاحبیب خراسانی و حکیم صفای اصفهانی، از جمله شاعران مشهور دوره قاجارند که در اشعار خود به مضامین عرفانی توجّه داشته اند. در دیوان این شاعران، اصطلاح ساقی به عنوان شخصیّتی اصلی و تأثیرگذار، درخور تأمّل است. در این پژوهش با بررسی واژه ساقی، به تحلیل این اصطلاح عرفانی در اشعار شاعران یاد شده پرداخته ایم که حاصل این پژوهش دست یافتن به جنبه های مختلف شخصیّت ساقی در نظرگاه این سه شاعر است. وجود معانی گوناگون همچون «معشوق الهی»، «پیر»، «ساقی دینی» و «ساقی باده پیما» برای اصطلاح ساقی در دیوان این شاعران؛ اهداف حضور ساقی در شعر عرفانی و تحلیل مباحثِ مرتبط با ساقی همچون طلب از ساقی، تأثیر باده ساقی، وصف ساقی و پیمان بستن با او، از جمله یافته های این پژوهش است که می توان به آن اشاره نمود.
صادق چوبک یکی از نویسندگان چیره دست معاصر ایران است که پس از شهریور 1320 با تاسی از صادق هدایت و همچنین تحت تاثیر شیوه های نویسندگان آمریکایی به نوع آوری در ادبیات داستانی ایران دست زد . وی در شمار واقع بین ترین داستان نویسان معاصر ایران است که با نگاه بیطرفانه و بی ترحم به فساد و زشتی ، واقعیت زمانه خود را به نمایش گذاشته و زندگی رقت بار مردم جنوب ایران را توصیف می کند . نویسندگی چوبک را می توان به دو دوره مستقل تقسیم نمود . شهرت چوبک به سبب آثار نخست اوست که ویژگی های ممتاز و منحصر به فردی دارد . ساختمان و شکل پرداخت داستانهایش در این دوره قوی و سنجیده و سرشار از وصفهای تازه و همراه با ایجاز و فشردگی است . اما آثار دوره دوم او علی رغم ارائه دیدگاه فردی از معنای زندگی و استفاده از شخصیتهای سطوح پایین جامعه و بکارگیری زبان عامیانه و تصویرگری هنرمندانه از جامعه ایران ، نتوانسته است خوانندگان دوره نخست را قانع و راضی کند . نگارنده در این مقاله کوشیده است نقاط ضعف و قوت آثار چوبک را مورد بررسی قرار دهد .
خاطرات مربوط به جنگ تحمیلی، با قلم و سخن راویان مرد گره خورده است. زنان بیش تر به مثابه ی ابژه ای منتسب به مرد جنگ، هم چون همسر و مادر شهید، در این روایات نقش داشته اند. در این میان کتاب دا اثری متفاوت است. در این مقاله سعی شده است تا با کمک روش و نظریه ی تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی دا بپردازیم. با توجه به نظریه و روش فرکلاف، یکی از مهم ترین این نظریه پردازان، به تحلیل و بررسی کتاب دا و رابطه ی آن با گفتمان مسلط جامعه پرداخته می شود. فرکلاف به سه بُعد متن، پرکتیس گفتمانی و پرکتیس اجتماعی توجه دارد. به نظر می رسد کتاب دا قصد دارد تا بر خلاف گفتمان سنتی، نقش های دیگر زنان را در جنگ مورد تاکید قرار دهد. به علاوه، این کتاب سعی در برساخت زبانی زنانه نیز دارد که در آثار متناظر آن یافت نمی شود. کتاب خاطرات دا قصد دارد تا پا از حوزه ی گفتمان سنتی فراتر نهد و به نظر می رسد در این راه موفق شده است. دا با کرداری مردانه و گفتاری زنانه از متون میان گفتمانیِ خویش فراتر رفته و به خلق متنی نو دست می زند.
"در بسیاری از موارد، آیات قرآن سرچشمه های سخنان بلند و ارزشمند اهل معرفت است؛ در این میان داستان های قرآنی از جمله داستان خضر و موسی- علیهماالسلام- نیز همواره مورد توجه و علاقه عرفا بوده و ژرف نگری به همراه درک معنوی- شهودی ایشان، این ماجرا را در سطوح گوناگون بخصوص در تطبیق انفسی، پذیرای ابعاد متعددی از معنی کرده است.
اهل معرفت، این داستان را داستانی رمزگونه و تمثیلی دانسته اند و با رمزگشایی از جزییات ماجرا، کوشیده اند راهی به افق های معنایی اصیل آن بیابند و معانی مکتوم آن را آشکار کنند.
در مباحثی که مطرح خواهد شد، سعی شده دیدگاه های متفاوت عرفا به این ماجرا بررسی و تا حد امکان تحلیل شود."
براساس نظریه پیرسن، 12 کهن الگو به عنوان راهکارهای «بیداری قهرمان درون» وجود دارند: معصوم، یتیم، حامی و جنگ جو، جوینده، ویران گر، عاشق، آفریننده حاکم، ساحر، فرزانه و لوده. .. . در این پژوهش با تکیه بر این نظریه به بررسی و تطبیق جلوه هایی از این کهن نمونه ها در زندگی آینه قهرمان رمان «کولی کنار آتش » اثر منیرو روانی پور که در مسیر دستیابی به هویّت انسانی است، پرداختیم. و دریافتیم که روانی پور با روایت و پردازش داستان به سبک پست مدرن، آینه را که نمودی از کهن الگوهای معصوم و یتیم است با کهن الگوهایی چون حامی، عاشق، جنگ جو، جوینده، مرحله به مرحله به سوی سیر تکاملی زندگی اش سوق می دهد. این کهن الگوها هم می تواند به عنوان مرحله ای از سفر و هم به عنوان راهنمای سفر در زندگی آینه تجلی می یابند و او را به عنوان قهرمانی امروزی تبدیل به آفریننده و فرزانه ای نقاش با هویتی مستقل به میان قبیله اش بازمی گرداند.
واژه «ادب» از کلماتی است که معنی آن همراه با تحول زندگی قوم عرب و انتقال آن از بدویت به مدنیت تغییر یافته و پی درپی معنای نزدیک به هم پیدا کرده است و تا این معنی را که امروز به ذهن متبادر می شود به خود گرفته است و آن عبارت از سخنی است رسا، که به نیت تاثیر در عواطف خواننده یا شنونده به شعر یا نثر انشا شود. در این مقاله سعی شده است که با کندوکاو در سنت نظم و نثر عرب کلمه ادب ریشه یابی شده و تحول معنای آن در طول تاریخ ادبیات عرب پی گرفته شود و انواع آن و مابه ازای معنایی آن در هر دوره استخراج گردد.