ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۲۴۱ تا ۱۰٬۲۶۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۰۲۴۱.

نقش منظره شهری در تصویرگری کتاب های کودک معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۷
از آن جا که رشد ذهنی کودک در دنیای معاصر محور تمرکز مطالعات جهانی است و رشد و باروری وی مسیر شکوفایی شخصیتی وی را طی می کند. تصویرسازی همراه با رشد روزافزون تکنولوژی و تولید خلاقانه کتاب ها توسط تصویرگران صورت می پذیرد، یکی از روش های بالندگی ذهنی برای کودک است. دستیابی به احساسی عمیق از تصویرسازی و ادراکی سامان یافته از روابط و اصول حاکم بر تصویر همچون عناصر بصری و فضاسازی و در نهایت شناختی متعادل، الفبای ورود به تصویرسازی است که با تخیل امکان پذیر است. تصاویر در کتاب های کودک جنبه آموزشی را نیز در بردارند. یکی از آن آموزش ها آشنایی کودکان با فضاسازی برای مناظر شهری است. هدف پژوهش، قابلیت عملکرد منظره شهری در تصویرسازی و ارتباط آن با ادراک و رشد ذهنی کودک با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع مکتوب است. از این رو با ذکر نمونه های تصویری از تصویرگران معروف ایرانی ویژگی مناظر شهری در کتاب کودک مورد تحلیل قرار می گیرد. اطلاعات ضروری پژوهش، به صورت کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده و به روش تحلیل محتوا در جهت تبیین نقش مناظر شهری در رشد ذهنی کودک پژوهش پیش می رود. پژوهش در پی پاسخگویی به پرسش های مطرح شده ذیل است: تصویرسازی با ترسیم منظره شهری بر رشد ذهنی کودک چه تاثیری دارد؟ تخیل پردازی در تصویرسازی مناظر شهری چگونه نمود یافته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که مناظر شهری در کتاب های کودک ایرانی با هماهنگی بین متن و تصویر ترسیم شده اند و دارای ابعاد و قابلیت هایی هستند که اگر با تخیل و آشنایی با فرهنگ محیطی همراه باشد در جهت آموزش و رشد ذهنی کودک کاربرد دارند.
۱۰۲۴۲.

گونه بندی چیدمان فضایی بهینه برای مسکن توان پذیر با استفاده از نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
در سال های اخیر با افزایش تقاضای مسکن و هزینه زمین، نیاز به واحدهای مسکونی استطاعت پذیر افزایش یافته است. نبود چیدمان فضایی مناسب می تواند کیفیت فضایی واحدها و به تبع آن کیفیت زندگی ساکنان را کاهش دهد. ازاین رو، هدف پژوهش ارائه الگوی بهینه چیدمان فضایی واحدهای مسکونی توان پذیر به کمک نحو فضا است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی متوالی اکتشافی انجام شده است؛ به این معنا که ابتدا داده ها به روش توصیفی از طریق مرور ادبیات و تحلیل محتوا استخراج شده اند. در این چارچوب، مؤلفه های مسکن استطاعت پذیر و ارتباط آن ها با شاخص های نحو فضا بررسی گردید. سپس ساختار 114 واحد دوخوابه بررسی و از طریق روش شبیه سازی و نحو فضا پس از پالایش، 40 نمونه منتخب در سه گونه دسته بندی شدند. سپس گونه ها بر اساس مؤلفه های کیفی مسکن توان پذیر ارزیابی و میانگین امتیاز هرگونه محاسبه شد. در نتیجه گیری سه گونه بهینه چیدمان فضایی شناسایی شد. در گونه اول و دوم، ورودی در انتهای طول پلان است، با این تفاوت که در گونه اول (امتیاز 7/38)، بعد از پیش ورودی، آشپزخانه در عمق دوم و مرتبط با ورودی و نشیمن قرار دارد، ولی در گونه دوم (امتیاز 3/40)، نشیمن در عمق دوم قرار دارد. گونه سوم که بالاترین امتیاز را دارد (امتیاز 9/40) ورودی از مرکز پلان است و فضاهای عمومی و خصوصی در دو طرف ورودی تقسیم می شوند. نتایج نشان می دهد الگوی بهینه، مربوط به گونه سوم بوده که پلان مربوطه آن نیز ارائه شده است.
۱۰۲۴۳.

رهیافتِ برنامه ریزی فضاییِ دگرگون ساز برای پایداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
روندهای ناپایدارسازی در توسعه کشور فراگیر شده تا جایی که تعادل های اجتماعی و اکولوژیک را برهم زده است. بسیاری از این روندها (مانند کاهش سرانه آب، آلودگی محیطی، افزایش بیکاری، شکاف های قومیتی، فقرزایی و حاشیه نشینی) فضامند بوده و سوءتوسعه فضایی را به ویژه در مناطق شهری موجب شده اند. اگرچه نمی توان عوامل سبب ساز این وضعیت را تنها در بعد فضایی بررسی نمود ولی در چارچوب برنامه ریزی فضایی می توان با تکیه بر فضا همچون بستر مشترک و برهمکنش پدیده ها، برای پایداری جامعه به سهم خود چاره جویی کرد. در این کندوکاو برای احتراز از افزونگی مشکلات، دست وپا زدن در محدودیت دانش کنونی و ناتوانی در پاسخ ریشه ای، روش پژوهشِ مسئله مندسازی به کار می آید. با این روش، امکانِ یافتن بنیادهای مسئله زایی موضوع پژوهش با اندیشه ای انتقادی نسبت به هستی شناسی و معرفت شناسی متداول فراهم می شود و در ادامه، بینش بدیلی به دست می آید که کنش متفاوتی برای برنامه ریزی فضایی از آن استنتاج می شود. در این راستا، نوشتار حاضر کوششی فرضیه ای در دوسطح عام و خاص برای درک مسئله مندیِ تولید فضای ناپایدار در ایران نموده است که مبنای پیشنهاد رهیافت برنامه ریزی فضایی دگرگون ساز برای پایداری بدین شرح شده است: زُدایشِ تولید و توسعه فضایی ناپایدار کنونی ایران در گرو تولید فضا بر بنیان انگاره توسعه ای به گونه دیگر است که آمیزه ای از سنت های روزآمد شده ایران شهری (حکمت و تجربه زیسته ماندگاری تمدن ایران) با علم و تجارب پایداری جهانی بوده و بر مبنای مشارکت دربرگیرنده همگان در واحدهای اجتماعات محلی است. در این فرآیند، بنا بر ارزش های پایداری اجتماعی و اکولوژیک در شرایط بحران و کاهش منابع زیستی، نهادسازی فضایی می شود تا برای پذیرش و استمرار دگرگونی ها، اجتماعات محلی همراهی و عاملیت داشته باشند. مهم اینست که برنامه ریزان فضایی همچون کارگزارانِ دگرگونی بزرگ، فضای همگانیِ برانگیزاننده همکنشِ اجتماعی و همبستگی جمعی را مکان سازی نمایند و در سازماندهی های سطوح مختلف فضایی، منطقِ اجتماعی_اکولوژیک را بر منطقِ اقتصادی_مهندسی اولویت دهند.
۱۰۲۴۴.

تحلیل نقش طراحی فضاهای آموزشی در تقویت مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان پسرانه مقطع ابتدایی (مورد پژوهی: مدارس منتخب در کلان شهر کرمانشاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
طراحی فضاهای آموزشی، فراتر از یک پوسته فیزیکی، به عنوان «معلم سوم» نقشی کلیدی و تعیین کننده در شکل دهی به مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ایفا می کند. این فضاها بستری پویا هستند که تأثیر مستقیم و انکارناپذیری بر کیفیت فرآیند آموزش، انگیزه یادگیری و غنای تعاملات اجتماعی دارند. پژوهش حاضر با درک این اهمیت، به بررسی تطبیقی چهار مدرسه ابتدایی پسرانه در شهر کرمانشاه (شریفی، غدیر، خوارزمی و دانا) پرداخته است. این مؤلفه ها شامل برنامه ریزی و سازمان دهی، فضا و جهت (توانایی جهتیابی و درک نقشه ذهنی)، مفاهیم زمان (درک توالی و مدت زمان)، حافظه (تقویت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت)، مهارت های پایه خواندن، نوشتن و حساب، درک بدن خود (هوش جنبشی-حسی)، درک اشکال بصری (هوش تصویری)، درک زبان گفتاری، زبان رسا (مهارت بیان شفاهی) و ارتباط کلامی بودند که به عنوان معیارهای اصلی سنجش تأثیر محیط فیزیکی انتخاب شدند. تحلیل آماری داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، روابط کمّی قابل تأملی را بین کیفیت طراحی محیط و سطح این مهارت ها آشکار ساخت. مؤلفه "فضا و جهت" با ضریب همبستگی 560/0 و "مفاهیم زمان" با ضریب 594/0، ارتباطی قوی و مثبت با طراحی محیط آموزشی نشان دادند. این نتایج حکایت از آن دارد که فضاهای آموزشی خوانا، منظم، غنی از نشانه های بصری و دارای نورپردازی و رنگ آمیزی مناسب، به درک بهتر مفاهیم انتزاعی مانند فضا و زمان کمک شایانی می کنند. در مقابل، مهارت های زبانی پیشرفته تر مانند "درک زبان گفتاری" با ضریب 100/0 و "زبان رسا" با ضریب 093/0، کمترین میزان همبستگی را با ویژگی های فیزیکی محیط نشان دادند. یافته های این پژوهش به وضوح حاکی از تفاوت معنادار عملکرد دانش آموزان در مدارسی با طراحی متفاوت است و اثبات می کند که معماری و طراحی آگاهانه فضاهای آموزشی نه تنها یک امر لوکس، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر در فرآیند یادگیری است.
۱۰۲۴۵.

سنجش اثر جهت و زاویه بام شیب دار بر مصرف انرژی ساختمان های معاصر در اقلیم گرم و خشک (مطالعه موردی: شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
در اقلیم گرم و خشک، شدت تابش و نوسانات دمایی باعث می شود جهت و شیب بام تأثیر چشمگیری بر مصرف انرژی ساختمان داشته باشد. با توجه به اینکه در پروژه های ساختمانی، این موضوع کمتر بررسی شده، هدف این پژوهش تحلیل انرژی محور این موضوع می باشد. برای شناسایی ترکیب بهینه جهت و شیب بام، نمونه ساختمانی بر اساس مدل 900 اشری انتخاب شد. سپس با ترکیب هشت جهت جغرافیایی و پنج زاویه شیب، 40 سناریو طراحی و در نرم افزار دیزاین بیلدر با استفاده از داده های اقلیمی شهر قم شبیه سازی و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بهینه ترین سناریو، جهت جنوب شرقی با زاویه ۳۰ درجه بود که مصرف انرژی سالانه را به ۱۳۸۲۰ کیلووات ساعت رساند. این مقدار نسبت به نامطلوب ترین حالت، حدود %29/5 کاهش نشان داد. نتایج بیان می کند که انتخاب صحیح جهت و زاویه بام می تواند به طور قابل ملاحظه ای در کاهش بارهای سرمایشی و گرمایشی ساختمان مؤثر باشد.
۱۰۲۴۶.

شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه تفکر انتقادی و فرهنگ استودیویی در فرایند آموزش طراحی معماری دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
بیان مسئله: طراحی، کنکاشی نوآورانه در خلق مصنوعات بدیع است که ذهن، شخصیت و توانمندی های آفرینش گر را به چالش می کشد و به خدمت می گیرد. در عرصه معماری، این کنکاش با پیچیدگی ها، تضادها و پرسش های چالش برانگیزی روبروست که مستلزم بهره گیری از گنجینه ای از دانش و بکارگیری شیوه های تفکر نقادانه و خلاقانه است. در حوزه آموزش تفکر طراحی، اجماعی بر مؤثرترین روش شناسی وجود ندارد. از این رو، ضرورت بررسی رویکردهای آموزشی که خلاقیت دانشجویان را برانگیزد، بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش، توانمندسازی دانشجویان به تفکری انتقادی، مستقل است؛ تفکری که بدون اتکا به راهنمایی استادان و تقلید از تجربیات پیشین، فرهنگی نوآورانه را در محیط کارگاه های آموزشی پدید آورد. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، از رویکردی کیفی با اتکا بر ابزارهایی همچون مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، برای نیل به مقصود تحقیق بهره جسته شد. در بخش نخست پژوهش، به منظور اخذ نظرات کارشناسانه، از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای گزینش نمونه ها استفاده شده است. در این مطالعه، 16 نفر مشارکت کرده اند و داده های حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از کدگذاری باز و محوری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در بخش دوم پژوهش نیز، پرسشنامه ای در سه گروه، از میان 105 نمونه آماری دانشجویان رشته معماری دانشگاه های تهران و کرج (دولتی و آزاد) گردآوری شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های پژوهش، نشان داد که فرایند آموزش طراحی معماری در دانشگاه های ایران تأکید زیادی بر توسعه مهارت های تفکر انتقادی در بین دانشجویان نداشته است. این در حالی است که ادغام سبک های تفکر مختلف، از جمله تفکر بصری، انعطاف پذیر، استعاری، استراتژیک، خلاق و تفکر انتقادی، در پرداختن به چالش های چندوجهی این حوزه بسیار مهم تلقی می شود. همچنین، نتایج نشان داد که اساتید به نقش محیط استودیو در تقویت خلاقیت دانشجویان توجه ویژه ای دارند.
۱۰۲۴۷.

مراکز تولید صندوق های چوبی مقابر ایران در دوره ی صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۹
تولیدات چوبی در ایرانِ دوران اسلامی از جمله آثار شاخص و شناخته شده ای محسوب می شوند که همچنان ابهامات بسیاری در مورد آن ها وجود دارد. در ارتباط با شاخصه ها و ویژگی های تزئینی این آثار اطلاعات قابل توجهی منتشر شده، اما در زمینه مراکز تولید آن ها، شناخت کم تری وجود دارد. همین امر بیان گر ضرورت انجام پژوهشی علمی با هدف شناخت مراکز تولید آثار چوبی ایران در دوران اسلامی است. نظر به گستردگی موضوع، برای انجام این پژوهش صرفاً دوره ی صفوی مد نظر قرار گرفت و در این دوره نیز تنها صندوق های چوبی مقابر مورد مطالعه قرار گرفتند. مهم ترین پرسش های پژوهش حاضر متمرکز بر این هستند که چه مرکز یا مراکزی در زمینه تولید صندوق های چوبی مقابر در طول دوره ی صفوی نقش داشتند؟ و این که هنرمندان مرتبط با تولید این آثار، بیش تر در سطح محلی مشغول به فعالیت بوده اند یا مناطق دیگر را نیز پوشش می دادند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و شیوه گردآوری اطلاعات در آن بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تا حدودی میدانی، انجام گرفته است. در نتیجه این پژوهش تعداد 49 صندوق چوبی متعلق به برخی ابنیه آرامگاهی مورد شناسایی قرار گرفتند که روی آن ها اسامی هنرمندان نجار همراه با ذکر نام برخی از شهرها یا مناطق، نگاشته شده بود. بر همین اساس، اسامی مراکز متعددی همچون اصفهان، لواسان، لاهیجان، ساری، کاسوا و خوانسار، شناسایی شدند که در این مناطق و طی این دوره به تولید چنین آثاری مشغول بودند. در این میان هنرمندان برخی شهرها همچون اصفهان، شناخته شده تر بوده و تولیدات آن ها در بسیاری از مناطق ایران شناسایی شدند، اما برخی هنرمندان نیز صرفاً در محدوده محلی خود به تولید چنین آثاری مشغول بودند؛ از آن میان می توان به نجاران سجاس یا اقلید اشاره کرد.
۱۰۲۴۸.

خط به مثابه تصویر: تحلیل تقابل های گفتمانی در سکه های اولجایتو با تأکید بر روش نشانه-معناشناختی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
سکه های ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کرده اند. عملکرد این سکه ها در واقع همانند رسانه ای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آن ها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنش های بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشه های مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبه ها (نوشته ها و نقش ها) روی همین سکه ها بازتاب یافته و مهار شده اند. هدف، بررسی نشانه شناختی این تقابل ها به عنوان اجزای شکل دهنده ی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان می شود. روش کار بر پایه ی نظریه ی نشانه -معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکه ی نقره از ضرب تبریز مربوط به سال های ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، به عنوان نمونه های شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. داده ها شامل تصاویر دقیق از سکه ها و نیز منابع کتابخانه ای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافته ها روایت سه گانه ی این تحول را نشان می دهند که در سال های نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکه ها دو چهره ی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ می کنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاط آمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلب های درهم تنیده، بار عاطفی پیام را تقویت می کنند، اما در مرحله ی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گل های هفت پر، گفتمانی یکپارچه و تثبیت شده را تشکیل می دهند. نتیجه ی بنیادی این است که سکه ها تنها آینه ی تحولات نبوده اند، بلکه عرصه ای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنش ها به سود روایت رسمی قدرت بوده اند. این روند، استراتژی هوشمندانه ی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار می کند.
۱۰۲۴۹.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۳
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۱۰۲۵۰.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۱۰۲۵۱.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۱۰۲۵۲.

سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائه خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیت های عینی در ارائه خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. داده های عینی از داده های مکانی سازمان های خدمات رسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. داده های ذهنی نیز از طریق پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقه شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۴۰۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل های فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافته ها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکز پیرامون تبعیت می کند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایین ترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخص های «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حمل ونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالش های بنیادین روبه روست. عدالت نه تنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمره سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان داده های عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه می دهد. دسته بندی چهارگانه مناطق می تواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامه ریزی شهری باشد.
۱۰۲۵۳.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.
۱۰۲۵۴.

گونه شناسی و گاه شناسی تطبیقی آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه، اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
تنوع و پیشرفت در اجرای آرایه های آجرکاری، گچ بری و کاشی کاری عموماً در قرون میانی اسلامی به ویژه در دوره های سلجوقی و ایلخانی رخ می دهد. وجود انواع طرح های هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه به صورت مجزا یا در ترکیب با یکدیگر در بدنه ی بناهای مختلف این دوره ها اعم از بناهای مذهبی و غیرمذهبی حاکی از این ادعاست. مسجد جامع هفتشویه از جمله بناهای مهم قرون میانی اسلامی است که تاکنون در ارتباط با گونه شناسی آرایه های آن مطالعه ی منسجمی انجام نشده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از میراث نوشتاری، رجوع در محل به منظور مستندسازی، عکاسی و طراحی از آرایه ها و مطالعه ی تطبیقی با نمونه های مشابه به گونه شناسی آرایه های معماری آن پرداخته شود. سؤال مهم پژوهش حاضر عبارت است از: آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه به چندگونه تقسیم می شوند و گاه شناسی آن ها بر مبنای مطالعات تطبیقی چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که آرایه های کاشی کاری (پنج گونه)، آجرکاری (سه گونه) و گچبری (شش گونه) عمده ی آرایه های مسجد را به خود اختصاص داده اند و با توجه به مطالعات تطبیقی با نمونه های مشابه تاریخ گذاری آن ها عموماً به دوره ی ایلخانی و در مواردی از جمله برخی نمونه های آجرکاری به دوره ی سلجوقی و برخی نمونه های کاشی به دوره ی صفوی منسوب می شوند.
۱۰۲۵۵.

تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربه انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط های مجازی توان بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات گرا است و به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی است. داده های پژوهش ازطریق مشاهده رفتار کاربران - شامل 18 شرکت کننده با تجربه بازی های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به خصوص بر رفتارهای مبتنی بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصله ترجیحی از دیوار و لبه ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.
۱۰۲۵۶.

بازشناسی و بازخوانی تحولات شهر تاریخی هُوسَم (رودسر) مبتنی بر تحلیل منابع مکتوب و شواهد موجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
بافت های تاریخی شهرها در گذر زمان و تحت تأثیر تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و طبیعی تغییر می کنند؛ این تغییرات گاهی درک اصالت کالبدی و عملکردی آن ها را مخدوش می سازند. رودسر که در منابع کهن با نام های خُشَم، خُوسَم، حُوسَم و هُوسَم آمده، نمونه ای از چنین دگرگونی هایی است. با وجود سابقه تاریخی، از بین رفتن شواهد کالبدی سبب شده خوانش دقیق نظام کالبدی و عملکردی این شهر با ابهاماتی همراه باشد. با این توضیح پژوهش حاضر در جهت پاسخ به پرسش های «تحولات تاریخی شهر رودسر در دوره های مختلف تاریخی چگونه بوده و ویژگی های کالبدی و عملکردی ساختارهای شکل دهنده بافت تاریخی چیست؟» شکل گرفته است. هدف از این مطالعه بازخوانی هویت شهری و نظام کالبدی- عملکردی آن در یک سیر تاریخی، تبیین ویژگی های شاخص و استخراج برخی نشانه های از بین رفته در بافت تاریخی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل متون و اسناد تاریخی، نقشه ها، سفرنامه ها و برخی شواهد کالبدی موجود است. یکی از منابع شاخص تاریخی نگاره ای از دوره صفوی است که در این مقاله تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رودسر از قرن سوم هجری تا اوایل قاجار به تدریج با تقویت هسته های شکل دهنده شهر، دارای سازمان فضایی منسجمی بوده است. بااین حال مداخلات شهری ناهمگون از اواخر این دوره و به ویژه در دوره پهلوی اول، منجر به گسست در یکپارچگی کالبدی و خدشه دار شدن لایه های هویت بخش محدوده تاریخی این شهر شده است.
۱۰۲۵۷.

ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
شهر شاد به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی شهری، بر ایجاد فضاهای انسان محور، تعامل پذیر و سرزندگی آور تأکید دارد. در این میان، شهر تبریز با چالش هایی مانند کاهش نشاط اجتماعی، ضعف در طراحی فضاهای عمومی و کم رنگ بودن مشارکت شهروندان مواجه است. این پژوهش باهدف ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز است که ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. در این پژوهش، داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از صاحب نظران حوزه های شهرسازی، روان شناسی محیطی و مدیریت شهری گردآوری شد. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری در چهار مرحله ادامه یافت. برای تحلیل روابط علّی و تأثیرگذاری متقابل متغیرها نیز از نرم افزار میک مک و روش تحلیل ساختاری متقاطع بهره گرفته شد.یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه اجتماعی– روانی با عدد 290 بیشترین سهم را در اثرگذاری و اثرپذیری نسبت به سایر عوامل دارد. این موضوع بیانگر نقش بنیادین کیفیت روابط اجتماعی، سلامت ذهنی و رضایت از زندگی شهری در تحقق شادی شهروندان است. در مقابل، مؤلفه مشارکتی–حکمرانی با عدد 69 کمترین میزان تأثیرگذاری را داشته که ناشی از ضعف ارتباط میان مدیریت شهری و ساکنان ارزیابی می شود. نتایج نشان دادند که توسعه شهر شاد صرفاً در گرو طراحی کالبدی نیست، بلکه نتیجه تعامل متوازن میان فضا، روابط انسانی و حکمرانی مشارکتی است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری در حوزه تحقق کیفیت زندگی و شادی شهری در تبریز مورداستفاده مدیران شهری و برنامه ریزان قرار گیرد.
۱۰۲۵۸.

مروری سیستماتیک بر فرآیندهای برهم کنش دانش و عمل برنامه ریزان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
در پی بحران اعتماد به حرفه مبتنی بر عقلانیت فنی، در عرصه برنامه ریزی شهری، شکاف میان نظریه (دانش صریح) و عمل مطرح شده است. هدف این پژوهش، در چارچوب مرور سیستماتیک، شناسایی و قیاس رویکردهای رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزان شهری و بسط آن ها در اندیشه و عمل برنامه ریزی است. بدین منظور، از طریق راهنمای عمل پریزما، 584 منبع از پایگاه های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و ایرانداک با جستجوی کلیدواژه ها در محدوده زمانی تا پایان سال 2022 میلادی به دست آمد و سپس با مرور به ترتیب عنوان، چکیده و تمام متن آن ها، 44 منبع برای سنتز انتخاب شد. در ادامه، با استفاده از ابزارهای VOSviewer، Scholar GPT و Excel، مطالعات منبع شناختی و تلفیقی روی این منابع انجام گرفت. در مطالعات تلفیقی، پس از کدگذاری، چهار رویکرد شناسایی شد. رویکرد عمل محور با تأکید بر دانش ضمنی، قائل به دانش صریح در عمل نیست و تقریباً در مقابل رویکرد پرکسیس محور است. در میان این دو، رویکردهای پیشایندی و تأملی با میزان معکوسی از اتکا به دانش صریح و ضمنی هستند. این رویکردها بازتابی از گفتمان ها و ساختارهای تصمیم گیری متکثر موقعیت مبنا در اندیشه و عمل برنامه ریزی هستند.
۱۰۲۵۹.

تحلیل مستندات علمی در زمینه آموزش نقد معماری: مطالعه مرور دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۷
با وجود اهمیت نقد در فرایند آموزش معماری، پژوهش های پیشین نشان دهنده وجود شکاف های قابل توجه در تبیین مبانی نظری، شیوه ها و الگوهای آموزش نقد در این زمینه است. این موضوع نه تنها درک جامعی از ابعاد مختلف نقد در فضاهای دانشگاهی را دشوار ساخته، بلکه توسعه شیوه های مؤثر آموزش نقد را نیز محدود کرده است. این پژوهش به تحلیل و بررسی مستندات علمی مرتبط با آموزش نقد معماری می پردازد. هدف اصلی این مطالعه بر شناسایی روندهای کلیدی، کاستی های پژوهشی و گسترش مفاهیم موجود در این حوزه متمرکز است تا زمینه ای برای پیشبرد دانش و روش های آموزشی فراهم آورد. این پژوهش به روش مرور دامنه ای انجام شده، یک مطالعه کاربردی است و بر تحلیل محتوای 24 مقاله منتخب از پایگاه های استنادی وب آو ساینس، اسکوپوس و ساینس دایرکت استوار است. روش شناسی شامل تحلیل کلیدواژه ها، استخراج الگوهای اصلی و فرعی و بررسی جامع منابع مرتبط است. یافته ها نشان می دهد که نقد معماری عمدتاً به عنوان ابزاری برای تقویت مهارت های طراحی در استودیوهای طراحی به کار رفته و «آموزش نقد» به مثابه یک مهارت مستقل به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. تحلیل واژگان کلیدی و هم واژگانی حاکی از تمرکز پژوهش ها بر «آموزش معماری» و «استودیو طراحی» و غفلت از مفاهیمی مانند «آموزش نقد» و «نقد نظری» است. این نتایج ضرورت گسترش چارچوب های نظری-عملی برای غنی سازی تجربه نقد و بررسی تأثیر بلندمدت نقد بر مسیر حرفه ای فارغ التحصیلان را برجسته می کند.
۱۰۲۶۰.

طراحی چارچوب مفهومی بومی برای بازی وارسازی تجربه گردشگری در بافت تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهری در سال های اخیر با چالش هایی همچون تضعیف هویت فرهنگی، فشار بر زیرساخت ها و کاهش کیفیت تجربه بازدیدکنندگان مواجه شده اند. در این میان، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین طراحی مبتنی بر عناصر بازی (مانند مأموریت، روایت، پاداش و چالش)، ظرفیت بالایی برای ارتقای مشارکت گردشگران و رفتارهای پایدار دارد. بااین حال، اغلب چارچوب های موجود در این حوزه، انتزاعی، فناورانه محور و نامتناسب با پیچیدگی های فرهنگی و فضایی بافت های تاریخی، به ویژه در کشورهای جنوب جهانی، هستند. هدف: هدف این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی بومی شده برای ادغام بازی وارسازی در مدیریت پایدار گردشگری شهری با تمرکز بر بافت تاریخی شهر همدان است. روش: این مطالعه با بهره گیری از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی و در چهار مرحله انجام شد: ۱) پیمایش کمی با نمونه ۳۸۴ نفره از گردشگران و ساکنان؛ ۲) مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج خبره حوزه طراحی شهری، گردشگری و فناوری تعاملی؛ ۳) اجرای سه مرحله ای روش دلفی برای اعتبارسنجی مدل مفهومی؛ و ۴) تلفیق داده ها و ساخت مدل نهایی با استفاده از رویکرد تحلیلی-مفهومی. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی چهار لایه اصلی در مدل منجر شد: عوامل علی (مانند مشارکت محلی و غوطه وری روایی)، عوامل زمینه ای (مانند ظرفیت نهادی و محدودیت های زیرساختی)، مکانیزم های مداخله گر (شامل طراحی بازی وار و مدیریت هوشمند)، و پیامدها (همچون پیوند با مکان و اقتصاد تجربه). مفهوم مرکزی مدل، "تجربه تعاملی و انگیزشی در چارچوب حکمرانی نرم" شناسایی شد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی، با تلفیق نظریه های انگیزشی، اقتصاد تجربه و حکمرانی نرم، چشم اندازی بومی و کاربردی برای به کارگیری بازی وارسازی در بافت های تاریخی ارائه می دهد. این مدل نه تنها به ارتقای کیفیت تجربه گردشگران کمک می کند، بلکه ابزاری برای توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت پایدار از میراث شهری محسوب می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان