ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۴۱ تا ۷٬۹۶۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۷۹۴۱.

خانه ای به وسعت شهر: بازتعریف فضاهای عمومی خانواده محور در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
فضاهای عمومی شهری، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه های جمعی و پیوند میان نسل ها هستند و می توانند نقشی بنیادین در بازتولید زیست خانوادگی و تحکیم روابط اجتماعی ایفا کنند. این فضاها نه تنها عرصه حضور افراد، بلکه صحنه تعامل میان ارزش ها، هویت ها و ساختارهای فرهنگی جامعه اند. در این میان، مفهوم «فضای عمومی خانواده محور» به عنوان رویکردی نو در پیوند خانه و شهر، هنوز در ادبیات علمی و سیاست گذاری شهری ایران جایگاه مشخصی ندارد و عمدتاً در قالب مفاهیمی چون «فضای شهری ایمن» یا «فضای اجتماعی مشارکتی» به صورت پراکنده مورد اشاره قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بازتعریف این مفهوم و تبیین ابعاد فرهنگی، نهادی و طراحی آن درزمینه اجتماعی تهران است. برای دستیابی به این هدف، مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از متخصصان و کنشگران کلیدی در حوزه های خانواده، جامعه شناسی شهری، شهرسازی، معماری و مدیریت شهری انجام شد. نتایج نشان می دهد که فضاهای عمومی تهران در وضع موجود، بیش از آنکه بر بنیان های انسانی و خانوادگی استوار باشند، بر منطق کالبدی، ترافیکی و عملکردی متکی اند. این امر سبب کاهش حس تعلق، کاهش فرصت تعاملات میان نسلی و گسست میان عرصه های زیست روزمره و حیات خانوادگی شده است. متخصصان بر ضرورت بازاندیشی در نقش فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعامل اجتماعی، امنیت روانی، نشاط جمعی و تقویت هویت خانوادگی تأکید داشتند. درنتیجه، چهارچوب مفهومی حاصل از این پژوهش، ادغام سه بُعد فرهنگی اجتماعی، طراحی فضایی و نهادی سیاستی را در بازآفرینی فضاهای عمومی خانواده محور پیشنهاد می کند؛ چهارچوبی که می تواند مبنایی نظری و اجرایی برای توسعه سیاست ها و برنامه های شهری در جهت ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی و بازتعریف رابطه خانواده و شهر در ایران معاصر فراهم آورد.
۷۹۴۲.

ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۷۵
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
۷۹۴۳.

منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
۷۹۴۴.

تحلیل طرح واره های گامبریچ در ادراک نقاشی های سالوادور دالی با تأکید بر توهم بصری و دید فریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۷
بیان مسئله: این پژوهش نحوه ادراک بیننده در آثار سالوادور دالی بر مبنای طرح واره ها و تصحیح آن ها با توجه به توهم های بصری و تکنیک های دیدفریبی مطالعه می کند. این مؤلفه ها از کتاب «هنر و وهم» ارنست گامبریچ انتخاب و تشریح شده اند. هدف پژوهش: در آثار دالی مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، از درک واقعیت فراتر رفته و با خلق عناصر نامتعارف، طرح واره ها را به چالش می کشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است: چگونه نقاشی های منتخب با به چالش کشیدن طرح واره ها براساس مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، ادراک مخاطب را رقم می زنند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، از تأکید گامبریچ بر نقش توهم و تکنیک های دیدفریبی در به چالش کشیدن طرح واره های ذهنی مخاطب استفاده شده است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پژوهش می کوشد با مطالعه پنج نقاشی از دهه 40 آثار این هنرمند، براساس هدف معین، نقش طرح واره در ادراک مخاطب را مشخص کند. نتیجه گیری: مطالعه آثار دهه 40 دالی در این مطالعه نشان داد مهم ترین ابزار او برای به چالش کشیدن طرح واره ها و ادراک مخاطب، مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی است. وی با استفاده از فریب دید، تصاویر دووجهی، انعکاس ها و تغییر شکل اشیا، دگردیسی ها، ادغام ها یا خلق ترکیب های خاص و نوآور، استفاده معمایی از سایه ها، زوایا و عمق های نامتعارف طرح واره های ذهنی بیننده را به چالش می کشد. او مخاطب را در مرز واقعیت و رؤیا گیر می اندازد. بر این اساس تلاش دالی، فراتر از بازی های ادراکی می رود. دالی از این تمهیدات برای تحریک قوه تخیل بیننده و چندگانگی معنایی، استفاده می کند؛ مخاطب را وامی دارد به طور فعال در فرایند درک اثر هنری و سپس معناکاوی آن شرکت کند. در نقاشی های دالی به کارگیری مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی با گذر زمان بیشتر می شود. هرچه زمان بیشتر می گذرد؛ این روش ها و تکنیک ها بیشتر در خدمت معنایابی قرار می گیرند.
۷۹۴۵.

آینده پژوهی انتقادی در بافت پیرامونی حرم های زیارتی: تحلیلی بر مبنای روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: امروزه شهرهای زیارتی به واسطه ی اقدامات ادواری توسط مدیریت شهری با هدف تأمین نیازهای پشتیبان زائران و گردشگران، دچار چالش هایی با دامنه ی فراگیر در ابعاد مختلف شهری هستند که مخدوش شدن هویت مذهبی-زیارتی آنها را در پی داشته است. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف واشکافی لایه های مختلف تأثیرگذار در مداخلات بافت پیرامون حرم های زیارتی، صورت پذیرفته است تا سناریوهای مرتبط با آینده های بدیل مداخلات مذکور را تبیین نماید. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ی مروری نظام مند کیفی با جهت گیری آینده پژوهانه است که با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی، انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، مشتمل بر 42 مطالعه ی داخلی و خارجی در بازه ی زمانی سال های 1376 تا 1404 (1997 تا 2025) است. یافته ها: تحلیل چهارلایه ای علی (لیتانی، علل سیستمی، گفتمانی و اسطوره ای)، پیشران های کلیدی را شناسایی و مبنای طراحی چهار سناریوی بدیل آینده قرار داد تا امکان تصویرسازی و ارائه ی سیاست های جایگزین در برنامه ریزی بافت پیرامون حرم های زیارتی را فراهم آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقابل گفتمان ها در لایه های عمیق تر تحلیل علی (اسطوره ای و گفتمانی) با غلبه ی گفتمان گردشگر محور و سلطه ی ایدئولوژی سکولار در کنار بی اعتنایی به گفتمان زیارت محور و با تأسی از استعاره ی «هم زیارت-هم سیاحت» و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در لایه ی میانی (ساختاری)، اصلی ترین ریشه های مسئله زایی مداخلات کنونی در بستر شهرهای زیارتی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و چارچوب بندی مجدد مسئله، به واکاوی گذشته، حال و عدم قطعیت های کلیدی آینده ی مداخلات در بافت پیرامون حرم های زیارتی پرداخت. پس از استخراج پیشرا ن های کلیدی در لایه های تحلیل علی و امتیازدهی آنها در ماتریس اثرگذاری-عدم قطعیت، دو عدم قطعیت کلیدی مشتمل بر «تقابل زیارت-گردشگری» و «نظام مدیریتی»، شناسایی گردید و در ادامه، چارچوبی به منظور تبیین چهار سناریوی بدیل با عناوین «حفظ قداست در چارچوب اقتدار»، «تلفیق معنویت و حکمرانی نوین»، «تجاری سازی اجباری» و «شهر جهانی زیارت» را فراهم نمود.
۷۹۴۶.

A Critical Review of the Registration Process of Architects - Its Highs and Lows (Case Study: Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
The practice of architecture worldwide is one of the most regulated. To become an Architect, one must undergo a rigorous process, first at an architecture school and then in real-life practice. This paper critically examines the architect registration process in Uganda, highlighting its highs and lows, and recommends what must be done to improve the process. Using the mixed-methods approach consisting of surveys, thematic analysis, and document reviews, the study assesses the individual experiences of graduate architects who have undergone this process. To ensure the validity and reliability of research tools, the questionnaire was reviewed by five experts with in-depth knowledge of the architectural registration process. The study acknowledges that compulsory placement of graduates under a registered architect is useful as it exposes the graduates to practical skills, which include management of projects, office management, communication, supervision skills, and legal compliance, which cannot be easily provided in architecture schools. However, the registration procedure is considered very rigid and outdated due to its long registration timelines, lack of communication, and failure to accommodate the views of the new specialties in the course. In conclusion, it is acknowledged that reform is necessary in the registration process, which will include digitizing the documentation and feedback process, as well as introducing a modular assessment method. It also calls for flexible mentorship models that are tailored to meet professional requirements.
۷۹۴۷.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۳
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۷۹۴۸.

