فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
عرفان در افق اندیشه استاد مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۳ شماره ۳۰ و ۳۱
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بر آن شدهایم تا «عرفان» را از دیدگاه استاد شهید مطهری بررسی کرده، به تبیین نگرشها وگرایشهای عرفانی او بپردازیم؛ چه اینکه استاد، عرفان را از نوع شناخت شهودی و مبتنی بر سیر و سلوک عملی دانسته تا انسانِ عارفِ سالک، از مرحله «فهمیدن» به منزل «رسیدن و دیدن» تکامل یافته، به مقام توحید درمراتب گوناگون نائل شود که عرفان را با توحید ناب و انسان کامل نسبتی تام و تمام خواهد بود و در این جهت برخیازاصول عرفانی از وحدت شخصی وجود، سلوک و شهود، ریاضت و عشق و محبّت بررسی شده و استاد، مقوله«وحدت وجود» را در مقام تصوّر و تصدیق از نوع سهل و ممتنع دانسته، معتقد است: بسیار اندکند کسانی که بهحقیقت معنا و ماهیت آن میپردازند.
به اعتقاد استاد، عرفان با تصوّف فرق دارد و اوّلی را مقولهای فرهنگی و دومی را اجتماعی میداند و بهشدّت برنظریه اصالت، استقلال و غنای عرفان اسلامی و زایش و رشد و بالندگی عرفان اسلامی از دامن فرهنگ و آموزههای قرآنی ـ روایی تأکید دارد و نظریه بیگانه بودن عرفان با آموزههای اسلامی یا التقاطی و تلفیقی بودن عرفان اسلامی با عرفانهای هندویی، مسیحی و... را نقد کرده، نمیپذیرد؛ اگر چه تأثیر و تأثّر فرهنگهای اخلاقی ـ عرفانی را با عرفان اسلامی قبول دارد.
و نیز در این مقاله بر آن شدیم تا به تجلیّات و نماد و نمونهای از گرایشهای عرفانی استاد شهید مطهری و تحوّلتکاملی اندیشه، انگیزه و عمل وی از حکمت به عرفان بهویژه در اواخر عمر گرانبهایش اشاراتی داشته باشیم.
بررسی وضع زبان و ادب فارسی در سه قرن نخست هجری (طاهریان، صفاریان، سامانیان)
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴ (پیاپی ۵)
29 - 44
حوزههای تخصصی:
یکی از نمادهای فرهنگ هر سرزمین زبان و آدب آن سرزمین است. تا قبل از ورود اسلام به ایران زبان اداری و زبان نوشتاری، فارسی میانه بود و در گفت وگوی روزانه زبان دری به کار می رفته است. با ورود اسلام زبان و ادب فارسی دچار تغییراتی شد. این تغییرات بیشتر به علت سادگی بعضی لغات عربی و همچنین به خاطر مسلمان شدن ایرانیان و ساکن شدن اعراب در ایران بود. این تغییرات تنها در محدوده زبان نبود بلکه با ورود زبان عربی به ایران خط عربی نیز با آن همراه بود که در خط آن زمان یعنی خط پهلوی تأثیر گذاشت و آن هم بیشتر به این علت بود که خط عربی در همه اشکال از خط پهلوی آسان تر بود. با تشکیل حکومت های محلی ایران (طاهریان، صفاریان، سامانیان) در قرن سوم هجری کم کم استقلال سیاسی ایران از خلافت محیا شد و این حکومت ها هر کدام به نوبه در احیا فرهنگ ایرانی تلاش کردند که زبان و ادب فارسی نیز در این موارد قرار داشت که با تشکیل این حکومت ها و بها دادن به زبان فارسی بود که دوباره این زبان جان تازه گرفت. در این مقاله سعی شده که در ابتدا به تغییراتی که در دو قرن اول هجری در زبان و خط فارسی روی داده مورد بررسی قرار گیرد و در ادامه به بررسی نقش حکومت های محلی ایران در احیا و حفظ زبان و ادب فارسی پرداخته شد.
حقوق اهل بیت(علیهم السلام)
منبع:
معرفت ۱۳۸۵ شماره ۱۰۶
حوزههای تخصصی:
تاریخ تحلیلى یا تحلیل تاریخ
حوزههای تخصصی:
تاریخ تحلیلى، به عنوان روشى در عرصه پژوهشهاى تاریخى، شکل کمال یافته تاریخنگارى است که در تاریخ اسلام سابقهاى دیرینه دارد. در اینگونه تاریخنگارى، مورخ با کاربست اصول و قواعد تعریف شده یا پذیرفته شده دانشمندان حوزه تاریخ، و استفاده از ابزارها و امکانات و نیز دستاوردهاى دیگر علوم مربوطه، مىکوشد تا به دادههاى واقعى دست یافته و سره را از ناسره بازشناسد. با این رویکرد، تاریخ تحلیلى، با آنچه معطوف به دادههاى تاریخى، تحلیل مىشود، متفاوت و متمایز است و اساسا تحلیلهاى مبتنى بر تاریخ، خارج از حوزه تاریخ بهشمار مىآید، هرچند مورخ خود ممکن است بدان روى کند. این مقاله بر آن است تا نشان دهد که چه تفاوتهایى میان تاریخ تحلیلى و تحلیل تاریخ وجود دارد.
توبه شیطان
منبع:
بشارت ۱۳۸۴ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
مشکلات اجتماعی در اولویت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"به دلیل گستردگی، تنوع و فقدان طبقه بندی مشخص و مورد توافق درباره مشکلات اجتماعی برای تدوین هر برنامه مداخله اولویت بندی آن ها امری اجتناب ناپذیر می باشد. این مقاله نتایج حاصل از طرح پژوهشی در این زمینه را ارایه می دهد. این پژوهش با استفاده از روش دلفی انجام شده و در آن نظرات 41 نفر از مدیران، کارشناسان و صاحبنظران درباره مشکلات اجتماعی در اولویت در چهار مرحله جمع بندی شده است.
بر اساس نتایج حاصله از دیدگاه اعضای دلفی پانزده مشکل در اولویت مشکلات اجتماعی ایران قرار دارند که عبارت اند از اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی اعتمادی اجتماعی، فقر اقتصادی، فساد، تبعیض اجتماعی، بی عدالتی در برخورداری از قدرت، نزول ارزش ها، افزایش میزان جرایم، سیاست های اقتصادی، معضل ترافیک، مسایل آموزش و پرورش، عدم رعایت حقوق شهروندی و نابرابری در اجرای قانون. در میان این مشکلات نیز اعتیاد، بیکاری، خشونت، بی اعتمادی، فقر و فساد در اولویت بالاتری در مقایسه با دیگر مشکلات قرار دارند.
مقایسه یافته های این پژوهش و مطالعات مشابه حاکی از در اولویت قرار داشتن اعتیاد و بیکاری نسبت به دیگر مشکلات است.
"
جایگاه و قلمرو حکم و فتوا
حوزههای تخصصی:
تاملى در ادله حجیت استصحاب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر ۱۳۷۶ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
زن سالاری یا مرد سالاری؟!؛ نگاهی به موانع حضور چشمگیر زنان در جامعه
منبع:
حوراء شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
موضوع «جنس» و «جنسیت» به عنوان واقعیتی انکارناپذیر، در جوامع انسانی مد نظر بوده و جامعهها را در تقسیم بندی اولیه به دو گروه متمایز «زن» و «مرد» هدایت کرده است. امروزه بسیاری از نظریه پردازان مسائل زنان اعتقاد دارند میان «جنس» و «جنسیت»، تمایز آشکار وجود دارد و نمیتوان عوارض و تبعات جنسیت را صرفاً به جنس نسبت داد؛ هرچند شرایط و ویژگیهای فیزیولوژیکی و زیستی ویژهای در مورد یک جنس خاص موجب شده است که ضوابط و معیارهای اجتماعی و عرفی جنسیتی ویژهای برای او در نظر گرفته شود. در این مجال بیشتر به بررسی ضوابط و معیارهای اجتماعی می پردازیم.
بررسی و تحلیل نتایج اخلاقی تمثیل غار در اندیشه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که اخلاق مبتنی بر مابعدالطبیعه است، بدون تردید بررسی اهداف و نتایج اخلاقی آموزه ها نیز بدون پژوهش های مابعدالطبیعی امکان پذیر نخواهد بود. افلاطون پایه گذار بسیاری از مباحث هستی شناسی، معرفت شناسی و اخلاقی در فلسفه مغرب است. تأثیر او در تفکر فلسفی به حدی است که به عقیده وایتهد تمام تاریخ فلسفه، چیزی جز حاشیه نویسی بر آثار افلاطون نیست. طریق غالب او طرح مباحث عقلی در قالب گفت وگو و تمثیل است. سه تمثیل مهم و تأثیرگذار غار، آفتاب و خط، علاوه بر اینکه نشان دهنده ژرفای اندیشه فلسفی او است، تأثیر انکارناپذیری در حوزه های معرفت شناسی، هستی شناسی و اخلاق گذاشته است، هرچند هر کدام از تمثیل ها آثار و نتایج خاص خود را دارد و اشتراکاتی را میان آنها می توان یافت ولی تهافت و ناسازگاری در این خصوص در سخنان افلاطون دیده نمی شود. نیز منتقدان و مخالفان اندیشه افلاطون مانند ارسطو و ابن سینا و دیگران گرچه با نظریه مثل مخالفت یا آن را نقد کرده اند اما پژوهش و تحقیقی راجع به نشان دادن ناسازگاری در مدعیات مقاله پیش رو دیده نمی شود. در این مقاله نتایج اخلاقی تمثیل غار که در حوزه انسان شناسی فلسفی نیز اهمیت فراوان دارد استنباط و استخراج می شود؛ نتایجی که از تأمل در ساختار فلسفه افلاطون و تمثیل غار به نحو اجتهادی به دست آمده است.
مفهوم قدرت از دیدگاه نیچه
منبع:
اسفار سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶
159-186
حوزههای تخصصی:
فردریش نیچه، از اندیشمندان برجستة آلمانی است که متأثر از فیلسوف بدبین هم وطنش، آرتور شوپنهاور، کوشید با تأکید بر ارادة آدمی رویکردی نو به عالم و آدم افکند. او اراده آدمی را، اراده ای معطوف به قدرت می داند. لذا بر محور آن، ساختار هستی شناسی او پی ریزی می گردد؛ بدین معنا که نیچه تمام مفاهیم ارزشی همچون اخلاق، حقیقت و... را متناسب با ارادة معطوف به قدرت در آدمی درک می کند. بر این اساس، نگاهی نسبیّت انگارانه را در پیش می گیرد. نیچه بر آن است که اخلاق سنّتی را فرومایگانی که از شکوفا کردن ارادة معطوف به قدرت خویش ناتوان بودند، بازآفرینی کردند تا ارادة دیگران را بدین وسیله به مهار قدرت خویش درآورند. لذا سخت به مسیحیت، که وارث ارزش های اخلاقی است، می تازد و آن را مایة ننگ بشر غربی برمی شمارد. از این رو، نیچه تنها حقیقت مطلق را ارادة معطوف به قدرت می داند که چون این گونه اراده ها، گوناگون اند و تأویل های آن ها نیز فراوان است، لذا حقیقت ها نیز فراوان خواهند بود. پس، جهان از نگاه او، معنا و ارزش ذاتی ندارد و ارزش ها، به تأویل های آدمیان از ارادة قدرت شان وابسته است. از آنجا که اصل بنیادین در سراسر فلسفه نیچه " اراده معطوف به قدرت" است، در این نوشتار نخست به تبیین ابعاد مختلف این اصل می پردازیم و سپس رویکرد وی را به ارزش های اخلاقی در پرتو آن بررسی می کنیم.
استقبال و جواب در شعر حزین لاهیجی
حوزههای تخصصی:
نگاهی به معرفت شناسی معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۷۹ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
آنچه از نظر خوانندگان فرهیخته میگذرد، مصاحبهای است که نشریة ذهن با آقای دکتر محمد لگنهاوزن، از صاحبنظران مسلمان در حوزة معرفتشناسی، انجام داده است.
آنچه در این گفتوگو آمده مسائلی است در باب معرفتشناسی جدید، تعریف، اهداف، تقسیمات و مباحث مختلف آن همچون باورها، توجیه، صدق و نظریات مختلف در توجیه همچون برونیگرایی و درونیگرایی، سرنوشت نزاع معروف مبناگروی و انسجامگروی، رابطة معرفتشناسی با معرفت دینی و متافیزیک، تقسیم تاریخ معرفتشناسی به سه دوره و بیان ویژگیهای هر دوره، اعتنا و اقبال مجدد معرفتشناسی معاصر به ارسطو. و در پایان، مباحث مهم و تأثیرگذار فلسفة اسلامی در معرفتشناسی معاصر مورد توجه قرار گرفته است.
تحولات حقوق بین الملل عمومی
حوزههای تخصصی:
ترجمه حاضر گزیدهای از تحولات سال 1995 در زمینه حقوق بین الملل عمومی را مورد بررسی قرار میدهد.خلاصهای از تحولات پروندههای ثبت شده در دیوان بین المللی دادگستری، پیشرفتهایی که متعاقب تأسیس دو دیوان کیفری بین المللی ویژه تحت نظر سازمان ملل متحد در رابطه با یوگسلاوی سابق و رواندا به ترتیب در سالهای 1993 و 1994 به عمل آمده و نیز فعالیتهای کمیسیون حقوق بین الملل ملل متحد مورد مطالعه قرار میگیرند.دیوان بین الملل دادگستری سال 1995 را که مصارف با پنجاهمین سال تأسیس این دیوان بود، با بررسی دوازده فقره پرونده ترافعی و دو مورد نظریه مشورتی آغاز کرد.در بخش نخست که مربوط به این دیوان است، مختصری از موضوعات مطروحه در این پروندهها، که مهمترین آنها عبارتند از:دعوی مربوط به صلاحیت ماهیگیری اسپاینا علیه کانادا و پرونده مربوطه به آزمایشات اتمی نیوزلند علیه فرانسه، و اقداماتی که در آنها به عمل آمده، بیان شده است.
چیستی و هستی علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۳ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
انسان بالاترین رتبه را در بین مخلوقات داراست. او عامل اصلی علم و شناخت وهم پس از خالق، اصلیترین موضوع شناخت و معرفت است. انسان با داشتن روح ملکوتی و جسم ناسوتی موجودی دوبعدی و منحصر به فرد است. او اگر برای علم و پژوهش موضوعیت و اولویت پیدا کند، مقدمات تاسیس علوم انسانی شکل میگیرد و نقطه آغاز و عزیمت این رشته طرح مجهولات اساسی درباره آدمی است . هنگامیکه با کمک مفروضات و معلومات اثبات شده و متدها و روشهای خاص علوم انسانی ، سؤالات مزبور پاسخ گفته شود، معارف انسانشناسی تولید و حاصل میگردد این معرفت پس از الاهیات مهمترین و اولیترین دانش بوده و برای دسترسی به آن باید از معلومات و اطلاعات مربوط به همه موجودات مطلع بود. از آنجا که این دانش دربارة انسان و جهت بهینهسازی حیات و سعادت اوست، فوق العاده مهم و ضروری است.
لیکن علیرغم چنین ارزشی و اهمیت ذاتی، در عمل این دانش در جامعه و در بین آدمیان و در قیاس با سایر علوم و فنون ، چندان نقش و جایگاهی ندارد. در این رابطه میتوان دور باطل و تسلسلی را دید که نمایانگر اوج آسیبها و ناهنجاریهای این معرفت بوده و راهبرد بهینه اعتلاء و ارتقاء علوم انسانی، شکستن این دور باطل است:
سؤالات و دستاندرکاران چنین مینمایند که ضعف بنیادی و وضعیت موجود و ضعیف این معرفت،عامل اصلی انزوای آن است. در حالی که اصحاب این دانش بر این باورند که عدم توجه مسؤولین و عدم اعتنا به تولیدات و محصولات این علم، موجب ضعف و انزوای آن شده است.