بررسی امکان جایگزینی مشارکت اجتماعی به جای ابزارمحوری در جغرافیای شهری: مطالعه چراغ راهنمایی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
294 - 306
حوزههای تخصصی:
چراغ راهنمایی از مهم ترین ابزارهای کنترل ترافیک با نقش مدیریت عبور و مرور ایمن و پیشگیری از بروز حوادث به شمار می رود که موجب اهمیت روز افزون توسعه تحقیقات و تصمیمات مرتبط با آن شده است؛ به نحوی که استفاده از ابزارهای پیشرفته نظیر برنامه نویسی برای مدیریت زمانِ روشن بودن چراغ ها تنها گوشه ای از این اقدامات پر دامنه است. سیر تحول چراغ راهنمایی که متناسب با نیازهای روز صورت گرفته، نشانگر رشد روزافزون ابزارگرایی در مقوله کنترل اجتماعی است که با حذف عامل انسانی و تاکید بر ابزارهای مشابه نظیر دوربین های کنترل ترافیک تشدید شده و رواج این دیدگاه در تحقیقات مرتبط قابل مشاهده است. کم توجهی به تحقیقات و مطالعات اجتماعی حداقل در ایران در مقابل توجه فزاینده به ویژگی های بصری، عوامل هندسی و ... در کنار برداشتهای منفعلانه و ماشینی از کنش ترافیکی شهروندان که مبتنی بر داده های دوربین ها و سایر حسگرهای نصب شده در شهر است، موجب عقیم ماندن نتایج طرح ها یا بهره وری پایین با وجود صرف هزینه های هنگفت اقتصادی شده و از طرفی فرصت مشارکت مدنی را برای حل مسائل شهری از شهروندان گرفته است. این پژوهش با استفاده با روش اسنادی – تحلیلی و با بهره گیری از نظریات کنترل اجتماعی پارسونز، مید، هیرشی، عقلانیت ابزاری وبر، جامعه فناورانه مارکوزه، نظریه مبادله هومنز و ... نشان می دهد که می توان از کنترل مشارکت محورانه و ابزارگرایی عاملیتی – آموزشی به جای ابزارمحوری در مقوله چراغ راهنمایی استفاده کرد.