فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
هویت شهر سال دهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۸
41 - 52
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به ساختمان های ساخته شده در کشور به جز پاره ای ارزش های محتوائی و اقتصادی به نظر می رسد در دیگر مؤلفه ها، کیفیت معماری در مقابل کمیت ساخت و ساز دارای نقصان است. مفاهیمی از قبیل «ارزیابی بعد از بهره برداری» در امر ساختمان موضوعاتی بیگانه در اذهان عمومی جامعه محسوب می شوند. در نتیجه اغلب ساختمان ها دارای ایراداتی هستند که نسل به نسل تکرار می شوند. از آنجایی که یکی از راهکارهای بهبود سطح کیفی هر پدیده ای کنترل کیفیت آن از طریق ارزیابی است، در امر معماری نیز ارزیابی وسیله ای برای کنترل و بررسی های مدیریتی می باشد. تمرکز این تحقیق بر «ارزیابی بعد از بهره برداری» می باشد، لذا سعی شده تا مراحل و روش های متناسب با این ارزیابی معرفی گردد. روش تحقیق در این مقاله روش کیفی «استدلال منطقی» است. دستاورد این تحقیق دستورالعملی است که می توان بر اساس آن الگوی «ارزیابی بعد از بهره برداری» را بر مبنای موضوع «فرایند»، «نمایش کارکردی» و «نمایش تکنیکی» بررسی نمود.
نقش شناخت معمار از کاربر در هویت بخشی به طرح های مسکن روستایی؛ بررسی موردی: معماری روستایی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۶
85 - 102
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار ابتد ا به شناخت و بررسی تناقض های به وجود آمد ه ناشی از تفاوت ذهنیت طرّاح و کاربر در مسکن روستایی پرد اخته شد ه که متولیان حوزه معماری برای روستاییان طرّاحی و اجرا کرد ه اند. در این کار ابتد ا با رجوع به ادبیات موضوع به طور عام در جهان و به طور خاص در روستاهای ایران در قالب مصد اق های واقعی، تناقض های مذکور مورد بررسی اجمالی واقع شد ه و در اد امه روشی برای نزد یک کردن ذهنیات کاربر و طرّاح در مورد محیط مطلوب براساس پژوهش عملی پیشنهاد شد ه است. این روش در محیط روستایی ایلام اجرا و نتایج آن ارائه گرد ید ه است. براساس یک مد ل سه محوری (با محورهای زمان تجربه، تجربه انسان، تجربه کنند ه) از عوامل هویت بخش، چارچوب مطالعه در 32 جزء، معین شد ه و برای بررسی هر یک از این اجزاء سه حالت در نظر گرفته شد ه است: اول، عوامل مطلق کالبد ی؛ دوم، عوامل شکل گرفته میان کالبد و زمینه اجتماعی-رفتاری؛ و سوم، عوامل مطلق اجتماعی-رفتاری که حالت سوم به صورت خاطره جمعی با کالبد نسبت پید ا می کند. یک حالت از روند مورد بحث در تغییرات انجام شد ه توسط کاربران در مسکن مهندسی ساز روستایی مطالعه گرد ید ه و عوامل هویت بخش از آن استخراج و معرفی شد ه است. ابعاد پنجره و موقعیت استقرار آن نسبت به کف و سقف از نمونه های عوامل هویتی کشف شد ه است.
اصول طراحی مصنوعات د اخلی با هدف کاهش مد اخلات در زمینه بازتعریف نمایش موقت آثار معاصر در بناهای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۶
123 - 146
حوزههای تخصصی:
نمایش موقت آثار معاصر در بنای تاریخی، همچون هر طرح د اخلی د یگری، نسبت میان موضوع یا اثر مورد نمایش و زمینه طرح است. پارامترهای مهم در این نسبت عبارتند از: محدود یت مد اخله در زمینه، تحد ید فضا و تکیه بر عناصر معماری د اخلی. ساماند هی و عرضه کردن آثار در هر نوع بنایی به این عوامل بستگی مستقیم د ارد و درخصوص بنای تاریخی این امر حساسیت بیشتری خواهد یافت زیرا بحثِ میزان مد اخله به منظور حفظ ارزش های بنا و نمایش آن نیز اضافه می شود. از این رو پرسش اصلی مقاله بر این محور قرار گرفت که چگونه می توان در یک بنای تاریخی با کمترین مد اخله، امکان نمایش موقت آثار معاصر را با تکیه بر قابلیت های مصنوعات میسر نمود؟ پاسخ د ادن به این پرسش در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست، به تحلیل مفاهیم و روش های موجود در میان نمونه های مورد ی با هدف مشخص کردن ویژگی مصنوعات در وضع موجود پرد اخته شد. مرحله دوم به یافتن ویژگی و قابلیت مصنوعات در امر نمایش آثار، برپایه یک مد ل مفهومی از قابلیت مصنوعات، با هدف یافتن چیستی مصنوعات در این محدود ه از نمایش معطوف گرد ید. مرحله سوم درخصوص یافتن شیوه ای در مفاهیم ساخت به منظور پیاد ه سازی این مصنوعات و تبد یل مد ل مفهومی به مد لی عینی، به شرح جایگاه معماری مصنوع و بازتعریف آن اختصاص پید ا کرد. درنهایت، برپایه نتایج این روند، مصنوعاتی پیشنهاد د اد ه شد که هنگام نمایش اثر به جای مد اخله در زمینه، با طبیعتی انطباقی، موجب حفظ ارزش در بنای تاریخی می شود. بر این اساس تعریف مجدد ی از امر طراحی نمایش موقت آثار معاصر در بناهای تاریخی حاصل شد.
Isfahan’s Organic and Planned Form of Urban Greenways in Safavid Period(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper reviews the experience of Persian designers and planners for creating the most livable and greenery capital city in the hole region of Middle East throughout the 17th Century. New concepts of urban green development emerged in that time. Some of these ideas where extremely creative and vanguard from there era and still some of them are the main theoretical basics of urban green planning in the modern world. This paper focuses on Isfahan’s greenway planning ideas and discusses how the city transformed to a sustainable city in Safavid period. The discussion is based on the combination of the organic and planned forms of greenway design, which was unique by that time and made the garden city of Isfahan. The Maddies1, which are the branches of water derived from the river and flowed inside the urban context, are studied as the bases of organic greenway and the Charbagh2 and Naghshe-Jahan Square are investigated as the planned green developments.
تأملی بر مفهوم ساختار و چگونگی شناسایی آن در شهر ایرانی پیش از دوران مدرن
حوزههای تخصصی:
ساختار واژه ای پیچیده است که با معانی مختلفی به کار می رود. در این مقاله تلاش شده با بررسی ریشه شناختی و تاریخ تحول مفهوم ساختار، معانی و کاربردهای آن در حوزه مطالعات شهری شناسایی و بر اساس آن در چگونگی شناسایی ساختار شهر ایرانی در پیش از دوره مدرن بحث شده و نمونه ای از کاربرد آن در شناسایی ساختار اصلی شهر تهران در درون حصار طهماسبی نشان داده شود. این بررسی نشان می دهد که در معماری و شهرسازی زیست همزمان ساختار با معانی مختلف، سبب چندگانگی مفهوم آن شده است؛ هرچند معماران و شهرسازان مدرن آن را چنان به کار می برند که به نظر می رسد دلالت بر چیزی می کند. چنین چیزی در مطالعات مربوط به ساختار کالبدی فضایی و به ویژه در قالب مفهوم ساختار اصلی شهر در سالیان گذشته مورد نظر بوده و هست. چنین ساختاری نه تنها در شهر معاصر بلکه در شهرهای پیش از دوران مدرن ایران نیز جستجو شده است. شناسایی چنین ساختاری با استفاده از تحلیل ساختار فضایی که ترکیبی از رویکردهای گونه شناسانه، ریخت شناسانه و معناشناسانه است و مفاهیم مختلف ساختار را(چنان که در حوزه های مختلف مطرح شده) در خود می گنجاند می تواند بخش اصلی شهر را معین سازد که شالوده نمادین و بخش پایدار آن را تشکیل داده و بخش های دیگر شهر از آن تبعیت می کنند و به این ترتیب شکل شهر را مشخص کند. چنین رویکردی نشان می دهد که صورت ثابت ساختار اصلی شهر ایرانی اسلامی(چنان که در مطالعات پیشین مطرح شده)، واقعیت ساختار شهر ایرانی را در همه دوره ها و به ویژه دوره های متأخر(صفویه و قاجاریه) نشان نمی دهد. ضمناً در ترکیب تحلیل فضایی با ساختار معنایی می توان ساختارهای دیگری را در شهر ایرانی قبل از دوره مدرن جستجو کرد که متمایز از ساختار اصلی آن است.
مقایسه تطبیقی دو نمونه دیدگاه کل نگر پیش و پس از دوره مدرن در معماری: نگاه طبایعی (بر مبنای طبیعیات) و نظریه سالینگروس (بر مبنای فیزیک نوین و ریاضی)
حوزههای تخصصی:
کل نگری جدید رویکردی است که با مشخص شدن ضعف های دیدگاه جزءنگر در تبیین مکانیکی جهان و با هدف برطرف کردن این نقاط ضعف به وجود آمده است. کل نگری جدید و کل نگری قدیم عموماً دارای صفات یکسان شناخته می شوند اما پرسش اصلی این تحقیق آن است که معماری مبتنی بر نگاه های کل نگر جدید و قدیم چه مشابهت ها و چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند و میزان هم نوایی آنها تا چه اندازه است؟ فرضیه پژوهش حاضر بر این استوار است که اگرچه دیدگاه های کل نگر جدید و قدیم مشابهت هایی با یکدیگر دارند اما به نظر می رسد دقیقاً یکی نیستند و به همین سبب معماری مبتنی بر آنها نیز متفاوت خواهد بود. این پژوهش با هدف روشن کردن نسبت کل نگری جدید با کل نگری قدیم انجام یافته است. مقایسه ی تطبیقی دو دیدگاه پس از استخراج محورها به کمک تحلیل مضمونی و روش دلفی، با استدلال منطقی صورت گرفته و مقایسه در سه بخش مبادی، عمل و ارتباط اندیشه و عمل انجام شده است. این سه محور سطح نظری، سطح میانی و سطح کاربردی را در نمونه ای از نگاه های کل نگر جدید و نمونه ای از نگاه های کل نگر پیش از مدرن مقایسه می کند. در سطح عملی (کاربردی) نگاه طبایعی و نتایج آن در معماری (به عنوان نمونه ای از اندیشه های کل نگر پیش از دوره ی مدرن) در کنار نظریه ی سالینگروس (به همراه ریشه های آن در فیزیک نوین) از سهم نظرِ ارتباط درونی اجزای معماری، ارتباط معماری و محیط و ارتباط معماری و انسان با یکدیگر مقایسه شده اند. نتیجه به دست آمده نشانگر این امر است که کل نگری جدید بیش از آنکه هم نوا با کل نگری قدیم باشد، سنتی برآمده از جزءنگری مدرن است. نگاه طبایعی به عنوان یکی از دیدگاه های کل نگر قدیم برای مواردی که در ظاهر ارتباطی باهم ندارند، راهکار یکسانی ارائه می دهد. در حقیقت می توان نگاه طبایعی را شکلی تکمیل شده از «نظریه ای برای همه چیز» دانست که فیلسوفان کل نگر جدید آرزوی دستیابی به آن را دارند.
تحلیل کیفیت باز آفرینی فضا عمومی شهری برمبنای رضایتمندی کاربران فضا (نمونه موردی میدان منیریه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باز آفرینی میدان به عنوان یک فضای عمومی می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. یکی از مسائل اصلی که در این میان وجود دارد، تغییر فضای بوجود آمده در میدان، به واسطه ی تخریب و اجرای عملیات عمرانی و بازآفرینی مجدد میدان می باشد که فضای بوجود آمده جدید تا چه حد نیازهای کاربران فضا را در ابعاد مختلف شامل ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی، دسترسی و غیره فراهم می کند .فرضیه و سوال تحقیق پیشرو می تواند به این موضوع بپردازد که، فضای ایجاد شده یا باز آفرین شده تا چه حد رضایت کاربران فضا را به همراه داشته است و توانسته کیفیت فضا را ارتقاء دهد؟ هدف تحقیق حاضر بررسی رضایتمندی کاربران فضا از بازآفرینی فضای عمومی شهری به مرکزیت میدان منیریه است. رویکرد حاکم بر این پژوهش روش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه می باشد. علاوه بر این، به منظور تقویت پایه های نظری و دقت در گردآوری اطلاعات از روش های مطالعه اسناد و مدارک، نیز استفاده شده است. برای سنجش روایی از روش روایی صوری و برای آزمودن پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. میدان منیریه که به عنوان نمونه موردی درنظر گرفته می شود، یک فضای عمومی شهری می باشد، که به دلیل قرار گیری در مرکز شهر تهران و نزدیکی به بازار، از نظر ارتباطی و هم از نظر فعالیت ها و مشاغل جایگاه خاصی را دارد. از طرفی هم علاوه بر ساکنین محدوده، پذیرای تعداد زیادی افراد از بیرون به درون محدوده می باشد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد که، متغییرهای مستقل به طور کلی حدود 43 درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین می کنند. به طوری که، نفوذپذیری به میزان 43 درصد، ادراک شخصی به میزان 32 درصد، غنا به میزان 30 درصد، تنوع به میزان 22 درصد، خوانایی به میزان 21 درصد، رونق و وسعت به میزان 15 درصد و مقتضیات بصری به میزان 14 درصد تاثیر داشته اند. بنابراین نتایج تحقیق بیانگر این است که، کاربران از فضای ایجاد شده به نسبت زیاد و خیلی زیاد رضایت دارند. بجز متغییر غنا که در بررسی نظرات کاربران فضا نشان داد با افزایش غنا، رضایتمندی کاربران از فضا کاسته می شود، با افزایش متغییرهای دیگر شاهد افزایش رضایتمندی کاربران از فضای عمومی بازآفرینی شده میدان منیریه تهران خواهیم بود.
ارسی، راهکاری برای کنترل نور روز نمونه های موردی: خانه های دورهِ ی قاجار در قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به این که افراد درصد قابل توجهی از ساعات روز را در ساختمان ها و محیط های مصنوع می گذرانند، تأمین نور طبیعی در این فضاها ضروری است. از طرفی باید دقت شود تابش خورشید می تواند منجر به ورود گرما به این فضاها گشته و بار سرمایشی در فصول گرم را افزایش دهد. همچنین تابش زیاد ممکن است موجب چشم زدگی شود . از این رو یکی از این راه کارهای معماری ایران برای این مسئله تعبیه ی ارسی با بهره مندی از شیشه های رنگی و ساده می باشد . در پژوهش حاضر دوازده نمونه از ارسی های به کار رفته در پنج خانه ی متعلق به دوره ی قاجار در شهر قزوین به عنوان نمونه های موردی مشخص شدند. از طریق شبیه سازی رایانه ایِ هر یک از این ارسی ها به وسیله ی نرم افزار اتوکد، درصد استفاده از هر رنگ از شیشه ه ا در آن ها مشخص شد. همچنین با استفاده از دستگاه اسپکتروفوتومتر طیف نور عبوری در 5 نمونه از شیشه های رنگی مختلف متعلق به دوره ی قاجار به دست آمد. با استفاده از این داده ها، طیف عبوری از هر ارسی نیز مشخص شد و با چند نمونه از شیشه های امروزی و همچنین با طول موج حساس برای چشم انسان، مقایسه گردید. در این مرحله مشخص شد که ارسی های مورد بررسی، از لحاظ عبور نور مناسب برای چشم انسان، وضعیتی مطلوب داشته و حتی در برخی موارد از نمونه های امروزی نیز وضعیت بهتری دارند. همچنین درصد انرژی عبوری از ارس یهای مختلف به طور تقریبی به دست آمد و ضمن مقایسه ی ارسی ها با یک دیگر، مشخص شد که 28 تا 52 درصد از انرژی تابشی خورشید در ناحیه ی مرئی توسط این ارسی ها جذب یا بازتابیده شده و به طور مستقیم وارد فضاهای داخلی نمی شود که این میزان با توجه به اقلیم قزوین، مقداری قابل قبول است.
روح شهر باز تعریفی از شهر، فضا، فضای شهری و تعیین شاخص های روحبخش
حوزههای تخصصی:
شهرها از چند هزار سال پیش در تولد و توسعه تابع عوامل پنج گانه؛ جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوده اند و روابط این عوامل با شهر بوده که انتظار از شهرها و تعاریف از آنها را رقم زده است. در بررسی تعاریف مختلف ارائه شده از شهر در گذر زمان شاهد یک تغییر عمده نگرش در تعریف شهر از جنبه های اقتصادی و سیاسی به فرهنگی و اجتماعی هستیم. مروری بر تعاریف فضا و فضای شهری این پدیده را محمل مجموعه روابط متعددی می داند که در مسیر توسعه و تکامل شهرها تکثر، تنوع و تغییر یافته اند. در این میان میزان و کیفیت رابطه انسان با خود و دیگران و انسان با محیط مجموعه ای است که شهرهای جدید و پس از مدرن به غنای آن، تعریف و ارزیابی می شوند. شهر پویا، شهر سرزنده و شهر با روح عباراتی است که بعضاً بکار گرفته شده اند و حامل پیام هایی از زنده بودن شهر نه صرفاً در شباهت به یک موجود زنده چون درخت یا حیوان بلکه در شباهت کم نظیر با انسان و هویت روحانی وی هستند. این پژوهش ضمن بررسی شاخص های کیفی که از طرف صاحب نظران ارائه شده است و با تجربه دیدار و مطالعه موردی فضاهای شهری شهرهای متعددی تلاش می کند که شاخص هایی که زمینه روح بخشی به شهر و فضاهای شهری را فراهم می کنند شناسایی نماید. در این فرایند وجود ""فضاهای عمومی"" و ""کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی""، ""هویت تاریخی""، و ""خوانایی"" و نهایتا ""ارتباط با طبیعت"" شاخصهای اصلی روحبخش شهر معرفی می شوند که هر یک با مضمون ""ارتباط"" در فضای شهری غنا می یابند.
Thermal Performance Evaluation of Low-E Coated Building Glazing Systems(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
1-14
حوزههای تخصصی:
Considering the determinant role of energy efficiency opportunities in the building sector, proposing guidelines and technical solutions in order to improve the thermal performance of glazing systems is in priority in Iran and other countries. In glazing systems, a substantial amount of radiative heat transfer results from absorption and emission. Applying low-E (low emissivity) coatings on the glazing system is a solution for reducing the radiative heat transfer by radiation in glazing systems, without a noticeable decrease of visible light transmittance. By selecting the proper glazing type, in a hot climate, the amount of solar heat gain can be reduced significantly. Vice versa, in cold climate, the heat loss by long wave radiation of inner surfaces can be reduced. In this paper, first, the thermal and optical characteristics of local clear and Low-E glasses have been measured in BHRC (Road, Housing & Urban Development (National) Research Center) laboratory, by the spectrophotometer and then the thermal performance of single and double glazing units, with and without low-E coating, in different orientations (North, South, East and West) are computed, compared and analyzed for cold (Ardebil) and hot (Bandar-Abbas) climates in Iran. The selection of these two cities is based on maximum heating and cooling degree day values obtained respectively for Ardebil and Bandar-Abbas. The simulation results indicate that using double clear glazing unit with low-E coating reduces the energy consumption significantly in very hot climates, using mostly electrical energy for cooling. In cold climates like Ardebil, double glazing with low-E coating has a minor impact on annual heating load, because of the great amount of thermal radiation, even in the cold season, the high cost of low-e coating and the considerable payback time, compared to the building life cycle.
الگوهای کالبدی حسینیه ها: ریشه ها و تحولات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابهام در سیر تحول کالبدی حسینیه ها در ادبیات تاریخ شناسانه معماری، انگیزه اصلی ورود به این پژوهش است. این نوشتار در جست وجوی روندهای کالبدی فرهنگی است که به ظهور پدیده منحصربه فرد شهری ایران دوران اسلامی، یعنی «حسینیه» به عنوان گونه ای از فضای شهری که برای آیین عزاداری کاربرد دارد (در مقابل عنوان عام تر تکیه) منجر شده است. این پژوهش، با رویکرد تفسیری تاریخی و تاریخ نگاری علی به همراه استدلال منطقی با تأکید بر «شکل شناسی» نمونه های موجود و با محور قرار دادن تحول تاریخی فرهنگی منجر به پیدایش این آیین ها، به بررسی نقش عوامل فرهنگی کالبدی مؤثر و فرضیه های جدید قابل طرح در این موضوع پرداخته و مواردی را همچون فاصله داشتن الزامات رفتاری آیین های خاص مکان با چارچوب فرهنگی کالبدی مسجد، نقش تکایای صوفیه و نیز هویت جویی اجتماعی، در عرصه محیط مصنوع، مطرح کرده و در کنار آن، فرضیه تأثیر عوامل دارای جنبه معمارانه بیشتر مانند داشته های معماری ایران در نقطه تحول، نمونه های الگووار حسینیه های متقدم و الزامات تکنیکی معماری سنتی ایران، به عنوان فرضیاتی برای بروز ویژگی های فیزیکی این قالب کالبدی شهر ایرانی، بیان نموده و به ارائه شواهد تاریخی درباره آن ها اقدام کرده است. پس از بررسی این فرضیه ها، به نظر می رسد که همه آن ها با قوت و ضعف، در نقاط مختلف، تأثیرگذار بوده باشند و توسعه سریع آیین های عزاداری و نیز همگانی و غیردولتی بودن بسیاری از تأسیسات مرتبط با آن، به الگوگیری های سریع از راه حل های کالبدی در دسترس منجر شده باشد که به تدریج در طول چهار قرن پالایش شده است.
طراحی پیاده راه و تأثیر آن بر کیفیت زندگی در بافت تاریخی شهرها، مطالعه موردی پیاده راه تربیت تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی به عنوان مفهومی پیچیده در ارتباط با علوم مختلف، بسته به حوزه علمی مورد بحث، معانی متعددی دارد. امروزه کاربرد پیاده راه ها به ویژه در حفاظت از بافت های کهن شهری، جایگاه خود را در مباحث شهرسازی یافته و به عنوان ابزاری مفید در جهت حفظ فضاهای بافت شهری کهن و آشتی آن با فضاهای مدرن شهری و ساکنان آن استفاده می شود. فضایی که فرد در آن آزادانه بدون خطر تصادف با وسایل نقلیه حرکت می کند، مخصوص پیادگان است و برای ایجاد پیاده روی آسان، ضمن حفظ بافت تاریخی شهری خلق شده اند. توجه به عابران پیاده به عنوان عامل حیات بخش فضاهای شهری در طراحی این فضاها و مانعی بر متروک شدنشان ویژگی مشترک پیاده راه ها است. نمونه موردی مقاله، پیاده راه تربیت تبریز است که با روش توصیفی موردی تحت بررسی قرار گرفته است. ابتدا با استفاده از روش های کتابخانه ای اطلاعات جمع آوری شده، سپس از طریق روش میدانی، با مصاحبه و پرسشنامه، نظر عابران پرسیده شده است. در مرحله میدانی، جامعه آماری با استفاده از نرم افزار G Power با احتمال عدم برگشت پذیری برآورد شده است. شاخص های کیفیت زندگی مورد بررسی پرسشنامه شامل دیدگاه نظریه پردازان شهرسازی است که در مرحله کتابخانه ای بررسی شده و در دسته بندی های جزئی عناصری چون سرزندگی شهری، حفط هویت شهری، حفظ امنیت و... را در بر می گیرد. در نتایج، شاخص ها در دو دسته کیفیت کالبدی و اجتماعی جمع بندی شدند که نشانگر بهبود کیفیت زندگی اجتماعی در تربیت پس از اجرای این فناوری نوین است. نتایج حاصل از کیفیت های کالبدی هرچند نشان دهنده اثرات سازنده بر کیفیت زندگی از نظر کالبدی پس از کاربرد پیاده راه است، ضعف هایی نیز در برخی از شاخص ها دیده می شود. در پایان با توجه به کیفیت زندگی حاصل شده در این نمونه، راه حل هایی در بستر کیفیت های کالبدی برای این پیاده راه پیشنهاد شده است تا با افزایش کیفیت زندگی در این بافت، ضمن حفظ ماندگاری حیات بافت، بتوان آن را به عنوان الگویی زنده در بافت های مشابه مطرح ساخت.
نقش شبکه مادی ها درتحولات سازمان فضایی اصفهان تاریخی، از آغاز تا پایان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین و ابتدایی ترین عوامل شکل بخشی یک شهر و تحولات آن، عوامل طبیعی است. کوه ها، رودخانه ها، سواحل و دره ها ازجمله مؤلفه های نیروی طبیعی است. از میان این عوامل، نحوه تأمین آب در زیست یک شهر و شکوفایی آن، نقش مهمی دارد. پاسخ هر زیستگاه به نیازِ آب، بخشی از فرهنگ هر شهر است. یکی از عوامل مهم که تحولات شهر اصفهان را در دوره های مختلف هدایت می کرده و به سازمان فضایی این شهر در دوره های مختلف شکل داده، رودخانه زاینده رود بوده است. اما چگونگی تأثیر این رودخانه بر تحولات اصفهان تحقیق زیادی صورت نگرفته است. یکی از مهم ترین مؤلفه های اثر زاینده رود بر تحولات این شهر، شبکه زیرساختی مادی ها بوده است. این شبکه بر مکان یابی شهر اصفهان، برای رشد و توسعه شهر، استخوان بندی اصفهان تاریخی و مسیر بازار، مکان یابی دولتخانه صفوی، ایجاد محلات جدید به خصوص در دوره صفوی، آبیاری باغ های اطراف شهر، سطح آب زیرزمینی شهر که برای مصارف مسکونی استفاده می شد و... تأثیر گذاشته است. مادی ها در ابتدا وظیفه آبیاری زمین های کشاورزی هسته های اولیه شهر را داشتند، اما با به هم پیوستن این هسته ها، برخی از این مادی ها و به طور مشخص مادی فدن، به مثابه یک زیرساخت توسعه عمل کرده و سازمان فضایی شهر را شکل دادند. پژوهش حاضر در تلاش است تا از روش تحلیل محتوا و مطالعه تاریخی تفسیری در انجام تحقیق استفاده کند. تحلیل اطلاعات براساس مطالعه اسنادی و کتابخانه ای صورت پذیرفته است. مطالعات نشان می دهد در دوره صفوی و با افزایش ناگهانی و انفجاری جمعیت، مادی های جدید متأثر از استخوان بندی تازه شهر مکان یابی و ایجاد می شوند. شبکه مادی های اصفهان در طراحی دولتخانه صفوی و محلات تازه و دیگر تأسیسات کلیدی تأثیر گذاشته است. به طور کلی، تحولات شهر اصفهان تا قبل از دوره صفوی، متأثر از نیروی طبیعی و به ویژه زاینده رود و شبکه مادی ها بوده است. اما در دوره صفوی، نیروهایی که در تحولات شهر ایفای نقش کردند، متکثرتر شده و نیروهای اجتماعی سیاسی ایدئولوژیک نیز در کنار نیروی طبیعی اهمیت یافتند. درنهایت نیز با استفاده از مطالعات انجام شده و مقایسه تطبیقی نقشه های تاریخی، نقشه جدیدی از شبکه مادی ها بازترسیم می شود و موقعیت یابی بناهای اصلی و سازمان فضایی اصفهان در دوران پیش از صفوی و پس از آن و رابطه شبکه مادی های اصفهان با آن ها تدقیق خواهد شد.
مسئله یابی و مسئله گشایی در فرایند طراحی روستا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۴
۴۰-۲۹
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل و مشکلات مترتب بر روستاها در حال حاضر عدم برآورده شدن نیازهای افراد و گروه های مردم روستا در ترکیب محیط فعلی است. گرچه شناخت کافی از کلیه مسائل مترتب بر طراحی به طرح بهتر نمی انجامد، اما شناخت کامل مسائل طراحی به منظور طراحی بهینه، ضروری است. مشکلات طراحی زمانی به وجود می آید که مطالعات اصلی با تمرکز بر ارائه راه حل های طراحی برای رفع مسئله ای خاص صورت گرفته و در فرایند طراحی به بررسی مشکلات، بحث درباره مسئله خاص و ارائه ایده طراحی برای رفع آن پرداخته می شود و به ندرت، به یافتن مسائل و آنالیز مشکل مترتب بر طراحی در تصمیم گیری و به ویژه تأثیر راه حل موضعی بر مسائل دیگر توجه می شود. به نظر می رسد این مسئله ناشی از عدم آگاهی و شناخت کافی دست اندرکاران طراحی و طراحان از مسئله یابی و مسئله گشایی در فرایند طراحی است. در این مقاله تلاش گردیده به روش توصیفی -تحلیلی با استفاده از نظریات اندیشمندان، به شناخت و تبیین مسئله یابی و مسئله گشایی، به فهم اهمیت این دو موضوع پرداخته و نقش آن ها را در فرایند طراحی مورد کنکاش قرار دهد. حاصل این پژوهش این است که مسئله محوری یا راه حل محوری دو رویکرد کاملاً مجزا نیستند و در قالب یک فرایند تعاملی و هم تکاملی پیش می روند. از طرفی مسائل طراحی دارای ساختاری نامنظم و پیچیده می باشند و علاوه بر سه نوع مسائل طراحی یعنی مسائل رسا و منظم، مسائل نارسا و نامنظم و مسائل مبهم که اندیشمندان حوزه مطالعات طراحی به آن اشاره می نمایند، به نوع دیگری از مسئله یعنی به مسائل گنگ اشاره می شود که با نگرشی خلاق قابل شناسایی هستند. دیگر نتیجه این است که ارائه یک راه حل برای مشکلات خاص، مسائل دیگر دخیل در فرایند طراحی را تحت تأثیر قرار می دهد و با تغییر یک مسئله و ارائه راه حل موضعی، باید کل مسائل دخیل در فرایند طراحی مورد بازنگری قرار گیرد.
بازشناسی تحولات معماری در مجموعه تاریخی بازار اهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ساختارهای هویت بخش به سیمای کالبدی شهر اهر، مجموعه تاریخی بازار است . این مجموعه تاریخی علیرغم این که در زمره آثار فاخر معماری ایرانی قرار دارد، تاکنون از بررسیهای کافی در زمینه شناخت تاریخی و شناخت کیفیات معماری بینصیب بوده است. در نوشتار حاضر، که برآمده از پژوهشی مستقل به منظور تبیین تأثیر زمان بر نحوه تکوین این مجموعه است، به برخی از خلأهای علمی موجود در این زمینه و با طرح دو پرسش پاسخ داده شده است: الف) نمود موقعیت سوقالجیشی و استقرار شهر کهن بر سیر تحولات کالبدی بازار اهر چگونه میباشد؟ ب ) توسعه کالبدی شهر و گسترش آن در تکوین نهایی این اثر معماری چگونه و به چه میزان تاثیرگذار بوده است؟ از آنجایی که این پرسشها، در بستر تاریخی مطرح شدهاند، از روش توصیفی تاریخی استفاده شده است. یافتهها حاکی از آن است که هسته اولیه مجموعه تاریخی بازار اهر، متأثر از شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر و در اثر عبور کاروان ها برای عزیمت به شهرهای مهم منطقه (بدلیل موقعیت سوقالجیشی اهر) و با احداث فضاهایی ساده که برای برپایی بازار لازم بود، بنا نهاده شد. این مجموعه در عصر قاجار توسعه چشمگیری داشت. بنحوی که بخش سرپوشیده آن تجدید بنا شد. در این دوره به دلیل مرکزیت شهر اهر در منطقه، توجه وافری به این مجموعه شد و کیفیت و کمیت ساختاری آن تحول اساسی یافت. ویژگی شاخصاین مرحله از تحولات کالبدی این است که در قالب طرحی جامع بدان نگریسته شد و تمامی ساختارهای پراکنده قبلی در هیأت منظومه معماریِ واحد به نظم آورده شد . نکته مهم در فرآیند تکوین مجموعه تاریخی بازار اهر آن است که علیرغم آفرینش تدریجی ، یکپارچگی تحسین برانگیزی در روابط معماری مجموعه مشاهده میشود؛ موضوعی که خود جلوهای ممتاز از خرد و انعطافپذیری معماران ایرانی است.
بررسی اهمیت و نحوه آموزش نقد بنا به دانشجویان رشته معماری از دیدگاه اساتید معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری از موضوعاتی است که می تواند در جریان رشد معماری ایران و ترسیم آینده نقش بسزایی داشته باشد. در این بین به اعتقاد برخی فرهنگ نقد جزء ساختاری و هویت بخش آموزش در دانشکده های معماری است . درواقع نقد می تواند به عنوان پشتوانه ای جهت طراحی مطرح گردد. هدف اصلی از این مقاله دستیابی به رو ش ها و محتوای کارآمد در جهت آموزش صحیح نقد و پرورش دیدگاه نقادانه در دانشجویان معماری است. روش این پژوهش بر مطالعات اسنادی – پیمایشیِ تحلیلی استوار است؛ اطلاعات از منابع مکتوب و پرسشنامه از اساتید معماری به دست آمده است. نتایج این مقاله نشان می دهد که با توجه به هویت چند رشته ای معماری، جهت دستیابی به آموزش نقد جامع، برخورداری از رویکردهای ترکیبی برای آموزش نقد معماری الزامی است. در ارتباط با میزان اهمیت زمینه های نقد، جمع بندی یافته ها بر عوامل پاسخ مناسب بنا به عملکرد، زمینه و بافت پیرامونی آن، تأکید دارد . به طور کلی میزان دخالت هر آیتم، به نوع طرح و هدف منتقد بستگی دارد. براساس تحلیل ها غالب استادها، نقد را، لازمه دروس طراحی، و پایه طرح های آینده دانشجویان می دانند. همچنین آموزش نقد به ترتیب اولویت در گرایش های مطالعات معماری ایران، معماری اسلامی، مهندسی معماری، معماری دخلی، مهم ارزیابی شده است . اساتید روش ها و ابزار آموزشِ درس نقد را به ترتیب اهمیت، بحث گروهی، طرح سوال از طرف استاد، نوشتن، بازدید علمی، جلسات نقد، شرح و تحلیل متون نقادانه، نمایش فیلم، اسکیس و اسلاید، دانسته اند. در نهایت مقاله حاضر پیشنهاداتی در راستای برنامه ریزی و آموزش نقد ارائه نموده است.
بررسی تأثیر هماهنگی شکلی سازه و معماری خانه های امامزاده ابراهیم بر مقاومت لرزه ای آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱۵۳
۳۴-۲۳
حوزههای تخصصی:
قرار گرفتن ایران روی خط زلزله، مسئله ای است که باید به طور جدی در همه زمینه ها از جمله ساخت و ساز های کشور مورد توجه قرار گیرد. آمار تلفات جانی و مالی زلزله های گذشته ایران نشان می دهد که ساختمان های موجود به دلایل فرسودگی یا عدم آگاهی و سوء مدیریت مهندسان، در برابر زلزله بسیار آسیب پذیر می باشند. از جمله زلزله 4/7 ریشتری سال 1369 در استان گیلان، که 35000 نفر کشته و 60000 نفر زخمی داشت و 200000 واحد مسکونی در این زلزله تخریب شد. امامزاده ابراهیم، روستایی در شهرستان شفت استان گیلان است که خانه های موجود در آن چند طبقه بوده و کاملاً از چوب ساخته شده اند و مقاومت مناسبی در برابر زلزله دارند. آرامگاه امامزاده ابراهیم از جاذبه های زیارتی و تاریخی روستا است و علت اصلی شکل گیری آن به شمار می رود. سالانه حدود یک میلیون مسافر از این منطقه دیدن می کنند. ساختمان های این روستا چندطبقه هستند و مرتفع ترین آن ها به پنج طبقه می رسد. در این مقاله ابتدا به طور اجمالی به معرفی روستا و معماری خاص منطقه ای آن پرداخته شده است. سپس با استفاده از نمونه های برداشت شده از این روستا به بررسی معماری خانه های آن از نظر انواع کاربری ها ، نحوه تفکیک فضاها ، شفافیت ، نظم معماری پرداخته شده و در ادامه سازه به کار رفته در خانه ها مورد بررسی قرار گرفته است . به این صورت که بحرانی ترین ستون موجود در آن خانه در نظر گرفته شده و با توجه به اینکه چوب ستون ها از جنس چوب راش و دیوار موجود زگالی است ، میزان بار ثقلی وارد بر آن بررسی شده است. نتایج این محاسبات نشان می دهد که ستون های چوبی موجود در یک ساختمان چهار طبقه در روستای امامزاده ابراهیم ، با ابعاد 15 در 15 و از جنس چوب راش علاوه بر آنکه توانایی تحمل تنش های موجود را دارند ، می توانند حدود 35 کیلوگرم بر سانتی متر مربع دیگر را صرف مقاومت سازه در برابر بارهای باد و ... کنند . در واقع می توان دلیل اصلی مقاومت لرزه ای این بناها را در دو مورد خلاصه کرد : 1- استفاده از مصالح و مواد اولیه سبک و در نهایت سبک بودن این خانه ها، 2- تقارن موجود در ستون گذاری و استفاده از بادبند بین ستون ها. در پایان این نتیجه حاصل شده که به دلیل وجود ستون گذاری خاص این خانه ها و هماهنگی موجود بین ستون های آن، ما شاهد یک پلان ستون گذاری معماری هستیم که هم جوابگوی نیازهای سازه ای و ایستایی بناست و هم روابط معماری و عملکردی مناسبی را ایجاد کرده.از این رو می توان خانه های امامزاده ابراهیم را به عنوان الگویی بومی جهت ساخت خانه های چند طبقه مقاوم در برابر زلزله معرفی کرد.
تأملی در تحولات ساختاری معاصر شهر تبریز و تأثیر آن بر هویت شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
41 - 54
حوزههای تخصصی:
شهرهای تاریخی دربردارنده ساختاری اند که در گذار زمان و براساس ویژگی های هویتی شکل گرفته و در قالب عناصر و روابط تاریخی تجلی یافته اند؛ از این رو نمی توان نسبت به کیفیات مداخلاتی که در آنها صورت می گیرد، بی اعتنا بود. تبریز از شهرهای مهمّ تاریخی ایران است که هویت ساختاری آن در طول تاریخ، به واسطه مداخلات صورت گرفته در عرصه های تاریخی اش متحول شده است. نوشتار حاضر باهدف شناخت تغییرات پدید آمده در هویت ساختاری تبریز، به سبب مداخلات معاصر، به تحلیل جایگاه سه عرصه تاریخی شهر و مقایسه آنها با نمونه های جهانی پرداخته تا از این طریق بتوان شناختی از تأثیرات مداخلات شهری، برهویت تاریخی آن به دست آورد. از این رو با راهبرد تفسیری و کیفی، اسناد و نقشه های تاریخی شهر مطالعه و با تحلیل های میدانی شرایط معاصر آنها بررسی شده است. درنهایت تحلیل ها روشن می سازد که تحولات ساختاری معاصر تبریز عرصه های تاریخی آن را مخدوش و سبب اغتشاش و یا جدایی آنها از جریان زندگی شهر شده است. هم چنین براساس مقایسه های تطبیقی، می بایست با تقویت جایگاه عرصه های تاریخی، موجبات پویایی آنها مهیا شود تا توانایی حضور شایسته در ساختار شهر معاصر را به دست آورند؛ چراکه این عناصر تشکیل دهنده هویت تاریخی شهرند که از میان رفتنشان درواقع از میان رفتن بخشی از هویت تاریخی شهر است.
سلب مالکیت از زمین های شخصی در طرح های شهری: مبانی اسلامی و فرضیه استثمار
حوزههای تخصصی:
اعمال طرح شهری در شهرهای موجود و تغییر ساختار آن ها با ساز و کار مدرن، ادامه روندی است که در عصر روشنگری در غرب پدید آمد و آثار آن بر سرزمین های دیگر تا امروز ریشه در الگوهای مبدأ دارد؛ یکی از این آثار، تغییر نقش «گروه های ذی نفوذ» از عامل مؤثر به عامل استثماری و سودجو به ویژه در بخش تجارت املاک شهری است. در این نوشتار با تکیه بر راهبرد تفسیری تاریخی و نیز تحلیل منطقیِ موردهای انتخابی، پس از نگاهی به الگوهای غربی موضوع، به ویژه پس از رنسانس که طراحی شهری امروز هم چنان متأثر از آن هاست(نمونه پاریس، لندن و بوستون) برای بررسی اینکه در محیط جغرافیایی فرهنگی ایران کدام عوامل زمینه را برای این سودجویی فراهم کرده اند و نحوه عمل نظام استثماری مفروض چگونه بوده است، نخست به نحوه مواجهه حکومت های مسلمانان با این موضوع در طول تاریخ اسلامی اشاره شده است. نمونه اقدامات ممالیک در مصر و صفویان در ایران و سپس بررسی یک نمونه موردی از دوران معاصر ایران در شهر قم، مضمون اصلی این قسمت را تشکیل می دهد. تشریح چارچوب اسلامی مالکیت و سلب مالکیت در طرح شهری و بررسی ظرفیت بالقوه این قواعد در ممانعت از کارکرد منفعت طلبانه، در بخش بعدی نوشتار، حاکی از عدم توجه مناسب به این ظرفیت را در دوران تاریخی و معاصر نشان می دهد. در پایان پس از تبیین فرضیه استثماری برای طرح های شهری غربی این حوزه، سعی شده تا چارچوب یک فرضیه استثمار برای نحوه عمل عوامل انحصارطلب اقتصادی در طرح های شهری ایران ارائه شود.
بازشناسی ارزش و عوامل تاثیرگذار در دگرگونی دیدگاه های ارزشی در حفاظت از میراث فرهنگی در قرن حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش به عنوان مفهومی مهم در حفاظت از میراث فرهنگی مورد توجه است اما با این حال تعریفی جامع از آن بیان نگردیده است و می توان تنها در نظریات و قوانین گوناگون ویژگی هایی را به طور پراکنده برای آن برشمرد. در این پژوهش، روش تحقیق از نظر هدف بنیادی-نظری و بر اساس ماهیت و روش توصیفی است، هدف دستیابی به مفهوم ارزش بر اساس خوانش مولفه ها و زیربخشهای معنایی آن در حوزه حفاظت و شناخت عوامل موثر در تغییر دیدگاه های ارزشی در جوامع است. رهاورد تحقیقات مولفه های موثر در تبیین ارزش را همچون اصالت، هویت، یکپارچگی، بستر فرهنگی و محیطی، زمان و نوع مداخلات حفاظتی سنجیده و بر این مبنا در بیان ارزش می توان گفت زمانی که مداخلات حفاظتی در راستای سلامت فیزیکی در گذر زمان با توجه به یکپارچگی و حفظ هویت ذاتی و درونی بر اساس اصالت، در تعامل با بستر محیطی صورت پذیرد ارزش بیان می گردد و این مفهوم در تغییر دیدگاه های ارزشی در قالب معیارهای درونی اصالت، هویت و تمامیت در تعامل با معیارهای بیرونی تغییرات بستر، زمان و مداخلات حفاظتی بر اساس ویژگی های محیطی، مخاطب، نگرش ها و تعابیر، تفاوت اندیشه و مفاهیم و همبستگی عناصر در تغییر دیدگاه های ارزشی در حوزه حفاظت تاثیر دارند.