گسترش روز افزون آرشیوها با گستره فعالیت و وظایف متفاوت و نیز اهمیت آنها در نزد دولتها و ملل مختلف، باعث شده است تا تربیت کسانی که با دستیابی به دانش آرشیو، مدیریت علمی مراکز آرشیوی را به معنی اعم و نیز فعالیتهای تخصصی آن را به معنی اخص برعهده دارند، بیش از پیش مورد توجه مراکز آموزشی و دانشگاهی قرار گیرد. به طوری که امروزه به عنوان رشته ای پر اهمیت در خیلی از دانشگاههای دنیا، علاقه مندان را در سطوح مختلف به سوی خود جلب کرده و دانش آموختگان آن – که از آنها به عنوان آرشیویست یاد می شود – با دستیابی به توانائی علمی وعملی، فعالیت در گستره مذکور را به صورت هدفمند وجهه همت خود می سازند. اینکه دانش آرشیو چگونه و در چه سطوحی در دانشگاههای مختلف ارائه می گردد و محتوای دروس آن، چه مطالبی را در بر می گیرد و نیز چه مشابهتها و تفاوتهائی با رشته کتابداری دارد، موضوع نوشته حاضر است که به صورت گزینشی و با بررسی وضعیت آموزش این رشته در شماری از دانشگاههای جهان انجام می پذیرد و مهم ترین منابع آن، داده های موجود در وبگاههای اینترنتی مراکز مورد نظر می باشد.
شخص حقوقی دارای وجودی اعتباری است و شخصیت آن، از شخصیت تشکیل دهندگان آن، متمایز و مستقل است. با این وجود، نیازمند اشخاص حقیقی است تا در راستای اهداف آن در عالم خارج اقدام کرده، وجود آن را مؤثر گرداند. کلیه اعمال حقوقی و اجرایی این اشخاص، به وسیله مدیران آن ها انجام می پذیرد. در خصوص وقف اموال شخص حقوقی، به عنوان یکی از این اقدامات قابل تصور، این سؤال مطرح است که آیا این ارکان که تنها اداره اموال شخص حقوقی را برعهده دارند، می توانند اقدام به وقف اموال آن نمایند و به عبارت دیگر، آیا از مفهوم اداره کردن،خارج ساختن اموال از ملکیت مؤسسه آن هم بصورت بلاعوض،استنباط می گردد یا خیر؟ مقاله حاضر بر این عقیده است که حدود اختیارات ارکان اشخاص حقوقی و تمایز و استقلال اموال شخص حقوقی اقتضای وقف اموال را ندارد و این اختیارات ناظر به اعمال اداری است و اعمال مالکانه از قبیل وقف را در بر نمی گیرد.
در پژوهش پیش رو شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از معادله دیفرانسیل تصادفی هستون مدل سازی شده و عملکرد این مدل مورد سنجش قرار گرفته است. بدین منظور پس از معرفی اجمالی معادلات دیفرانسیل تصادفی، به بررسی دقیق تر معادله هستون پرداخته و سپس، پارامترهای این مدل براساس داده های واقعی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران تخمین زده شده است. در این مسیر از قضیه فوکر – پلانک برای استخراج تابع توزیع مدل هستون و روش گاوس – هرمیت برای تخمین یک انتگرال نامعین بهره جسته ایم. سرانجام برای سنجش توانایی این مدل در ورطه عمل، ارزش در معرض خطر شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو براساس مدل هستون محاسبه شده و با فرآیند تصادفی حرکت براونی هندسی به عنوان مدل تصادفی استاندارد مورد استفاده عموم، براساس رویکرد پس آزمون مورد مقایسه قرار گرفته که نتایج این مقایسه حاکی از عملکرد نسبی بهتر مدل هستون است.
"نظریههای هنجاری رسانه به تبیین عملکرد وسایل ارتباط جمعی در چهارچوب ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر جامعه میپردازند و رابطة میان دولت، رسانه و جامعه را مورد بررسی قرار میدهند، با این فرض که انتظارات متقابل میان این سه قطب، بر اساس هنجارهای پذیرفته شده یا ایدئولوژی حاکم بر جامعه ترسیم میشود.
مقالة حاضر تلاشی است برای تحلیل نظامهای رسانهای بر اساس نظریات هنجاری.
نویسنده ابتدا به ذکر تاریخچهای مختصر دربارة شکلگیری نظریات هنجاری پرداخته و طی آن نظریات اقتدارگرا، آزادیگرا، کمونیستی و مسئولیت اجتماعی را از فردسیبرت، پترسون و ویلبرشرام، نظریة رسانههای توسعهبخش را از دنیس مککوئیل و الگوی بازار، الگوی مارکسیست و الگوی در حال توسعه را از آتشول برشمرده است. سپس به ذکر شباهتها و تفاوتهای نظریات یاد شده در زمینههای سمت و سوی ارتباط میان دستاندرکاران رسانه و مردم، تقابل میان فرد و جامعه، نبایدهای برنامهسازی رسانهای، شیوهها و معیارهای گزینش رویدادها و رخدادها، محتوا و درونمایة رسانهها، استقلال حرفهای رسانه و دستاندرکاران آن، کنترل بر رسانههای خارجی، نظارت بر رسانه، روشهای برآورد هزینهها و مالکیت رسانه پرداخته است.
بخش دوم مقاله به ذکر چند اصل از مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی در زمینة برنامهسازی رسانهای اختصاص دارد که موضع نظام جمهوری اسلامی را در قبال مباحثی چون مخاطب، نظام دولتی و ساختار حقوقی، مالکیت و کنترل، جهان واقعی و محیط ایدئولوژیک، تخصص کاری، سازمانی و حرفهای و سازمانهای رسانهای رقیب مشخص میکند.
در بخش پایانی مقاله، برای انطباق گوشهای از عملکرد سازمان صدا و سیما با اصول مطرح شده در قانون اساسی، نتایج سه پژوهش صورت گرفته دربارة تصویر زن در سیمای جمهوری اسلامی ایران با تصویر مطلوب قانون اساسی از زن به عنوان موجودی متعالی و والا مقایسه شده است.
"
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر تواتر خودگویی آموزشی و انگیزشی بر اجرای مهارت پرتاب دارت بود. 38 نفر دانشجوی پسر غیر ورزشکار به صورت داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کردند. شرکت کنندگان بر اساس نمرات پیش آزمون در دو گروه خودگویی آموزشی و انگیزشی با تواتر یک تکرار و سه تکرار قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس برای اندازه گیری های تکراری 2 گروه (انگیزشی و آموزشی) × 3 شرایط آزمون (پیش آزمون، خود گویی با یک تکرار و خودگویی با سه تکرار) تحلیل شدند. نتایج نشان داد خودگویی آموزشی و انگیزشی با یک تکرار بر عملکرد حرکتی پرتاب دارت اثر معنادار دارد، اما خودگویی آموزشی و انگیزشی با سه تکرار بطور معناداری باعث کاهش عملکرد حرکتی پرتاب دارت شد. نتایج مؤید این است که تواتر خودگویی بر اجرای مهارت پرتاب دارت اثر منفی دارد.