ناحیه هورامان در غرب کردستان از سده 4ق تا پایان سده 12ق توسط حُکام محلی این ناحیه و تحت نظارت مستقیم حکومت مرکزی ایران اداره می شده است. با شروع سده 13ق شاهان قاجار بی توجه به این مسأله و همچنین اختلافات قومی حاکمان هورامان با والیان اردلان کردستان، در پی واگذاری کامل هورامان به والیان اردلان برآمدند که این مسأله باعث شکل گیری شورش هورامان در دوره ناصری شد. روابط حاکمان این ناحیه با والیان اردلان، حکومت مرکزی قاجار و دولت عثمانی نیازمند تحلیل و بررسی است. پرسشی که این مقاله حول محور آن شکل گرفته، این است که چه علل و عواملی سبب شکل گیری این شورش شد و چه پیامدها و نتایجی در پی داشت؟ این پژوهش بیشتر با تکیه بر اسناد و روزنامه های دوره قاجار و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، سعی در روشن کردن این مسأله دارد که چگونه با وجود تبعیت کامل حُکام هورامان از حکومت مرکزی ایران پیش از دوره قاجار، در این دوره شرایطی فراهم شد که سرانجام آن شورشی بود که علاوه بر هزینه های گزاف برای والیان اردلان و دولت مرکزی قاجار، توانست به عنوان یکی از علل مهم در سقوط حکومت اردلان ها و دخالت دوباره دولت عثمانی در مسأله مرزها به نفع خود، نقش بازی کند.
مفعولٌ به از عناصر نحوی به ظاهر سهل، اما به واقع ممتنع عربی است. این عنصر نحوی از امّهات حالات نحوی و دارای بلاغت نحوی و معنایی ویژهای است که در متون نحوی و زبانی کمتر بدان پرداخته¬اند. مفعولٌ به از نظر بلاغت نحوی- معنایی دارای معانی و مفاهیم خاصی است؛ از جمله تمامیت، کلّیت، جامعیت، شاملیت، شدت، اقتراب کامل، تحصیل و تحصّل تام و فراگیر، اختصاص یا تخصیص، تأکید و مبالغه، رسایی فزون¬تر و... . این بلاغت را به نوعی در زبان فارسی کهن نیز می¬توانیم بجوییم. بلاغت مفعولٌ به را از طریق مقایسه با برخی دیگر از حالات نحوی از جمله مفعولٌ¬فیه و جارّ و مجرور و نیز از طریق بررسی تأثیر حروف جرّ زاید در کارکرد مفعولٌ به می-توان روشن¬تر بیان نمود. با اینکه بسیاری از منصوبات ریشه در مفعولٌ به دارند، اما کارکرد معنایی و بلاغی مفعولٌ به مستقل از منصوبات دیگر است. از این رو تحلیل بلاغت نحوی- معنایی مفعولٌ به می¬تواند منظری دیگر از تواناییهای ترجمه را فراروی مترجمان قرار دهد. پرداختن به جنبه¬های بلاغی در نحو و معنای مفعولٌ به گامی است در رسیدن به ترجمه¬های بلاغی یا وفادار.
یکی از منابع اثبات آموزههای دینی، روایات است. روایات متواتر و روایات آحاد محفوف به قرائن قطعی در حوزههای فقه، علم کلام، تفسیر قرآن، تاریخ و مانند آن مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. گرچه روایات آحاد معتبر ظنّی، دستمایه فقها برای استخراج احکام فقهی میباشند؛ اما آیا از روایات آحاد معتبر ظنّی میتوان در موضوعات غیرفقهی از جمله مسائل اعتقادی استفاده کرد یا خیر؟
این نوشتار با بررسی آراء و اقوال اندیشمندانی که در اینباره اظهارنظر کردهاند و با بهرهگیری از روش کتابخانهای، با هدف ارائه پاسخی درخور به سؤال مذکور سامان یافته است.
برخی یافته های این پژوهش عبارتند از: حفظ مرزبندی بین اخبار متواتر، روایات آحاد قطعی و ظنّی، حیثیت صدور و دلالت روایات و نیز شیوه استنتاج در مباحث عقلی و نقلی.
در قرآن مجید چندین بار از واژه شتر استفاده شده که آیه 17 سوره غاشیه مهمترین آنها است. در این آیه اهمیت شتر هم ردیف مظاهر عظیم خلقت نظیر آسمان و زمین ذکر شده و منکران به اندیشیدن در چگونگی خلقت شتر دعوت شده اند. شتر از دیرباز موجودی پراستفاده و کارآیی آن یک تنه هم ارز همه حیوانات اهلی بوده، همچنین عامل اصلی بقای بشر و گسترش تمدن در مناطق خشک و بیابانی شناخته شده است. در سایه پیشرفت های دهه های اخیر خصوصیات ویژه ای در این حیوان چه به لحاظ فیزیولوژی و زیستی و چه خواص ویژه در شیر و آنتی بادی های آن شناسایی شده که در بین موجودات، منحصربه فرد و قابل تامل است. یافته ها نشان داده است که در شیر شتر خواص درمانی بسیاری برای بیماری های مختلف ازجمله دیابت، سرطان و بعضی بیماری های میکروبی و عفونی مهلک وجود دارد. از طرفی در سیستم ایمنی شتر نوعی آنتی بادی منحصربه فرد به نام نانوبادی تولید می شود که خواص ویژه اش آن را به عنوان یک مولکول بسیار مناسب برای استفاده های مختلف بخصوص مصارف درمانی مطرح کرده است. در این مقاله کوشش شده است تا با بررسی اجمالی یافته های علمی، جلوه های دیگری از شگفتی های خاص این موجود مشخص شود که می تواند تاحدودی علت اهمیت او را از دید قرآن نشان دهد.
اخلاق مبتنی بر تکلیف کانت، اخلاقی است که بر پایه اصالت عقل استوار است. اخلاق رواقیون، مالبرانش، لایب نیتس و شوپنهاور و بسیاری دیگر ناشی از دستگاه مابعدالطبیعه (متافیزیکی) آنهاست. آنان اخلاق را از دین استنتاج می کردند. اما کانت به خود می بالد که اخلاقی را بنا نهاده که از دین و متافیزیک مستقل است. در فلسفه کانت، به عکس سایر دستگاه های فلسفی، متافیزیک و دین بر پایه اخلاق قرار گرفته است، ولی در سایر دستگاه های فلسفی، اخلاق بر پایه دین و متافیزیک قرار دارد. نوشتار حاضر بر آن است که رابطه دین و اخلاق را از دیدگاه کانت ـ یکی از بزرگ ترین متفکّران مغرب زمین ـ تبیین کند.
مدارک کافی که امروزه، اماکن و شهرهای تاریخی را معرفی نماید تقریباً اندک است. علم باستان شناسی به کمک همین متون اندک تاریخی،مکان ٢شهرها را یکی پس از دیگری آشکار ساخته است. قرآن کریم به عنوان معتبرترین متون مذهبی، می تواند باستان شناسان را جهت کشف این مکانها یاری دهد.
مطالعات باستان شناسی با روشن ساختن جزئیاتی چون هنر معماری و نحوه سکونت، نوع معیشت، آداب و رسول و دین، سیمایی از روزگار کهن را می نمایاند که میتواند تا حد زیادی عللی که مردم یک جامعه را به تباهی کشیده تجسم بخشد.علتهایی که با توجه به قصص قرآن، چگونگی آن در قالب یک داستان روایت شده است و اینکه چگونه یک شهرآباد به دلیل گناهکاری ساکنان آن به تباهی کشیده شده و سرانجام به عذاب الهی دچار گشته و به نابودی آنها منجر گردیده است. پژوهشهای قرآنی، انسان را به تفکر وامیدارد، که کشف و مطالعه این مکانها و کیفری که بر مردم آنها نازل گردیده نشانه ای از خشم خدا بر گناهکاران در یک مقیاس کوچک است.
یکی از نام جاهایی که قرآن نام میبرد شهر حجر است که مربوط به قوم ثمود است و نیز زمان پیامبری حضرت صالح،که ما در این مقاله بدان میپردازیم و سبب نابودی آن را از کلام خدا مورد مطالعه قرار داده و با توجه به مآخذ معتبری چون تفاسیر و کتابهای دیگر و نیز با توجه به تحقیقات باستان شناختی انجام شده، چگونگی کار و محل و سرانجام آن را بررسی می کنیم.
پرسش از معنای زندگی، از مهمترین سوالات انسان است. امروزه پرداختن به این پرسش، بیش از گذشته احساس می شود؛ و به همین دلیل متفکران زیادی نیز، به بحث و بررسی در این باب پرداخته اند. بی تردید ویکتور فرانکل نقش بسزائی در پیشبرد این مهم داشته است. وی در مکتب خویش، که تحت عنوان ""معنا درمانی"" نامیده می شود، کوشیده است به فرد، بیاموزد که معنای زندگی خویش را دریابد و از رخوت و خلا وجودی، بیرون آمده و آن سرچشمه های زلال زندگی را ادراک کند و زندگی را پوچ و باطل نداند. بنابراین باید هدف یا معنایی در زندگی وجود داشته باشد. این هدف یا معنا به گونه ای است که حتی بغرنج ترین لحظات زندگی را نیز معنادار می کند. مرگ، رنج و بلابای طبیعی و... همه با وجود معنا در زندگی قابل تحمل می شوند. فرانکل از همه ی این مقوله ها صحبت کرده و رابطه ی معناداری با آنها را تشریح نموده است. فرانکل یاد آوری می کند که معنا در زندکی امری مکشوف و واقعی است، نه امری فرضی و جعلی. باور به خداوند، اساسی ترین امری است که زندگی را معنادار می کند و فرانکل به نقش خداباوری در دین تذکار داده است. خود فرانکل، معنای زندگی اش را، معنادار کردن زندگی افراد می داند. در این مقاله سعی شده است دورنمائی از آراء و تفکرات فرانکل در باب معنای زندگی، معنا درمانی، و رابطه معناداری با مرگ، رنج و درد، عشق و... بررسی شود.
واژه تقوا و مشتقات آن به ویژه فعلِ «إتّقی» از واژگان بسیار پرکاربر در فرهنگ و متون دینی اسلام به ویژه آیات و روایات است. اهمیت معناشناسی این واژه پیش از هر چیز و پیچیدگی نسبی مفهومی آن از یکسو و برداشت های نادرست معنایی از آن از سوی دیگر سبب شد تا با پژوهشی کامل به معناشناسی این واژه و مشتقات آن به ویژه «اتقی» بپردازیم. در مقاله پیش رو مباحث معناشناسی این واژه و برخی مشتقاتش در 4 محور به بحث گذارده شده است: 1. ریشه تقوی و صیغه آن 2. معنا و مفهوم دقیق ریشه مشتقات (وقی)؛ 3. معنا و مفهوم هیئت فعل اتّقی؛ 4. معنای اتقوا الله و مقصود از آن. در این مقاله به اثبات می رسد که این ماده در تمام کاربردهای خود بر نوعی حفظ و نگهداری دلالت می کند و اتّقاء از چیزی به معنای محافظت شدن و مصون ماندن از امری است که انسان از گزند او در امان نبوده؛ درنتیجه از او ترسیده و دوری می گزیند. باب افتعال در این واژه معنای مطاوعه را می رساند. تقوای خدا و اتقای از او در حقیقت اتقای از صفات جلالیه و عذاب اوست و جمله اتقوا الله و مانند آن از اوامر انذاری بوده و در مقام تخویف و تحدیر به کار می رود. شیوه پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی با استفاده از نظریات بزرگان به ویژه اهل لغت و با به کارگیری روش استنباطی و اجتهادی است.