ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸٬۹۴۱ تا ۵۸٬۹۶۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۵۸۹۴۱.

از چاله به چاه (نگاه تطبیقی و تلفیق گرا از منظر جامعه شناسی معاصر به مسأله های بنیادی فقر مضاعف و کیفیت زندگی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۳۱۶
از زمانی که مهاجر فقیر روستایی در چرخه و فرآیند معیوب توسعه نیافتگی، از «چاله روستا برمی خیزد و به چاهی در شهر می افتد»، فقر مضاعف جوانه می زند و انواع کارکردهای منفی خواسته و ناخواسته آن پدیدار و آشکار می شود. براساس ناسازگاری، تعارض و تناقض میان وضع مطلوب کیفیت زندگی شهری با وضع موجود آن در جامعه آماری پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی با رویکرد تطبیقی، تلفیق گرا و بین رشته ای در برخی از مناطق شهر تهران به سامان آمد که بخشی از یافته های آن در پژوهش حاضر تدوین و گزارش می شود. پژوهش مزبور با بهره مندی از روش های آمیخته و با حمایت نظام نظری تلفیقی در قلم رو و دامنه شهری مناطق 10 و 17 شهرداری تهران، انجام یافت و در بخش کمّی و پیمایش پژوهش با شیوه نمونه گیری G.power 400 واحد نمونه/ خانوار شهری انتخاب و با ابزار گردآوری پرسش نامه با میزان روایی حدود 94% آزمون آلفا کرنباخ، سنجش شدند که نتیجه برخی از آن ها در بخش تبیینی نوشتار حاضر، گزارش شده است. فرهنگ فقر شهری، فقرفضای شهری، آسیب های شهری در این مناطق محسوس و در عین حال متفاوت و متمایز است که در فرضیه آزمایی پژوهش، سهم قابل توجه و تعیین کننده ای هرکدام در تبیین میزان کیفیت زندگی شهری محله های این مناطق آزمون شدند. نتایج آزمون مدل نظری پژوهش بیان گر این است که؛ برساخت سازه کیفیت زندگی شهری محله های مناطق 10 و 17 شهری شهرداری تهران از عامل زمینه ای فرهنگ فقر شهری با ضریب تأثیر 46%، از عامل زمینه ای فقر فضای شهری با ضریب تأثیر 26 و از عامل آسیب های شهری (باضریب تأثیر 14%) و در کل حدود 85% متأثر است؛ به عبارت دیگر، عامل پیامدی سازه چندبُعدی، پیچیده و پایدار ساختمان کیفیت زندگی شهری، ترجمان و بازنمایی زنجیره از عامل های ناشی از فرآیند فقر مضاعف و توسعه نامتوازن شهر تهران است که  در قالب یک مدل علی به آزمون کشیده شده است.
۵۸۹۴۲.

فراترکیب مدل های توسعه کارآفرینی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۳۳۷
کارآفرینی در جهان نوین از حوزه صرف کسب و کار فراتر رفته و در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و... نیز معنایافته است. کارآفرینی اجتماعی متضمن خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی در قالبی نوآورانه است. پژوهش حاضر در تلاش است تا با استفاده از پارادایم تفسیری و روش فراترکیب، یافته های مطالعات صورت گرفته در حوزه مدل های کارآفرینی اجتماعی را به صورت نظامند بررسی کرده و به تحلیل آن ها بپردازد. با اتخاذ رویکرد تفسیری نقش کارآفرینی اجتماعی در تحول اجتماعی و عملکرد آن به عنوان نوعی گسست از شیوه های مرسوم و رسیدن به شیوه و مدل های جدید کاهش یا رفع نیاز ها و مسائل با استفاده از خلاقیت و نوآوری، در قالب مدل های کارآفرینی اجتماعی ارزیابی می شود؛ بدین معنا که مطالعه الگوهای مشترک معنایی در پژوهش حاضر ازطریق بررسی مدل های موجود کارآفرینی اجتماعی صورت پذیرفته است؛ بدین ترتیب با مراجعه به سایت های الکترونیکی «گوگل اسکولار» و «اسکوپوس» در بازه زمانی 2000 تا 2022م. ازمیان انبوه مقالات اولیه، تعداد 35مقاله مناسب شناسایی شدند؛ هم چنین اعتبار مفاهیم ارائه شده، خروجی های فراترکیب و مفاهیم پدیدار شده به روش پانل دلفی، توسط گروهی از نخبگان دسته بندی شده و مورد تأیید قرار گرفته است. در راستای تحلیل مقالات منتخب، مفاهیم تشکیل دهنده ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته های حاصل از فراترکیب نشانگر تکوین ابعاد کارآفرینی اجتماعی در قال ب پنج دسته کلی «نوآوری چند سطحی»، «ارزش آفرینی اجتماعی»، «بوم شناسی و طراحی مدل کسب و کاراجتماعی»، «تعریف نقش کارآفرین اجتماعی» و «اشتغال و درآمدزایی» می باشد.
۵۸۹۴۳.

دور المشارکین في النص عند دیبوجراند وتطبیقاته علی النص القرآني(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۶
کل نصٍّ له رساله تقوم على جملهٍ من الأهداف والمقاصد التی یمکن أن تکون ظاهراً سطحیاً أو ضمنیهً بعیده المدى؛ وعندما یتمّ إرسالها إلى المتلقّی، تخضعأو الرد. المقبولیه تتعلّق بموقف متلقّی النص وعلى حسب رأی دیبوجراند ترتبط ارتباطاً وثیقاً بمعیاری الاتساق والانسجام؛ فعلى المرسِل أن ینسج نصه متماسکاً متّسقاً لیحقّق مقاصده ولکی یلفت انتباه المتلقّی للنص، بغیه المشارکه فی فک شفرات النصّ وللحکم علی مدی التزام النص بمعیاری التماسک والاتساق؛ وبعباره أخرى یکون مقبولاً عنده أو غیر مقبول. القصدیه نبعٌ من النظریه التداولیه، ولقبول النص من جانب المتلقّی، یجب أن یراعى مقتضى الحال فی الکلام أو النص إلى جانب صحته النحویه والدلالیه؛ ولهذا یمکن أن نعدّها من الملامح التداولیه. یتناول هذا البحث وصفاً لمعیاری القصدیه والمقبولیه فی ضوء آراء دیبوجراند محاولاً تحدید أبعادهما، مع تطبیقات لهذین المعیارین من القرآن الکریم. توصّلت هذه الدراسه إلى نتائج، منها: أنّ مقبولیه النص القرآنی عند المتلقّین تکون نتیجه لتحقّق الفهم، وأن تطبیق هذین المعیارین على النص القرآنی یساعد على فهمه بشکلٍ أفضل، وإن لا یزد فهماً جدیداً.
۵۸۹۴۴.

صدی الشفرات الخمس لرولان بارت في خطاب روایه الجازیه والدراویش، لعبد الحمید بن هدوقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
یعتبر بعض الباحثین روایه الجازیه والدراویش کنزا تراثیا وفنیا طوت فی ثنایاها الکثیر من الرموز والدلالات. تتحدث الروایه عن حقبتین فی المجتمع الجزائری: الحقبه الاستعماریه ومرحله ما بعد الاستقلال، وتسعی إلی الحدیث عن الماضی والحاضر والتطلع إلی المستقبل بین مختلف الأحزاب داخل بنیه هذا المجتمع. قام رولان بارت بالتحلیل النصی فی قصه سارازین لبلزاک، باحثا عن مجموعه من الشفرات، منها: شفرات الحدث أو الأفعال، والشفرات التفسیریه أو التأویلیه، والشفرات الضمنیه أو الدلالیه، والشفرات الرمزیه، والشفرات الثقافیه أو الحضاریه أو الإحالیه. من هذا المنطلق، یهدف هذا البحث إلی تحلیل روایه الجازیه والدراویش لعبد الحمید بن هدوقه، وفق نظریه بارت، ومن خلال المنهج الوصفی التحلیلی والکیفی، وباختیار نماذج من الروایه؛ لیدرس صدی الدلالات الثقافیه فی الروایه الجزائریه المعاصره، وفق الشفرات الخمس لرولان بارت والکشف عن أحداث الروایه وألغازها ودلالاتها الضمنیه والصریحه وإشاراتها الثقافیه. تظهر نتائج الدراسه أن الروایه لها شفرات متشابکه، بعضها تتجلی فی عملیه تکوین الروایه، وبعضها تتمثل فی المعانی الضمنیه فی خطاب الروایه وتناقضاتها الثنائیه وإحالاتها الثقافیه. ونظرا للأجواء السیاسیه السائده علی المجتمع الجزائری والتیارات المتصارعه التی ترید الحکم علیه، فإن الشفره الضمنیه فالرمزیه ثم الثقافیه تحتل حیزا کبیرا من الروایه لتدل علیها.
۵۸۹۴۵.

بازنمایی هویت های جنسیتی در کتب درسی دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف: در این مقاله تلاش شده تا به بازنمایی هویت جنسیتی در کتب درسی دوره متوسطه دوم پرداخته شود. ایده اصلی این مقاله این است که الگوهای جنسیتی در جامعه به واسطه ابزارهای گفتمانی مسلط بازتولید شده و سعی در طبیعی سازی برخی نقش های جنسیتی موجود و یا استمرار آنان در جامعه را دارند. یکی از مهمترین این ابزارها کتاب های درسی است که تلاش دارد در دوران حساس اجتماعی شدن و فرهنگی شدن الگوهای مسلط و مرحج جنسیتی را برای شکل دهی به هویت جنسیتی نوجوانان درونی سازی کند و این کار را از طریق برجسته سازی نقش های مرجع و مطلوب در کتاب های درسی انجام می دهد. روش شناسی: برای پاسخ به سوال پژوهش و ارزیابی مساله، از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل متون درسی دوره متوسطه دوم استفاده شد. واحد تحلیل در این پژوهش شخصیت های زن و مرد در غالب تصاویر و نوشتار بوده است. جامعه نمونه پژوهش شامل کتاب های درسی متوسطه دوم (در سه پایه اول، دوم و سوم) بود. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند استفاده شد و تمام محتواهایی که به نوعی به مسائل مرتبط با جنسیت پرداخته اند، مورد تحلیل قرار گرفته است.  یافته ها: نتایج این پژوهش ها تائید مفروض اصلی این پژوهش بوده و نشان می دهد که الگوهای هویتی سنتی در بازنمایی های هویتی زنانه در کتب درسی در ابعاد مختلف آن وجود داشته به گونه ای که بازتولید کننده هویت های سنتی برای زنان به عنوان الگوهایی از زن نمونه و موفق بوده است. همچنین داده های ما نشان می دهد که این متون سعی در طبیعی سازی این الگوهای هویتی داشته است و تلاش کرده است تا با مطلوب نشان دادن برخی از نقش های سنتی زن درون خانواده، فعالیت های نقشی و اجتماعی زنان را به عنوان امری فرعی در هویت آنان نشان دهد. به نظر می رسد در این راستا کتاب های درسی به میزان زیادی تغییرات اجتماعی درون جامعه را نادیده گرفته و یا آن را به عنوان آسیب اجتماعی معرفی می کند. بر همین مبنا هویت مطلوب زنانه از نظر گفتمان اصلی، شامل زنان خانه داری می شود که تلاش دارند تا نقش های خانه داری را به شکل مطلوبی انجام دهند. از این رو زن موفق کسی خواهد بود که بتواند به بهترین وجهی در جهت رضایت همسر و فرزندان خود حرکت کرده باشد. بنابراین عمدتا مواردی نظیر احساس مادرانگی، برخورداری از عواطف و احساسات، کانون مهرورزی و مواردی از این دست جزو مولفه های دختران دانش آموز در تفسیر هویت جنسیتی آنان بوده است که به مثابه نقطه قوت زنان در ایفای این نقش مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین زمانی که زنان در کارهای خانه و تربیت فرزند نقش دارند و نقش مادر و خانه دار را ایفا می کنند، با نوعی مطلوبیت حسی و عاطفی همراه می شود.همچنین داده های به دست آمده نشان می دهد که در مقایسه با مردان، زنان به میزان بسیار کمتری در مشاغل بیرون و نقش های اجتماعی بازنمایی می شوند و به نظر می رسد، نظام آموزشی کنونی، با پنهان کردن و یا بازنمایی کمتر مشاغل زنان، سعی در افزایش تاکید بر نقش زنان در خانه دارد
۵۸۹۴۶.

سرمایه های جمعی و تاب آوری محلی ساکنان شهرهای حاشیه ای (مردم نگاری ساکنین شهرک عزیزی شهر قدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
هدف: در چند دهه ی گذشته، رشد شتابان مهاجرت داخلی در کشور سبب شده تا ترکیب جمعیتی شهرها به هم ریخته و هر روز بر جمعیت شهرهای حاشیه ای افزوده شود و پیامد این مسئله در شکل آسیب شناختی آن، تراکم بیش از حد جمعیت، شکل گیری تعارض های فرهنگی در شیوه زیست جدید، بیکاری و انواع آسیب های اجتماعی بوده است. فارغ از رویکرد آسیب شناختی نسبت به توسعه شهرهای حاشیه ای، مسئله ی حائز اهمیت این است که این اجتماعات علی رغم تنش ها و مسائل متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چگونه دوام پیدا می کنند و سازوکارهای قوام بخش تاب آوری این گونه اجتماعات چیست؟ این مطالعه باهدف بررسی سازوکارها و راهبُردهای به کار گرفته شده توسط ساکنان مناطق حاشیه نشین، در پی تحلیل الگوهای مصرف خانواده های ساکن در شهرک عزیزی شهر قدس است.روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش مردم نگاری و با مدد از روش هایی چون مشاهده ی مشارکتی و مصاحبه به جمع آوری اطلاعات پرداخت. مدت زمان حضور در میدان جهت جمع آوری داده های تحقیق، ۱۸ ماه بوده است؛ البته به دلیل شرایط همه گیری ویروس کرونا، این حضور مستمر نبوده است. در این مدت با ۳۲ خانواده ی ساکن در شهرک عزیزی و همچنین صاحبان بنگاه های اقتصادی محلی مصاحبه هایی صورت پذیرفت. معیار ادامه ی مصاحبه ها، اشباع نظری بود. طی این مصاحبه ها از مفاهیم نظری حساس چون بسترمندی کنش های افراد، تاب آوری و عقلانیت محلی استفاده و با تمرکز بر مصرف و نحوه ی تأمین نیازهای روزمره به مطالعه ی الگوهای مصرف خانواده ها پرداخته شد. متون استخراج شده از مصاحبه ها با استفاده از تحلیل مضمون کدگذاری شدند.یافته ها: نتایج نشان می دهند باتوجه به موقعیت و شرایط اقتصادی و فرهنگی میدان موردمطالعه، مدیریت الگوی مصرف اقتصادی در میان خانواده های مورد بررسی، متأثر از مولفه های اجتماعی چون حمایت های شبکه های اجتماعی به طرق مختلف، هوشمندی در انتخاب نوع فروشگاه یا روش های خرید، خرید بر اساس قاعده آشنایی، پرسه زنی جهت خرید بهینه و تکیه بر خریدهای قسطی و نسیه ای بوده است. تمام این مؤلفه ها گویای آن است که در جامعه موردمطالعه، شکل خاصی از عقلانیت محلی باتکیه بر منابع و سرمایه جمعی حاکم است که لزوماً شکل خاصی از عقلانیت در وجه عقلانیت ابزاری نداشته و امکان ارائه ی چشم انداز نظری جهت درک و تفسیر نحوه ی تصمیم گیری ها و سازوکارهای کنش های اقتصادی افراد جامعه مورد مطالعه را ندارد. ساکنین باتوجه به محدودیت های زیست روزمره شان، رفتار هوشمندانه ای در زندگی دارند و از راهبُردهای گوناگونی برای برطرف کردن نیازهای خود بهره می برند. چنین استدلال شد که تاب آوری محلی در این گونه اجتماعات، نتیجه ی منابع و سرمایه های جمعی آن ها است. به این معنا که ساکنان این اجتماعات از منابع موجود، به خصوص شبکه های ارتباطی و سرمایه های جمعی در جهت پاسخ به نیازهای خود بهره می برند. به نظر می آید وجود و بهره گیری از چنین راهبردهایی به پابرجایی مناطق اسکان غیررسمی یاری رساند، این در حالی است که وجود جاذبه در چنین مناطقی به جریان مهاجرت های پیرامون-مرکز خواهد افزود و این مسئله می تواند منجر به بروز مسائل جدیدی در این مناطق گردد
۵۸۹۴۷.

