ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۶۱.

ارزیابی انتقادی ترجمه استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن توسط مدل های هوش مصنوعی در پرتوی نظریه لیکاف، جانسون و نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
این پژوهش به ارزیابی انتقادی ترجمه ی استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم توسط مدل های هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چت جی پی تی) با تکیه بر نظریه ی استعاره ی مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و راهبردهای ترجمه ی نیومارک (1988) می پردازد. استعاره های نور و تاریکی، که نمایانگر مفاهیمی چون هدایت، ایمان، گمراهی، و کفر هستند، در آیات منتخب قرآن تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل های هوش مصنوعی عمدتاً از راهبرد بازتولید تحت اللفظی استعاره استفاده می کنند، اما در انتقال معانی عمیق و فرهنگی این استعاره ها، به ویژه برای مخاطبان ناآشنا با زمینه های مفهومی، الهی، معنوی و فرهنگی قرآن کریم، محدودیت دارند. فقدان توضیحات تکمیلی و ناتوانی در تبیین مفاهیم معنایی عمیق استعاره ها مانند «نور» به عنوان هدایت الهی و «ظلمات» به عنوان جهل و کفر، از چالش های اصلی این مدل هاست. پیشنهاد می شود با ادغام نظریه های شناختی و آموزش مدل ها با منابع تفسیری، و بهره گیری از راهبردهای تکمیلی نیومارک (مانند افزودن پاورقی)، کیفیت ترجمه های ماشینی بهبود یابد. این پژوهش بر پتانسیل هوش مصنوعی در ترجمه متون مقدس تأکید دارد، مشروط بر اینکه درک مفهومی و فرهنگی عمیق تری در مدل ها ایجاد شود.
۱۶۲.

تحلیل داستان خسرو و بهرام چوبین شاهنامه بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۷
الگوی مربع ایدئولوژیک یکی ازابداعات ون دایک در حوزه تحلیل گفتمان انتقادی است. براساس این الگو، نهادهای قدرت در مقام گروه خودی، از چهار اصل برای تحمیل ایدئولوژی و پوشاندن چهره حقیقت استفاده می کنند: بیان صفات مثبت گروه خودی، بیان صفات منفی گروه دیگری، تأکیدزدایی از صفات منفی خودی و تأکیدزدایی از صفات مثبت دیگری. در این پژوهش، روایت شاهنامه از داستان بهرام چوبین و خسرو پرویز با تأکید بر بخش مجادله کلامی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که گروه قدرت (خسرو) از تکنیک هایی مانند قیاس، سفسطه، طفره و ابهام، اغراق و نمایشی سازی و استعاره سازی برای خودنمودی مثبت و دیگرنمودی منفی بهره برده است. خسرو درمقام نماینده گروه فرادست با اتکا به عناصر سلطه گری ایدئولوژیک مانند نژاد و دین، بر نکات مثبت خود تأکید دارد و خطاهای خود را انکار می کند، ازسویی با برجسته سازی نکات منفی کارنامه بهرام، سعی در نادیده گرفتن شایستگی های او دارد. یافته ها نشان می دهد که تدوین گران اصلی این روایت با برجسته سازی صفات منفی بهرام ،کمرنگ سازی خطاهای خسرو، عدم رعایت نظام نوبت گیری در مکالمه و اختصاص فرصت دفاع بیشتر به خسرو، در پیشبرد داستان به نفع گروه قدرت کوشیده اند. فردوسی نیز در مقام روایتگر متأخر این داستان با تدوین گران اصلی همسوست.
۱۶۳.

پروین اعتصامی و بازآفرینی فابل های لافونتن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۳
از دوران مشروطه، با رونق گرفتن ترجمه آثار ادبی جهان به زبان فارسی، بخشی از ادبیات معاصر، تحت تأثیر ادبیات غرب و ترجمه‌های آن قرار گرفت؛ ازجمله بازآفرینی فابل‌ها یا افسانه‌های حیوانات سروده ژان دولافونتن (۱۶۲۱ - ۱۶۹۵م.) شاعر و نویسنده نام‌دار سده هفدهم میلادی فرانسه در بخش‌هایی از شعر این دوران، یعنی آثار بهار، پروین اعتصامی، ایرج میرزا و نسیم شمال. این مقاله، با روش تحلیلی، توصیفی و مطالعات تطبیقی و خوانش دقیق دیوان پروین و داستان‌های لافونتن، به این نتیجه رسیده است که به احتمال زیاد، پروین دست کم در ده حکایت خویش، تحت‌تأثیر برخی از داستان‌های لافونتن بوده است. دیگر اینکه به ترجمه و نقل ساده داستان‌ها بسنده نکرده و با دخل و تصرف هنرمندانه و خلاقانه در شخصیت‌ها، گفت‌وگوها و ماجراهای داستان و همچنین بسط و گسترش آن‌ها و افزودن اندرزهای زیبای اخلاقی، هم از نظر بلاغت و زیبایی‌شناسی، سطح حکایت‌ها را برکشیده و هم بعد تعلیمی و تأثیرگذاری آن‌ها را با هدف اقناع مخاطب تقویت کرده است. از نوآوری‌های پروین در بازآفرینی حکایات، می‌توان به این موارد اشاره کرد: ذوق مضمون‌یابی و پرورش درون‌مایه‌های داستانی؛ طبیعی جلوه دادن حوادث داستانی؛ خلق گفت‌وگوهای زنده و آموزنده شخصیت‌های داستان‌ها، گزینش وزن، واژگان و قافیه‌های مناسب با محتوا و مضمون شعر، طوری که بسیاری از آن‌ها ظرفیت ضرب المثل شدن را دارند؛ درآمیختن آن‌ها با نکته‌های ظریف اخلاقی با زیباترین تعابیر، تشبیهات و استعارات؛ بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی ازدواج و موازنه؛ تغییر دادن شخصیت‌های داستان، تغییر دادن درون‌مایه و گفتمان داستان و این‌که در برخی از حکایات مشابه، پیام شعر پروین، اخلاقی‌تر و آموزنده‌تر از حکایات لافونتن است.
۱۶۴.

بررسی تأثیر ذهنی و زبانی شاهنامه بر ادبیات مدحی دوره غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
دوره غزنوی و سلجوقی دوران رونق ادبیات مدحی است. از آنجا که هدف ادبیات مدحی خوشامد ممدوحان است انتظار می رود با وجود تعصبات دینی و پایبندی سخت به سیاست های بغداد و جو حاکم بر دربارها و نخبگان سیاست زده و اصالت نژادی حاکمان، اندیشگان و مفاهیم ایرانی-شاهنامه ای جایگاهی در ستایش ممدوحان نداشته باشد. با این وجود مضامین و زبان شعری قصاید مدحی بسیار متأثر از ذهنیت ایرانی و زبان شاهنامه ای است و این هم زمان با سرودن و رواج شاهنامه است. در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی تأثیر شاهنامه بر ذهنیت و زبان ادبیات مدحی با کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها کاویده شده است. از نتایج پژوهش برمی آید پندارهای عامه با تأثیر شگرف بر روح زمانه جهان اندیشگانی و دستگاه مفهومی دوره را متأثر ساخته و از این راه در مدایح شاهان وارد شده است و چون حاکمان ترک این سلسله ها در پی کسب مشروعیت مردمی بوده اند، این پیامد را مطلوب یافته و حمایت کرده اند.
۱۶۵.

تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمه ماجرایی که به طور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطه میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) می پردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقی می-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی می گردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمی توان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عمل می نماید براین اساس، شناخت، گونه ای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته می شد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق می یابد. شناخت دیگر نمی تواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفته پردازی، که تداعی گر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونه ای فشرده روایت می شود؛ اصل و منشأ این گونه روایی را بررسی می نماید. در این نوع گفته پردازی، داستان های طولانی، در ذهن شاعر ماده خام و ابزاری می شود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن می بایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهره گرفت.
۱۶۶.

سنت شفاهی و زبان؛ پژوهشی موردی بر روی گات ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۷
سنت شفاهی یکی از موضوعات مهمی است که از چند جنبه نیازمند بازنگری است. در این پژوهش با تکیه بر برخی منابع مهم انگلیسی عربی و فارسی، ابتدا نگاهی به سنت شفاهی در سایر فرهنگ ها داشته ایم؛ سپس به مقایسه آن با سنت شفاهی در ایران باستان پرداخته ایم. یکی از مهم ترین مبانی سنت شفاهی ارتباط مستقیم آن با تقدس کلام است که در این مقاله نمونه هایی از آن در میان اعراب قدیم و ایرانیان باستان تشریح شده است. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که؛ با نگاه به سنت شفاهی از منظر زبانی و کارکردِ ذهنِ انسانِ بدوی و با کندوکاو در سازوکار آن، می توان به رازورمزِ جهانِ بدوی راه یافت. به عنوان مثال یکی از مهمترین اسرار در بخش های کهن اوستا، ارتباط فرهنگ و سنت شفاهی با قالب سرودهای دینی و آئینی و به ویژه ستایش و پرستش خدایان است؛ به نحوی که می توان ادعا کرد ستایش خدایانِ باستان، ویژگیِ ذاتیِ سنت شفاهی در این دوره است. در نهایت با اینکه انسان امروزی از مرحله شفاهی به دنیای کتابت راه یافته است، همچنان جلوه هایی از این جهان بینی را می توان در آثاری چون گات ها مشاهده کرد.
۱۶۷.

بازخوانی تحلیلی مؤلفه های گروتسک در گزیده افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۳۶
گروتسک که از آن به عنوان طنز آمیخته یاد می شود، سبکی هنری و ادبی است که هنجارها و انتظارات مرسوم را به چالش می کشد و بسیاری از مرزها را جابه جا می کند. امروزه، این سبک از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که سعی می کند میان بسیاری از حوزه ها چون هنر، ادبیات، مذهب و موضوعات اجتماعی ارتباط برقرار کند و از این جهت که مشتمل بر عناصری چون اغراق، معما، طنز و درهم آمیختگی های صورت های انسانی و حیوانی است می تواند در قصه های عامیانه و افسانه های ایرانی نمودهای آشکاری داشته باشد. تأمل در تفاسیر گروتسکی می تواند ما را با تفسیرهایی بنیادین از افسانه ها آشنا کند که به طور طبیعی در ذهن ما حضور دارند و واکاوی لایه های زیرین محتوایی و سخن گفتن از آن ها به شناختی آگاهانه تر و منظر جذاب تری از این منابع اصیل فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو، این پژوهش به روش تحلیل کیفی مضمونی به بیان و توضیح برخی از کنش ها، اشخاص و ویژگی های افسانه های ایرانی که با مضامین گروتسکی شباهت دارند، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که گروتسک، به ویژه در بستر ادبیات عامیانه ایران، به اشکال گوناگون حضور دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و فرهنگی کارآیی مؤثری داشته باشد. برخی از این شباهت ها برخاسته از انگاره های مشترک ذهن انسان در همه دنیا و نحوه پردازش آن ها متناسب با خصایص فرهنگی سرزمین های مختلف است. با تأکید بر این نکته مهم که آنچه امروزه به عنوان گروتسک در جهان شناخته شده است، از قرن ها پیش در ادب عامه ایران حضوری پررنگ داشته است.
۱۶۸.

بررسی بازتاب فرهنگ هند و ایران در تزئینات لباس بانوان هند و بلوچ (مطالعه موردی: رودوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
ایران و هند دارای تاریخ و فرهنگی غنی در زمینه دوخت های سنتی هستند. این دو سرزمین در ادوار مختلف تاریخی با هم ارتباطاتی داشته و این موضوع باعث تأثیرپذیری آن ها از هم در هنرهای مختلف ازجمله گلدوزی شده است. شناسایی زری دوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچستان، دسته بندی نقوش، نحوه ترکیب بندی طرح ها، معرفی انواع تکنیک های دوخت و تأثیرپذیری فرهنگی این دو سرزمین در زمینه تزئینات پوشاک، از اهداف این پژوهش هستند. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تاریخی و تطبیقی درپی پاسخ به این پرسش هاست که برای تزئین لباس های تزئین شده هند و بنارسی دوزی های بلوچستان از چه تکنیک هایی استفاده شده است؟ ترکیب بندی نقوش در این رودوزی ها به چه صورت است؟ بین نقوش تزئینی کارشده روی این لباس ها چه اشتراکات و افتراقاتی موجود است؟ همچنین اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 8 نمونه از لباس های بانوان بلوچ و هند با رودوزی های لاکنو، دهلی، بنارس، گجرات هند، چابهار و کراچی بلوچستان است. نتایج نشانگر آن است که در این دو سرزمین، اشتراکات بسیاری در نقوش، تکنیک های دوخت، نحوه نقش پردازی و اجرای نقوش و همچنین مواد اولیه برای تزئین لباس بانوان وجود دارد. نقوش در هند در اکثر موارد دارای فلسفه و مفهوم اجتماعی، تاریخی، اعتقادی و اسطوره ای است؛ درحالی که در پوشاک بلوچستان، تزئینات فقط جنبه زیبایی داشته و مفهوم خاصی را حمل نمی کنند. نقوش هندسی و گیاهی، بالاترین کاربرد را در بلوچستان داشته؛ اما در هند علاوه بر آن، نقوش حیوانی و انسانی هم رایج است.  
۱۶۹.

گره گشایی از ترکیب ها و کنایه های مبهم با مرکزیت «پوستین»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
کنایه ها، عنصر خیالی مشترک بین زبان ادبی و زبان روزمره اند؛ طبیعی است با از میان رفتن زمینه های شکل گیری کنایه و فراموشی فلسفه ساخت آن ها، فهم برخی از کنایه ها دشوار می شود. کنایه هایی که پیرامون پوستین شکل گرفته اند از این دسته اند. در این پژوهش در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و انتقادی، برخی کنایه های مبهم شکل گرفته با مرکزیت پوستین در متون ادب فارسی واکاوی شده اند. گره گشایی از این کنایه ها در رفع ابهام برخی متون راهگشاست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بی دقتی در تصحیح متون، خوانش نادرست متون، رونویسی و تقلید فرهنگ ها و شرح ها از یکدیگر، بی دقتی در گزارش این کنایه ها در فرهنگ های لغت و توجه نکردن به حال وهوای متون در گزارش این کنایه ها، موجب ابهام آن ها و دریافت نکردن دقیق معنی متونی شده که از این کنایه ها بهره گرفته اند؛ بنابراین برای رفع این ابهام ها، بازنگری دقیق و علمی شرح ها و فرهنگ های لغت حتی لغت نامه ای چون دهخدا لازم و ضروری است. اکنون با توجه به تصحیح انتقادی بسیاری از متونی که منبع استخراج این کنایه ها هستند بخشی از راه های رفع ابهام از این کنایه ها هموار شده است. در نتیجه بایسته است با تکیه بر این متون، بازنگری جدی در معنای کنایه های موجود در مراجع و فرهنگ های لغت صورت گیرد.
۱۷۰.

ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهه ربات چت جی پی تی با سکوت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
هوش مصنوعی به ربات هایی گفته می شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می کوشد تا با ارائه مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به مثابه داده ورودی به ربات مدرن « چت جی پی تی »، به سنجش و مواجهه پردازش های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ربات چت جی پی تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده ها و دریافت این نکته که متن به حوزه عرفان مربوط است، می کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی که هوش مصنوعی به مرور خود را تقویت و ترمیم می کند، چندان دور نیست که به دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.
۱۷۱.

تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
۱۷۲.

La spatiotemporalité bachelardienne à travers L’Emploi du Temps de Michel Butor(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
Créant le cadre temporel des souvenirs vécus, l’espace joue un rôle fondamental dans notre vie quotidienne. Michel Butor, essayiste et nouveau romancier du XXe siècle, accorde une place privilégiée aux concepts de l'espace et du temps, deux éléments indispensables à la vie humaine et toujours en interaction. Ces deux facteurs s’influencent mutuellement; en se souvenant d’une période, l’homme se souvient d’un lieu et vice-versa. La problématique de cette recherche est de voir comment dans L'Emploi Du Temps de Michel Butor, le narrateur se familiarise avec un labyrinthe temporel sous l'influence du labyrinthe spatial, et comment les dimensions spatiotemporelles ont été mentionnées à travers cette œuvre et comment un journal intime donne naissance à une véritable exploration poétique et phénoménologique de l’existence. Notre objectif était l’analyse de la spatiotemporalité bachelardienne à travers cet ouvrage. La méthodologie de recherche est basée sur des analyses phénoménologiques et des recherches documentaires relatives à l’application de la théorie des dimensions spatio-temporelles de Gaston Bachelard sur L'Emploi Du Temps de Michel Butor, pour voir comment le narrateur perçoit, ressent et habite l’espace. Ainsi, nous avons pu démontrer à travers cet article que dans ce texte de Butor, le labyrinthe spatiotemporel se manifeste comme une construction à multiples niveaux ou facettes, où le temps et l’espace sont fluides et incertains, donnant naissance à une complication spatiotemporelle.
۱۷۳.

معرّفیِ دست نویسِ نویافته هزار حکایت صوفیان و مؤلّفِ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۴
کتاب هزار حکایت صوفیان بر اساسِ سه نسخه خطّی تصحیح و در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. نسخه خطّی چهارم آن نیز در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای معرّفی گردید. امّا تاکنون نام مؤلّف آن در پرده ابهام بوده است. در گفتار حاضر با شناسایی دست نویس دیگری از این کتاب، بعضی ابهامات مرتبط با این متن روشن می شود. نسخه نویافته هزار حکایت صوفیان در کتابخانه ملّی ملک با شماره ۱۰۴۴ محفوظ است که به خط نستعلیق است و احتمالاً در سده یازدهم هجری کتابت شده است. بنا بر این دست نویس، مؤلّف کتاب هزار حکایت صوفیان اسمعیل بن ابی منصور بن اسمعیل طوسی است که حداقل تا ۵۲۶ق زنده بوده است. کتاب هزار حکایت صوفیان به احتمال قوی در نیمه نخست قرن ششم در حدود سال های ۵۲۵ تا ۵۳۵ق تألیف شده است. همچنین بر این نکته تأکید می شود که نسخه های خطّی متأخّر ممکن است از روی نسخه های کهن و معتبری کتابت شده باشند و اطلاعاتی استثنائی در خود داشته باشند و ابهام ها یا افتادگی های نسخه های کهن را جبران و تکمیل کنند و ازاین رو استفاده از آن ها در تصحیح متون کارآمد و لازم است. در پایان، با توجّه به پیدا شدن دو نسخه خطّی دیگر از کتاب هزار حکایت صوفیان که هرکدام ویژگی ها و امتیازات خاصی دارند خصوصاً آنکه افتادگی ها و خطاهای متن چاپی را برطرف می کنند و نیز با روشن شدن نام مؤلّف آن، یادآوری می گردد که وقت آن فرارسیده است که این متن کهن ارزشمند بار دیگر تصحیح و چاپ و منتشر شود.
۱۷۴.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
۱۷۵.

When the Subaltern Speaks: Violence, Hybridity, and Decolonization in Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
This study examines Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972) as a speculative representation of colonialism and resistance. The novella portrays a brutal encounter between Terran colonizers and the indigenous Athsheans, where colonialist exploitation threatens their identity, culture, and peaceful nature. Although existing scholarship on Le Guin’s work has explored ecological and feminist dimensions, this paper fills a gap in knowledge by examining other aspects, namely, colonial violence, dehumanization, and the process of decolonization. Through thematic and close textual analysis and drawing on the decolonial thought of Aimé Césaire and Frantz Fanon, the postcolonial critique of Gayatri Spivak and Homi Bhabha, and Amílcar Cabral’s modes of resistance, this paper reflects on the traditional colonial dynamics to subvert its claim of progress and expose it as an enduring system of exploitation. It further examines resistance as a multi-layered phenomenon that both challenges and replicates colonial power dynamics. While portraying how hybrid identity enables new forms of agency within the process of decolonization, this paper contends that colonial domination goes beyond physical violence and oppression to encompass epistemic violence, cultural transformation, and deformed identity. Ultimately, it underscores the continuing relevance of Le Guin’s novella in critiquing imperial legacies through its imaginative futuristic context that transcends traditional colonial structures.
۱۷۶.

انعکاس آیین های سیاسی و اجتماعی ساسانیان در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۵
از بزرگ ترین و نیرومندترین حکومت های ایران، دوران طولانی مدتِ سلسله ساسانیان است که بعد از پنج و نیم قرن از پایان شاهنشاهی هخامنشیان، حکومت آنان با بر تخت نشستن اردشیر ساسانی آغاز شد. دولت ساسانیان، دوره برجسته و درخشانی را بر تاریخ ایرانیان افزود و فرهنگ سیاسی و اجتماعی پرباری را رقم زد که بسیاری از آن فرهنگ های سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران ماندگار شد. مهم ترین عاملِ پایداری حکومت این سلسله، رسمی کردن دین زرتشت و پیوند آن با سیاست بود که بسیاری از عوامل سیاسی و اجتماعی دیگر را تحت الشعاع قرار داد. از معتبرترین منابعی که می توان برای استخراج فرهنگ سیاسی و اجتماعی ساسانیان استفاده کرد، کتاب ارزشمندِ شاهنامه فردوسی است که این فرهنگ ها در آن بازتاب یافته است. این مقاله که بر پایه روش تحلیلی- توصیفی نگارش یافته، بر آن است تا برجسته ترین آیین های سیاسی و اجتماعی رایج در دوره ساسانی را از کتب تاریخی معتبر استخراج نماید و سپس انطباق آن ها را با شاهنامه فردوسی واکاوی نماید. نتایج پژوهش نشان می دهد که در فرهنگ سیاسی، پیوند دین و سیاست در مملکت داری، آیین تاج گذاری و بر تخت نشستن پادشاهان (عزل و نصب)، فرهنگ و آداب باریافتن به دربار پادشاه و در فرهنگ اجتماعی، آیین تولد کودک، آیین ازدواج، آیین تدفین و سوگواری از مهم ترین آیین های دوره ساسانیان به شمار می رود که در شاهنامه فردوسی نیز منعکس شده است.
۱۷۷.

شرح دشواری های چند بیت از اشعار انوری در فرهنگ زُبده الفواید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
علاقه مندی هندیان به زبان فارسی، تشویق شاهان ادب نواز هندوستان، گسترش سریع ادبیات فارسی در هند و حکومت برخی از خاندان های ایرانی نژاد در هند از جمله عواملی بود که موجب شد تا فرهنگ های فارسی منتشر شده در هند، بیش از هر منبعی با تکیه بر امهات متون ادب فارسی تدوین شوند و در نتیجه، بخش هایی از متون ادب فارسی در ضمن این فرهنگ ها مورد بررسی قرار گیرند. از جمله فرهنگ های معتبر و گمنام زبان فارسی، فرهنگ زبده الفواید است که با هدف کمک به فهم متون ادب فارسی تألیف شده است. شیرخان سُور در این فرهنگ در کنار ضبط لغت ها و معانی آنها، به گزارش دشواری های شعر فارسی نیز پرداخته است. از آنجاکه سهم ابیات دشوار توضیح داده شده از انوری در این فرهنگ برجسته است، در پژوهش حاضر به شیوه ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، به بررسی شرح دشواری های چند بیتی از اشعار انوری در این فرهنگ پرداخته شده است. توجه به ضبط ابیات انوری و ارائه نسخه بدل های ابیات، برگردان منثور ابیات انوری، توضیح لغات دشوار و گزارش دشواری های دیوان انوری، نقد نگاه شارحان اشعار انوری و بهره گیری از دیوان انوری به عنوان منبع استخراج مدخل ها، از جایگاه شعر انوری در تدوین این فرهنگ حکایت دارد. هرچند پیشگامی شیرخان سُور در شرح اشعار انوری و دوری او از خاستگاه اصلی زبان فارسی و کاربران آن و گاه بی دقتی های او و منابع مورد استفاده اش که غالباً منابع هندی هستند، رعایت جانب احتیاط را در بهره گیری از این فرهنگ ضروری می نماید اما بدون تردید در گره گشایی از مشکلات شعر انوری نمی توان از این فرهنگ بی نیاز شد.
۱۷۸.

تصحیح و توضیح ابیاتی از هفت پیکر نظامی گنجه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۴
به رغم کوشش هایی که در شرح و تصحیح منظومه هفت پیکر نظامی گنجه ای صورت گرفته است برخی ابیات این منظومه همچنان نیازمند شرح و توضیح یا بازبینی نسخه های کهن و تصحیح مجدد است. در این پژوهش برخی ابیات را براساس متن های چاپی و نسخه های موردِاستفاده مصححان هفت پیکر تصحیح کرده ایم اما در برخی موارد که ضبط نسخه یا نسخه ها براثرِ دستبرد یا خطای کاتبان از صورت یا معنای اصلی خود گشته یا نامفهوم شده باشد، از تصحیح قیاسی استفاده کرده ایم. غیر از تصحیح، به شرح و توضیح ابیات دشوار متن نیز پرداخته ایم. در این مقاله چهارده مورد از توضیحات اشتباه یا ناقص یا سهو و قصور مصحِّحان و شارحان هفت پیکر را بررسی کرده ایم. این موارد عبارت است از: آجرتراش (شاگرد، شاگرد بنا)، بدپسند (دارای وسواس)، با تو (نسبت به تو)، برون در (گورستان)، بیگانه (مویه گر)، پهلوی (سخنان ظریف و زیبا)، خَره (گِل)، دور هفت هزار (دور پایانی)، «راست خانه» (کسی که حیله و نیرنگ در خانه نداشته باشد)، راهداران (راهزنان)، زر زیاده (زر و پول نحس)، سه پایه تخت از نصرت زدن (دیگ بر سه پایه نهادن برای برافروختن آتش جهت پختن خوراکی جشن پیروزی)، سیب عاشقان (زنخدان معشوق)، گره گشودن (آفریدن). علاوه براین، اژدها صورت و بابلی خوردن را به ترتیب به اژدها صولت و بلبلی خوردن تصحیح کرده ایم.
۱۷۹.

حماسه های دینی و گفتمان فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
با این که پژوهشگران در تقسیم بندی های رایج خود حماسه ها را به سه زیرنوع ملی، تاریخی و دینی تقسیم می کنند، بررسی پژوهش های مبسوط محققان ایرانی در زمینه حماسه ها گویای آن است که حماسه های دینی و تاریخی کمتر از حماسه های ملی مورد توجه بوده و ویژگی های این آثار در ادبیات فارسی یا مغفول مانده یا تحت الشعاع شاهنامه پژوهی واقع شده است. بنابراین، شناخت ویژگی های متون حماسی دینی یا تاریخی برای تکمیل تحقیقاتی که منجر به ارزیابی دقیق آثار حماسی ایران و تطور آن شود، ضروری است. از این روی، نگارنده در این پژوهش کوشیده است تا سیر حماسه های دینی در ادبیات ایران را بر اساس نقش گفتمان های فرهنگی به اجمال بررسی کند، اگرچه دستیابی جامع به این امر نیازمند پژوهش های گسترده و مستمر است. بررسی حماسه های دینی در ادبیات ایران بیانگر آن است که روایات تاریخی و مستندات مذهبی همراه با عناصری از ادبیات شگرف در پیدایی این آثار نقش داشته و البته این نوع حماسه ها محدود به فرهنگ اسلامی نبوده، گرچه عمده آن ها به مذهب تشیّع تعلّق داشته است. درآمیختگی فرهنگی و هویت چندگانه در متن حماسه های دینی بسیار پررنگ است و پیوستگی روحی و اخلاقی ایرانیان را به فرهنگ ملی، باورهای دینی و آموزه های عرفانی به خوبی نشان می دهد.
۱۸۰.

نقد و بررسی مقالات تاریخ ادبیاتی منتشر شده در مجله جستارهای نوین ادبی از آغاز تا سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۷
پرسش اصلی مقاله آن است که مقالات تاریخ ادبیاتی در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد از آغاز انتشار (1344) تا سال 1403 چه وضعیتی دارند؟ برای یافتن پاسخ و بر اساس شیوه توصیفی – تحلیلی ابتدا به سراغ مدیریت مجله می رویم. مدیرمسئول، سردبیر و هیئت تحریریه سیاست گذاران مجله هستند و خط مشی مجله را تعیین می کنند. در بخش دوم، سعی کرده ایم دوره های انتشار مجله را بر اساس متغیرهای برون متنی و تغییرات درون نهادی تعیین کنیم. با اندکی اغماض می توان هر دهه از بازه زمانی مذکور را یک دوره قلمداد کرد. در این بخش نشان داده ایم که در هر دوره بسامد انتشار مقالات تاریخ ادبیاتی چگونه بوده است. مسأله بعدی رویکرد نویسندگان مقالات تاریخ ادبیاتی است. در بین مقالات هفت رویکرد اصلی سراغ جستیم: اسنادی‑توصیفی، اسنادی‑تحلیلی، تطبیقی، ژانری، تحلیل گفتمان، نظریه پردازی و تاریخ ادبیات دریافت. هم چنین به این پرسش هم پرداختیم که نویسندگان مقالات در چه زمینه هایی مباحث تاریخ ادبیاتی را مطرح کرده اند. بررسی ما نشان می دهد که آن ها نُه زمینه اصلی را برگزیده اند: زندگی نامه ای، حماسی، عرفانی، بررسی های برون متنی، گونه شناسی، تطبیقی، تذکره پژوهی، ادبیات معاصر، ادبیات عامیانه و نظریه پردازی. میزان توجه به این زمینه ها در دهه های موردبررسی پرسش نهایی مقاله است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان