فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۳۶۱ تا ۳۹٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
صرت طالشی
حوزههای تخصصی:
حقیقتهای آفریده بالزاک بزرگ تر از واقعیت اند
حوزههای تخصصی:
تجربه عشق
بورخس، اسطوره ادبی پر صلابت
حوزههای تخصصی:
پاندورا ، جهان آزمایی در حریر خیال
حوزههای تخصصی:
کتاب قبله
حوزههای تخصصی:
مشاعره یک پادشاه
حوزههای تخصصی:
جعبه ای برای کودکان
حوزههای تخصصی:
کشمکش سیاسی اجتماعی در شعر خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
123-144
حوزههای تخصصی:
بیان نمایشی یکی از انواع تمهیدات ادبی به شمار می رود. شاعر معاصر به منظور عینیت بخشیدن به افکار خویش از شیوه های مختلف نمایشی بهره می گیرد.کشمکش از اساسی ترین شگردهای این فن است، زیرا به اثر ادبی بعدی دو سویه می بخشد و ارتباط آن را با زمان، جامعه و هستی میسر می کند، همچنین میان نگرش غنایی و موضوعی پیوند برقرار می سازد. وجود مشابهت های فراوان میان خلیل حاوی و مهدی اخوان ثالث از جمله زیستن در شرایط سیاسی اجتماعی یکسان، بهره گیری از بیان نمادین و شیوه های مختلف نمایشی ، سبب شد از منظر برون متنی و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی چگونگی به کارگیری شگرد کشمکش سیاسی اجتماعی توسط این دو شاعرهمچنین تفاوتها و شباهتهایشان در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد. بررسی اشعار حاوی و اخوان ثالث نشان می دهد که هر دو شاعر به شکل ضمنی و با عنایت به نمادهای مکانی، زمانی و طبیعی شگرد کشمکش را در مقوله های سیاسی اجتماعی به کار گرفته اند . تفاوتشان در زمینه به کار گیری این شگرد، غالبا در ارتباط با مصادیق نمادها می باشد.
خوانش تأملی «پیر چنگی» در زمان و حکایت پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه هرمنوتیک تأملی، نقل قصه و روایت حکایت متعلق به دو دنیای گفتمانی متفاوت است. هر چند هیچ روایتی بدون کنش و تهی از زمان نیست، ولی تحلیل انتقادی حکایت، پیش انگاشت هم سویی و هم گونی کنش و زمانِ آن را با قصه متعارض می سازد. به طوری که می توان گفت چالش حکایت، واداشتن زبان به پیروی از اندیشه و استعارگی فهم و دغدغه قصه، عمق بخشی به یکپارچگی زبان و رویدادانگاری داستان است. آن چه که اندیشه نوشتار حاضر حول محور آن می گردد در نافذترین شکل خود در دقایق سه گانه زمان و حکایت «پل ریکور» فرانسوی مطرح شده است. او با تحلیل انتقادی ماهیت کنش و زمان در عرصه محاکات می گوید: هم-بستگی تنگاتنگ بین محاکات و پیرنگ سبب شده نظریه پردازان ادبی متوجه حضور مؤلفه ای پنهان بنام «آفرینش» که حکایت را برخلاف قصه سرشار از اندیشندگی می کند نشوند و کنش و بازنمود آن در قصه را با بازعمل آوری کنش در حکایت یکسان پندارند. پنداشت اخیر سبب غفلت از پیکربندی و فهم عملی حکایت شده خصیصه هایی را نادیده می گیرد که این سنخ ادبی را در مقابل قصه قرار می دهد. پژوهشگران مقاله حاضر با استفاده از رهیافت های وی روایت «پیر چنگی» را که از داستان های مشترک عطار و مولوی است به شیوه تحلیلی- محتوایی مقایسه کرده در مواجهه با این سؤال که کدام خصیصه های روایتی قادر است قصه و حکایت را از هم متمایز سازد به این برآیند رسیده اند که حکایت برخلاف قصه، فربه از «برون گستری»، «فهم عملی»، «خودآیینی» و «شاکله سازی» است.
عروج و رجعت عیسی از منظر اسطوره و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عیسی بن مریم، زندگی شگرفی دارد که نقش عرفانی و اسطوره ای مسیح در عروج و رجعت برای وصل به اصل خویش، از کهن الگوهای گردونه مقدس(ماندالا) است. در این جستار، عروج و رجعت، با هدف الگو پذیری انسان از زندگی زاهدانه مسیح به روش توصیفی- تحلیلی، تبیین، شده است. همچنین با نگاهی اساطیری(اسطوره دایره، اسطوره انسان کامل، اسطوره نوزایی، اسطوره آب و...) و با بینشی عرفانی، رجعت گذر از تاریکی جسم دانسته شده که در قوص صعود، نفس در تلاش برای اتصال به عالم نور، خود را از حصار ظلمت (مغرب تن)می رهاند و پله پله خویشتن را با راهنمایی انسان کامل و الگوپذیری از مسیح، مجرد گونه، به انوار ایزدی ( مشرق جان) و به یقین که منزل اول و آخر سالک است، می رساند تا از آبِ حیات عشق بنوشد. این پژوهش، راز عروج را دست یابی به جاودانگی معرفی می کند و جایگاهِ جاودانگی (عشق) را نیز با پیروی از عقل(پیرِخردمند) می شناساند که این سفر روحانی از همان مبدأ تنها در سایه درد، آغاز و طلب می شود و در فرجام به رجعت و قرب (مبدأ/ مقصد)می انجامد.
تجلّی پایداری حضرت زینب (السّلام الله علیها) در ادبیات عاشورایی (مورد پژوهانه: ده جلد ادب الطّف)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ حماسه عاشورا، حضرت زینب (س) به عنوان سفیر افتخار آمیز کربلا با خطبه های آتشین و کوبنده در برابر دشمنان اسلام شناخته شده است. وصف پایداری حضرت زینب (س) از موضوعات مهمی است که در کانون توجه شاعران فراوانی قرار گرفته است. از جمله، برخی از شاعرانی هستند که در مجموعه ده جلدی کتاب «أدب الطّف» تألیف جواد شبر نام و اشعار عاشورایی آنها گرد آوری شده است. از این رو، مقاله حاضر با نگاه توصیفی- تحلیلی به بررسی اشعار شاعران نامبرده پرداخته و به این مهم ره یافته که شاعران مورد پژوهش، در خلال وصف ویژگی های حضرت زینب (س) همچون صبر و پایداری، عفّت و پاکدامنی و نیابت از امام حسین (ع) و صیانت از اسلام، به ترسیم حوادث و روی داده در کربلا، سوگواری بر شهدای کربلا، بزرگداشت مقام و منزلت ایشان، بیان شکنجه ها و آزار و اذیّت هایی که کودکان و زنان اهل بیت (علیهم السّلام) در دوران اسارت متحمل شدند و هتک حرمتی که به آنها شد،دادخواهی حضرت زینب (س) از جد بزرگوار (ص) و پدر گرامی شان امام علی (ع) و بیان تنهایی و نداشتن پناهگاه پس از برادر بزرگوارشاین (ع)، پرداخته اند.
مقایسه الگوی وزن در غزل معاصر و الگوی خانلری از وزن غزل فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های اصلی تحول غزل معاصر، تغییر نسبی دایره عروضی و ورود وزن های تازه به این قالب است. با این حال در پژوهش ها، تنها به بررسی وزن های تازه برخی از شاعران بسنده شده و الگوی وزنی غزل معاصر استخراج و تحلیل نشده است. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی، ابتدا وزن بیش از 2500 غزل از ده شاعر برجسته معاصر استخراج و با الگوی خانلری از وزن های غزل مقایسه شده است. همچنین میزان سنت گرایی شاعران در پیروی از الگوی وزن کهن و نوآوری آنان در استفاده از وزن های تازه، تحلیل و مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که از میان بیست وزن اصلی غزل، سیزده وزن همچنان از وزن های اصلی اند و وزن هایی دیگر به این الگو اضافه شده است؛ هر چند بسامد سرودن غزل بر اساس الگوی خانلری، در کل پانزده درصد کمتر از معدل غزل فارسی است. همچنین در غزل معاصر از وزن های کوتاه کاسته و بر وزن های متوسط، بلند و دولختی افزوده شده است. البته وزن های متوسط، بیشترین بسامد را در غزل معاصر دارد. از شاعران معاصر، بهبهانی و منزوی بیشترین نوآوری و الگوشکنی را در وزن غزل داشته اند و عارف قزوینی، رهی معیری، شهریار و مردانی، بیشترین انطباق را با سنت های عروضی نشان داده اند و محمدعلی بهمنی، عماد خراسانی، فرخی یزدی و ابتهاج، در حد فاصل نوآوری و سنت قرار گرفته اند.
نگاهی به کرسی زبان فارسی در اسلو
حوزههای تخصصی:
با شاعر ایرانی در لحظه ی سرایش شعر (گفتگو با می می خلوتی)
حوزههای تخصصی:
دنیایی «اسبانه»، ترجمه ای «عجولانه»
حوزههای تخصصی:
قراءه لروایه "أسطوره النداهه" لأحمد خالد توفیق فی ضوء المنهج البنیوی التکوینی لغولدمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
95 - 80
حوزههای تخصصی:
یعتبر النقد الاجتماعی محاوله لإبراز العلاقه بین المجتمع والأدب، فهناک علاقه متبادله بین الأثر الأدبی وبین المجتمع من حیث التأثیر والتأثر. "أحمد خالد توفیق" من رواد أدب الخوف فی الأدب العربی. إنه کتب فی التسعینات من القرن الماضی مجموعه ضخمه سمیت "ماوراء الطبیعه" فی هذا المجال. ومن الناحیه الاجتماعیه، اهتم توفیق فی مجموعه ماوراء الطبیعه خاصه فی روایته "أسطوره النداهه" ببعض القضایا الاجتماعیه المتعلقه بالأریاف المصریه فی القرن الماضی بصبغه من الرعب. ومن هذا المنطلق یرمی هذا المقال إلی قراءه أحداث الروایه اعتماداً علی المنهج البنیوی التکوینی النقدی لغولدمان مستخدماً الوصف والتحلیل لمناقشه الموضوع هادفًا الکشف عن معرفه الجوانب الاجتماعیه المکنونه فیها. سعى غولدمان فی طریقته النقدیه لإقامه علاقه ذات مغزى بین الشکل الأدبی وأهم جوانب الحیاه الاجتماعیه. ومن أهم النتائج التی توصلنا إلیها فی دراستنا هذه، أن الروائی أحمد خالد توفیق یبحث فی روایته عن سر تخلف المصریین وکیفیه مواجهتهم بالعلوم فی عصر تقدم العلوم البشریه ویعتقد أن أهم المشاکل الاجتماعیه فی الأریاف المصریه وهی القضایا المتعلقه بالفقر والعادات الخرافیه والحرمان من التعلیم. فعلی الرغم أن روایه أسطوره النداهه هی روایه خیالیه ولکن تعالج مشاکل المجتمع المصری الریفی فی التسعینات، بما فی ذلک وجود ظاهره الخرافه فی الأریاف المصریه، والفقر، والحرمان، ومخاوف تکنولوجیا، وما إلى ذلک وهذا ینطبق علیه الکثیر من المکونات وعناصر المنهج البنیوی التکوینی لغولدمان.
دیگری شدگی هویت در رمان نوجوان (مطالعه موردی: رمان چشم اسب اثر جمیله گوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۹شماره ۸۵
341 - 368
حوزههای تخصصی:
«هویت» پدیده ای است که در جریان مراودات اجتماعی و با ایجاد مرز میان خودی و بیگانه ساخته می شود. اهمیت این مفهوم در دوران نوجوانی ضرورت بازاندیشی آن را در عرصه ادبیات بیشتر می کند. رمان «چشم اسب» اثر جمیله گوین از جمله رمان هایی است که هویت سازی و هویت پذیری مهاجران را ترسیم می کند و با وام گیری از مفاهیم و ارزش های غربی و ترکیب آن با شاخص های هویتی شرق، فرهنگ بومی شرقی (هندی) را به چالش می کشد. در این مقاله به این پرسش پاسخ داده می شود که چگونه عناصر هویت ساز غرب، هویت فرد مهاجر را به چالش می کشد و تغییر می دهد و مؤلفه هایی چون دیگری بودن، دو زبانه بودن و... به چه میزان در هویت دهی آنان نقش دارد؛ بر همین اساس، روابط شخصیت های رمان چشم اسب به عنوان نماد و نماینده شرق و غرب و نیز تعلیق و تثبیت هویت آنان در فضای سلطه گرایانه غربی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد نویسنده در فرآیند شکل گیری هویت شخصیت های نوجوان داستان با ایجاد فضایی میانی، نگرش مرکززدایانه و مرکزگرایانه شرق و غرب نسبت به یکدیگر را تلفیق کرده و با خلق سوژه های پیوندی، تمایز و برتری غرب را به عنوان اصلی ثابت توجیه کرده و تابعیت و کمرنگ شدن هویت های بومی را راه ورود به سوی دنیای متمدن و جهانی شدن معرفی کرده است.