از فلسفه زیبایی تا انسان شناسی زیبایی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۵ تعداد دانلود : ۳۲۴
هدف: زیبایی و زیبایی شناسی سیر تحول و تطور تامل برانگیزی در تاریخ جهان دارد، بطوری که فرهنگ های شناخته شده پیش از تاریخ مکتوب مانند چین، مصر، ایران، آفریقا و اروپا مصادیق آن را منش ها، رفتارها و فضیلت های انسانی می دانستند و از سویی دیگر زیبایی را با ساخته ها، عملکردها، مهارت ها، مخلوقات و اشیاء طبیعی؛ جانوران، درختان و شکل های صخره ها توصیف می کردند. اما تاریخ زیبایی در غرب پر از فراز و نشیب است و از یونانیان باستان که زیبایی را محصول تفکر و اندیشه هنرمند می دانست تا آگوستین فیلسوف غربی در قرون وسطی که در توصیف زیبایی از آموزه ابتکاری «افاضه» از هستی مطلق شکل می گیرد، نظریه زیبایی در زیبایی شناسی قرون وسطی، به شکلی نسبتا تصنعی به منزله جانشینی برای علائق زیبایی شناختی مفید و منشا اثر بود. سال1790م کتاب مهم امانوئل کانت[1] فیلسوف آلمانی و چهره شاخص در فلسفه مدرن قرن هیجدهم به نام نقد قوه حکم منتشر شد که امروزه یکی از مهم ترین منابع زیبایی شناسی شناخته می شود. وی در دوره ماقبل انتقادی تفکر خود رساله کوچکی با عنوان ملاحظات در باب امر زیبا و امر والا[2] (1764)نوشت که در آن عمدتا به تاملات اجتماعی و انسان شناختی می پرداخت. کانت منکر اصول ذوق بود و اعتقاد داشت، احکامی که در مورد زیبایی صادر می کنیم، فقط متکی بر لذت بوده و تماما ذهنی است و صرفا برای مطالعات تجربی (انسان شناسی یا تاریخ) کارکرد دارد، کانت در مبحث استتیک تغییرات گسترده ای را بوجودآورد و آن را به یک نظریه مرتبط با هنر و زیبایی تبدیل کرد.( ماسیکا،2011: 3) در نقد کانت، حس پایین تر از شناخت و درک قرار می گیرد و ذوق مبتنی بر پایه اخلاقی نیست و حکم به زیبایی چیزی، حکم ذوقی است و وی ذوق قوه داوری را درباره زیبایی می داند. تا اواخر قرن نوزدهم بر اثر نظریات کانتی در فرهنگ و مطالعات غربی هنر و آثار هنری مصداق زیبایی شناسی بود و همچنین درک زیبایی نیز به ارزش ها با تجربه حسی از اشیا یا حوادث بستگی داشت. در اواخر قرن با رواج مطالعه انسان شناسی هنر مباحث زیبایی شناسی نیز همزمان مطرح شد و افق دیدگاه جدیدی در مباحث زیبایی شناسی پدید آمد. نظریه زیباشناختی کانت نظامند و جامع بود، وی تجربه و احکام را در مورد زیبایی طبیعی و هنر را به مفاهیم اساسی معرفت شناسی، ما بعدالطبیعه و اخلاق ربط می داد. تداوم این میراث در زیبایی شناسی بعد از او کاملا به چشم می خورد، هدف این پزوهش واکاوی سیر تحول فلسفه زیبایی تا انسان شناسی زیبایی شناسی است و پرسش آن بر این مبناست که چه تحولات تاریخی در اندیشه و فلسفه زیبایی از دوره باستان تا انسان شناسی زیبایی شناسی روی داده است؟ روش شناسی: روش تحقیق این پژوهش، تحلیلی- توصیفی با رویکردی کیفی با محوریت تحولات تاریخی براساس منابع مکتوب است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که مهم ترین تحولات پدیدآمده در قرن نوزدهم انسان شناسی با دو نگرش تطورگرایانه و اشاعه گری (گسترش) در سال های1880-1930توام است، بطوری که نگرش تطور گرایی بر رشد قدرت(ذاتی) زیبایی شناسی در انسان متمرکز است و رشد یا عدم آن را منوط به اصول سلسله مراتبی و مرحله ای است و اشاعه گرایی بر گسترش مولفه های زیبایی در جوامع مختلف تاکید دارد تا اینکه با ظهور انسان شناسی زیبایی شناسی در دوران معاصر به مولفه های زیبایی بومی و جامعه خالق در پژوهش ها بیشتر توجه شد و زیبایی از منظر جامعه خالق مورد نقد و بررسی قرار گرفت
۵۸۹۴۸.

أسلوب الحجاج في مناظره الإمام الرضا (ع) مع رأس الجالوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۴۸
إنّ الحجاج جهد لغوی یهدف إلى التأثیر علی المتلقی وانبعاث مشاعره وأحاسیسه ومراعاه مقتضی حاله عبر القوی العقلانیه والاستدلال المنطقی واللغوی، کما أنّ الحجاج یعدّ عملیه فکریه تتّخذ من الخطاب الملفوظ أو المکتوب وسیله لإیصال الحجه، بحیث یهدف إلى إقناع المخاطب والتأثیر فیه وفی سمعه لرأی أو اعتقاد ما. وإنّ المناظرات الکلامیه أو اللغویه من النصوص التی تستعمل فیها الآلیات الحجاجیه لإقناع المخاطب والتأثیر فیه وإلزامه علی الإفحام. فی هذا الأثناء، أن مناظره الإمام رضا (j) مع رأس الجالوت، والتی تعالج نبوه النبی الأکرم (-)، تعتبر خطابا حجاجیا فی حد ذاته. تأتی المقاله على المنهج الوصفی التحلیلی، لمعالجه المناظره المذکوره، اعتمادا علی نظریه الحجاج وآلیاتها المختلفه، وتهدف إلى دراسه الآلیات الحجاجیه وتقنیاتها اللغویه والبلاغیه اللتین تمّ الترکیز علیهما فی هذا البحث، وإن أُشیر إلی الحجج الفلسفیه التی تعدّ من الحجج المنطقیه المتمثّله فی الحجج النقلیه والعقلیه. فلقد رصدت هذه الدراسه أکثر أسالیب الإقناع حضوراً فی مستوین اثنین: اللغویه والبلاغیه، وتوصلت إلی أنّ التقنیات اللغویه والبلاغیه والحجج النقلیه والعقلیه تشکّل حجر الأساس فی مناظره الإمام (j) مع العالم الیهودی، وذلک لإثراء آرائه وإقناع المتلقّی وتکریس الرساله النبویه لأجل تبیان مرتکز حجاجی أسست علیه الأسالیب الإقناعیه والحجاجیه. فإن الأسالیب اللغویه التی تتمثّل فی المناظره هی الترابطات الکلامیه مثل "واو العاطفه، وثُمّ، وإنَّ، وأَنَّ": وهی قد ساهمت کثیرا فی إقامه الاتصال بین الحجج ورصفها فی إقناع المتلقّی؛ وأما الأسالیب البلاغیه، فهی أسالیب التقدیم والتأخیر، والحصر والاستفهام والکنایه، مما أدّتْ دورها الحجاجی فی هذه المناظره. 
۵۸۹۴۹.

سخن کاوی فرامتن و تحلیل گفتمان قدرت در نسخه داستانی بهجت افزای جربادقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۲۹۲
برپایه رویکرد فرکلاف در تحلیل گفتمان، متن های روایی می توانند در بازآفرینی ساختارهای فرهنگی،سیاسی ، اجتماعی و تولید معنا سهم مهمی داشته باشند،نسخه بهجت افزا داستان بلندی از محمد مهدی جربادقانی در دوره صفویه است که بافتی فرامعنا در ساختار خود و فرا متن دارد؛ با بررسی زبان شناختی داستان بهجت افزا، لایه های زیرین و پنهان متن ،یعنی وضعیت رابطه قدرت وایدئولوژی در دوره شاه عباس اول و شاه صفی آشکار می شود ؛ متن در سه لایه توصیف،تفسیرو تبیین مورد بررسی قرارگرفته است. فرضیه بنیادین تحقیق این است که در داستان، گفتمانی در خور قدرت و جایگاه اجتماعی هر یک از شخصیت های داستان حکمفرما است؛ با بررسی این داستان در سه سطح الگوی فرکلاف روشن شد که کاربرد متفاوت الفَاظ، استفاده از وجه های مختلف زبانی و دستوری، تفاوت شیوه های اقناعی، دیدگاه شخصیتهای داستان نسبت به یکدیگر و صراحت و پوشیدگی در گفتار مستقیما به تفاوت نقش قدرت در این داستان بستگی دارد.
۵۸۹۵۰.

مطالعه مردم شناختی موانع اجتماعی و فرهنگی ایجاد زیست شبانه در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
هدف: زیست شبانه، دراثر تحولات مربوط به انقلاب صنعتی شکل گرفت و رفته رفته تبدیل به نوعی سبک زندگی مدرن شد که تا به امروز تحولات بسیاری یافته و شکل متأخر آن متأثر از تحولات پست مدرن است. انسان مدرن که اکنون در موج پسامدرنیته نیز گرفتار است در این مناسبات خود را به لحاظ اجتماعی بازتولید می کند و همان طور که در کلانشهرها اجتماعی می شود دست به بازآفرینی عرصه کلان شهری و مناسبات اجتماعی و فرهنگی آن می زند. دراین بین مهمترین این مناسبات، فرافکنی فرهنگ سرمایه داری مدرن و اقتضائات اجتماعی و فرهنگی آن و در نتیجه سبک زندگی مرتبط با آن است. تهران به عنوان پایتخت ایران با وجود ظرفیت های فراوان و با جمعیت بیش از هشت و نیم میلیون نفر، فاقد زیست شبانه است. هدف این پژوهش آن است که موانع اجتماعی و فرهنگی ایجاد زیست شبانه در تهران را مورد بررسی قرار دهد.روش: اطلاعات مورد نیاز به روش مردم نگاری و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و مشاهده همراه با مشارکت جمع آوری شد. کدگذاری داده های مصاحبه در مرحله بعدی منجر به پیدایش مقولاتی شد که در نتیجه گیری به تحلیل آن پرداخته ایم. این پژوهش در فاصله زمانی بهمن ماه 1400 تا فروردین 1401 به روش مردم نگاری انجام شده است. برای انجام این تحقیق زیست شبانه اطراف چهار میدان اصلی تجریش، آزادی، پیروزی و شوش به سبب ویژگی های فضایی، طبقاتی و فراغتی متفاوت مجموعاً در 20 نوبت مورد مشاهده مستقیم و مشارکتی قرار گرفته اند. برداشت های هر جلسه میدانی که به طور متوسط نزدیک به چهار ساعت طول کشیده است، بر اساس ثبت نکات حاصل از مشاهده، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ضبط شده و یادداشت های میدانی  به دست آمده است. مصاحبه ها اغلب کوتاه، ناگهانی و تصادفی بوده و تنها در موارد اندکی منجر به قرار بعدی و انجام مصاحبه طولانی تر شده است. زمان گفتگوها بین 10 تا 50 دقیقه به طول انجامید و این گفتگوها بین ساعات 10 شب تا 2 صبح انجام شد. یادداشت های مصاحبه ها پس از پیاده سازی دقیق، کدگذاری شده و در سطح جمله و عبارت برای هر یک از مصاحبه ها مورد ارزیابی قرار گرفته و کدهای مفهومی از رونوشت مصاحبه ها استخراج شد.یافته ها: پس از کدگذاری مصاحبه ها، به 5 مقوله اصلی موانع ایجاد زیست شبانه در شهر تهران دست یافتیم. این مقوله ها عبارتند از: فقدان زیرساخت (شامل نورپردازی، حمل و نقل عمومی، پیاده راه سازی، راهنمای گردشگری و فضای سبز)، فقدان احساس امنیت (شامل روشنایی، امکان حضور مستقل زنان، امکان حضور خانوادگی، دسترسی به کیوسک انتظامی)، عدم توجه به فرهنگ بومی (شامل توجه به خرده فرهنگ مناطق، عاملیت مراکز مذهبی، علمی و تفریحی هر منطقه)، فقدان مدیریت و برنامه ریزی (شامل تسهیل حضور زنان، برنامه ریزی مشارکتی نهادی، نیازسنجی و ایجاد فضا و برنامه، شناخت مصرف فرهنگی-فراغتی، تسهیلات قانونی) و فقدان حس تعلق (شامل احساس فراموش شدگی، به رسمیت شناختن گروه های حاشیه ای، توانمندسازی، ایجاد برنامه های نوستالژیک).
۵۸۹۵۱.

متافیزیک سیاست در جهان بینی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۱
سیاست چه نسبتی با متافیزیک دارد؟ آیا می توان برای سیاست، مبانی یا بنیادهایی متافیزیکی در نظر گرفت که بتواند به ما در توصیف ماهیت امر سیاسی کمک کند؛ یا اینکه همان طور که در سیاست به معنای جدید طرح می شود، سیاست فاقد بنیادهای فلسفی، نظری یا متافیزیکی است؟ این پژوهش به سراغ این پرسش رفته است که سیاست در جهان بینی اسلامی بر چه بنیادهای نظری یا متافیزیکی استوار است؟ به نظر می رسد برای پاسخ به این پرسش مهم باید ابتدا به سراغ تقسیم بندی های اولیه از دانش در بین مسلمین یعنی حکمت نظری و عملی رفت. با بررسی سیر دانش از این منظر و ارتباط میان این دو می توان گفت «فلسفه به معنای خاص» یا «الهیات»، آبشخور اصلی گزاره های متافیزیکی مؤثر بر سیاست در جهان بینی اسلامی است، گزاره هایی که به یک معنا ماهیت متفاوتی به سیاست در جهان بینی اسلامی بخشیده است.
۵۸۹۵۲.

حکایات مشایخ در منظومه های صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۷۷
ادبیات صوفیه در دو صورت منثور و منظوم آن، بخشی بزرگ و مهم از ادبیات فارسی است با گونه ها و زیرگونه های متنوعی چون دستینه ها و آثار منثور و منظوم تعلیمی و نیز آثار خلاقه ای که گزارش گر لحظات شور و اشراق صوفی در زبانی غنایی یا رمزی(سمبلیک) است. یکی از مواد اصلی و مشترک در میان تقریباً تمامی این انواع گوناگون، نقل «حکایات» و «اقوال» مشایخ صوفی است. این پژوهش کوششی است برای ارائه تصویری دقیق و مستند از کمّ و کیفِ بازتابِ «حکایات» (و نه اقوالِ) مشایخ صوفی در مهم ترین منظومه های تعلیمی صوفیانه فارسی شامل حدیقه الحقیقه سنایی، مثنوی معنوی مولانا، و هفت اورنگ جامی. نتایج این پژوهش نشان می دهد از مجموع 300 حکایت منقول در مجموع این آثار، گذشته از حکایات منسوب به پیران ناشناس (47 حکایت)، که بالاترین میزان حکایات را تشکیل می دهد، بیشترین حکایت ها به ترتیب مربوط به بایزید(با 24مورد)، ابوسعید ابوالخیر(با 21 مورد) و شبلی(با 20 حکایت) است. همچنین حدود یک چهارم از مجموع کل حکایات، «حکایات کرامات»اند و مضمون بقیه حکایات، تعلیم معارف و مفاهیم صوفیانه است. گفتنی است در نگاهی تاریخی و تطبیقی، به روشنی می توان افزایش توجه به نقل حکایاتِ کرامات را در فاصله سنایی تا مولانا دید؛ چنان که در حدیقه الحقیقه، هیچ حکایت کرامتی نقل نشده اما از میان 26 حکایت منقول در دفاتر ششگانه مثنوی مولانا، 15 حکایت، (یعنی حدود 60درصد حکایات) کرامت محور است. درنهایت نیز می توان مجموع منظومه های صوفیانه فارسی را در مقایسه با انواعی همچون تذکره ها و اولیانامه ها و نیز عده ای از دستینه های کهن عربی، برخوردار از توجه کمتری به حکایات کرامات تلقی کرد.
۵۸۹۵۳.

تحلیل ساختاری مکاتیب عبدالله قطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۲۴
مکتوبات یکی از گونه های مهم ادبیّات و انواع نثر فارسی است که در دوره های مختلف تاریخی از نظر ادبی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی از اهمّیت شایانی برخوردار بوده است. عرفای اسلامی با استفاده از فن مکتوب نگاری و با پیروی از پیشوایان دین، اقدام به نگارش نامه هایی برای انتقال آموزه های عرفانی و هدایت سالکان طریقت کرده اند. عبدالله قطب یکی از عارفان برجسته قرن نهم هجری است که اقدام به تأسیس جامعه ای آرمانی و مدینه ای فاضله با عنوان «اخوان آباد» در حوالی جهرم کرد. وی از طریق نگارش مکتوبات به اداره این جامعه آرمانی و هدایت و تعلیم مریدان خود پرداخت؛ مکتوباتی که هم از نظر نثر شیوای فارسی و هم از نظر دربرداشتن نکات ارزشمند عرفانی برای ارشاد و تعلیم سالکان درخور توجّه است. بر این اساس، در این جستار با روش تحلیلی توصیفی ساختار مکاتیب قطب مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد ویژگی های سبکی نگارش قطب، یعنی گرایش به ساده نویسی و ایجاز و اختصار، ساختار مکتوبات وی را دستخوش تغییر قرارداده و همین امر سبب تفاوت مکاتیب قطب در قیاس با سایر مکتوبات عرفانی شده است. این مکتوبات در زمره مکتوبات اخوانی و چند سویه جای می گیرد.
۵۸۹۵۴.

نشانه شناسی ادبی شخصیت پیامبر (ص) در نسخه خطی مولود النبی ترجمه محمدباقر خشتی برمبنای نظریه فیلیپ هامون در پیوند با فضیلت های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۶۶
نظریه فیلیپ هامون نشانه شناس فرانسوی به دلیل دربرگرفتن آراء نظریه پردازان پیشین، جامع ترین نظریه درباره عنصر شخصیت است. او شخصیت را نشانه ای می داند که از دال و مدلول و سطوح مختلف تشکیل می شود. آنچه اهمیت دارد این است که با بررسی نشانه شناسی شخصیت و با تکیه بر ویژگی ها و صفات به لایه های پنهان شخصیت پی برده می شود. نسخه خطی مولود النبی از مؤلفی ناشناس و ترجمه محمدباقر خشتی کتابت در سال 1275 ق. یکی از کتاب هایی است که زندگی نامه پیامبر (ص) را بررسی می کند و توصیف بخشی از ویژگی های شخصیتی پیامبر (ص) در آن آمده است و به صفات آن حضرت چون جود، مهربانی، شفاعت، علم و عدالت ... توجه شده است. این مولود نامه در یک مقدمه و شش باب تنظیم شده است که وصف نور پیامبر (ص) قبل از تولد و زندگی ایشان بعد از تولد را تا زمان ازدواج ایشان با حضرت خدیجه (س) بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد در محور دال، نام ها و القاب به کاررفته برای پیامبر (ص) در این کتاب همگی با اوصاف و کنش های این شخصیت هم خوانی دارند و به گونه ای اسامی و القابش دلالت بر تمام خصوصیت های ذاتی و درونی او دارد. در محور مدلول بودن شخصیت پیامبر (ص)، صفات و ویژگی های آن حضرت همچون شفاعت، علم، عدل، بخشش و سخاوت، هدایت و رهبری و سبب آفرینش جهان تولد معجزگونه آن حضرت بررسی می شود. در محور سطوح شخصیت نیز سه سطح ظاهری، روانی و اجتماعی شخصیت پیامبر (ص) تحلیل می شود؛ بنابراین این پژوهش شخصیت پیامبر (ص) را در کتاب مولود النبی براساس نظریه فیلیپ هامون با رویکرد توصیفی تحلیلی ترسیم می کند.
۵۸۹۵۵.

«جلوه های صور خیال در غزلیات یغمای جندقی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۲۶۵
یغمای جندقی یکی از معروف ترین و برجسته ترین شاعران عصر قاجار در سرایش غزلیات اخلاقی و عاشقانه است. شاعران از آغاز شعر فارسی تا به امروز همواره به علوم بلاغی توجه داشته اند و یکی از مباحث اساسی بلاغت در زبان، صورخیال شاعرانه است که چهار مبحث تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز را در بر می گیرد و کاربرد سنجیده و شایسته آن می تواند به خیال انگیزی و غنای شعر بیفزاید. غزلیات یغمای جندقی ازلحاظ اشتمال بر جلوه های علوم بلاغی به ویژه علم بیان و بهره گیری از تصویرپردازی شاعرانه از اهمیّت بسیاری برخوردار است. غزل های یغما در بر دارنده مضمون های اخلاقی و عاشقانه است که در اوزان گوناگون و بیشتر به شیوه اشعار حافظ سروده شده است. به دلیل کم توجهی به صورخیال در اشعار یغمای جندقی در این پژوهش تلاش شده است صورخیال به کار رفته در غزل های یغمای جندقی با ژرف نگری و با عنایت به ذوق شاعر در بهره گیری از آنها به عنوان یکی از راه های زیباشناختی و شگردهای بیانی و هنری تحلیل و بررسی شوند تا بتوان جلوه ای از محاسن شعری او را به مخاطبان عرضه کرد.
۵۸۹۵۶.

طراحی الگو و بسته مشاوره معنوی بر پایه موضوع عشق در مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۱۰
بیان مسئله: معنویّت در سال های اخیر از سازه های مثبت در سلامت روان است. بر همین اساس پژوهش حاضر، مطالعه ای بین رشته ای برای طراحی الگویی از مشاوره معنوی براساس مثنوی معنوی با موضوع عشق است. مثنوی یکی از مهم ترین منابع معنویّت در جهان براساس عرفان اسلامی است. مولانا از بزرگ ترین عارفان اسلامی است که عشق را به ژرف ترین و گسترده ترین شکل، تعریف و کاربردی کرده است. روش: این تحقیق به روش کیفی تحلیل محتوا براساس مقوله های مستخرج از مثنوی معنوی مولوی و مقالات مرتبط با معنویّت انجام شده است. کلیدواژه عرفان اسلامی و مثنوی، یعنی «عشق» استخراج (542 بیت از شش دفتر مثنوی) و در جدولی کدگذاری و مقوله بندی شد. یافته ها و نتایج: از 558 مقوله مرکزی، 67 دسته از مفاهیم مشترک بود که در سه مرحله «بیداری معنوی»، «بلوغ معنوی» (عشق) و «نمود معنوی» (ویژگی های عشق) و زیرمجموعه های مرتبط دسته بندی، و سرانجام، الگوی معنوی طراحی شد. این الگو به دلیل هماهنگی با رویکردهای فرانوین روان شناسی و انطباق بر فرهنگ و متون عرفانی می تواند نقش مهمی در رشد و تعالی انسان امروزی داشته باشد. از این الگو، دوازده جلسه درمانی به منظور بسته مشاوره معنوی نیز استخراج شد.
۵۸۹۵۷.

بازتاب تجارب زیستی کودکان کار در آثار خودنوشت آن ها در مجله ی عروسک سخنگو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۹۲
کودکان در محیط های اجتماعی مختلف و تعاملات و مناسباتی که با افراد دیگر دارند، تجربیاتی را از سر می گذرانند که از آن ها با عنوان تجارب زیستی نام برده می شود. این تجارب که در شکل گیری شاکله ی ذهنی، قضاوت ها و رفتار آنان تأثیرگذار است، باعث می شود هنگامی که درصدد نگارش نوشته های خود برمی آیند، این تجارب را منعکس سازند. ازآنجاکه مجله ی عروسک سخنگو برای کودکان فرصتی را فراهم آورده است تا در مقام نویسنده به تولید ادبیات برای خود بپردازند، در این پژوهش ارتباط محتوایی میان آنچه که کودکانِ کار در این مجله نگاشته اند با تجربیات زیستی آن ها موضوع تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور، در پژوهش حاضر با یاری گرفتن از نظریه ی جان دیویی درباره ی رابطه ی تجارب زیستی افراد با آثاری که می آفرینند؛ سه اثر خودنوشت کودکان کار که در این نشریه منتشر شده، تحلیل شده است. سپس برای اینکه مشخص شود این نوشته ها تجارب زیستی کودکان کار را منعکس می سازند یا خیر، برای هرکدام از آن ها پرسش های متفاوتی در قالب مصاحبه های کتبی تنظیم شده و در اختیار نویسندگان قرار گرفته است. علی رغم اینکه برخی از کودکان در پاسخ دهی به پرسش ها از افشای واقعیت طفره رفتند یا آن را انکار کردند، یافته های پژوهش بیانگر آن است که محتوای این دسته از آثار خودنوشت به تبع شرایط مختلف کودکان کار در جامعه و محیط خانواده به گونه ای آشکارا و یا پنهان، منعکس کننده و برآمده از تجارب زیستی و در مواردی نیز عقده های فروخورده ی آن هاست.  
۵۸۹۵۸.

بررسی و تحلیل عناصر و ویژگی های ژانر عامیانه کمیک استریپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۰ تعداد دانلود : ۲۸۳
کمیک استریپ در ایران بیشتر در چهار ژانر عمده خلق شده که شامل ژانر مذهبی، ژانر حماسی، ژانر جنگی و ژانر عامیانه  است. ژانر عامیانه به فرهنگ بومی توجه دارد و در کمیک استریپ های کودکان اهمیت بیشتری دارد .از بدو ورود کمیک به ایران، داستان ها و افسانه های محلی و عامیانه، ضرب المثل ها، متل ها و حکایت ها با فرم ویژه ی کمیک، روایت و تصویرسازی شده اند. در داستان های ژانر عامیانه هدف، یادگیری و جلب توجه کودکان به ضرب المثل های ایرانی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر کتاب های کمیک کودکان مانند کمیک احسان ماندگاری، کمیک مثل آباد، کمیک ماهنامه ی نبات از آثار سعید رزاقی است که بیشترین میزان کمیک های این ژانر متعلق به اوست. این پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای و تحلیل محتوا و بررسی عناصر و ویژگی های ژانر عامیانه کمیک استریپ انجام گرفته است. نتایج، گویای آن هستند که در ژانر عامیانه، موضوعات اخلاقی و اجتماعی به منظور آشنایی با راه ورسم صحیح زندگی بیان شده است. طرح داستان های ژانر عامیانه ی کمیک استریپ ساده است و شخصیت پردازی و حتی زاویه ی دید در آن از طریق گفت وگو اتفاق می افتد. فضای داستان ها شاد و هیجان انگیز و رنگ های استفاده شده در تصاویر نیز بر شادی و هیجان انگیزی فضای داستان می افزاید.
۵۸۹۵۹.

بررسی تطبیقی انسان شناسی عرفانی و فلسفی از دیدگاه مولانا و کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۱۸
یکی از مسائل مهم اندیشه بشری، انسان و هستی ناشناخته اوست که همواره محور بحث در بین فیلسوفان و عارفان بوده است. آنان بر اساس دیدگاه خود به انسان از دو منظر نگریسته اند: برخی از وضع موجود انسان و در باره اینکه «انسان چگونه هست و چگونه نیست» سخن می گویند و پاره ای در باره شرایط انسان مطلوب گفت وگو می کنند به این معنا که انسان چگونه باید باشد و نباشد. در مقایسه این دو رویکرد باید گفت: انسان شناسی فلسفی با نگاهی عقلانی به مسائل اساسی انسان به-عنوان یک موجود عقلانی و اندیشمند و انسان شناسی عرفانی از راه علم حضوری به مطالعه و بحث در باره انسان و چگونگی دستیابی او به کمال می پردازد. این مطالعه با روش توصیفی تطبیقی و در جهت تبیین، تحلیل و تطبیق انسان شناسی فلسفی و انسان شناسی عرفانی از دیدگاه کانت و مولانا پرداخته است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد هدف غایی مولانا در انسان-شناسی معرفی انسان کامل یا مطلوب است و حال آن که کانت در انسان شناسی پراگماتیکی خود، انسان موجود را معرفی می کند.
۵۸۹۶۰.

نگاهی به درون مایه هایِ همسان در: حماسه گیل گمش، سرودِ مروارید و متن هایِ مانوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۸
حماسه گیل گمش و سرودِ مروارید دو میراثِ بزرگِ بشری هستند که اثرِ نخستین در 2100 پیش از میلادِ مسیح و دومین اثر در نیمه دومِ سده نخستِ میلادی (میانِ 50 تا 70) به نگارش درآمده است. به نظر می رسد این دو اثر که یکی قالبی حماسی و دیگر عرفانی دارد و ظاهراً متفاوت می نمایند، از درون مایه هایی همسان بهره مندند و هر دو در شکل دهیِ اندیشه ها و باورهایِ مانی و مانویان تأثیرگذار بوده است؛ به این معنا که مادری تأثیرگذار (مادرِ حیات)، شاهزاده ای به فراموشی گرفتار آمده، وجودِ همزادی چون نَرْجَمیگ، قهرمانی مانندِ هرمزدبغ که به سرزمینِ تاریکی می تازد، وجودِ شیرچهر اژدهایی اهریمنی، لباسِ رزم برکَندن و تاج بر سر نهادن پس از رهایی از تن و جهان، وجودِ مادینه ای گُمراه کُننده و همین طور پدر و دختری اهریمنی (اَشَقْلون و مُردیانگ) که در پیِ گمراه ساختنِ سرنمونِ انسان ها هستند، وجودِ کشتی رانی رستگارکننده و آگاهی بخشی دلسوز (عیسایِ درخشان)، انسان ایزدی خورشیدگونه (مانی) و مقوله آزار نرساندن به حیوانات در مانویّت، همگی مقوله هایی است که در حماسه گیل گمش و سرودِ مروارید یافت می شود. نتایجِ پژوهش نشان می دهد که مانی و مانویان از این دو اثر که یکی به میان رودان تعلّق دارد و در پیوند با نژادِ سامی و دیگر به فرهنگِ پارتی اشکانی متعلّق است، تأثیر پذیرفته اند و در این همسانی و الگوپذیری، می توانیم آمیزش و تعاملِ فرهنگِ ایرانی را با دیگر فرهنگ ها و باورها ببینیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان