ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۸۱ تا ۱۰٬۲۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۰۱۸۱.

تحلیل تطبیقی کارآموزی دانشجویان معمای و کارورزی دانشجومعلمان (گامی به سوی بازطراحی الگوی شایستگی محور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۳
گذار از دانشگاه به حرفه ، مرحله ای اساسی در تربیت دانشجویان معماری است که کارآموزی در این مسیر نقش واسطه ای مهمی دارد. علی رغم وجود سرفصل های متنوع، برنامه های کارآموزی معماری در ایران در پرورش شایستگی های حرفه ای دانشجویان کارآمد نیستند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تطبیقی مبتنی بر الگوی چهارمرحله ای بردی، به مقایسه ساختار و مؤلفه های برنامه درسی براساس الگوی تایلر شامل اهداف، محتوا، شیوه اجرا و ارزشیابی-در سرفصل های کارآموزی معماری و کارورزی تربیت معلم می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برنامه کارورزی معلمان با ساختار مرحله ای، اهداف شایستگی محور، محتوای چندلایه و تأملی، اجرای موقعیت محور و ارزشیابی تکوینی چندمنبعی، بستری نظام مند و منسجم برای رشد تدریجی توانمندی های حرفه ای فراهم می سازد. در مقابل، کارآموزی معماری اغلب از انسجام ساختاری، اهداف رفتاری و صریح، محتوای هدفمند و نظام ارزشیابی مبتنی بر عملکرد بی بهره اند. این نتایج، بر لزوم بازطراحی کارآموزی معماری با الگوگیری از رویکرد شایستگی محور کارورزی معلمان تأکید دارد.
۱۰۱۸۲.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۱۰۱۸۳.

جنگ بر سر خیابان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۱
جهانخوار امریکا-اسرائیلی، سرخورده از نیم قرن توطئه های پنهانی و نیابتی، عاقبت نقاب از چهره انداخت و با تعرض به قلمرو ایران نیت خود را با صدای بلند آشکار کرد: تضمین منافع امریکا-اسرائیلی با یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران ممکن نمی شود؛ تجزیه ایران چاره کار است. آخرین تدبیر ائتلاف شوم امریکا-اسرائیلی برای تجزیه قومی و جغرافیایی ایران، سرنگونی نظام مردمی آن از طریق تسخیر «خیابان» است. برای این مقصود در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله توطئه تسخیر «خیابان» از سوی ائتلاف شیطانی اجرا شد. 23 خرداد باور داشت که در ادامه هجوم نظامی، مردم به «خیابان» خواهند ریخت و نظام سرنگون می شود. هجوم را انجام داد، اما مردم به خیابان نیامدند. بلکه وحدت ملی و حب وطن که در دلشان افزون گشته بود ادامه نبرد نظامی برای شیاطین را هم بی فایده ساخت. لذا تا توطئه ای دیگر تقاضای آتش بس کردند. 18 دی نقشه عوض شد، زیرا در مرحله قبل نیروی خارجی موجب وحدت ملی شده بود. پس مزدوران داخلی را اجیر کردند تا در قالب گروه های چریکی به ترور کور در نقاط منتخب بپردازند؛ بدان امید که مردم ناراضی از گرانی های ناشی از سیاست های ارزی دولت به آنها بپیوندند، «خیابان» را تسخیر کرده و مقدمه سرنگونی نظام فراهم آید. با فراخوان رضا پهلوی گروه های ترور، جامعه را به آشوب کشیدند. راهبرد آنان خروج از دنیای مجازی و اعلام موجودیت در عالم واقع از طریق تسخیر «خیابان» بود. بدان امید که با جرقه گروه های ترور، مردم ناراضی به «خیابان» خواهند آمد و موقعیت مناسب برای مداخله نظامی خارجی فراهم می شود تا از دو سو نظام را محاصره و ساقط کنند. در عمل اما، با فاصله یک روز و اندی از غلبه ترور بر خیابان، نیروهای انتظامی وارد میدان شدند و رویارویی دو گروه، اگرچه به تلفات سنگین دو طرف و مردم بیگناه انجامید، اما مانع تصرف «خیابان» شد و مقدمه ورود قوای بیگانه محقق نشد. در گام سوم، تحلیل دشمن امریکا-اسرائیلی همچنان مبتنی بر تسخیر «خیابان» بود. تصورشان آن بود که در مرحله قبل، سرکوب نظامی گروه های ترور مانع تکمیل نقشه بوده است. لذا این بار اقدام نظامی محدود را نقطه شروع قرار دادند تا مرحله ترور و آشوب در خلاء قدرت پس از آن آغاز شود. 9 اسفند جنگ رمضان با هجوم امریکا-اسرائیلی شروع شد. در ضربه اول، رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیدند. اما حلقه های بعدی زنجیره نقشه امریکا-اسرائیلی مطابق پیش بینی آنها محقق نشد. قوای نظامی ایران به سرعت وارد مقابله نظامی بازدارنده و تدریجاً هجومی شد و ملت پشتیبان نظام نیز به سرعت «خیابان» را به تصرف خود درآورد. حضور بی وقفه ملت در خیابان حماسه آفرید. نه تنها مانع نقش آفرینی گروه های ترور شد، بلکه مقدمه روح افزایی، حس وحدت و قوام روح سلحشوری ملت گردید. در این هنگام مسئولان کشور نیز که پی به خاصیت عملی «خیابان» برده بودند، بی وقفه بر تداوم حضور ملت در «خیابان» پای فشردند. به سرعت سیاست حفظ «خیابان» برای حفظ نظام به سیاست اصلی جنگ رمضان بدل شد. «شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را خواهیم داشت» (مجید موسوی فرمانده سپاه ۴۰۴/۱۲/۱۲). «حضور و مشارکت [در خیابان] واجب کفایی محسوب می شود» (آیت الله سیستانی ۴۰۴/۱۲/۱۶ا). «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد : خیابان، خیابان، خیابان» (قالیباف ۴۰۴/۱۲/۲۰). «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود، چه به صورتی که در این روزها و شب های جنگ از خود نشان دادید و چه به صورت انواع نقش آفرینی های مؤثر در عرصه های مختلف» (آیت الله مجتبی خامنه ای ۴۰۴/۱۲/۲۱). «قسم می خورم حضور مردم در خیابان ها ثوابش به مراتب از عبادت در سحرهای ماه رمضان بیشتر است» (ایت الله مروی ۴۰۴/۱۲/۲۶). شکل گیری ادبیات دینی و اجتماعی در تأیید مقام خیابان و اهمیت آن در سرنوشت جامعه، دستاورد توطئه های امریکا-اسرائیلی در سال ۱۴۰۴ بود. بروز رویدادهای بی نظیر در فضای خیابان مؤید ظرفیت بزرگ آن در ساخت و تعیین سرنوشت اجتماع است. اگر قرآن به شهادت آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (سوره رعد، آیه 11) سرنوشت جامعه را نتیجه وضع افراد آن دانسته، قهراً «موقعیت» رشد افراد امری راهبردی تلقی می شود. در اینجا نقش «خیابان» به مثابه «مکان» تجربه عملی انسان در معاشرت با اجتماع یگانه می گردد. همین نقش برای خیابان کافی است تا مدیران و برنامه ریزان دیگر خیابان را صرفاً ابزار تردد نشمارند. بلکه آن را «مکان» ظهور قوای نهفته در اجتماع بدانند و در هنگام برنامه ریزی، طراحی، ساخت و مدیریت، متوجه باشند که موضوع کارشان مهمترین اندام شهر و مدرسه انسان سازی و جامعه سازی است. خیابان همان طور که ساحل نجات جامعه در نقابل با هجوم امریکا-اسرائیلی بود، در مرحله ساخت کشور نیز فرصتی بی بدیل است. باشد که
۱۰۱۸۴.

شناسایی و سنجش عوامل کلیدی تاثیرگذار بر نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای؛ نمونه مطالعاتی: شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۷
این پژوهش با روش آمیخته (فراترکیب کیفی ۲۷ منبع منتخب و پیمایش کمی) به شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بندر خشک زاهدان بر توسعه منطقه ای پرداخت. مدل نهایی پژوهش شامل دو مولفه اصلی «ترافیکی- حمل و نقل» (با معیارهایی چون موقعیت استراتژیک و کنترل ترافیک) و «اقتصادی- اجتماعی» (با معیارهایی مانند توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی) و ۲۴ شاخص بود. داده های کمی از ۵۶ خبره به روش هدفمند گردآوری و با آزمون تی تک نمونه ای تحلیل شد. یافته ها نشان داد هر دو مولفه تأثیر معناداری بر توسعه منطقه ای زاهدان دارند و معیارهای «توسعه اقتصادی» و «موقعیت استراتژیک» اولویت بیشتری دارند. در سطح خردتر شاخص هایی مانند «کاهش ترافیک جاده ای» و «جذب سرمایه گذاری خصوصی» بیشترین تأثیر را داشتند، درحالی که شاخص های اجتماعی نظیر «برابری اجتماعی» و «توسعه استعدادهای انسانی» نیازمند توجه ویژه در سیاست گذاری شناسایی شدند.
۱۰۱۸۵.

عناصر تأثیرگذار در بازنمایی نقش زن در دوزخ معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
داستان های دینی همواره فضای مناسبی برای بازآفرینی در بستر هنر و فرهنگ یک ملت بوده اند. از جمله ی این داستان ها، ماجرای معراج است که شاخص ترین نمونه ی آن معراج حضرت محمد (ص) در دین اسلام است که هدف بسیاری از هنرمندان برای بازآفرینی گشته است. این قضیه به دین اسلام محدود نیست و در ادیان مختلف از جمله دین مسیحیت، جایگاه ویژه ای دارد؛ از نمونه های آن می توان به کمدی الهی دانته که تا حدودی برگرفته از فضای معراج در اسلام است اشاره کرد. از عناصر مهم پرداخته شده در معراج نامه ها تصویرگری زنان است. زنان در دوزخ، به عنوان نمودی از گناه و در حال عذاب، و در بهشت به عنوان نمودی از تقدس و نور تصویر شده اند. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکردی تطبیقی به مطالعه و تحلیل تصویر زن، در دو نسخه از معراج نامه های دینی، معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره بپردازد. روش جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، آرشیوی و آنلاین بوده و نوع انتخاب داده ها به صورت هدفمند و غیرتصادفی و از میان نگاره های دو نسخه، نگاره هایی هستند که در آن ها زنان در دوزخ ترسیم شده اند. برای پیشبرد اهداف مقاله از نظریه ی نگاه مردانه ی جان برجر، و نظریه ی جنسیتی و فمینیستی لیندا ناکلین در مورد بازنمایی تصویر زن در هنر دینی، بهره گرفته شده است. و هدف از آن بیان جایگاه زن به عنوان عنصری مهم و تأثیرگذار در هنر دینی و چگونگی بازآفرینی اوست. سؤالی که مطرح می شود، تفاوت های بازنمایی زنان در دوزخ دو اثر مذکور تحت تأثیر چه عوامل فرهنگی و دینی است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است، با این که دو نسخه در بازنمایی نقش زنان در دوزخ تفاوت های اساسی، آن هم به خاطر تفاوت در نوع نگرش جامعه و دین، با یکدیگر دارند، ولی در مواردی نظیر نوع گناهان انجام شده توسط زنان، نوع نگاه و رفتارهای نسبت داده شده به آن ها، هدفی که نقاش از بازنمایی دوزخ و عنصر زن در جامعه ی روزگار خود داشته با یکدیگر اشتراکاتی دارند و این اشتراکات حاصل از یکسانی در روح دین و هنر قدسی است که با تفاوت در بستر و بازنمایی هم شباهت های خود را به نمایش می گذارد.
۱۰۱۸۶.

خانه ای به وسعت شهر: بازتعریف فضاهای عمومی خانواده محور در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
فضاهای عمومی شهری، بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، تجربه های جمعی و پیوند میان نسل ها هستند و می توانند نقشی بنیادین در بازتولید زیست خانوادگی و تحکیم روابط اجتماعی ایفا کنند. این فضاها نه تنها عرصه حضور افراد، بلکه صحنه تعامل میان ارزش ها، هویت ها و ساختارهای فرهنگی جامعه اند. در این میان، مفهوم «فضای عمومی خانواده محور» به عنوان رویکردی نو در پیوند خانه و شهر، هنوز در ادبیات علمی و سیاست گذاری شهری ایران جایگاه مشخصی ندارد و عمدتاً در قالب مفاهیمی چون «فضای شهری ایمن» یا «فضای اجتماعی مشارکتی» به صورت پراکنده مورد اشاره قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بازتعریف این مفهوم و تبیین ابعاد فرهنگی، نهادی و طراحی آن درزمینه اجتماعی تهران است. برای دستیابی به این هدف، مجموعه ای از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از متخصصان و کنشگران کلیدی در حوزه های خانواده، جامعه شناسی شهری، شهرسازی، معماری و مدیریت شهری انجام شد. نتایج نشان می دهد که فضاهای عمومی تهران در وضع موجود، بیش از آنکه بر بنیان های انسانی و خانوادگی استوار باشند، بر منطق کالبدی، ترافیکی و عملکردی متکی اند. این امر سبب کاهش حس تعلق، کاهش فرصت تعاملات میان نسلی و گسست میان عرصه های زیست روزمره و حیات خانوادگی شده است. متخصصان بر ضرورت بازاندیشی در نقش فضاهای عمومی به عنوان بستری برای تعامل اجتماعی، امنیت روانی، نشاط جمعی و تقویت هویت خانوادگی تأکید داشتند. درنتیجه، چهارچوب مفهومی حاصل از این پژوهش، ادغام سه بُعد فرهنگی اجتماعی، طراحی فضایی و نهادی سیاستی را در بازآفرینی فضاهای عمومی خانواده محور پیشنهاد می کند؛ چهارچوبی که می تواند مبنایی نظری و اجرایی برای توسعه سیاست ها و برنامه های شهری در جهت ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی و بازتعریف رابطه خانواده و شهر در ایران معاصر فراهم آورد.
۱۰۱۸۷.

ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۷۹
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
۱۰۱۸۸.

منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
۱۰۱۸۹.

تحلیل طرح واره های گامبریچ در ادراک نقاشی های سالوادور دالی با تأکید بر توهم بصری و دید فریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
بیان مسئله: این پژوهش نحوه ادراک بیننده در آثار سالوادور دالی بر مبنای طرح واره ها و تصحیح آن ها با توجه به توهم های بصری و تکنیک های دیدفریبی مطالعه می کند. این مؤلفه ها از کتاب «هنر و وهم» ارنست گامبریچ انتخاب و تشریح شده اند. هدف پژوهش: در آثار دالی مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، از درک واقعیت فراتر رفته و با خلق عناصر نامتعارف، طرح واره ها را به چالش می کشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است: چگونه نقاشی های منتخب با به چالش کشیدن طرح واره ها براساس مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، ادراک مخاطب را رقم می زنند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، از تأکید گامبریچ بر نقش توهم و تکنیک های دیدفریبی در به چالش کشیدن طرح واره های ذهنی مخاطب استفاده شده است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پژوهش می کوشد با مطالعه پنج نقاشی از دهه 40 آثار این هنرمند، براساس هدف معین، نقش طرح واره در ادراک مخاطب را مشخص کند. نتیجه گیری: مطالعه آثار دهه 40 دالی در این مطالعه نشان داد مهم ترین ابزار او برای به چالش کشیدن طرح واره ها و ادراک مخاطب، مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی است. وی با استفاده از فریب دید، تصاویر دووجهی، انعکاس ها و تغییر شکل اشیا، دگردیسی ها، ادغام ها یا خلق ترکیب های خاص و نوآور، استفاده معمایی از سایه ها، زوایا و عمق های نامتعارف طرح واره های ذهنی بیننده را به چالش می کشد. او مخاطب را در مرز واقعیت و رؤیا گیر می اندازد. بر این اساس تلاش دالی، فراتر از بازی های ادراکی می رود. دالی از این تمهیدات برای تحریک قوه تخیل بیننده و چندگانگی معنایی، استفاده می کند؛ مخاطب را وامی دارد به طور فعال در فرایند درک اثر هنری و سپس معناکاوی آن شرکت کند. در نقاشی های دالی به کارگیری مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی با گذر زمان بیشتر می شود. هرچه زمان بیشتر می گذرد؛ این روش ها و تکنیک ها بیشتر در خدمت معنایابی قرار می گیرند.
۱۰۱۹۰.

آینده پژوهی انتقادی در بافت پیرامونی حرم های زیارتی: تحلیلی بر مبنای روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
بیان مسئله: امروزه شهرهای زیارتی به واسطه ی اقدامات ادواری توسط مدیریت شهری با هدف تأمین نیازهای پشتیبان زائران و گردشگران، دچار چالش هایی با دامنه ی فراگیر در ابعاد مختلف شهری هستند که مخدوش شدن هویت مذهبی-زیارتی آنها را در پی داشته است. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف واشکافی لایه های مختلف تأثیرگذار در مداخلات بافت پیرامون حرم های زیارتی، صورت پذیرفته است تا سناریوهای مرتبط با آینده های بدیل مداخلات مذکور را تبیین نماید. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ی مروری نظام مند کیفی با جهت گیری آینده پژوهانه است که با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی، انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، مشتمل بر 42 مطالعه ی داخلی و خارجی در بازه ی زمانی سال های 1376 تا 1404 (1997 تا 2025) است. یافته ها: تحلیل چهارلایه ای علی (لیتانی، علل سیستمی، گفتمانی و اسطوره ای)، پیشران های کلیدی را شناسایی و مبنای طراحی چهار سناریوی بدیل آینده قرار داد تا امکان تصویرسازی و ارائه ی سیاست های جایگزین در برنامه ریزی بافت پیرامون حرم های زیارتی را فراهم آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقابل گفتمان ها در لایه های عمیق تر تحلیل علی (اسطوره ای و گفتمانی) با غلبه ی گفتمان گردشگر محور و سلطه ی ایدئولوژی سکولار در کنار بی اعتنایی به گفتمان زیارت محور و با تأسی از استعاره ی «هم زیارت-هم سیاحت» و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در لایه ی میانی (ساختاری)، اصلی ترین ریشه های مسئله زایی مداخلات کنونی در بستر شهرهای زیارتی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و چارچوب بندی مجدد مسئله، به واکاوی گذشته، حال و عدم قطعیت های کلیدی آینده ی مداخلات در بافت پیرامون حرم های زیارتی پرداخت. پس از استخراج پیشرا ن های کلیدی در لایه های تحلیل علی و امتیازدهی آنها در ماتریس اثرگذاری-عدم قطعیت، دو عدم قطعیت کلیدی مشتمل بر «تقابل زیارت-گردشگری» و «نظام مدیریتی»، شناسایی گردید و در ادامه، چارچوبی به منظور تبیین چهار سناریوی بدیل با عناوین «حفظ قداست در چارچوب اقتدار»، «تلفیق معنویت و حکمرانی نوین»، «تجاری سازی اجباری» و «شهر جهانی زیارت» را فراهم نمود.
۱۰۱۹۱.

A Critical Review of the Registration Process of Architects - Its Highs and Lows (Case Study: Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۱
The practice of architecture worldwide is one of the most regulated. To become an Architect, one must undergo a rigorous process, first at an architecture school and then in real-life practice. This paper critically examines the architect registration process in Uganda, highlighting its highs and lows, and recommends what must be done to improve the process. Using the mixed-methods approach consisting of surveys, thematic analysis, and document reviews, the study assesses the individual experiences of graduate architects who have undergone this process. To ensure the validity and reliability of research tools, the questionnaire was reviewed by five experts with in-depth knowledge of the architectural registration process. The study acknowledges that compulsory placement of graduates under a registered architect is useful as it exposes the graduates to practical skills, which include management of projects, office management, communication, supervision skills, and legal compliance, which cannot be easily provided in architecture schools. However, the registration procedure is considered very rigid and outdated due to its long registration timelines, lack of communication, and failure to accommodate the views of the new specialties in the course. In conclusion, it is acknowledged that reform is necessary in the registration process, which will include digitizing the documentation and feedback process, as well as introducing a modular assessment method. It also calls for flexible mentorship models that are tailored to meet professional requirements.
۱۰۱۹۲.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۱۰۱۹۳.

سکوت پدیدارشناختی به مثابه میدان پدیداری سکونت در پدیدارشناسی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
بیان مسئله: در جهان پرسرعت و آشفته امروز، تجربه سکونت اصیل دشوار شده است. پدیدارشناسی می کوشد با نگاهی تازه به سکونت، آن را همچون شیوه ای از بودن در جهان بازفهم کند و در برابر این گسست بایستد. در این میان، «سکوت پدیدارشناختی» با آن که در اندیشه بسیاری از پدیدارشناسان حضوری ضمنی دارد، کمتر به صورت مستقیم در پیوند با سکونت بررسی شده و این در حالی است که این مفهوم می تواند به مثابه میدانی پدیداری برای نزدیک شدن به تجربه سکونت در معماری معاصر عمل کند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین و ارائه راهکارهای معمارانه برای تحقق سکونت پدیدارشناختی در معماری است؛ راهکاری که با اتکا به آرای اندیشمندان پدیدارشناس و از خلال مفهوم «سکوت پدیدارشناختی»، می کوشد راهی برای نزدیک شدن به تجربه اصیل سکونت در فضاهای معماری بگشاید. روش پژوهش: رویکرد روش پژوهش بر مبنای استدلال منطقی و تحلیل نظری است. در این راستا، با مطالعه متون مختلف حوزه پدیدارشناسی معماری، گزاره های کلیدی، استخراج شده و ازطریق قیاس مفهومی و تحلیل تطبیقی، در وهله اول رابطه میان سکوت و سکونت، شناسایی شده و در گام بعد راهکارهای معمارانه تقرب به سکونت از دریچه سکوت عرضه شده است. نتیجه گیری: این پژوهش با تکیه بر آرای اندیشمندان پدیدارشناس و در راستای دستیابی به تجربه اصیل سکونت، سکوت پدیدارشناختی را به مثابه میدان پدیداری هستی (بافت حاضر تجربه، کلیتی زنده و اکنونی که پدیده در دل آن آشکار می شود) معرفی می کند؛ وضعیتی که می تواند شرایط پدیداری سکونت را فراهم سازد. در این راستا، پژوهش مجموعه ای از راه کارهای معمارانه را برای امکان بخشی به ایجاد چنین میدانی پیشنهاد می کند و آن ها را در شش دسته کلی سامان می دهد: 1. درآستانگی و فضاهای مرزی، 2. اپوخه و تقلیل فضایی، 3. بدویت فضایی، 4. بداهت و وانهادگی فضایی، 5. محصوریت و پناه مندی و 6. زمان مندی فضایی.
۱۰۱۹۴.

بررسی چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۳
بازآفرینی و طراحی بافت های فرسوده شهری، زمانی موفق خواهد بود که فرایند تصمیم سازی و مداخله، بر بستر مشارکت واقعی و اعتماد شهروندان شکل گیرد. در شهر تبریز، تجربه سال های گذشته نشان داده است که ضعف ساختارهای نهادی، پیچیدگی فرایندهای اداری و نبود ارتباط سازنده میان مدیریت شهری و ساکنان، مانع مشارکت مؤثر مردم در طرح های نوسازی شده و بسیاری از پروژه ها را با شکست یا کندی مواجه کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی وتحلیل چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده تبریز انجام شد و با بهره گیری از رویکردی آمیخته، تلاش کرد تصویری جامع از عوامل بازدارنده و مسیرهای بهبود مشارکت ارائه کند. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان، ۹ مضمون محوری را آشکار ساخت که عبارت اند از: ضعف ضوابط و مقررات حمایتی، ناکارآمدی ساختارهای نهادی، کمبود ظرفیت سازی اجتماعی، فقر سرمایه اجتماعی، ضعف فرایند اطلاع رسانی و آموزش، نبود سابقه مشارکت، ناکارآمدی نظام نظارت، پیچیدگی فرایندهای اداری و کم اعتمادی نسبت به مدیریت شهری. بخش کمی پژوهش نیز این مضامین را تأیید و نشان داد که مجموعه این عوامل، ادراک شهروندان از مشارکت را تضعیف می کند و احتمال همراهی آن ها در پروژه های بازسازی را کاهش می دهد. یافته ها نشان می دهد مهم ترین سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که مشارکت پایدار در بافت های فرسوده تنها زمانی امکان پذیر می شود که اصلاح نهادی، شفافیت فرایندها و بازسازی اعتماد اجتماعی هم زمان پیگیری شوند. بر این اساس، نتیجه تحقیق برای سه گروه بیشترین کاربرد را دارد: سیاست گذاران و مدیران شهری در تعریف ساختارهای مشارکتی جدید، طراحان و برنامه ریزان شهری در تدوین راهکارهای مبتنی بر همکاری مردمی و نهادهای محلی در تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندان. این پژوهش نشان می دهد هرگونه بازآفرینی مؤثر در تبریز بدون بازسازی رابطه مدیریت شهری و مردم، امکان تحقق نخواهد داشت.
۱۰۱۹۵.

جنسیت و ادراک امنیت در پارک های محلی (نمونه موردی: باغ فیض تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: امنیت فضاهای عمومی برای گروه های مختلف جامعه یکسان نیست. مطالعات نشان می دهند که زنان در این فضاها احساس ناامنی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. این تفاوت در ادراک امنیت می تواند بر نحوه استفاده از پارک ها و مشارکت اجتماعی تأثیر بگذارد. هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش جنسیت در تفاوت ادراک حس امنیت در پارک های محلی می پردازد. جنسیت در ارتباط با شش عامل کلیدی تعیین کننده احساس امنیت موردتوجه قرار گرفت تا مشخص شود کدامیک از این عوامل برای زنان اهمیت بیشتری دارد. روش شناسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۷۰ نفر از کاربران شش پارک محلی در محله باغ فیض تهران است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه شامل عوامل مؤثر بر ادراک امنیت پارک ها است: قابلیت رؤیت پذیری، نگهداری، پاکیزگی، حفاظت خارجی، سایر کاربران و امکانات حرکتی. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت های میان زنان و مردان تحلیل شد. یافته ها و بحث: زنان نسبت به مردان حساسیت بیشتری نسبت به عوامل شکل دهنده حس امنیت در پارک های محلی دارند و میانگین ادراک امنیت آن ها در اکثر عوامل بالاتر از مردان است. هشت عامل (روز روشن، نورپردازی مصنوعی، امکان دیده شدن و دیدن دیگران، گشت های پلیس، نظارت ویدیویی، وضعیت تجهیزات، مسیرهای پارک و حضور کاربران مزاحم) به عنوان مهم ترین عوامل امنیتی شناسایی شدند. تفاوت آماری در ادراک کلی امنیت بین زنان و مردان مشاهده نشد، اما تفاوت های معنادار جنسیتی در سطح عوامل خاص آشکار شد. همچنین، ویژگی های مکانی پارک ها، تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت زنان داشتند. نتیجه گیری: ادراک امنیت زنان در پارک های شهری تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل کالبدی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. امنیت موضوعی است که به عنوان ماهیتی چندبعدی و پیوسته باید موردتوجه طراحان و برنامه ریزان و مدیران شهری قرار داشته باشد.
۱۰۱۹۶.

تحلیل ساختاری-تفسیری شاخص های مسکن پایدار در محلات شهری (مطالعه موردی: محله ی سنگی-شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۷
مسکن پایدار یکی از مفاهیم بسیار مهم به منظور ارتقاء عدالت اجتماعی و محیطی و بهینه سازی مصرف انرژی است، که در ایران و به ویژه در شهر بوشهر، به طور جدی مورد بررسی و اجرا قرار نگرفته است. به این منظور این پژوهش با هدف شناسایی کلیدی ترین شاخص های مسکن پایدار در محله ی سنگی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از مدل سازی ساختاری تفسیری برای تحلیل و اولویت بندی روابط درونی شاخص ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به خدمات و مطلوبیت نما و فرم داخلی به عنوان مؤثرترین شاخص ها در ارتقای پایداری مسکن در محله ی سنگی شناسایی شده اند. همچنین شاخص های زیست محیطی و اجتماعی به طور همزمان و با تأثیر متقابل، بر موضوع موثر هستند. در نتیجه این پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری، مبنای ارزشمندی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت تدوین برنامه های جامع مسکن پایدار فراهم می آورد.
۱۰۱۹۷.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۹
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۱۰۱۹۸.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۱۰۱۹۹.

تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۹
تاب آوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شهری، نقش مهمی در مواجهه با بحران ها و نوسانات اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تاب آوری اجتماعی، به صورت مطالعه موردی در شهر بروجرد انجام شده است. بروجرد با ویژگی های خاص فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی، بستری مناسب برای بررسی ظرفیت های حکمروایی هوشمند فراهم آورده است.این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کمی_کیفی) طراحی شده است. جامعه آماری شامل 380 نفر از شهروندان بروجردی بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. همچنین ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران شهری و صاحب نظران حوزه حکمرانی انجام گرفت. داده های کمی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.نتایج نشان داد که حکمروایی هوشمند شهری تأثیر مثبت و معناداری بر تاب آوری اجتماعی در بروجرد دارد (ضریب مسیر: ۰.۶۲). مؤلفه های مشارکت شهروندی (۰.۳۵)، شفافیت مدیریتی (۰.۲۸) و پاسخگویی نهادی (۰.۱۹) بیشترین نقش را در ارتقای ظرفیت اجتماعی ایفا کرده اند. فناوری های نوین شهری مانند سامانه های ارتباطی دیجیتال و ابزارهای تصمیم گیری الکترونیک نیز با ضریب ۰.۴۵ به عنوان عوامل تقویت کننده شناخته شدند.در بروجرد با وجود برخی محدودیت های زیرساختی، تمایل شهروندان به مشارکت الکترونیک رو به افزایش است. با این حال چالش هایی مانند ضعف پوشش اینترنت، مقاومت فرهنگی در برابر فناوری های نو و تمرکزگرایی در تصمیم گیری، مانع تحقق کامل حکمروایی هوشمند هستند. ترکیب راهبردهای حکمروایی مطلوب با فناوری های نوین، ظرفیت تاب آوری اجتماعی را تا ۳۵ درصد افزایش داده است.در پایان توسعه بسترهای مشارکت الکترونیک، استقرار سامانه های هوشمند مدیریت بحران و ارتقای پاسخگویی دیجیتال به عنوان راهکارهای عملیاتی برای شهر بروجرد پیشنهاد شده اند. این مطالعه الگویی تجربی برای هدایت سیاست گذاری شهری در مسیر تاب آوری، مشارکت محوری و پاسخگویی ارائه می دهد.
۱۰۲۰۰.

تبیین راهبردهای طراحی شهری به منظور ارتقای کیفیت پیاده مداری در فضاهای عمومی آب کنار؛ مورد مطالعه: نوار ساحلی شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
طراحی فضاهای شهری پیاده مدار به عنوان یکی از ارکان اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری شناخته می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پیاده مداری نوار ساحلی شهر بوشهر و بررسی تأثیر پنج عامل کلیدی (امنیت، دسترسی و اتصال، محیطی، اجتماعی فرهنگی و زیبایی شناسی) بر آن انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان ۲۰۰ نفر از شهروندان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری شدند و با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شدند. یافته های حاصل از آزمون تی حاکی از آن است که از نگاه شهروندان، اغلب شاخص ها در وضعیت مطلوب تا نسبتاً مطلوب قرار دارند که نشان دهنده رضایت نسبی آنان است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل اجتماعی فرهنگی و دسترسی و اتصال، بیشترین تأثیر را بر پیاده مداری دارند؛ درحالی که عوامل محیطی، امنیتی و زیبایی شناسی اگرچه تأثیر مثبت دارند، اما سهم کمتری در تبیین آن ایفا می کنند. بر این اساس، تقویت فضاهای اجتماعی و فرهنگی، بهبود زیرساخت های پیاده روی و حمل ونقل، افزایش امنیت و نورپردازی، توسعه فضای سبز و ارتقای زیبایی شناسی محیط می تواند به افزایش پیاده مداری در این محدوده کمک شایانی کند. این یافته ها می تواند راهنمای عملی ارزشمندی برای برنامه ریزان و طراحان شهری در جهت بهبود کیفیت فضاهای عمومی نوار ساحلی بوشهر و شهرهای مشابه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان