عواطف می توانند باعث پیوست یا گسست گفتمان شوند. سازوکار وجوه حسی و عاطفی در داستان تراژیک حسنک وزیر در تاریخ بیهقی، به شکست گفتمانی منجر می شود. در مقاله حاضر بر اساس روش تحلیل گفتمان مبتنی بر پدیدارشناسی حواس و عواطف می کوشیم این نکته را آشکار سازیم که زیرساخت عاطفی تعیین کننده و تمایزبخش در داستان حسنک وزیر از «تحقیر اجتماعی و بیناسوژگانی» نشات می گیرد که شخصیت منفی عاطفی داستان (بوسهل) تجربه می کند و به عواطفی چون «تشفی، تعصب و انتقام» می انجامد که وجه تشفی گرانه آن حتی پس از انتقام جریان دارد. شدت وجه عاطفی از سوی این کنشگر منفی در راستای ارائه یک گزاره کلی ناظر به کنش سیاسی خردگرایانه است؛ در عین حال، وجه عقلایی داستان بر شخصیت خردگرا و پیچیده داستان (سلطان مسعود غزنوی) استوار است که گزاره های عقلایی را در متن تولید می کند اما به لحاظ اشتراک در تحقیر سوژگانی با بوسهل پیوند و با حسنک گسست گفتمانی می یابد و از این رو این شخصیت خردگرا علیرغم تعیین کننده بودن و برخورداری از قدرت اصلی در تعیین سرنوشت گفتمان، در لایه دوم پیرنگ قرار می گیرد
شناخت عوامل زمینه ساز هویت مشترک در مناطق مهاجرپذیر جهت پیشگیری از چندگانگی هویتی و تعارض فرهنگی ضروری است. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر انواع سه گانه سرمایه اجتماعی پیوندی، فراگیر و ارتباطی بر برساخت هویت اجتماعی و ملی مهاجرین است. جامعه آماری افراد 15-45 سال هستند که به شهر «شاهین شهر»، از شهرهای مهاجرپذیر اصفهان، مهاجرت کرده اند و از بین آنها 150 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد، به رغم بالا بودن میزان مشارکت و اعتماد در شبکه های پیوندی در برابر سایر شبکه ها (با میانگین 2/4)، تنها سرمایه اجتماعی ارتباطی، یعنی روابط افراد با سطوح متفاوت قدرت، 23درصد از واریانس هویت اجتماعی و 41درصد از واریانس هویت ملی را تبیین می کند. بنابراین، عامل اصلی زمینه ساز هویت مشترک و وفاق جمعی، فراتر رفتن از شبکه های محدود خانوادگی و خویشاوندی است. این نتایج با وضعیت شبکه های اجتماعی در کشورهای در حال توسعه همخوانی دارد؛ در این کشورها ارتباط مفید و مستمر افراد با شبکه های دولتی در از بین بردن ازخود بیگانگی و پایبندی به ارزش های مشترک ملی مؤثر است.
گزارشگری مالی بانک های کشور به ویژه حسابداری عقود اسلامی بانک ها، فاقد استانداردهای حسابداری جامع و مدون می باشد. حسابداری تسهیلات استصناع در نظام بانکداری ایران دارای دستورالعمل حسابداری صادره از طرف بانک مرکزی است. از طرفی استانداردهای سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی، براساس بیانیه شماره 1 آن سازمان، در کلیه بانک های اسلامی فارغ از نظام حکومتی آن کشور، قابل اجرا می باشد. در این تحقیق، با استفاده از روش تطبیقی، انطباق رویه حسابداری عقد استصناع در بانکداری ایران با سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از عدم انطباق رویه حسابداری عقد استصناع بانکداری ایران با رویه حسابداری معمول سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی می باشد، به گونه ای که از نظر شناخت اولیه، در رویدادهای مالی شناسایی سود استصناع و اعطای استصناع اول، مطابقت کامل وجود ندارد. همچنین این دو رویه، از نظر ارزیابی اقلام ترازنامه در پایان هر دوره مالی و از نظر افشا یا نحوه ارائه در صورت های مالی، مطابقت ندارند. این عدم انطباق، ضمن دقت به مبانی فقهی عقود اسلامی لزوم توجه هر چه بیشتر به مقررات گذاری در حوزه حسابداری و گزارشگری مالی این عقود بالاخص عقد استصناع را می طلبد.
این پژوهش به بررسی تناسب بین نیازهای بخش صنعت شهرستان فلاورجان با آموزش های فنی و حرفه ای هنرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان سال 1389-1388 پرداخته است. روش پژوهش توصیفی بود که در دو بخش نیازسنجی و تحلیل اسناد انجام گرفت و در بخش نیازسنجی از روش دلفای استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش کارفرمایان بخش صنعت شهرستان فلاورجان که مشتمل بر 218 نفر بودند و تعداد 52 نفر آن ها به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. شیوه های جمع آوری داده ها در این پژوهش، اسناد و مدارک بالا دستی شامل : سند توسعه بخشی آموزش های فنی و حرفه ای، سالنامه آماری سال 1387 استان اصفهان، اسناد و مدارک موجود در معاونت برنامه ریزی استانداری اصفهان، اداره آموزش و پرورش و خانه صنعت و معدن شهرستان فلاورجان، هم چنین، منابع موجود در کتابخانه بود. بمنظور تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش تحلیل اسناد و در سطح آمار توصیفی از فراوانی و درصد استفاده شد. یافته ها بیانگر آن بودند که بین نیازهای شهرستان در بخش صنعت با آموزش های فنی و حرفه ای موجود هنرستان های دخترانه و پسرانه در رشته های جوشکاری، برق صنعتی، الکتروتکنیک، نقشه کشی صنعتی، مکانیک خودرو، طراحی بسته بندی، ماشین ابزار، آبکاری فلزات، ساختمان، حسابداری، گرافیک کامپیوتری و امور اداری تناسب نسبی وجود داشت. هم چنین، نتایج پژوهش نشان دادند که بین نیازهای صنعت شهرستان با آموزش های فنی و حرفه ای زمینه صنعت موجود در هنرستان های دخترانه و پسرانه در رشته های تاسیسات حرارتی – برودتی، برق ساختمان، نقشه کشی ساختمان، معماری داخلی، تعمیر موتور و برق خودرو در زمینه مورد بررسی تناسب وجود نداشت.
یکی از خصوصیات شهرهای عصر قاجار دسته بندی ها و تنش های اجتماعی مذهبی بود. این دسته بندی ها و تنش ها عوامل متعددی داشت. در این تحقیق و پژوهش سعی شده است که پس از تبیین و توضیح عوامل مؤثر در به وجود آمدن این تنش ها در شهرهای این دوره، به انواع این تنش ها بر اساس عوامل آن پرداخته شود. سپس به نقش دولت در ایجاد و یا دامن زدن به این تنش ها اشاره خواهد شد.که آیا دولت در این امر دخالتی داشته یا خیر، و اگر داشته است علل و عوامل آن چه بوده است. به عبارتی حکومت چه سودی از این تنش های اجتماعی مذهبی می برده است؟ در نهایت هم به پیامدهای این دسته بندی ها و تنش ها در جامعه ایران پرداخته می شود. پیامدهایی که باعث عقب ماندگی هر چه بیشتر جامعه ایران می شد.
توسعه پایدار و مستمر هر کشوری وابسته به پایداری نظام کشاورزی است. بنابراین دست یابی به یک نظام کشاورزی پایدار، یکی از سیاست های مهم بخش کشاورزی کشورها است. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص های ذهنی کشاورزی پایدار در مناطق روستایی شهرستان ازنا صورت گرفته است. روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی- تحلیلی و پیمایشی بوده که با استفاده از جمع آوری آمار و اطلاعات از طریق روشهای میدانی بدست آمده است. جامعه آماری این تحقیق، سرپرستان خانوارهای مناطق روستایی شهرستان ازنا می باشد که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 239 نفر از بین آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردید. به منظور سنجش ضریب اعتبار پرسشنامه آزمون پیش آهنگی انجام گرفت که ضریب اطمینان آلفای کرونباخ آن بیش از 76/0 درصد بدست آمد. نتایج حاصل از طریق تجزیه و تحلیل های آماری در نرم افزار SPSS نشان می دهد که 5/12 درصد از شاخص ها در گروه کاملاً پایدار، 75/18 درصد در گروه پایدار، 75/43 درصد در گروه تا حدی پایدار، 25/6 درصد در گروه ناپایدار و 75/18 در گروه بسیار ناپایدار قرار گرفته اند.