اثربخشی مداخله یکپارچگی حسی بر فرآیندهای تنظیم هیجان و رفتار کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۸)
۱۳۰-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی مداخله یکپارچگی حسی بر فرآیندهای تنظیم هیجان و رفتار کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۶ تا ۱۱ساله با اختلال طیف اتیسم تحت آموزش در مدارس شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. ۳۰ کودک پسر مبتلا به اختلال اتیسم از مدرسه شهیدان فرزدقی شیراز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۴ جلسه ۴۵ دقیقه ای تحت مداخله یکپارچگی حسی قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان (فرم معلم، ویرایش دوم) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله یکپارچگی حسی به شکل معنی داری فرآیندهای تنظیم هیجانی کودکان را بهبود بخشیده است. بررسی خرده مقیاس ها نیز نشان داد که این مداخله منجر به کاهش قابل توجه اضطراب، افسردگی، بیش فعالی، مشکلات توجه، مشکلات سلوکی، رفتارهای غیرمعمول و تمایل به انزوا در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، مداخله یکپارچگی حسی به عنوان یک رویکرد جامع و هدفمند برای بهبود رفتارهای هیجانی و اجتماعی کودکان با اختلال اتیسم مؤثر است. پیشنهاد می شود که این برنامه در مدارس و مراکز توانبخشی به کار گرفته شده و مربیان و والدین با روش های اجرایی آن آشنا شوند تا اثرات بلندمدت و پایدار آن تقویت شود. این پژوهش نوآورانه نشان می دهد که مداخلات حسی می توانند به بهبود عملکرد عصبی، کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای کیفیت تعامل اجتماعی در کودکان با اختلال طیف اتیسم کمک کنند.