پژوهش حاضر به منظور بررسی اطمینان به حافظه و خطای حافظه در افراد دچار حالت های وسواسی- اجباری در مقایسه با افراد بهنجار اجرا شد. روش این پژوهش از نوع مطالعات پس رویدادی(علی – مقایسه ای)بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز بودند که از میان آن ها نمونه ای 100 نفری انتخاب شدند؛ بدین ترتیب که چهار گروه 20 نفره دارای حالت های وسواسی(شستشو، وارسی، کندی و تردید) با استفاده از نمونه گیری در دسترس و پس از اعمال ملاک ورود، که عبارت بودند از داشتن رده سنی 20-45 سال، داشتن گرایشات وسواسی با توجه به اجرای تست مادزلی و تشخیص نهایی روان شناسی بالینی مبتنی بر وجود حالت های وسواسی، گروه های دارای گرایش وسواسی – اجباری و یک گروه 20 نفره از افراد بهنجار به عنوان گروه بهنجار انتخاب شدند، سپس تکلیف رایانه ای مربوط به اطمینان و خطای حافظه در میان افراد اجرا شد. یافته های حاصل از روش تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که آزمودنی های گروه وسواسی در مقایسه با آزمودنی های بهنجار اطمینان به حافظه کم تری دارند، همچنین میزان خطای حافظه در آزمودنی های گروه وسواسی بالاتر از آزمودنی های بهنجار است. نتایج نشان داد که در آزمودنی های وسواسی میزان اطمینان به حافظه پایین و میزان خطای حافظه بالا است.
براساس دیدگاه اقتصاددانان نهادگرا، ضعف ساختار و عملکرد نهادها یکی از دلایل توسعه نیافتگی کشورها است. حکمرانی خوب به عنوان فرصتی برای افزایش رشد اقتصادی، امنیت اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار از طریق به کارگیری شش شاخص کنترل فساد، اثربخشی دولت، ثبات سیاسی و عدم خشونت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و پاسخگویی و اظهارنظر مورد بررسی قرار می گیرد. بنابه اهمیت موضوع، در مطالعه حاضر تلاش گردیده ضمن تبیین مکانیسم ارتباط حکمرانی خوب با بهبود رشد اقتصادی، در قالب الگوی اقتصادسنجی تصحیح خطای برداری، اثرگذاری هر کدام از شاخص های حکمرانی بر رشد اقتصادی در دوره زمانی 1394-1362 برای ایران مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از برآورد مدل ها نشان می دهد که تمامی شاخص های حکمرانی دارای تأثیرگذاری مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی هستند. به طوری که از بین شاخص های حکمرانی، کیفیت مقررات و پاسخگویی و اظهارنظر به ترتیب از بالاترین و پایین ترین اثرگذاری بر رشد اقتصادی برخوردار بودند. نتایج ضرایب تصحیح خطای برداری نیز نشان داد، از بین شاخص های حکمرانی بالاترین ضریب تصحیح خطا مربوط به شاخص پاسخگویی و اظهارنظر با 70/0 درصد و پایین ترین ضریب مربوط به شاخص حاکمیت قانون با 46/0 درصد است. لذا پیشنهاد می شود سیاست گذاران اقتصادی، فعالیت های انجام شده جهت بهبود نحوه حکمرانی را به مثابه یک سرمایه گذاری مفید تلقی کنند تا نتیجه آن بهبود رشد اقتصادی و افزایش رفاه جامعه شود.
کوهریگ ها رسوباتی هستند که در دامنه ی برخی تپه ها و رشته کوه های نواحی بیابانی و نیمه بیابانی تشکیل می شوند. پیش از این، کوهریگ ها را محصول فرآیندهای بادی می-دانستند. مطالعات جدید، نشان می دهند که اگرچه در پیدایش آن نقش باد در درجه ی اول اهمیت قرار دارد ولی سایر فرآیندها، از قبیل فرآیندهای دامنه ای و آبی، نیز در تکامل آن دخالت دارند. چگونگی تشکیل و تجمع مواد بادی و سپس، دخالت سایر عوامل و فرآیندهای ژئومورفولوژیک، با تراکم لایه های مشخصی از مواد دامنه ای و جریانی (آبرفتی) هر کدام نشانه هایی از شرایط اقلیمی یا محیطی گذشته به شمار می روند. از آنجاکه اهمیت این پدیده در مطالعات ژئومورفولوژی یا جغرافیای طبیعی ایران مورد توجه قرار نگرفته است، هدف این مقاله بررسی ویژگی های قابل توجه این پدیده و معرفی آن به جامعه ی جغرافیای طبیعی ایران است. مطالعه ی شرایط فیزیکی، شکل استقرار و ساختار رسوبی چنین پدیده ای در موقعیت های جغرافیایی مختلف، به ما امکان دسترسی به اطلاعات مفیدی از قبیل جهت و شدت وزش باد، روند تغییر اقلیم، شرایط فرسایش در منطقه و حتی تاثیر برخی از رویدادهای تکتونیکی و حرکات دامنه ای را می دهد. برای تشریح بیشتر این پدیده، ضمن ارایه ی جمع بندی مطالعات کتابخانه ای، مثال هایی از مطالعات میدانی در استان یزد مطرح شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر گرایش معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی شهر پارس آباد به استفاده از رسانه-های آموزشی در فرآیند تدریس و یادگیری انجام شده است. پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش تعداد 65 نفر از معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی شهر پارس آباد بود، نمونه آماری نیز با توجه به حجم جامعه به صورت کل شمار انتخاب شد. ابزار اندازه گیری این تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته شامل 28 گویه و 6 مقیاس (نقش کتاب، نیروی انسانی متخصص، عوامل انگیزشی، روش تدریس، امکانات و آگاهی) بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شد. پایایی درونی پرسشنامه نیز بر روی یک نمونه 20 نفری با استفاده از روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. در نهایت از آزمون t تک نمونه ای جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها گرایش به استفاده از رسانه های آموزشی در فرآیند تدریس و مؤلفه های آن، بین معلمان تربیت بدنی مقطع ابتدایی مورد بررسی در سطح خطای 01/0 P
بحران اجتماعى مفهومى امروزین است که در ادبیات علوم اجتماعى معاصر تولید گردیده و نمى توان معادل عینى براى این مفهوم در قرآن کریم یافت؛ ازاین رو، به منظور دستیابى به تعریف قرآنى از آن، مفاهیم قرآنى معادل بحران را یافته و در یک پویش تحلیلى، واژگان مرتبط را تحلیل نموده ایم. روش انتخاب واژگان قرآنى بر اساس دو ملاک است: حوزه معنایى مشابه و مصادیق خارجى مشترک. این روش نوعى نگاه معناشناسانه ایزوتسویى به منظور فهم مفاهیم قرآن کریم است. دوازده واژه استخراج گردید و سپس در تحلیلى مفهومى با مفهوم متعارف بحران اجتماعى مقایسه و در قالب نسبت هاى منطقى چهارگانه بیان شد. بررسى تحلیلى نشان مى دهد: وقوع بحران اجتماعى امرى مطلوب نبوده و مواجهه منفعلانه با آن پذیرفته نیست؛ در دیدگاهى فعال و پویا، بحران اجتماعى طبیعت خلقت جامعه انسانى و سنت الهى است؛ بحران امتحانى حتمى محسوب و غیرمنتظره نیست و مؤمن رویارویى با آن را فرصتى براى رشد مى داند؛ بحران مفهومى دو وجهى است از فرصت و تهدید، مدیریت قرآنى بحران هاى اجتماعى رویکردى فعال است.
یکی از مهم ترین چالش های بازار کار ایران پدیده ناهمخوانی تحصیل-شغل است که به صورت عدم تناسب میان نیروی کار تحصیل کرده و نیروی کار مورد نیاز مشاغل انعکاس می یابد. این مقاله دو هدف اصلی را دنبال می کند که هدف اول، سنجش ناهمخوانی تحصیل-شغل و هدف دوم، اندازه گیری عوامل مؤثر بر آن است. به این منظور، با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن که توسط مرکز آمار ایران انجام گرفته، به کمک طبقه بندی های بین المللی تحصیلات (ISCED) و مشاغل (ISCO) از روش تجزیه وتحلیل مشاغل و دیدگاه هنجاری استفاده شده است. همچنین به منظور تحلیل ساختار بازار کار در شهرستان های کشور از رگرسیون فضایی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بازار کار ایران در فاصله سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ دچار تغییرات ساختاری شگرفی شده است. به گونه ای که در سال ۱۳۷۵ ناهمخوانی به صورت تحصیلات فرونیاز بوده است که مهم ترین دلیل آن کمبود نیروی کار تحصیل کرده دانشگاهی متناسب با نیاز بازار کار بوده ولی به تدریج و با گذر زمان، همزمان با افزایش عرضه نیروی کار دانشگاهی و گسترش کمّی آموزش عالی این پدیده به تحصیلات فرانیاز در سال ۱۳۹۰ تبدیل شده است. علاوه بر این، افزایش در هر یک از متغیرهای شاخص تخصص منطقه، نرخ بیکاری استاندارد شده، سهم شاغلان مسن (۵۰ سال به بالا)، سهم زنان شاغل و سهم شاغلان ساکن روستاها ناهمخوانی تحصیل-شغل را افزایش می دهد.