سکوت پدیدارشناختی به مثابه میدان پدیداری سکونت در پدیدارشناسی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
بیان مسئله: در جهان پرسرعت و آشفته امروز، تجربه سکونت اصیل دشوار شده است. پدیدارشناسی می کوشد با نگاهی تازه به سکونت، آن را همچون شیوه ای از بودن در جهان بازفهم کند و در برابر این گسست بایستد. در این میان، «سکوت پدیدارشناختی» با آن که در اندیشه بسیاری از پدیدارشناسان حضوری ضمنی دارد، کمتر به صورت مستقیم در پیوند با سکونت بررسی شده و این در حالی است که این مفهوم می تواند به مثابه میدانی پدیداری برای نزدیک شدن به تجربه سکونت در معماری معاصر عمل کند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین و ارائه راهکارهای معمارانه برای تحقق سکونت پدیدارشناختی در معماری است؛ راهکاری که با اتکا به آرای اندیشمندان پدیدارشناس و از خلال مفهوم «سکوت پدیدارشناختی»، می کوشد راهی برای نزدیک شدن به تجربه اصیل سکونت در فضاهای معماری بگشاید. روش پژوهش: رویکرد روش پژوهش بر مبنای استدلال منطقی و تحلیل نظری است. در این راستا، با مطالعه متون مختلف حوزه پدیدارشناسی معماری، گزاره های کلیدی، استخراج شده و ازطریق قیاس مفهومی و تحلیل تطبیقی، در وهله اول رابطه میان سکوت و سکونت، شناسایی شده و در گام بعد راهکارهای معمارانه تقرب به سکونت از دریچه سکوت عرضه شده است. نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر آرای اندیشمندان پدیدارشناس و در راستای دستیابی به تجربه اصیل سکونت، سکوت پدیدارشناختی را به مثابه میدان پدیداری هستی (بافت حاضر تجربه، کلیتی زنده و اکنونی که پدیده در دل آن آشکار می شود) معرفی می کند؛ وضعیتی که می تواند شرایط پدیداری سکونت را فراهم سازد. در این راستا، پژوهش مجموعه ای از راه کارهای معمارانه را برای امکان بخشی به ایجاد چنین میدانی پیشنهاد می کند و آن ها را در شش دسته کلی سامان می دهد: 1. درآستانگی و فضاهای مرزی، 2. اپوخه و تقلیل فضایی، 3. بدویت فضایی، 4. بداهت و وانهادگی فضایی، 5. محصوریت و پناه مندی و 6. زمان مندی فضایی.
۷۹۴۹.

بررسی چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۸
بازآفرینی و طراحی بافت های فرسوده شهری، زمانی موفق خواهد بود که فرایند تصمیم سازی و مداخله، بر بستر مشارکت واقعی و اعتماد شهروندان شکل گیرد. در شهر تبریز، تجربه سال های گذشته نشان داده است که ضعف ساختارهای نهادی، پیچیدگی فرایندهای اداری و نبود ارتباط سازنده میان مدیریت شهری و ساکنان، مانع مشارکت مؤثر مردم در طرح های نوسازی شده و بسیاری از پروژه ها را با شکست یا کندی مواجه کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی وتحلیل چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده تبریز انجام شد و با بهره گیری از رویکردی آمیخته، تلاش کرد تصویری جامع از عوامل بازدارنده و مسیرهای بهبود مشارکت ارائه کند. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان، ۹ مضمون محوری را آشکار ساخت که عبارت اند از: ضعف ضوابط و مقررات حمایتی، ناکارآمدی ساختارهای نهادی، کمبود ظرفیت سازی اجتماعی، فقر سرمایه اجتماعی، ضعف فرایند اطلاع رسانی و آموزش، نبود سابقه مشارکت، ناکارآمدی نظام نظارت، پیچیدگی فرایندهای اداری و کم اعتمادی نسبت به مدیریت شهری. بخش کمی پژوهش نیز این مضامین را تأیید و نشان داد که مجموعه این عوامل، ادراک شهروندان از مشارکت را تضعیف می کند و احتمال همراهی آن ها در پروژه های بازسازی را کاهش می دهد. یافته ها نشان می دهد مهم ترین سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که مشارکت پایدار در بافت های فرسوده تنها زمانی امکان پذیر می شود که اصلاح نهادی، شفافیت فرایندها و بازسازی اعتماد اجتماعی هم زمان پیگیری شوند. بر این اساس، نتیجه تحقیق برای سه گروه بیشترین کاربرد را دارد: سیاست گذاران و مدیران شهری در تعریف ساختارهای مشارکتی جدید، طراحان و برنامه ریزان شهری در تدوین راهکارهای مبتنی بر همکاری مردمی و نهادهای محلی در تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندان. این پژوهش نشان می دهد هرگونه بازآفرینی مؤثر در تبریز بدون بازسازی رابطه مدیریت شهری و مردم، امکان تحقق نخواهد داشت.
۷۹۵۰.

جنسیت و ادراک امنیت در پارک های محلی (نمونه موردی: باغ فیض تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: امنیت فضاهای عمومی برای گروه های مختلف جامعه یکسان نیست. مطالعات نشان می دهند که زنان در این فضاها احساس ناامنی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. این تفاوت در ادراک امنیت می تواند بر نحوه استفاده از پارک ها و مشارکت اجتماعی تأثیر بگذارد. هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش جنسیت در تفاوت ادراک حس امنیت در پارک های محلی می پردازد. جنسیت در ارتباط با شش عامل کلیدی تعیین کننده احساس امنیت موردتوجه قرار گرفت تا مشخص شود کدامیک از این عوامل برای زنان اهمیت بیشتری دارد. روش شناسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۷۰ نفر از کاربران شش پارک محلی در محله باغ فیض تهران است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه شامل عوامل مؤثر بر ادراک امنیت پارک ها است: قابلیت رؤیت پذیری، نگهداری، پاکیزگی، حفاظت خارجی، سایر کاربران و امکانات حرکتی. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت های میان زنان و مردان تحلیل شد. یافته ها و بحث: زنان نسبت به مردان حساسیت بیشتری نسبت به عوامل شکل دهنده حس امنیت در پارک های محلی دارند و میانگین ادراک امنیت آن ها در اکثر عوامل بالاتر از مردان است. هشت عامل (روز روشن، نورپردازی مصنوعی، امکان دیده شدن و دیدن دیگران، گشت های پلیس، نظارت ویدیویی، وضعیت تجهیزات، مسیرهای پارک و حضور کاربران مزاحم) به عنوان مهم ترین عوامل امنیتی شناسایی شدند. تفاوت آماری در ادراک کلی امنیت بین زنان و مردان مشاهده نشد، اما تفاوت های معنادار جنسیتی در سطح عوامل خاص آشکار شد. همچنین، ویژگی های مکانی پارک ها، تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت زنان داشتند. نتیجه گیری: ادراک امنیت زنان در پارک های شهری تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل کالبدی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. امنیت موضوعی است که به عنوان ماهیتی چندبعدی و پیوسته باید موردتوجه طراحان و برنامه ریزان و مدیران شهری قرار داشته باشد.
۷۹۵۱.

تحلیل ساختاری-تفسیری شاخص های مسکن پایدار در محلات شهری (مطالعه موردی: محله ی سنگی-شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
مسکن پایدار یکی از مفاهیم بسیار مهم به منظور ارتقاء عدالت اجتماعی و محیطی و بهینه سازی مصرف انرژی است، که در ایران و به ویژه در شهر بوشهر، به طور جدی مورد بررسی و اجرا قرار نگرفته است. به این منظور این پژوهش با هدف شناسایی کلیدی ترین شاخص های مسکن پایدار در محله ی سنگی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از مدل سازی ساختاری تفسیری برای تحلیل و اولویت بندی روابط درونی شاخص ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به خدمات و مطلوبیت نما و فرم داخلی به عنوان مؤثرترین شاخص ها در ارتقای پایداری مسکن در محله ی سنگی شناسایی شده اند. همچنین شاخص های زیست محیطی و اجتماعی به طور همزمان و با تأثیر متقابل، بر موضوع موثر هستند. در نتیجه این پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری، مبنای ارزشمندی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت تدوین برنامه های جامع مسکن پایدار فراهم می آورد.
۷۹۵۲.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۷۹۵۳.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۷۹۵۴.

تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۸
تاب آوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری، نقش مهمی در مواجهه با بحران ها و نوسانات اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی، به صورت مطالعه موردی در شهر بروجرد انجام شده است. بروجرد با ویژگی های خاص فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی، بستری مناسب برای بررسی ظرفیت های حکمروایی هوشمند فراهم آورده است.این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی_کیفی) طراحی شده است. جامعه آماری شامل 380 نفر از شهروندان بروجردی بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. همچنین ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران شهری و صاحب نظران حوزه حکمرانی انجام گرفت. داده های کمی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.نتایج نشان داد که حکمروایی هوشمند شهری تأثیر مثبت و معناداری بر تاب آوری اجتماعی در بروجرد دارد (ضریب مسیر: ۰.۶۲). مؤلفه های مشارکت شهروندی (۰.۳۵)، شفافیت مدیریتی (۰.۲۸) و پاسخگویی نهادی (۰.۱۹) بیشترین نقش را در ارتقای ظرفیت اجتماعی ایفا کرده اند. فناوری های نوین شهری مانند سامانه های ارتباطی دیجیتال و ابزارهای تصمیم گیری الکترونیک نیز با ضریب ۰.۴۵ به عنوان عوامل تقویت کننده شناخته شدند.در بروجرد با وجود برخی محدودیت های زیرساختی، تمایل شهروندان به مشارکت الکترونیک رو به افزایش است. با این حال چالش هایی مانند ضعف پوشش اینترنت، مقاومت فرهنگی در برابر فناوری های نو و تمرکزگرایی در تصمیم گیری، مانع تحقق کامل حکمروایی هوشمند هستند. ترکیب راهبردهای حکمروایی مطلوب با فناوری های نوین، ظرفیت تاب آوری اجتماعی را تا ۳۵ درصد افزایش داده است.در پایان توسعه بسترهای مشارکت الکترونیک، استقرار سامانه های هوشمند مدیریت بحران و ارتقای پاسخگویی دیجیتال به عنوان راهکارهای عملیاتی برای شهر بروجرد پیشنهاد شده اند. این مطالعه الگویی تجربی برای هدایت سیاست گذاری شهری در مسیر تاب آوری، مشارکت محوری و پاسخگویی ارائه می دهد.
۷۹۵۵.

تبیین راهبردهای طراحی شهری به منظور ارتقای کیفیت پیاده مداری در فضاهای عمومی آب کنار؛ مورد مطالعه: نوار ساحلی شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
طراحی فضاهای شهری پیاده مدار به عنوان یکی از ارکان اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری شناخته می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پیاده مداری نوار ساحلی شهر بوشهر و بررسی تأثیر پنج عامل کلیدی (امنیت، دسترسی و اتصال، محیطی، اجتماعی فرهنگی و زیبایی شناسی) بر آن انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان ۲۰۰ نفر از شهروندان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری شدند و با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شدند. یافته های حاصل از آزمون تی حاکی از آن است که از نگاه شهروندان، اغلب شاخص ها در وضعیت مطلوب تا نسبتاً مطلوب قرار دارند که نشان دهنده رضایت نسبی آنان است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل اجتماعی فرهنگی و دسترسی و اتصال، بیشترین تأثیر را بر پیاده مداری دارند؛ درحالی که عوامل محیطی، امنیتی و زیبایی شناسی اگرچه تأثیر مثبت دارند، اما سهم کمتری در تبیین آن ایفا می کنند. بر این اساس، تقویت فضاهای اجتماعی و فرهنگی، بهبود زیرساخت های پیاده روی و حمل ونقل، افزایش امنیت و نورپردازی، توسعه فضای سبز و ارتقای زیبایی شناسی محیط می تواند به افزایش پیاده مداری در این محدوده کمک شایانی کند. این یافته ها می تواند راهنمای عملی ارزشمندی برای برنامه ریزان و طراحان شهری در جهت بهبود کیفیت فضاهای عمومی نوار ساحلی بوشهر و شهرهای مشابه باشد.
۷۹۵۶.

بازآفرینی امید اجتماعی در فضای شهری با استفاده از فرهنگ و هنر با رویکرد حس مکان، نمونه مورد مطالعه: شهرهای اصفهان و رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۵
تقویت حس مشارکت و فعالیت اجتماعی در فضای شهری می تواند زمینه ساز توسعه و پیشرفت کشور باشد. این اصل مورد توجه است که افزایش حس امیدواری شهروندان، تقویت امید اجتماعی در ایران را به همراه دارد. هدف این تحقیق شناخت امید اجتماعی و چگونگی بازآفرینی آن در فضای شهری با استفاده از فرهنگ و هنر با رویکرد حس مکان است. پرسش اصلی تحقیق پیش رو این است که چگونه می توان در فضای شهری، امیدواری را از طریق حس مکان تقویت کرد؟ روش تحقیق، توصیفی _ تحلیلی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و تجزیه تحلیل داده ها کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه زمینه ای صورت گرفته است. براساس این نمونه گیری کیفی_هدفمند، بیست نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر اصفهان و رشت در این مصاحبه نیمه ساختار یافته شرکت کرده و درک و تفسیر خود را در مورد امید اجتماعی و حس مکان شرح داده اند. یافته های این پژوهش شامل ارتباط امیدواری در فضای شهری با شش مقوله اصلی خاطره داشتن، پیشینه، میل به سرزندگی، تعامل داشتن ، فرهنگ سازی و زیباسازی است. مقوله هسته این مطالعه فرهنگ و هنر است که سایر مقولات را نیز در بر می گیرد.
۷۹۵۷.

ارزیابی قانون به مثابۀ ابزار حکمروایی در سکونتگاه های غیر رسمی (نمونۀ مطالعه: کمپ بی سربندر- بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۹۲
سکونتگاه های غیررسمی، حلبی آبادها، زورآبادها، گودنشین ها، حاشیه نشینی، بخشی از بافت های مسئله دار و فرسوده ایران را شکل داده اند. بخشی از شهر که دارای معضلاتی همچون مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی است که به نوعی فقر شهری را به نمایش می گذارد. ایجاد این سکونتگاه ها که از معضلات مدیریت شهری نیز محسوب می شوند، علل گوناگون دارد و همین امر آن ها را به مسائل چندبعدیِ بغرنج تبدیل کرده است. اما یکی از مهم ترین علل مسبب آن، به مدیریت کشور بر می گردد. حکمرانی کشور به ویژه در بخش اقتصاد، در ایجاد، تداوم و یا حل این معضل شهری بسیار موثر است. بنابراین ابزار حکمرانی یعنی «قانون» می تواند بسیار موثر باشد لذا در این پژوهش با روش جمع آوری اطلاعات و اسناد کتابخانه ای و روش پژوهش، تحلیل آن ها در ترکیب با مصاحبه کارشناسان و مردم در بازدید میدانی، به دنبال بررسی علل مرتبط با این معضل ایجاد شده در دل قوانین هستیم. بنا بر یافته های این پژوهش، ابزار قانون به عنوان یکی از علل اساسی نیز باعث ایجاد و یا تشدید سکونتگاه های غیررسمی در موضع ایجاد، تشدید و تداوم، و راه برون رفت آن شده است. بنابراین با شناخت خلاءهای قانونی و تنقیح آن می توان گام موثری در راه حل معضل سکونتگاه های غیررسمی برداشت.
۷۹۵۸.

تبیین مؤلفه های طراحی چندحسی در فضاهای آموزشی مدارس با رویکرد ارتقاء یادگیری و تقویت تعاملات بین نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فضاهای آموزشی چندحسی در ارتقای کیفیت تجربه های یادگیری و تقویت پیوندهای بین نسلی در بستر مدارس صورت گرفته است. با توجه به اهمیت فزاینده طراحی محیط های یادگیری در شکل دهی به تجربه های آموزشی معنادار، عمیق و پایدار، این مطالعه با رویکردی میان رشته ای تلاش دارد تا ظرفیت های فضاهای چندحسی را به مثابه بسترهایی اجتماعی برای تسهیل، گسترش و تعمیق تعامل میان نسل ها بررسی نماید. روش تحقیق از نوع کمی و کیفی توامان بوده است که در ابتدا از روش توصیفی–تحلیلی و پس رویدادی بوده که بر مبنای مرور نظام مند ادبیات نظری، تحلیل محتوای پژوهش های پیشین و بررسی مطالعات موردی معتبر در خصوص متغیرهای پژوهش انجام شده است. در ادامه، مولفه ها با بهره گیری از مدلسازی معادلات ساختاری، ارتباط میان مؤلفه های پنهان از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد آزمون قرار گرفت و مدل مفهومی نهایی در دو سطح اندازه گیری و ساختاری تدوین گردید. نتایج نشان داد که طراحی فضاهایی که هم زمان حس های دیداری، شنیداری، بساوایی و حرکتی را فعال می کنند، نه تنها موجب افزایش انگیزش، تعامل و مشارکت در فرآیند یادگیری می شوند، بلکه بستر مناسبی برای شکل گیری روابط میان نسلی و انتقال دانش، تجربه و ارزش های فرهنگی میان گروه های سنی مختلف فراهم می سازند. در بافت های فرهنگی-اجتماعی دارای ساختارهای سنتی، این مسئله اهمیتی دوچندان می یابد. بر این اساس، توجه سیاست گذاران، طراحان و برنامه ریزان آموزشی به این موضوع، ضروری است.
۷۹۵۹.

تحلیل ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت شهری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۷
حکمرانی شهری با سیاست های کارآمد می تواند کیفیت زندگی را ارتقا دهد، میراث فرهنگی را حفظ کند و با توسعه فضاهای عمومی، هویت و حس تعلق شهری را تقویت سازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و استخراج ابعاد و شاخص های حکمرانی شهری مؤثر بر هویت بخشی به شهرها با بهره گیری از روش فراترکیب است. در این راستا، تحلیل محتوای کیفی ۳۸ مقاله علمی پژوهشی داخلی (۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳) و خارجی (۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴) انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد جامعه شناختی و بوم شناختی بیشترین فراوانی را در میان مطالعات داشته اند. همچنین، شاخص های مدیریت و برنامه ریزی فضایی و مشارکت شهروندان به عنوان پرتکرارترین مؤلفه ها در هویت بخشی شهری شناسایی شدند. با وجود تنوع مفاهیم و شاخص ها، فقدان یک چارچوب ارزیابی یکپارچه برای سنجش نقش حکمرانی شهری در هویت بخشی، یک چالش مهم و در عین حال فرصتی پژوهشی برای مطالعات آینده محسوب می شود. از این رو، شناسایی اقدامات کلیدی برای تقویت هویت شهری در چارچوب حکمرانی، ضرورتی انکارناپذیر است.
۷۹۶۰.

درخت آیینی در منظر منسوب به انسان مقدس؛ دگردیسی اسطوره همزادی انسان و درخت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۶
قرائت منظر ارتباط زیادی با درک نظام نشانه ای آن دارد. این پژوهش به بررسی نسبت نمادین انسان مقدس و درخت آیینی در منظرهای منسوب به انسان مقدس در ایران می پردازد. پرسش اصلی پژوهش، چرایی و چگونگی استمرار و دگردیسی این نسبت، از ریشه های اسطوره ای پیش از اسلام تا دوران پس از اسلام است. این تحقیق، با بهره گیری از یک چارچوب نظری سه سطحی، از مطالعات کتابخانه ای برای کاوش داده ها شامل متون تاریخی، دینی، ادبی، سفرنامه ها و تفسیر و تحلیل محتوا استفاده کرده و در سه مکان نمونه (امامزاده صالح، قدمگاه نیشابور و امامزاده رودبند) به مشاهدات میدانی پرداخته است. نتایج نشان می دهند که درخت در این منظرها، تنها یک عنصر طبیعی نیست، بلکه حامل حافظه جمعی، نماد قدسی و همزادی برای انسان مقدس است. در دوره پیش از اسلام، درخت نماد هستی جمعی، فرّه ایزدی و خاستگاه انسان بود و در روایت های اسطوره ای جایگاه محوری داشت. با ورود اسلام، این رابطه دچار دگردیسی شد و انسان مقدس محور قرار گرفت و جایگاه درخت بر پایه شباهت اسطوره ای به انسان مقدس و تفسیر «شجره طیبه» به عنوان نماد «انسان کامل» بازتعریف شد. توجه به ابعاد نمادین، آیینی و فضایی حاصل از این دگردیسی، نقش مهمی در استمرار و فعال نگه داشتن این منظرهای چندلایه در همراهی با رویکردهای معاصر در معماری منظر دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان