ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۲۲۱.

Comparative Analysis of Solar Rights from Neighborhood to Building Scale (Case Study: Yousefabad, Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۹
Rapid urbanization has accelerated recently, bringing environmental and equity challenges, particularly in solar and daylight access. In Yousefabad (District 6, Tehran), rapid densification under current height codes threatens residents' daylight access. Accordingly, this study addresses these challenges by evaluating solar access and developing morphology-based height regulations that safeguard residents' right to sunlight, focusing on efficiency, equity, and the trade-offs between them in solar performance. This study adopts an applied, quantitative approach to evaluate solar radiation (SR), sunlight duration (S_H), and sky view factor (SVF) across three spatial scales—macro (neighborhood), meso (urban block), and micro (building) —to derive an optimized height. The workflow combines GIS-based analysis, parametric modeling in Rhinoceros, and environmental simulations in Ladybug and Honeybee, while a genetic algorithm optimizes design scenarios and Gini coefficients (G_SR, G_SH, G_SVF) quantify equity in solar access. Results indicate that current height codes restrict daylight and solar access compared to the optimized scenario. Based on the equity indicator and Gini coefficients, the optimized scenario reduced G_SR, G_SH, and G_SVF by roughly 16%, 20%, and 11%, while increasing mean SR, sunlight hours, and SVF by about 15–20%. These outcomes defined block-specific height bands and guidelines to help planners and policymakers enhance solar equity in dense areas. The main innovation lies in a unified analytical–optimization framework linking neighborhood, block, and building-scale evaluations. The proposed framework links urban form to solar equity, demonstrating that balanced height and density improve solar access in dense cities.
۲۲۲.

مطالعه جامعه شناختی مدگرایی در جامعه شهری (فراتحلیل پژوهش های بازه زمانی 1387-1403)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
مدگرایی در محیط های شهری یکی از پدیده های فرهنگی و اجتماعی است که هم زمان با رشد شهرنشینی و تغییرات فرهنگی ظهور یافته است. هدف اصلی تحقیق حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر رواج مدگرایی در بین شهروندان است. روش تحقیق کمی از نوع فراتحلیل است. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل فرهنگی (عضویت در شبکه های اجتماعی؛ رسانه های خارجی؛ استفاده از ماهواره و اینترنت؛ مصرف رسانه داخلی؛ شکاف نسلی؛ سرمایه فرهنگی؛ سبک فراغت مدرن و باورهای دینی)؛ اجتماعی (هم نشینی افتراقی؛ جامعه پذیری؛ نظارت اجتماعی؛ اعتماد اجتماعی؛ انسجام اجتماعی؛ الگوی مرجع اجتماعی)، روانی (هویت یابی؛ تشخص طلبی؛ انزوای اجتماعی؛ احساس بیگانگی و عزت نفس) و اقتصادی (سرمایه اقتصادی؛ طبقه اجتماعی-اقتصادی؛ مصرف گرایی خانواده و میزان درآمد) بر مدگرایی میان شهرنشینان تأثیرگذار بوده است. براین اساس مدگرایی فراتر از سطح رفتار مصرفی، پنجره ای به نیازهای ناآگاهانه، تنش های هویتی و آسیب پذیری های اجتماعی شهروندان بوده و مدیریت آن مستلزم توجه هم زمان به سیاست های فرهنگی و حمایت های روانی-اجتماعی و اصلاح الگوهای اقتصادی است.
۲۲۳.

طراحی چارچوب مفهومی بومی برای بازی وارسازی تجربه گردشگری در بافت تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهری در سال های اخیر با چالش هایی همچون تضعیف هویت فرهنگی، فشار بر زیرساخت ها و کاهش کیفیت تجربه بازدیدکنندگان مواجه شده اند. در این میان، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین طراحی مبتنی بر عناصر بازی (مانند مأموریت، روایت، پاداش و چالش)، ظرفیت بالایی برای ارتقای مشارکت گردشگران و رفتارهای پایدار دارد. بااین حال، اغلب چارچوب های موجود در این حوزه، انتزاعی، فناورانه محور و نامتناسب با پیچیدگی های فرهنگی و فضایی بافت های تاریخی، به ویژه در کشورهای جنوب جهانی، هستند. هدف: هدف این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی بومی شده برای ادغام بازی وارسازی در مدیریت پایدار گردشگری شهری با تمرکز بر بافت تاریخی شهر همدان است. روش: این مطالعه با بهره گیری از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی و در چهار مرحله انجام شد: ۱) پیمایش کمی با نمونه ۳۸۴ نفره از گردشگران و ساکنان؛ ۲) مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج خبره حوزه طراحی شهری، گردشگری و فناوری تعاملی؛ ۳) اجرای سه مرحله ای روش دلفی برای اعتبارسنجی مدل مفهومی؛ و ۴) تلفیق داده ها و ساخت مدل نهایی با استفاده از رویکرد تحلیلی-مفهومی. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی چهار لایه اصلی در مدل منجر شد: عوامل علی (مانند مشارکت محلی و غوطه وری روایی)، عوامل زمینه ای (مانند ظرفیت نهادی و محدودیت های زیرساختی)، مکانیزم های مداخله گر (شامل طراحی بازی وار و مدیریت هوشمند)، و پیامدها (همچون پیوند با مکان و اقتصاد تجربه). مفهوم مرکزی مدل، "تجربه تعاملی و انگیزشی در چارچوب حکمرانی نرم" شناسایی شد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی، با تلفیق نظریه های انگیزشی، اقتصاد تجربه و حکمرانی نرم، چشم اندازی بومی و کاربردی برای به کارگیری بازی وارسازی در بافت های تاریخی ارائه می دهد. این مدل نه تنها به ارتقای کیفیت تجربه گردشگران کمک می کند، بلکه ابزاری برای توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت پایدار از میراث شهری محسوب می شود.
۲۲۴.

تبیین راهبردهای طراحی شهری به منظور ارتقای کیفیت پیاده مداری در فضاهای عمومی آب کنار؛ مورد مطالعه: نوار ساحلی شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۲
طراحی فضاهای شهری پیاده مدار به عنوان یکی از ارکان اساسی در ارتقای کیفیت زندگی و پویایی شهری شناخته می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی وضعیت پیاده مداری نوار ساحلی شهر بوشهر و بررسی تأثیر پنج عامل کلیدی (امنیت، دسترسی و اتصال، محیطی، اجتماعی فرهنگی و زیبایی شناسی) بر آن انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان ۲۰۰ نفر از شهروندان به روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری شدند و با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون تجزیه وتحلیل شدند. یافته های حاصل از آزمون تی حاکی از آن است که از نگاه شهروندان، اغلب شاخص ها در وضعیت مطلوب تا نسبتاً مطلوب قرار دارند که نشان دهنده رضایت نسبی آنان است. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل اجتماعی فرهنگی و دسترسی و اتصال، بیشترین تأثیر را بر پیاده مداری دارند؛ درحالی که عوامل محیطی، امنیتی و زیبایی شناسی اگرچه تأثیر مثبت دارند، اما سهم کمتری در تبیین آن ایفا می کنند. بر این اساس، تقویت فضاهای اجتماعی و فرهنگی، بهبود زیرساخت های پیاده روی و حمل ونقل، افزایش امنیت و نورپردازی، توسعه فضای سبز و ارتقای زیبایی شناسی محیط می تواند به افزایش پیاده مداری در این محدوده کمک شایانی کند. این یافته ها می تواند راهنمای عملی ارزشمندی برای برنامه ریزان و طراحان شهری در جهت بهبود کیفیت فضاهای عمومی نوار ساحلی بوشهر و شهرهای مشابه باشد.
۲۲۵.

تحلیل تطبیقی مولفه اشرافیت در مطالعه ی باغ های حکومتی صفوی و عثمانی با رویکرد نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
باغ ایرانی به‌عنوان یکی از مظاهر باغ‌سازی جهان در عین داشتن الگویی مشخص، دارای تنوع بسیاری در اجزای خود است. این تنوع با سادگی فرم و الگوی باغ ایرانی، سبب بروز مفاهیم پیچیده و عملکردهای متفاوتی شده است. از سمت دیگر باغ‌های دوران حکومت عثمانی در کشور ترکیه، کاملاً ارگانیک و متاثر از فرهنگ عثمانی هستند، فرهنگی که در طی قرون متمادی رشد کرده و کامل شده است. بررسی باغ‌های عثمانی حاکی از آنست که از بازخورد ریشه‌های فرهنگی وارداتی مختلف از مناطق مختلف جهان با شرایط اقلیمی متفاوت نشات گرفته است. یکی از این فرهنگ‌های وارداتی در آن فرهنگ معماری ایرانی است. از مفاهیم مهم در معماری اسلامی- ایرانی ویژگی و مولفه‌ی اشرافیت و رویت‌پذیری است که در تمام معماری ایرانی رعایت شده است. اشرافیت به عنوان یکی از شاخصه‌های اصلی معماری ایرانی- اسلامی همواره مورد توجه محققان و طراحان بوده است. از سوی دیگر موضوع نهی اشرافیت بر مصون ماندن فضای داخلی از دید و اشراف بیگانگان تاکید دارد و با ابزارهای " کنترل دید" و " فاصله" قابل بررسی است. برهمین اساس هدف اصلی پژوهش تحلیل تطبیقی مولفه اشرافیت در مطالعه‌ی باغ‌های حکومتی صفوی و عثمانی بر رفتار فضای انسانی تعریف شده است. از آنجایی که رویکرد نحو فضا در معماری توانایی شناسایی روابط فضایی و قابلیت تحلیل و مقایسه فضاهای مشابه را دارد، بنابراین در این پژوهش در گام اول با جمع‌آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه‌ای و ادبیات نظری و در نهایت تدوین مدل سنجشی و در گام دوم علاوه بر معرفی ابزارهای سنجش، تحلیل فضایی و تفسیر مدلسازی براساس رویکرد نحو فضا به کمک نرم‌افزار Depth map براساس سوال اصلی پژوهش صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهد شاخص‌های خوانایی، جهت‌یابی و پیکره‌بندی فضایی به عنوان اصلی‌ترین شاخص‌های اثرگذار بر میزان اشرافیت و رویت‌پذیری شناسایی شده است. برهمین اساس میزان تطابق و مشابهت فضایی شاخص خوانایی در دو دوره صفوی و عثمانی نسبت به هم به میزان 42%، شاخص جهت‌یابی به میزان 50% و شاخص پیکره‌بندی فضایی به میزان 33% برآورد شده است. همچنین نتایج تحلیل‌های فضایی حاکی از آنست که سنجه‌ و زیرشاخص‌ "میدان دید" و "انتخاب" بیشترین میزان انطباق و "خوانایی" کمترین میزان انطباق در هر دو دوره باغ‌های حکومتی صفوی و عثمانی را به خود اختصاص داده‌اند.
۲۲۶.

آثار چوبی صفرعلی بیدگلی، هنرمند نجار نیمه دوم دوره قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
یکی از هنرمندان نجار دوره قاجاری منطقه کاشان که از وی اطلاعات چندانی در دست نیست، صفرعلی بیدگلی است. در این مقاله، هشت اثر نجاری وی معرفی می شود؛ این آثار که برخی از آنان تاکنون شناسایی نشده بودند، شامل سه در دو لنگه ای چوبی زیارتگاه امامزاده محمد نوش آباد، مسجدجامع ابیانه و بی بی شاه زینب یزدل، چهار منبر در حسینیه چهارسوق آران، حسینیه توی ده نوش آباد، مسجدجامع ابیانه و حسینیه خانقاه بیدگل و یک رحل سلطانی است. این آثار طی دوره ای پنجاه ساله از سال 1267 تا 1317 هجری قمری انجام شده است. هدف اصلی این مقاله شناسایی آثار صفرعلی و شناختی هرچند کوتاه از زندگی اوست. ازاین رو در پی این پرسش هستیم که صفرعلی کیست و از وی چه آثاری بر جای مانده و این آثار به لحاظ هنری و محتوایی چه ویژگی هایی دارد؟ داده های پژوهش عموماً به صورت میدانی جمع آوری شده و سپس با توجه به منابع اِسنادی، توصیف و تحلیل شده است. صفرعلی هنرمندی است که بیشترین حجم آثار نجاری اواخر دوره قاجاری و آخرین منبت کاری های فاخر مذهبی منطقه کاشان از اوست. سبک بیشتر این آثار که ادامه خلاقانه شیوه معاصران است، شامل منبت کاری نقوش هندسی بر محور شمسه و طرح های گل میخی خلال آن است. آثار وی به لحاظ هنری، ارزشمند و به لحاظ محتوا دربردارنده نام هنرمند، بانیان، تاریخ و مفاهیم دینی به ویژه باورها و عقاید شیعی در قالب عبارات عربی و اشعار فارسی است. از محمود پسر صفرعلی نیز که در چند کار نجاری با پدر همکاری داشته، لنگ دربی منبت کاری در مسجدجامع نوش آباد بر جای مانده است.
۲۲۷.

بررسی تأثیر دمای هوا، دمای همبسته رنگ نور و شدت نور محیطی بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
احساس آسایش حرارتی در فضاهای آموزشی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت یادگیری و بهره وری دانشجویان است. وضعیت نامناسب وضعیت دما و نور می تواند باعث نارضایتی حرارتی، کاهش تمرکز، خستگی زودرس و افت یادگیری شود. ازاین رو، ایجاد محیطی با آسایش حرارتی مطلوب نه تنها بر رفاه دانشجویان تأثیر می گذارد، بلکه یک الزام اساسی در معماری فضاهای آموزشی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای دمای محیط (۲۰، ۲۵ و ۳۰ درجه سانتی گراد)، شدت نور (200، 400 و 600 لوکس) و دمای همبسته رنگ نور محیطی (۲۷۰۰، ۴۰۰۰ و ۷۸۰۰ کلوین) بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت ۹۰ دانشجوی مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. یافته ها نشان داد در دماهای همبسته رنگ نور 2700 کلوین (دمای محیط 25 درجه و شدت نور 200، 400 و 600 لوکس)، 4000 کلوین (شدت نور 600 لوکس) و 7800 کلوین (دمای محیط 20 درجه) تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه دارند (p<0.05). دمای محیطی سالن مطالعه و دمای همبسته رنگ نور محیطی به طور مستقل و همچنین اثر ترکیبی دمای محیطی با شدت نور محیطی و دمای رنگ نور، نقش مهم و معنی داری در تغییر احساس آسایش حرارتی دانشجویان دارند. شدت نور محیطی به تنهایی تأثیر قابل توجهی ندارد اما در تعامل با دمای محیطی می تواند مؤثر باشد. نتایج نشان داد که دمای محیط و دمای همبسته رنگ نور محیطی هر دو تأثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه دارند (p<0.05) و این تأثیرات با تغییر شدت نور محیطی (200، 400 و 600 لوکس) متفاوت است. در شدت نور 200 لوکس، گروه 4000 کلوین با دو گروه دیگر متفاوت است، اما در 400 لوکس، اثر ترکیبی دو فاکتور مشاهده شد و بیشترین آسایش حرارتی دانشجویان مربوط به دمای همبسته رنگ نور 2700 کلوین است. در شدت نور 600 لوکس، تنها گروه با دمای رنگ نور بالا (7800 کلوین) آسایش حرارتی بیشتری نسبت به دیگر گروه ها داشت. بنابراین، تأثیر دمای رنگ نور بر آسایش حرارتی، با تغییر شدت نور محیط و دمای محیط متغیر است و در هر شرایط، سطوح مختلف دمای رنگ نور اثر متفاوتی دارند.
۲۲۸.

تحلیل ساختار شبکه اکولوژیک و پیوستگی عملکرد زیستی در مجموعه شهری تهران-البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
ازهمگسیختگی و کاهش عملکرد بوم شناختی در مناطق شهری یکی از تهدیدهای مهم برای حفاظت از منابع ارزشمند اکولوژیک است و راهبردهای مؤثر برای کنترل تکه تکه شدن و نابودی سرزمین در این مناطق مستلزم شناسایی منابع اکولوژیک و عملکردهای زیستی می باشد. براین اساس در مطالعه حاضر به شناسایی منابع حساس و اکولوژیک و تهیه نقشه شبکه اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز پرداخته شد و در ادامه پیوستگی عملکرد زیستی در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت. عمده ترین منابع حساس و اکولوژیک در این مجموعه شهری، شامل مناطق تحت حفاظت از جمله پارک ملی، اثر طبیعی ملی، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حیات وحش، منطقه شکارممنوع و همچنین ذخایر حفاظتی جنگلی می باشد. همچنین نواحی شمال و شمال شرق منطقه که از پراکندگی مناطق تحت حفاظت و ذخایرزیستی بیشتری برخوردارند، دارای اهمیت اکولوژیک بالاتر و همچنین حساسیت زیستی بیشتری نسبت به روند شهرنشینی و توسعه فعالیت های انسانی هستند. همچنین تحلیل عملکرد و پیوستگی اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز حاکی از آن است که در بین سال های 1379 تا 1402 پیوستگی اکولوژیک در این منطقه کاهش یافته است. با توجه به این که شبکه مناطق حساس زیستی در مجموعه شهری تهران- البرز از اهمیت بالایی برخوردارند، بنابراین انجام برنامه ریزی و فراهم کردن ابزارهای مناسب برای کاهش اثرات توسعه شهری و تهدیدات ناشی از آن امری ضروری است. همچنین نتایج این تحلیل می تواند به عنوان یک راهکار مدیریتی به حفاظت و برنامه ریزی صحیح در راستای توسعه فعالیت های انسانی و به دنبال آن مخاطرات و پیامدهای محیطی کمک کند.
۲۲۹.

بازآفرینی امید اجتماعی در فضای شهری با استفاده از فرهنگ و هنر با رویکرد حس مکان، نمونه مورد مطالعه: شهرهای اصفهان و رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۸
تقویت حس مشارکت و فعالیت اجتماعی در فضای شهری می تواند زمینه ساز توسعه و پیشرفت کشور باشد. این اصل مورد توجه است که افزایش حس امیدواری شهروندان، تقویت امید اجتماعی در ایران را به همراه دارد. هدف این تحقیق شناخت امید اجتماعی و چگونگی بازآفرینی آن در فضای شهری با استفاده از فرهنگ و هنر با رویکرد حس مکان است. پرسش اصلی تحقیق پیش رو این است که چگونه می توان در فضای شهری، امیدواری را از طریق حس مکان تقویت کرد؟ روش تحقیق، توصیفی _ تحلیلی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و تجزیه تحلیل داده ها کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه زمینه ای صورت گرفته است. براساس این نمونه گیری کیفی_هدفمند، بیست نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر اصفهان و رشت در این مصاحبه نیمه ساختار یافته شرکت کرده و درک و تفسیر خود را در مورد امید اجتماعی و حس مکان شرح داده اند. یافته های این پژوهش شامل ارتباط امیدواری در فضای شهری با شش مقوله اصلی خاطره داشتن، پیشینه، میل به سرزندگی، تعامل داشتن ، فرهنگ سازی و زیباسازی است. مقوله هسته این مطالعه فرهنگ و هنر است که سایر مقولات را نیز در بر می گیرد.
۲۳۰.

تبارشناسی استراتژی های قدرت برای مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی در عمل برنامه ریزی شهری؛ (مطالعه موردی: بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
بیان مسئله: در سایه مطالعات پست مدرنیستی در نقد رویکرد تجویزی برنامه ریزی شهری مدرنیستی این پرسش که چگونه مشروعیت تصمیمات برنامه ریزی شهری متأثر از روابط قدرت احراز می شود کمتر موردمطالعه قرار گرفته است. هدف: این مقاله در تلاش برای تبیین ارتباط قدرت و مشروعیت در بستر واقعی برنامه ریزی شهری، با پیشنهاد رویکرد تحلیلی بر اساس تبارشناسی فوکو، استراتژی ها و ضداستراتژی های بازیگران قدرت را برای ایجاد سوژه های مطیعِ ادعاها و ضد ادعاهای مشروعیت تصمیمات در عمل و نتیجه این بازی استراتژیک قدرت یعنی بهنجارسازی را واکاوی می نماید. روش: بر مبنای چهارچوب نظری و روش شناختی مبتنی بر تبارشناسی فوکو، تجربه بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر- طرح طاش (1393-1399) بر اساس استراتژی انتخاب نمونه مفرط بررسی و با جمع آوری چندبعدی داده ها، 212 مستند رسمی، 563 مستند غیررسمی و 11 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل شد. یافته ها : تبارشناسی بازنگری طرح طاش، نقش فعالانه بازیگران قدرت را در منازعه بر روی مشروعیت بخشی به یا مشروعیت زدایی از تجدیدنظر بنیادین طرح را نشان می دهد که در این بستر، تقابل استراتژی های قدرت منجر به تغییر عرصه منازعات بر روی مشروعیت از حوزه برنامه ریزی شهری به حوزه قضایی و بهنجارسازی "قضایی سازی تصمیم گیری" در حوزه شهرسازی می گردد. نتیجه گیری: در عرصه منازعه آگاهانه و مبتنی بر زمینه بازیگران بر روی مشروعیت در بستر بازی استراتژیک قدرت در عمل برنامه ریزی شهری، برخی از استراتژی ها معطوف به مشروعیت بخشی به و مشروعیت زدایی از تصمیمات، فرایندهای تصمیم گیری، بازیگران تصمیم گیر، معیارهای تصمیم گیری و تبعات تصمیم و برخی استراتژی ها معطوف به منازعه زدایی از مشروعیت (کنترل منازعه به نفع خود) هستند. با اعمال این استراتژی ها، در پایان منازعه بر روی مشروعیت سوژه های مطیعی (سوژه سازی) شکل گرفته که تابع بهنجارسازی جدید از تصمیمات، فرایندها، بازیگران، معیارها و تبعات می شوند. در نتیجه بازی استراتژیک قدرت، درک از مشروعیت در عمل برنامه ریزی شهری بازتنظیم می شود.
۲۳۱.

معماری مبتنی بر نور؛ واکاوی هستی شناسانۀ خانۀ ایرانی براساس دیالکتیک درون و بیرون با تکیه بر نمونه هایی از شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
خانه بستر تحقق مفهوم سکونت و معماری خانه، بازتابی از عمیق ترین نیازهای وجودی انسان است. الگوی منحصربه فرد حیاط مرکزی خانه ایرانی، یک سند هویتی مهم در درک نحوه زیست و سکونت ایرانیان است. حیاط مرکزی فراتر فضایی تهی در برابر توده های ساختمانی، عنصری محوری در سازمان دهی و هستی یافتن خانه ایرانی در فلات مرکزی ایران است و بررسی گونه شناسی این الگو ممکن است بازگوکننده مؤلفه های هویتی تمدن کهن ایرانی باشد. علی رغم اهمیت این موضوع، تاکنون اغلب مطالعات به بررسی ابعاد چیستی شناسانه خانه ایرانی اعم از پیکربندی فضایی، تکنولوژی، پایداری، اقلیم و شاخصه های فرهنگی چون محرمیت محدود مانده اند و کهن الگوی حیاط مرکزی، در نگاهی هستی شناسانه و هم زمان تاریخی بررسی نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی ابعاد هستی شناسانه حیاط مرکزی در سیر تاریخی شکل گیری و تکامل آن است. به گونه ای که مفاهیم جهانی «سکونت» و «بودن در جهان» در بستر جغرافیای فرهنگی فلات مرکزی ایران بررسی شود. برای این منظور از روش تحلیلی- اکتشافی استفاده شده است. جمع آوری اطلاعات برای بررسی نظریات مرتبط با هستی شناسی الگوی حیاط مرکزی به روش مطالعه کتابخانه ای انجام شده و در انطباق با یافته های مطالعه میدانی خانه های تاریخی یزد، به طور خاص خانه چهارصفه چم و خانه لاری ها، شرح و بسط یافته است.خانه، بستر تجربه هم زمان «سکونت یافتن» و «بودن در جهان» است. در خانه ایرانی این مسئله با دو رویکرد فرمی متفاوت «درون گرایی» در پاسخ به سکونت و «برون گرایی» در پاسخ به نیاز بودن در جهان تجلی می یابد. در تکوین الگوی حیاط مرکزی، دوگانه مزبور به وحدت رسیده و دیالکتیک درون و بیرون را به واسطه گری «نور» شکل می دهند. معماری مبتنی بر نور به عنوان پاسخی به سودای ارتباط درون و بیرون در کالبد معماری ایرانی، عمری چندهزارساله دارد. نقش آفرینی نور در پردازش مکان با قرارگیری آتش در قلب آتشکده های باستانی آغاز شد و با گشودگی اندک سقف چهارطاقی ها به سوی آسمان ادامه یافت. در ادامه مؤلفه نور با گشودگی کامل حیاط در معماری خالص خانه های چهارصفه، نقش محوری تری یافته و در دوران اسلام با گره خوردن در اندیشه های باستانی و اسلامی، تقدیس نور در قالب الگوی حیاط مرکزی به اوج خود رسید. ازاین رو در تجلی و نقش آفرینی نور در ساخت مکان در سیر و سلوک ایرانیان، آتشکده، مسجد و خانه یکی است.
۲۳۲.

تحلیل فضایی محدوده ایستگاه های متروی کلانشهر تهران با استفاده از اصول توسعه حمل ونقل همگانی (TOD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
رشد جمعیت شهرها درکنار توسعه کالبدی پراکنده و توزیع نامتوازن کاربری ها و تراکم ها، موجب طولانی شدن سفرها شده است و شهرها را با مشکلاتی چون ناکارآمدی سیستم های حمل ونقل، کمبود دسترسی به خدمات و فاصله میان عرصه های کار و سکونت و پیامدهای ناشی از ترافیک مواجه کرده است. یکی از راهکارهایی که به منظور کاهش سهم سفرهای شخصی و بهره برداری از سایر روش های حمل ونقلی درکنار افزایش کارآمدی استفاده از فضا مطرح شده «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی» است. با وجود اهمیت «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی»، تحلیل یکپارچه ای از امکان پذیری به کارگیری این رویکرد به صورت فضایی انجام نشده است. لذا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تناسب محدوده ایستگاهی متروی کلانشهر تهران، جهت پیاده سازی اصول و معیارهای توسعه مبتنی بر حمل ونقل با به کارگیری روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل خوشه ای است. یافته های پژوهش مبین آن است که عوامل دسترسی به پهنه های متراکم سکونت، دسترسی به مراکز کسب و کار، دسترسی به خدمات و زیرساخت های شهری، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به کاربری مختلط و دسترسی به فضای سبز و باز به ترتیب بیشترین اهمیت را در کلانشهر تهران دارند. افزون بر آن، برخی از محدوده های ایستگاهی نیاز به تقویت ترکیب، تراکم و دسترسی داشته و این درحالی است که برخی از محدوده های ایستگاهی شرایط لازم برای تحقق توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی را ندارند.
۲۳۳.

بهره گیری از دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش جهت افزایش راندمان تهویۀ طبیعی (مطالعۀ موردی: ساختمان مسکونی در شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: با پیشرفت فناوری، به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در طراحی ساختمان ها، به ویژه در اقلیم های معتدل و مرطوب، کمتر توجه شده است. انرژی باد می تواند با بهینه سازی مصرف انرژی، کاهش رطوبت و بهبود آسایش حرارتی، نیاز به تأسیسات مکانیکی و سوخت های فسیلی را کاهش دهد. راهکارهایی مانند دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش نیز می توانند تهویه طبیعی را بهبود بخشد و کارایی انرژی در ساختمان ها را افزایش دهند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر دودکش خورشیدی به عنوان راهکاری نوین و سقف گالی پوش به عنوان راهکاری بومی بر میزان تعادل حرارتی ازطریق افزایش راندمان تهویه طبیعی در ساختمان های اقلیم معتدل و مرطوب بابل است. روش پژوهش: روش پژوهش شامل مطالعات اسنادی- نظری، مطالعات میدانی و شبیه سازی کاربردی است. در بخش کاربردی بهره وری دودکش خورشیدی و سقف گالی پوش با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر در دو بخش شبیه سازی انرژی و دینامیک سیالات محاسباتی تحلیل می شود.نتیجه گیری: استفاده هم زمان از تهویه دودکش خورشیدی با برنامه زمان بندی از ساعت هشت شب تا هشت صبح و سقف گالی پوش با عملکرد 24 ساعته در ساختمان، طی شش ماه بهار و تابستان، به طور قابل توجهی بر شرایط حرارتی ساختمان تأثیر می گذارد. این ترکیب در مقایسه با ساختمان مجهزبه سقف سفال پوش و بدون دودکش خورشیدی در همین بازه زمانی، به طور میانگین موجب کاهش 4/438 کیلووات ساعت از کل حرارت فضای داخلی ساختمان ازطریق تهویه طبیعی می شود، نرخ تعویض هوا را به میزان 9/9بار در ساعت افزایش می دهد و جذب حرارت را تا 3613 کیلووات ساعت کاهش می دهد.
۲۳۴.

بتن پلیمری تهیه شده از رزین پلی استر حاوی نانو کامپوزیت CNF/SiO2 و بررسی عملکرد مکانیکی و دوام آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۷
امروزه استفاده از بتن پلیمری به دلیل قیمت بالا، محدود به موارد خاص است. محبوب ترین رزین پلیمری که در بتن استفاده می شود، رزین پلی استر غیر اشباع می باشد. این نوع رزین به دلیل در دسترس بودن، قیمت مناسب، کیفیت مکانیکی خوب و مقاومت فشاری بالا به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مقاله بررسی ویژگی های مکانیکی بتن پلیمری تهیه شده با رزین پلی استر با نانو کامپوزیت CNF/SiO2، مقاومت فشاری، خمشی و سایش، عمق نفوذ آب تحت فشار و دوام آن در محیط های اسیدی است. طرح اختلاط شامل نمونه هایی با 5، 10 و 15 درصد رزین پلی استر و 1، 2، 3 درصد CNF/SiO2 تهیه شد و مقاومت و دوام آنها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان داد که بتن پلیمری در هنگام فرآوری اولیه مقاومت مکانیکی بالایی را نشان داد و با افزایش CNF/SiO2 مقاومت آن بیشتر افزایش یافت. بهترین نمونه CP10-CS2 دارای 10 درصد رزین پلی استر و 2 درصد CNF/ SiO2 است. همچنین، پس از قرار گرفتن در معرض اسید خورنده به مدت 3 و 10 ماه، نمونه ها به ترتیب کمتر از 10 درصد و 20 درصد افت مقاومت فشاری را نشان دادند.
۲۳۵.

ارائه چهارچوب گردشگری خلاق، به عنوان کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش با هدف توسعه مدل پیشرفته مبتنی بر فناوری برای کارآفرینی فرهنگی در صنایع گردشگری خلاق انجام شده است. روش پژوهش رویکرد آمیخته متوالی (کمی کیفی) است. مرحله کیفی، با مصاحبه ها از ۱۸ متخصص گردشگری فرهنگی که از طریق نمونه گیری هدفمند تا اشباع انتخاب شده بودند، انجام شده است. مرحله کمی شامل نظرسنجی از ۲۳۰ متخصص با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته است. دادها در بخش کیفی با تحلیل محتوای استقرایی، با اطمینان از اعتبار از طریق کدگذاری دوگانه و بررسی اعضا و در بخش کمی از طریق معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها در تحلیل کیفی، 34 مقوله کلیدی را در چهار بعد اصلی پیامدها (بین المللی سازی گردشگری و توسعه پایدار)، چالش های سیستمی (موانع اقتصادی، سیاسی و فناوری)، الزامات عملیاتی (دارایی های فرهنگی و زیرساخت های عملکردی) و پویایی های کارآفرینی (ویژگی های فردی و شایستگی های فرهنگی) شناسایی و یافته های کمی، برازش مدل ساختاری را تأیید کرده است. نتایج به دست آمده با ترسیم مدل کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری در بخش گردشگری خلاق، با ابعاد چهارگانه پیامدها، چالش های سیستمی، الزامات عملیاتی و پویایی های کارآفرینی، می تواند در سیاستگذاری های کلان و خرد توسعه صنعت گردشگری بهره برداری شود.
۲۳۶.

Investigation of the Oppressiveness of Tall Building Scapes: Architectural Variation and Vegetation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۹
The uncontrolled growth of tall buildings in contemporary cities has caused numerous visual and psychological issues for urban citizens. This study's framework examined the combined effect of architectural and vegetation variations on the scape of tall buildings and the oppression imposed on citizens. The architectural changes of the tall building included form (rectangular, stepped and pyramidal), gap (in single building (without gap, small and large gap) and between buildings (middle, sides and middle and sides)), console (1, 2, 2,5, 3, 3.5 and 4 m), and setback (1, 2 and 3 m) of the building from the base. Vegetation changes also included the distribution of different tree species on the façade and the positioning of the trees within each species. To assess the impact of architectural and vegetation changes on oppression, the method was based on the framework for assessing the oppressiveness of tall buildings and people's opinions. In conclusion, vegetation demonstrated a significantly greater reduction in perceived oppression compared to architectural modifications. The results of examining the architectural scenarios showed that as the pyramidal form of the building increased and the gap between the single tall building (or between tall buildings) widened, citizen-imposed oppression decreased. Also, as the console of a tall building decreased to less than 2.5 m and the setback increased to more than 2 m, the oppression decreased significantly. Also, the results showed that using concentrated and horizontal vegetation at the base and shaft of tall buildings has effectively reduced oppression (Compared to other vegetation change scenarios).
۲۳۷.

تحلیل نقش طراحی فضاهای آموزشی در تقویت مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان پسرانه مقطع ابتدایی (مورد پژوهی: مدارس منتخب در کلان شهر کرمانشاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۰
طراحی فضاهای آموزشی، فراتر از یک پوسته فیزیکی، به عنوان «معلم سوم» نقشی کلیدی و تعیین کننده در شکل دهی به مهارت های شناختی و ارتباطی دانش آموزان ایفا می کند. این فضاها بستری پویا هستند که تأثیر مستقیم و انکارناپذیری بر کیفیت فرآیند آموزش، انگیزه یادگیری و غنای تعاملات اجتماعی دارند. پژوهش حاضر با درک این اهمیت، به بررسی تطبیقی چهار مدرسه ابتدایی پسرانه در شهر کرمانشاه (شریفی، غدیر، خوارزمی و دانا) پرداخته است. این مؤلفه ها شامل برنامه ریزی و سازمان دهی، فضا و جهت (توانایی جهتیابی و درک نقشه ذهنی)، مفاهیم زمان (درک توالی و مدت زمان)، حافظه (تقویت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت)، مهارت های پایه خواندن، نوشتن و حساب، درک بدن خود (هوش جنبشی-حسی)، درک اشکال بصری (هوش تصویری)، درک زبان گفتاری، زبان رسا (مهارت بیان شفاهی) و ارتباط کلامی بودند که به عنوان معیارهای اصلی سنجش تأثیر محیط فیزیکی انتخاب شدند. تحلیل آماری داده های گردآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، روابط کمّی قابل تأملی را بین کیفیت طراحی محیط و سطح این مهارت ها آشکار ساخت. مؤلفه "فضا و جهت" با ضریب همبستگی 560/0 و "مفاهیم زمان" با ضریب 594/0، ارتباطی قوی و مثبت با طراحی محیط آموزشی نشان دادند. این نتایج حکایت از آن دارد که فضاهای آموزشی خوانا، منظم، غنی از نشانه های بصری و دارای نورپردازی و رنگ آمیزی مناسب، به درک بهتر مفاهیم انتزاعی مانند فضا و زمان کمک شایانی می کنند. در مقابل، مهارت های زبانی پیشرفته تر مانند "درک زبان گفتاری" با ضریب 100/0 و "زبان رسا" با ضریب 093/0، کمترین میزان همبستگی را با ویژگی های فیزیکی محیط نشان دادند. یافته های این پژوهش به وضوح حاکی از تفاوت معنادار عملکرد دانش آموزان در مدارسی با طراحی متفاوت است و اثبات می کند که معماری و طراحی آگاهانه فضاهای آموزشی نه تنها یک امر لوکس، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر در فرآیند یادگیری است.
۲۳۸.

سرمایه اجتماعی سیال؛ تبیینی نظری از پیوندهای نرم در بستر میراث فرهنگی ناملموس ( نحوه کاربست تحلیل چگالی مکانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
در جوامع معاصر، پیوندهای اجتماعی نقش بنیادینی در انسجام و کنش جمعی ایفا می نمایند، لیکن بخش قابل توجهی از این روابط در قالب های غیررسمی و فرهنگی شکل می گیرند که به سختی در چارچوب های نظری رایج قابل تحلیل اند. در ادبیات سرمایه اجتماعی، غالب رویکردها بر ساختارهای نهادی و مشارکت های رسمی متمرکز بوده اند و روابط نرم و زمینه مند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بدینسان پژوهش حاضر، با هدف ارائه تبیینی نظری از مفهوم «سرمایه اجتماعی سیال» در بستر میراث فرهنگی ناملموس، به شناسایی و تحلیل پیوندهایی می پردازد که در فضاهای آیینی، مناسکی و زیسته تکوین می یابند و قابلیت تبدیل به سازوکارهای اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی را دارند. در این میان مطالعه پیش رو، در صدد پاسخ به پرسش اصلی "سرمایه اجتماعی سیال چگونه در قالب پیوندهای نرم در زمینه های فرهنگی تجلی می یابد؟"، از روش تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) در سه مرحله بهره می برد. بطوریکه در بخش کیفی، با تحلیل محتوای تطبیقی متون نظری و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA، چهار مؤلفه بنیادین «اعتماد اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «حافظه فرهنگی» و «پویایی های زمینه ای» استخراج گردید. در بخش کمی، مفاهیم کیفی به شاخص های قابل سنجش مبدل گردیده و با بهره مندی از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل چگالی کرنل، نقشه های مفهومی ای از پراکندگی و شدت حضور مؤلفه ها در فضاهای فرهنگی ترسیم گردید. یافته ها حاکی از آن است که پیوندهای نرم، علی رغم ناپایداری ظاهری، واجد ساختارهای معنادار می باشند. بدینسان، سرمایه اجتماعی سیال مستلزم بازنگری در نظریه پردازی های رایج و اتخاذ رویکردهای میان رشته ای به منظور درک پیچیدگی های فرهنگی در بسترهای غیررسمی می باشد.
۲۳۹.

شمایل شناسی نقش مایه ی شیرین در سه قالیچه ی تصویری قاجاری با مضمون آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
قالی ها نیز همچون دیگر آثار هنری همواره بازتابی از تحولات فکری، فرهنگی و بصری جامعه بوده اند و بستری برای بازنمایی اندیشه ها، باورها و شرایط اجتماعی فراهم کرده اند. قالیچه های تصویری به عنوان یکی از جلوه های مهم تحولات هنری عصر قاجار، مضامین متنوعی چون تصویر پادشاهان، آثار باستانی ایران، داستان های حماسی و عاشقانه از ادبیات کلاسیک ایران، تصویر زنان و مضامین مذهبی را در برمی گرفتند. داستان عاشقانه ی خسرو و شیرین اثر منظوم نظامی گنجه ای شاعر قرن ششم ه.ق. سهم به سزایی در شکل گیری این قالیچه ها داشته و پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا و چگونه صحنه ی آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو در قالیچه های تصویری دوره ی قاجار بازنمایی شده و این بازنمایی چه ارتباطی با زمینه های اجتماعی، فرهنگی و زیباشناختی دوره ی قاجار داشته است؟ هدف پژوهش، واکاوی دلالت های آشکار و پنهان نقش مایه ی شیرین با تمرکز بر تحلیل شمایل شناختی در سه نمونه قالیچه ی تصویری قاجاری با مضمون آب تنی شیرین و نظاره ی خسرو است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده و نمونه های موردمطالعه، سه قالیچه ی آب تنی شیرین است. یافته ها نشان می دهند پیوند عمیق ادبیات و تصویر موجب تصویرگری بسیاری از داستان های ادبی بر آثار هنری شد و قابلیت تصویرسازی فراوان در داستان خسرو و شیرین، آن را بستر مناسبی برای نقش شدن بر قالیچه ها کرده است. نقش کردن تصویر آب تنی شیرین بر قالیچه ها، متأثر از شرایط فرهنگی و اجتماعی دوره ی قاجار و شکل گیری اسطوره ی زن فرنگی به عنوان زن ایده آل و حامل دلالت هایی از تغییر جایگاه زن در ذهنیت بصری آن دوره بوده است.
۲۴۰.

خوانش عرفانی نگاره ی شیخ مهنه و پیرمرد روستایی با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
منطق الطیر محفوظ در موزه ی متروپولیتن نیویورک از جمله نفایس نسخ خطی دوره تیموری است که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت است. فن تصویرسازی در این نسخه در بالاترین درجه ی کیفی قرار دارد و در آن نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره ی شیخ مهنه و پیرمرد روستایی با متن منازل السائرین اثر خواجه عبدالله انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه ی عملکرد شخصیت های آن است. سؤال پژوهش حاضر این است که یقظه، به عنوان مرحله ی اول سلوک از منظر پیر هرات، در نگاره ی موردبررسی چگونه ظهور داشته است؟ در مجموع، با مطالعه ی نگاره مشخص شد که کمال الدین بهزاد در این نگاره تلاش بسیاری داشته تا مرحله ی سلوکی یقظه را به نمایش بگذارد. در این حکایت عطار در ارتباط با شئون نه گانه ی یقظه صحبتی نکرده و اشعاری را که سلطانعلی مرقوم کرده نیز، عمدتاً به صبر اشاره دارند، اما بهزاد با تصویرکردن گفتگوی بوسعید و پیر روستایی به مواردی از یقظه اشاره کرده: «پیر روشن ضمیر مشغول است و از بطالت و کم حوصلگی دوری می جوید و بوسعید را متوجه نعمات بی کران الهی می کند و از او صبری عظیم می خواهد که راه گشای قبض اوست (نشان گر یقظه از منظر پیر هرات). پیر روشن ضمیر در حال اندرزدادن به بوسعید است و چاره ی مشکل او را به او یادآور می شود.» پژوهش حاضر به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی (واقعی: کتب و مقالات-مجازی: تارنماهای مرتبط) نگاره ی موردنظر را مورد بررسی قرار داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان