ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۶۱ تا ۱۰٬۲۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۰۲۶۱.

تبیین هویت فرهنگی مردم بافق مبتنی بر کنشگری بافته های حصیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
ارتباط میان انسان و اشیاء دور از ذهن می نماید؛ اما در طول تاریخ میان انسان و غیرانسان تعاملی برقرار بوده است. انسان به واسطه نیازهایش دست به خلق مصنوعات زده و آفریده هایش به تدریج خصوصیات خود را به زندگی او داده اند. از این گذر اهمیت بافته های حصیری به مثابه شبکه ای غیرانسانی در شکل دهی به زندگی مردم بافق مهم می نماید؛ یعنی اشیاء حصیری کاربردی اجزایی مؤثر و معنابخش از کل منسجم فرهنگ سنتی بافق بوده و به مثابه نمادی کلیدی در هویت بافق درک می شوند؛ بنابراین، پرسش این است که چگونه فرآورده های حصیری بافق در دادوستد با انسان، زیست هویتی او را شکل داده اند؟ تعامل بافته های حصیری و مردم بافق به چه نحو منجر به تبدیل مصنوعات به نشان های هویتی شده است؟ هدف از پژوهش حاضر، درک جایگاه بافته های حصیری در تعیین هویت زیستی مردم بافق است. در ضمن طبقه بندی مصنوعات حصیری بر اساس لیف نخل؛ پیسک، مغ و سیس نیز دغدغه ی پژوهش خواهد بود. به نظر می رسد میان بافته های حصیری و شکل گیری هویت فرهنگی مردم بافق ارتباط معناداری وجود دارد. به بیانی دیگر، مصنوعات حصیری بافق در شکل دهی به هویت اشخاص در اقلیم گرم و خشک کویر مرکزی ایران مؤثر بوده اند. پژوهش کیفی حاضر در دسته بنیادی قرار می گیرد و با روشی توصیفی_تحلیلی به مطالعه ی بافته های حصیری بافق بر اساس ماده ی اولیه و مبتنی بر رویکرد کنشگر- شبکه می پردازد. شیوه ی گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی بوده است. ابزار تحقیق در بخش کتابخانه ای فیش برداری و در قسمت میدانی، مشاهده و مصاحبه های به دست آمده از سفر به بافق است. نتیجه آن که، بافته های حصیری بافق حاصل پیوند دانش بومی در طراحی و ساخت محصول و شناخت نیازهای اساسی مردم هستند. انسان در تعامل با محیط طبیعی و بر اساس مؤلفه ی اقلیم به آفرینش پرداخته و در نهایت، ویژگی های جغرافیایی موجب بافت مصنوعات حصیری اقلیمی شده و در طول تاریخ خصوصیات بافته ها به انسان منتقل شده اند.
۱۰۲۶۲.

عمارت مصطفی قلی خان فراش باشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
عمارت مصطفی قلی‌خان فراش‌باشی که امروزه به نام خانه‌شیران شناخته می‌شود، در محله درب کوشک اصفهان قرار دارد. این عمارت در دهه اول حکومت ظل‌السلطان (1253-1263ش/1875-1884م) در اصفهان ساخته شده و بانی آن مصطفی قلی‌خان فراش‌باشی، یکی از صاحب‌منصبان دارالسلطنه اصفهان در اواسط دوره قاجار است. معرفی مصطفی قلی‌خان فراش‌باشی، بانی عمارت و بررسی معماری و ویژگی‌های بارز عمارت هدف پژوهش زیر است. روش تحقیق، تحلیل تاریخی و محتوایی داده‌های پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیلی و بر اساس اسناد، نسخه‌های خطی آرشیوی و گزارش‌ دولتی منتشرنشده، مصاحبه فعال و مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای است. بر اساس یافته‌های پژوهش مصطفی قلیخان، فراش‌باشی ظل‌السلطان در دارالسلطنه اصفهان، حاکم و مباشر حکومتی و مؤیدی حساب دیوانی برخی از ولایات تحت حکومت ظل‌السلطان بود. همچنین بر اساس اسناد و نسخه‌های خطی، او یکی از کارپردازان اجرایی ساخت، مرمت و بازسازی سربازخانه‌های اصفهان و مرمت و تعمیر برخی از بناهای تاریخی اصفهان در دوره طلایی حکومت ظل‌السلطان‌(1253تا1266ش/1875تا1888م) بود. مصطفی قلی‌خان در 1266ش/1888م به‌طور ناگهانی از منصب فراش‌باشی و حکومت عراق عزل گردید و اموال و املاکش ضبط شد. عمارت فراش‌باشی یکی از املاکی است که ظل‌السلطان پس از مرگ مصطفی قلی‌خان مصادره کرد. این عمارت در یک اشکوب بنا شده و دارای دو حیاط، تالارهای نه‌دری، پنج‌دری، اتاق‌های گوشواره و ارسی است. با توجه به تاریخ سردر و گستردگی تأسیساتی که باید عمارت فراش‌باشی ظل‌السلطان داشته باشد، به نظر می‌رسد عمارت از جبهه شرقی، غربی و فضای حیاط دوم کوچک شده و درب اصلی آن در کوچه گردو نرسیده به مسجد ذکرالله قرار داشته است. ویژگی‌های بارز عمارت کنونی فراش‌باشی، ایوان سرتاسری، تالار نه‌دری و حمام است.
۱۰۲۶۳.

بررسی محرک های توسعه بازآفرینی در بافت های فرسوده منطقه 4 شهر تبریز بر مبنای مدل سازی مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
بیان مسئله: بافت قدیمی و تاریخی شهرها به مثابه قلب تپنده شهرها محسوب می شوند. این مناطق علی رغم خصوصیات ماندگارشان، به دلیل فرسودگی بافت از کیفیت زندگی پایینی برخوردار هستند. یکی از راهکارها برای ارتقا کیفیت زندگی در این مناطق، بازآفرینی شهری است. بازآفرینی شهری سعی در ارتقا کیفیت زندگی در بافت های فرسوده شهری دارد. هدف: هدف از این پژوهش اولویت بندی محلات مختلف منطقه 4 شهر تبریز برای اجرای پروژه های بازآفرینی بر اساس معیارهای تأثیرگذار در این زمینه است. روش: بدین منظور از معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اقتصادی استفاده شد که هر یک دارای زیرمعیارهای مختلفی بوده و در مجموع شامل 18 زیرمعیار بودند. برای وزن دهی به معیارها و زیرمعیارها از دو روش FAHP و FBWM استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد معیارهای کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی به ترتیب از بیشترین اهمیت در بازآفرینی شهری برخوردار هستند. وزن این معیارها بر اساس روش FAHP به ترتیب برابر با 375/0، 315/0، 183/0 و 127/0 و بر اساس روش FBWM برابر با 352/0، 328/0، 172/0 و 148/0 بود. همچنین زیرمعیارهای قدمت ابنیه، کیفیت ابنیه و اسکلت ابنیه بر اساس روش FAHP و زیرمعیارهای کیفیت ابنیه، قدمت ابنیه و قیمت مسکن بر اساس روش FBWM مهم ترین زیرمعیارها در بازآفرینی شهری هستند. مقایسه نتایج نشان داد روش FBWM با سطح زیر منحنی 874/0 عملکرد بهتری را نسبت به روش FAHP با سطح زیر منحنی 845/0 ارائه داده است. بر اساس تحلیل نقشه های به دست آمده، محلات قره آغاج، قونقا و گجیل از بیشترین اولویت و محلات میدان جهاد، وزیر آباد و کوی فیروز از کمترین اولویت برای بازآفرینی شهری برخوردار هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد برای اجرای موفق پروژه های بازآفرینی شهری، ابعاد مختلف کالبدی، اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی باید به صورت یکپارچه در نظر گرفته شوند و بازآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی در نظر گرفته شود.
۱۰۲۶۴.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۱۰۲۶۵.

تبیین نحوه اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: محله قلعه شهر چهاردانگه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
زیست پذیری شهری در دهه های اخیر به یکی از محورهای کلیدی برنامه ریزی شهری بدل شده است؛ به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که نابرابری فضایی، ضعف نهادی و کمبود زیرساخت ها کیفیت زندگی ساکنان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با وجود گسترش مطالعات پیرامون ابعاد کالبدی و زیست محیطی زیست پذیری، نقش مؤلفه های اجتماعی در شکل گیری تجربه زیستی شهروندان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین اثر مؤلفه های اجتماعی شامل امنیت، رضایت مندی، ارتباطات اجتماعی، کیفیت مسکن، حس تعلق و سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه غیررسمی محله قلعه در شهر چهاردانگه است. پژوهش با رویکرد پسااثبات گرایانه و روش کمی انجام گرفت و تعداد نمونه های مورد نیاز پژوهش با استفاده از نرم افزار G-POWER مشخص شد. سپس داده ها از طریق پرسش نامه ساخت یافته از ۱۸۰ نفر از ساکنان (به روش نمونه گیری تصادفی ساده) گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج مدل نشان داد که مؤلفه های امنیت، رضایت مندی و ارتباطات اجتماعی اثر منفی و معنادار بر زیست پذیری اجتماعی دارند که این بیانگر سطح پایین احساس امنیت و انسجام اجتماعی در محله است. در مقابل، کیفیت مسکن با ضریب مثبت و معنادار به عنوان تنها عامل مؤثر شناسایی شد. متغیرهای میانجی سرمایه اجتماعی و حس تعلق نیز اثر مثبت اما متوسطی بر زیست پذیری محله داشتند. درمجموع، اثر کل زیست پذیری اجتماعی بر زیست پذیری محله بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم منتقل شد. این یافته ها نشان می دهد که در بافت های غیررسمی، ضعف اعتماد، ناهمگونی قومی و کمبود انسجام اجتماعی کارآمدی مؤلفه های اجتماعی را کاهش می دهد؛ درحالی که بهبود کیفیت مسکن و تقویت پیوندهای محلی می تواند مهم ترین مسیر ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی ساکنان باشد.
۱۰۲۶۶.

خانه زیست پذیر؛ هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۷
خانه همواره فراتر از یک کالبد بسته و عملکردی، بنیادی ترین بستر زیست انسان بوده است؛ فضایی که صرفاً به کارکرد سرپناه محدود نمی شود، بلکه حامل هویت، خاطره، آسایش و پیوندهای اجتماعی است. در این میان، منظر اعم از فضاهای باز، نیمه باز و چشم اندازهای طبیعی یا مصنوع، نقشی تعیین کننده در کیفیت تجربه زیسته از خانه دارد. بااین حال، روند معماری معاصر به گسست میان خانه و منظر انجامیده که پیامد آن کاهش دلبستگی، ضعف در تعاملات اجتماعی و کاستی در زیست پذیری فضاهای مسکونی است. بنابراین، ضرورت این پژوهش در واکاوی نسبت خانه و منظر و تبیین سازوکارهای هم نهشتی این دو در گونه های ویلایی معاصر نهفته است؛ چراکه بازاندیشی در این پیوند می تواند راهی برای ارتقای کیفیت زندگی در بسترهای امروزین فراهم آورد. این مقاله با اولویت دادن به ماهیت منظر در ارتقای زیست پذیری مسکن، خصلت های خانه زیست پذیر را از دیدگاه منظرین تحلیل می کند و در این راه به ارزیابی تطبیقی شیوه های هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب ویلاهای معاصر در نرم افزار دپت مپ و ای گراف، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری خوانش می کند. بررسی تطبیقی، شش گونه متمایز سازمان فضایی از ترکیب توده/ فضا را در بر می گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که در میان شاخص های مورد بررسی، دسترس پذیری و رؤیت پذیری بیشترین نقش را در ارتقای زیست پذیری خانه ایفا می کنند؛ به گونه ای که مسیرهای مستقیم و منظم، امکان حضور و پویایی فضایی را افزایش داده و چیدمان باز و سیال عرصه های منظرین، بیشترین گشودگی دیداری را فراهم کرده است. در مقابل، شاخص های عمق و محصوریت بیشتر به حفظ قلمروها و حریم های خصوصی کمک می کنند. بنابراین، زیست پذیری خانه زمانی محقق می شود که این شاخص ها در یک ترکیب متوازن، هم زمان امکان تعامل فضایی و تجربه چشم اندازهای طبیعی را در کنار حفظ حریم های مکانی فراهم آورند.
۱۰۲۶۷.

خوانشی از رابطه ساکن و مسکن بر اساس نظریه قابلیت محیط گیبسون در خانه های قاجاری شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
رابطه انسان و محیط، به ویژه در بستر مسکن، یکی از بنیادی ترین وجوه زندگی انسانی است که تأثیر عمیقی بر کیفیت زیست روزمره دارد. مسکن نه صرفاً یک پناهگاه فیزیکی، بلکه بستری پویا برای تعاملات عاطفی، اجتماعی و فرهنگی انسان با محیط پیرامون است. این پژوهش با اتکا بر نظریه قابلیت محیط جیمز گیبسون، به واکاوی رابطه میان ساکن و مسکن در خانه های تاریخی دوره قاجاریه در شهر شیراز می پردازد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با افرادی که دارای تجربه زیسته در این خانه ها هستند گردآوری شده و مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها نیز به شیوه کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفته است. یافته های پژوهش به ارائه مدلی مفهومی منجر شد که در آن، نیازها، انگیزش ها و فعالیت های ساکن در نقش عوامل درونی، و فضا، معنا و مکان در نقش مؤلفه های محیطی مسکن، در تعامل مستمر و سازنده با یکدیگر قرار دارند. بر اساس چارچوب نظری گیبسون، ادراکات حسی نقش واسطی کلیدی در این تعامل ایفا کرده و بستر شکل گیری رفتارهای انسانی در فضاهای معماری محسوب می شوند. خانه های قاجاری شیراز، علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای عملکردی، واجد معانی فرهنگی و تاریخی ژرفی هستند که در تجربه زیسته ساکنان متجلی می گردد. این رابطه چندلایه، نقشی تعیین کننده در تکوین رفتار و هویت فضایی افراد ایفا کرده و نشان می دهد که درک دقیق از قابلیت های محیطی می تواند زمینه ساز حفظ و ارتقای هویت کالبدی و معنایی این خانه ها باشد. بنابراین، مدل مفهومی ارائه شده نه تنها چارچوبی نظری برای تحلیل رابطه ساکن و مسکن در بستر خانه های تاریخی است، بلکه می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و پژوهشگران معماری در جهت خلق محیط های پایدار، زمینه گرا و انسان محور در معماری معاصر به کار گرفته شود.
۱۰۲۶۸.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۱۰۲۶۹.

واکاوی نقش رشته طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال: مروری انتقادی بر ادبیات موجود و دلالت هایی برای مطالعات طراحی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
حمل ونقل فعال، پیاده روی و دوچرخه سواری شهری، به عنوان حوزه ای راهبردی و کلیدی در ارتقای حمل ونقل پایدار و گذار از خودرومحوری به انسان محوری شناخته می شود و در سال های اخیر نیز مورد توجه مطالعات جهانی و سیاست گذاری های شهری قرار گرفته است. بااین حال، در ادبیات رشته طراحی شهری هنوز تصویر روشنی از چگونگی نقش آن در توسعه حمل ونقل فعال شکل نگرفته است و به نظر می رسد طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل، در مقایسه با سایر حوزه ها و رشته های دیگر، همچون حمل ونقل، حوزه سلامت و علوم اجتماعی، کمتر توانسته بدنه ای متمایز و قابل شناسایی درباره نقش خود در توسعه پیاده روی و دوچرخه سواری شهری به عنوان شیوه های مهم جابه جایی انسان محور تولید کند. هدف پژوهش حاضر، صورت بندی نحوه مفهوم پردازی نقش طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال است و دو پرسش اصلی را مورد بررسی قرار می دهد: «طراحی شهری به عنوان یک رشته و حرفه مستقل چه نقشی در توسعه حمل ونقل فعال دارد؟ چگونه می توان این نقش را در قالب تصویری جامع و یکپارچه صورت بندی کرد؟». با مرور ادبیات جهانی، در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، دانش پراکنده موجود درباره نقش و ارتباط طراحی شهری در توسعه حمل ونقل فعال بررسی و به صورت تحلیلی در قالب سه خوشه اصلی، «شبکه و کیفیت زیرساخت های فضایی-کالبدی»، «تجربه های ذهنی و عوامل ادراکی و رفتاری» و «سیاست گذاری، حکمرانی و مشارکت پذیری» برچسب گذاری و سازمان دهی شده است. در ادامه، مضامین، رویکردها و چالش های هر سه خوشه مورد بحث قرار گرفته اند و در انتها نیز در راستای شکل گیری و تقویت بدنه دانش مطالعات طراحی شهری ایرانی در زمینه توسعه حمل ونقل فعال، محورهای اصلی پژوهش های آینده پیشنهاد و تشریح شده اند.
۱۰۲۷۰.

ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران از نور در فضاهای معماری (موردپژوهی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
نور در معماری از نگاه کاربران، تنها منبع روشنایی نیست بلکه مسئله ای اساسی در کیفیت ادراک فضاست. با وجود اهمیت بنیادین کیفیت نور، هنوز چارچوبی منسجم برای ارزیابی ترجیحات دیداری کاربران در مواجهه با نور طبیعی در معماری ایران وجود ندارد. این پژوهش با هدف تدوین الگویی برای ارزیابی ترجیحات دیداری، خانه های قاجاری یزد را به عنوان نمونه ای اصیل از دوران سنت، انتخاب کرده است. روش تحقیق در دو مرحله مکمل انجام شد: مرحله نخست، ارزیابی کالبدی نور و مرحله دوم، ارزیابی عاطفی نور. هر دو مرحله با رویکرد کمی و به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت و داده های حاصل از ۱۰۰ شرکت کننده تحلیل شد و الگوهای ادراکی پنج دسته فضای نوری (نوردوست، سایه دوست، نوربخش، تاریک گرا و نورگذر) استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که ارزیابی های کالبدی و عاطفی نور در فضاهای مختلف این خانه ها نسبت به یکدیگر متمایز هستند و این تمایز، منجر به ایجاد تنوع کیفی نور در فضاها می گردد. این تنوع نوری، تابعی مستقیم از ترجیحات کاربران در هر فضای خاص بوده و قابلیت پاسخگویی به نیازهای مختلف انسانی در موقعیت های مکانی و زمانی متفاوت را فراهم آورده است.
۱۰۲۷۱.

الگوی توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ با رویکرد تفکر طراحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۳
صنایع دستی سنتی ایران را می توان حائز دانش بومی و سرمایه ی فرهنگی دانست، اما در بازار معاصر با مسائلی در حوزه ی نوآوری و تبیین پایداری در طراحی مواجه هستند. مطالعه ی حاضر با تمرکز بر سوزن دوزی بلوچ و با تکیه بر رویکرد تفکر طراحی، تلاشی است برای شناخت و عملیاتی سازی شاخص های طراحی پایدار در یک زمینه ی بومی مشخص. در این پژوهش دو پرسش اصلی مطرح بوده که عبارت اند از: کدام شاخص های ارزشی طراحی پایدار را در سوزن دوزی بلوچ تعریف می کنند؟ و این شاخص ها چگونه در یک فرایند طراحی مشارکتی قابل تقویت هستند؟ مطالعه ی حاضر با روش کیفی انجام پذیرفته و از نوع موردی بوده است. داده های تحقیق از طریق مشاهدات میدانی ومصاحبه ی نیمه ساختاریافته با ۲۸ صنعتگر و کارآفرین بلوچ جمع آوری شدند و در ادامه با روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. بر پایه ی تحلیل داده ها، ۱۴ شاخص استخراج و در چهار بُعد شامل اقتصادی–اجتماعی، فرهنگی و انتقال دانش بومی، محیط زیستی، و زیبایی شناختی–نوآورانه سازمان دهی شدند. این چارچوب مبنایی شد برای برگزاری یک کارگاه مشارکتی طراحی که در طی آن پنج نمونه محصول توسعه یافت. در ادامه نیز این محصولات بر اساس همین شاخص ها ارزیابی شدند. یافته های حاصل از تحقیق پیش رو نشان می دهند استقرار این شاخص ها در چرخه ی تکرارشونده ی تفکر طراحی، همزمان منجر به تقویت ابعاد فرهنگی، اجتماعی و زیباشناختی در سطح محصول می شود. در این چارچوب، پنج اصل مفهومی شامل اصالت، مشارکت، حساسیت به مواد، روایت و تداوم به عنوان سازوکارهای تنظیم کننده ی طراحی تبیین شدند. هدف از این پژوهش ارائه ی یک مدل ارزش محور زمینه مند برای توسعه ی طراحی پایدار در سوزن دوزی بلوچ بوده و با در نظرداشتن ماهیت موردی مطالعه، نتایج در چارچوب این زمینه ی فرهنگی تفسیر می شوند.
۱۰۲۷۲.

نقش شرایط اجتماعی و فرهنگی سده یازدهم بر پوشش و تزیینات زنان در شاهنامه شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۸
شاهنامه شاملو، نسخه ای نویافته از سده یازدهم هجری است که 44 نگاره بدون امضا در صفحات مختلف، دو سرلوح مذهب در ابتدای کتاب، و دو لچکی در صفحه انجامه دارد. یکی از موضوعات مهم در نگاره های شاهنامه شاملو، حضور پررنگ زنان، در تعدادی از نگاره های این شاهنامه است. با توجه به تکثر نگاره های زنان در این شاهنامه، شش نگاره که در آن زنان نقش پررنگ و متنوعی دارند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش واکاوی جایگاه اجتماعی زنان در نگاره ها و تأثیر آن بر نوع پوشش و تزیینات لباس زنان در شاهنامه شاملو است. از اهداف فرعی این پژوهش، بررسی پوشش، نقوش و زیورآلات زنان در شاهنامه شاملو و معرفی و شناخت بیشتر این شاهنامه است. این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، و روش جمع آوری اطلاعات آن به صورت مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای است. پوشش زنان در شاهنامه شاملو شامل پیراهن یا قمیص (زیرپیراهن و پیراهن رو)، ردا یا قبا و شال کمر است. پارچه های به تصویر درآمده در پوشش زنان، بدون نقش، و در مواردی از نقوش گیاهی و حیوانی همچون گل پنج پر و نقش مرغابی استفاده شده است. نگارگران با توجه به مؤلفه هایی همچون پوشش، نقوش و تزیینات لباس، رنگ ، پیکره های بزرگ و همچنین موقعیت قرارگیری آنها در نگاره، جایگاه اجتماعی زنان را به تصویر درآورده اند. بر این اساس زنان شاهنامه شاملو به چهار دسته زنان فرمانروا، همسران پادشاهان، شاهدختان و همسران پهلوانان، زنان درباری طبقه بالا و زنان درباری طبقه متوسط و فرودست دسته بندی شده اند.
۱۰۲۷۳.

بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.
۱۰۲۷۴.

تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
۱۰۲۷۵.

گفتمان فقر شهری در ایران: تحلیل گفتمان تحولات سیاست های دولتی و بازنمایی های ایدئولوژیک بین دولت های سوم تا سیزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۵
فقرشهری در ایران همواره پدیده ای چندوجهی و متأثر از بافت های سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی بوده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه های تحلیل گفتمان انتقادی با الهام از نظریات لاکلاو و موفه ، به مطالعه گفتمان های دولتی پیرامون فقرشهری در جمهوری اسلامی از دولت سوم تا سیزدهم می-پردازد. این مطالعه همچنین به بررسی عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر موفقیت یا ناکامی گفتمان های فقرزدایی می پردازد و نشان می دهد چگونه تکنیک های گفتمانی و چارچوب های نظری خاص هر دوره، در تصمیم گیری ها و توزیع منابع اقتصادی تأثیرگذار بوده است. به منظور گردآوری داده ها، اسناد رسمی دولتی، بیانات سیاست گذاران مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که در دوره های مختلف، تفسیرها و پیامدهای سیاسی-اجتماعی متفاوتی از مفهوم فقر شکل گرفته است؛ چنان که در برخی دوره ها، تأکید بر دفاع و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، امکان اجرای گسترده سیاست های رفاهی را محدود ساخت و در دوره های دیگر، رویکردهای عدالت توزیعی و حمایت های اجتماعی برجسته شدند. در مجموع، نتایج نشان می دهد گفتمان فقر نقشی کلیدی در ساختاردهی به سیاست های عمومی داشته، و طرز تلقی دولت از ریشه ها و راهکارهای فقر را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.
۱۰۲۷۶.

تحلیل ویژگی های بصری گل و مرغ های میرزا آقا امامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۱
یکی از نقاشان مشهور دوره معاصر میرزا آقا امامی بوده که در زمینه های مختلف نگارگری از جمله گل ومرغ سازی فعالیت داشته است. آثار گل و مرغ میرزا آقا نمایشی از دو شیوه گل ومرغ سازی دوره قاجار و معاصر بوده است. پژوهش حاضر تلاش نموده تا با شناخت ویژگی های بصری آثار گل و مرغ میرزا آقا امامی تمایزات دو شیوه گل ومرغ سازی در آثار وی را شناسایی نماید. با توجه به مطالب ذکر شده در بالا این سؤال مطرح است که ویژگی های بصری نقوش گل و مرغ در آثار میرزا آقا در دو دوره قاجار و پهلوی چیست؟ روش تحقیق توصیفی تحلیلی و روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و میدانی بوده؛ از نتایج به دست آمده چنین می نماید که فرم، رنگ و ترکیب بندی در دو شیوه گل ومرغ سازی وی تفاوت هایی داشته که این دو شیوه اجرا را از یکدیگر متمایز کرده است. عناصر به کاررفته در گل و مرغ های میرزا آقا به شیوه قاجار درشت تر و رنگ ها محدود به رنگ های نقاشی دوره قاجار بوده، در زمینه ترکیب بندی موازنه ای میان شکل و زمینه و دارای فضاهای خالی میان عناصر گل و مرغ بوده و روی وسایل کاربردی نقاشی شده است. اما شیوه اجرای دوم گل و مرغ میرزا آقا از نظر فرم عناصر ریزنگارانه تر، رنگ ها متنوع تر و فاصله عناصر با یکدیگر کمتر است و ترکیب بندی در قالب بیضی شکل گرفته است و کمتر روی وسایل کاربردی نقاشی شده بلکه بیشتر به صورت تابلو بوده که به دیوار آویزان شده است.
۱۰۲۷۷.

تحلیل تطبیقی مولفه اشرافیت در مطالعه ی باغ های حکومتی صفوی و عثمانی با رویکرد نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
باغ ایرانی به‌عنوان یکی از مظاهر باغ‌سازی جهان در عین داشتن الگویی مشخص، دارای تنوع بسیاری در اجزای خود است. این تنوع با سادگی فرم و الگوی باغ ایرانی، سبب بروز مفاهیم پیچیده و عملکردهای متفاوتی شده است. از سمت دیگر باغ‌های دوران حکومت عثمانی در کشور ترکیه، کاملاً ارگانیک و متاثر از فرهنگ عثمانی هستند، فرهنگی که در طی قرون متمادی رشد کرده و کامل شده است. بررسی باغ‌های عثمانی حاکی از آنست که از بازخورد ریشه‌های فرهنگی وارداتی مختلف از مناطق مختلف جهان با شرایط اقلیمی متفاوت نشات گرفته است. یکی از این فرهنگ‌های وارداتی در آن فرهنگ معماری ایرانی است. از مفاهیم مهم در معماری اسلامی- ایرانی ویژگی و مولفه‌ی اشرافیت و رویت‌پذیری است که در تمام معماری ایرانی رعایت شده است. اشرافیت به عنوان یکی از شاخصه‌های اصلی معماری ایرانی- اسلامی همواره مورد توجه محققان و طراحان بوده است. از سوی دیگر موضوع نهی اشرافیت بر مصون ماندن فضای داخلی از دید و اشراف بیگانگان تاکید دارد و با ابزارهای " کنترل دید" و " فاصله" قابل بررسی است. برهمین اساس هدف اصلی پژوهش تحلیل تطبیقی مولفه اشرافیت در مطالعه‌ی باغ‌های حکومتی صفوی و عثمانی بر رفتار فضای انسانی تعریف شده است. از آنجایی که رویکرد نحو فضا در معماری توانایی شناسایی روابط فضایی و قابلیت تحلیل و مقایسه فضاهای مشابه را دارد، بنابراین در این پژوهش در گام اول با جمع‌آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه‌ای و ادبیات نظری و در نهایت تدوین مدل سنجشی و در گام دوم علاوه بر معرفی ابزارهای سنجش، تحلیل فضایی و تفسیر مدلسازی براساس رویکرد نحو فضا به کمک نرم‌افزار Depth map براساس سوال اصلی پژوهش صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهد شاخص‌های خوانایی، جهت‌یابی و پیکره‌بندی فضایی به عنوان اصلی‌ترین شاخص‌های اثرگذار بر میزان اشرافیت و رویت‌پذیری شناسایی شده است. برهمین اساس میزان تطابق و مشابهت فضایی شاخص خوانایی در دو دوره صفوی و عثمانی نسبت به هم به میزان 42%، شاخص جهت‌یابی به میزان 50% و شاخص پیکره‌بندی فضایی به میزان 33% برآورد شده است. همچنین نتایج تحلیل‌های فضایی حاکی از آنست که سنجه‌ و زیرشاخص‌ "میدان دید" و "انتخاب" بیشترین میزان انطباق و "خوانایی" کمترین میزان انطباق در هر دو دوره باغ‌های حکومتی صفوی و عثمانی را به خود اختصاص داده‌اند.
۱۰۲۷۸.

ارزیابی تأثیرات اجتماعی فرهنگی ساماندهی و ارتقاء کیفی میدان شهرری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
کیفیت فضاهای عمومی شهری در ایران، به ویژه میادین تاریخی، طی دهه های اخیر با بحران مواجه شده است، چون بسیاری از مداخلات صرفاً کالبدی بوده اند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اجرای پروژه ها نادیده گرفته شده است که مشکلاتی برای ساکنین،کسبه و استفاده کنندگان از فضا ایجاد نموده است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح ساماندهی میدان شهرری، بعنوان یکی از میادینی تاریخی و مذهبی تهران، انجام شد. مطالعه از رویکرد ترکیبی کمّی–کیفی بهره برده و داده ها از طریق پرسشنامه (۲۷۰ پاسخ دهنده شامل ساکنان، کسبه و استفاده کنندگان از فضا)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ متخصص و مشاهده میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس نظریه های ارزیابی تأثیرات اجتماعی ونکلی، حس مکان و تعلق مکانی رلف و توآن، سرمایه اجتماعی پاتنام، عدالت فضایی سوجا و فضاهای عمومی و حیات شهری جاکوبز و ژل انجام شد. یافته ها نشان داد که ساماندهی میدان، علاوه بر بهبود شرایط کالبدی و زیست محیطی، تأثیرات مثبت محدودی بر حس تعلق، تعاملات اجتماعی و هویت فرهنگی داشته است، اما نابرابری فضایی و برخی نارضایتی های کسبه نیز به عنوان پیامدهای منفی شناسایی شدند که در میان مدت می تواند باعث افزایش نارضایتی عمومی و برهم خوردن طرح ساماندهی اجراشده شود. توجه به این نتایج ضمن اینکه اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و کالبدی پروژه های بازآفرینی شهری را مورد تأکید قرار می دهد، ارائه راهکارهایی برای تقویت آثار مثبت و کاهش پیامدهای منفی در پروژه های مشابه شهری را ضروری می سازد. از سناریوهای مختلف(تداوم، تغییر و تعدیل وضع موجود) که در مطالعات اتاف بررسی می شوند تعدیل وضع موجود نسخه پیشنهادی محققین می باشد.
۱۰۲۷۹.

بررسی و تحلیل اثربخشی نقش هنر در حفظ آرامش و ایجاد نشاط شهروندان در بحران های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله: شیوع بیماری کووید ١٩ یکی از مهم ترین بحران های اجتماعی مخرب سده اخیر در جهان است که حیات بشر را در همه ابعادش تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای بیشماری در جوامع مختلف بر جا گذاشته است. این پیامدها نه تنها به واسطه مخاطره انداختن سلامت و حیات جسمانی انسان، بلکه به سبب اجرای سیاست هایی همچون فاصله گذاری های گسترده اجتماعی، قرنطینه های اجباری و ترک زندگی اجتماعی موجی از آسیب های منفی روحی و روانی مانند ترس، استرس، اضطراب تنهایی را در میان شهروندان جهان ایجاد نمود. این شرایط انزوا بیش از هر زمان دیگر نیاز به آرامش و دستیابی به نشاط و انگیزه زیستن را بطور بی سابقه ای در میان جوامع بشری مورد تاکید قرار داد. هدف: این پژوهش به معرفی مولفه های تاثیرگزار هنر به عنوان عاملی در بازگرداندن نشاط و آرامش به شهروندان برای گذر از بحران های سخت در جامعه همچون کووید ۱۹ می پردازد. روش: پژوهش حاضر (کمی- کیفی) و تحلیل آن از منظر هدف، کاربردی است. جمع آوری داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. جامعه آماری بر اساس نظریه گراندد، تعداد ۶۰ نفر از اساتید و دانشجویان دانشکده هنر به عنوان نمونه های متخصص به عملکرد هنر در زندگی انتخاب شده است. این انتخاب اهمیت جامعه آماری مطلع به کارکرد هنر برای دستیابی به نتایج دقیق را فراهم آورده است. یافته ها: شرایط زمینه ای (فضای هنری) در تعادل یافتن افراد در مواجه با بحران های سخت به همراه ذهنی آماده و به یاد آورنده به عنوان شرایط مداخله گر، کنش ها و تعاملات حاصل از اثربخشی هنر را تحت تاثیر قرار می دهد. این کنش ها حاصل اثربخشی هنر و شامل درک خود، فعالیت های شادی بخش، تحسین هنر می شود. در نهایت پیامدهای همچون تحمل اندوه و رشد را در شرایط سخت همچون بحران های سخت اجتماعی ایجاد می نمایند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد فعالیت های هنری، از دیدگاه شهروندان آشنا به عملکرد هنر، نقش مؤثری درکاهش بار روانی و مدیریت اضطراب و استرس ناشی از بحران همه گیری داشته است. این فعالیت ها با تقویت امیدواری و نشاط اجتماعی، به شهروندان کمک می نماید تا در برابر بحران های همه گیر اجتماعی، انگیزه و توان لازم برای ادامه ی زندگی تا رسیدن به راه حل مناسب را حفظ نمایند. این نتایج بر اهمیت استفاده و توسعه برنامه های هنری در طراحی شهری به عنوان راهکاری کارآمد در مقابله با پیامدهای روانی اجتماعی تاکید می کند.
۱۰۲۸۰.

بررسی شکل گیری ساختار قالی ایرانی در انطباق با آموزه های دینی (مطالعه موردی قالی های باغی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
شناخت تأثیرات مفاهیم فرهنگی- دینی در قالی ایرانی با مطالعه و تامل در آموزه های باستانی و دینی میسر است. لذا تنوع طرح ها و نقش مایه های قالی ایرانی به عنوان بخش مهمی از هنرهای سنتی، این امکان را فراهم می سازد تا انتقال مفاهیم فرهنگی در ادوار مختلف انجام پذیرد. این پژوهش با هدف شناخت ساختار متنوعی از طرح های چندگانه قالی ایرانی به مطالعه مفهوم طرح باغی بر اساس آموزه های دینی پرداخته است؛ چراکه امکان بازخوانی بهتر نقوش قالی با شناخت مفاهیم بنیادین میسر گردد. در این راستا در پی پاسخ به این سؤال اصلی که تطبیق طرح های باغی در قالی ایران با آموزه های دینی چگونه نمود تصویری یافته است؟ با روش کتابخانه ای و اسنادی و به شیوه تاریخی- تحلیلی به مطالعه جهت تطبیق طرح باغی قالی ایرانی با آموزه های دینی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد تأثیرات مبانی آموزه های دینی بر قالی ایرانی را باید از دوران باستان تا بعد از ورود دین مبین اسلام رهیابی نمود. چراکه وجه اشتراک هنرهای ایرانی پیوند بین مفاهیم و بنیان های هنری در قبل و بعد از اسلام می باشد. کارکرد نمادین نقش مایه های قالی ایرانی بازتابی از اعتقاد به مفهومی ازلی از عناصر طبیعت و نیروی خیر و شر بوده که همگی بازنمودی از دنیای فرازمینی و غیرمادی هستند. لذا بازنمود تصویری این مبانی فکری در اعتقاد به باغ و بهشت ازلی (فردوس) منتهی می شود. انواع متنوع نقش مایه های قالی ایرانی در قالب طرح باغی در اشکال مختلفی همچون طرح های شکارگاه، لچک و ترنج، قاب قابی، محرابی، افشان هرکدام به نوعی تأکید بر اندیشه واحدی چون باغ بهشت ازلی دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان