از جمله موجوداتی که در اساطیر، افسانه ها و حماسه های فارسی، گاهی همراه با قهرمان حماسی و در کنار او و گاهی نیز در تقابل با او به ایفای نقش می پردازند، «پری» و «زن جادو» هستند. در منظومه های حماسی پس از شاهنامه، گاه این دو با خویشکاری های خود در جایگاه پری، به عنوان ایزدبانوی زایش، برکت و باروری که بازتابی از کهن الگوی «آنیما» می تواند باشد و در نقش و سویة مثبت خود ظاهر می شوند و یاور و همراه قهرمان هستند، و گاهی نیز در نقش اهریمنی خود که بازتابی از سویة منفی «آنیما» می تواند باشد، همچون زن جادو و اغواگر نمود می یابند و نقش مخرّب و ویرانگری دارند و می کوشند با اغوای قهرمان و به دام انداختن او، مانع از رسیدن قهرمان به هدف های مورد نظرش شوند. در این مقاله، پس از بحث مختصری پیرامون «پری» و «زن جادو» کوشیدیم، نشان دهیم که در حماسه های ایرانی، پری همان زن جادو است که گفته شده بعد از دین آوری زرتشت و متأثر از اعتقادات و افکار زرتشتی، دچار دگردیسی شده، به شکل موجودی اهریمنی با خویشکاری های منفی درآمده است.
در این نوشته تلاش شده است به بخش هایی از اشکالات موجود در کتاب خردنامه، دوگانگی سبک نگارش کتاب که ظاهراً مربوط به قرن ششم است و هویت مؤلف آن نامشخص است، پاسخ داده شود. این پاسخ ها مبتنی بر استنباط های سبکی کتاب مذکور و شناسایی و معرفی زمان و موقعیت کسانی است که از ایشان در این کتاب نام برده شده است. برای شناسایی این افراد، از کتاب های تاریخی و منابع معتبر نزدیک به زمان تحریر خردنامه و نگارش رساله های پایانی این مجموعه استفاده شده است