هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های سنی و نوع اطلاعات (آزمایشگاهی و معمولی) بر عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار انجام شد. به عبارت دیگر هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع بود که تفاوت در عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار به دلیل عوامل پردازشی است یا عوامل ساختاری (سیستم های متفاوت).
روش: 240 آزمودنی از دو گروه سنی بزرگسالان و کودکان به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ گروه کودکان و بزرگسالان به ترتیب از دانش آموزان و دانشجویان بودند. ابزار آزمون شامل اطلاعات معمولی و آزمایشگاهی بود که جهت سنجش حافظه آشکار (بازشناسی) و ناآشکار (تکمیل کلمه با حروف نخستین) بر گروه های سنی مختلف به صورت آزمایشگاهی اجرا گردید. هر آزمون معمولی و آزمایشگاهی شامل 32 واژه بود که در تجارب معمولی با فراوانی بالا و پایین استفاده گردید. داده های به دست آمده از طریق تحلیل واریانس و نرم افزار SPSS بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار تحت تأثیر تفاوت های سنی و نوع اطلاعات است. همچنین بین تفاوت های سنی و نوع اطلاعات اثر تعاملی وجود داشت.
نتیجه گیری: مهمترین نتیجه پژوهش حاضر این بود که تفاوت در عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار به دلیل عوامل پردازشی است، نه صرفاً این نکته که این دو حافظه از دو سیستم یا ساختار متفاوت برخوردار هستند.
طنز و شوخی تقریبا همپای تکوین شعر و ادب در زبان فارسی سابقه دارد . از اخوانیات که طنزهای دوستانه بین ادیبان و شاعران محسوب می شود ، تا زمانی هزار ساله ای است که تجلی های گوناگون طنز فارسی را در خود جای داده است . طنزهای نخستین زبان فارسی به شوخی هایی که برخی از شاعران با بزرگان دربار کرده و در خلال آنها پاره ای درد دل ها را مطرح نموده اند ، باز می گردد. بدیهی است که به علت تعلق داشتن این طنز به قرون وسطای فکر و اندیشه ، نمی توان امروزین می رود ، از آنها داشت ولی در هر صورت در عین ابتدایی بودن و ناپختگی از نوعی گزندگی خالی نیستند . نکته جالب در همین نمونه ها این است که به علت فضای باز فرهنگی که در قرن چهارم ، هنرمند می توانست درباره بزرگان کشور این گونه طنز آمیز سخن بگوید.
مواجهه با حوادث و بحران هاى طبیعى و غیرطبیعى همانند تصادفات هوایى و جاده ها و مواد شیمیایى و زمین لرزه ها و سیل ها، مدیریت منابع بسیار قویى را مى طلبد. بعضى از این بحران ها بسیار کوچک بوده و با استفاده از یک مدیریت محلى و منابع موجود قابل حل مى باشند ولى بعضى از بحران ها ناحیه جغرافیایى گسترده اى را تحت پوشش قرار مى دهند. بنابراین احتیاج به یک مدیریت کلان و گسترده در سطح بالاترى دارند، همانند زمین لرزه هاى گسترده اى که در بسیارى از مناطق کشورمان رخ مى دهد. سیستم هاى اطلاعاتى توزیع شده که اخیرا در بعضى از کشور ها توسعه داده شده است، از اهمیت خاصى برخوردارند. همانند سیستم هاى مدیریت بحران (Disaster Management System) و پشتیبان کننده تصمیم گیرى (Decision Support System) تحت وب که نمونه آن توسط صلیب سرخ جهانى در کشور ترکیه بعد از زمین لرزه شش سال پیش که خسارات بسیار زیادى را به بار آورد پیاده سازى شده است. سیستم مورد بحث یک سیستم کاملا توزیع شده و پشتیبان کننده تصمیم گیرى مى باشد که در بحران هاى گسترده، مدیریت بحران را یارى مى رساند. این سیستم ترکیبى از متدهاى تحقیق در عملیات (همانند متدهاى بهینه سازى ریاضى و شبیه سازى) و هوش مصنوعى (سیستم هاى مبتنى بر دانش و تشخیص الگو) و سیستم هاى مدیریت اطلاعات (تحت شبکه و مستقل از پلتفرم مبتنى بر .Net) مى باشد. با توجه به گستردگى بحث و همچنین با توجه به امکانات موجود پیاده سازى سیستم پشتیبان تصمیم گیرى و سیستم اطلاعات مدیریتى در کشور ما از اهمیت خاصى برخوردار مى باشد.
مروری بر مطالب: پژوهش حاضر از نوع کتابخانه اى و اینترنتى بوده و بر اساس منابع و اطلاعات موجود در مقالات و وب سایت هاى اطلاعاتى مختلف از جمله وب سایت هلال احمر و صلیب سرخ جهانى معمارى سیستم هاى مدیریت بحران هاى طبیعى مورد بررسى قرارگرفته و براساس شرایط و امکانات کشورمان بومى سازى گردیده است.
نتیجه گیری : معمارى پیشنهادى علاوه بر داشتن مزایاى سیستم هاى مشابه بررسى شده، بومى سازى شده و با توجه به امکانات و شرایط موجود قابلیت عملیاتى شدن در ارگان ها و سازمان هاى مختلف را دارد و مى توان با استفاده از این سیستم خسارت هاى ناشى از حوادث طبیعى را به حداقل رساند. به کارگیرى این معمارى اولین قدم در راه اندازى سیستم هاى مدیریت بحران هاى طبیعى مى باشد با راه اندازى این سیستم ها و یکپارچگى اطلاعات منابع مختلف موجود در سازمان ها و ارگان هاى مختلف در هنگام رخداد حوادث طبیعى با گستردگى زیاد مى توان مدیریت منابع را به صورت بهینه انجام داد تا از میزان خسارت ها کاسته شود. "
مقدمه: در بررسی چرخه ی درآمد اورژانس اساساً نقاطی که در آنها ارزش افزوده ایجاد نمی گردد، از روی «نقشه ی هست» شناسایی و اندازه گیری می شود. این امر توسط تیم تحقیقاتی- اصلاحاتی که ساختاری از نوع حل کننده ی مسائل دارد و ترکیبی از صاحبان با سطح متفاوت دانش و مهارت هستند، تحقق می یابد. در مرحله ی بعد تیم با توجه به «نقشه ی هست» به طراحی «نقشه ی باید» و «نقشه ی آنچه می تواند باشد» می پردازد. این مطالعه با شناسایی چرخه ی درآمد، از نقاط فاقد ارزش افزوده در فرآیند اورژانس بیمارستان کاشانی و به عبارت دیگر نقاط هزینه ساز و هزینه ی این فرآیند (نقشه ی هست)، کوشیده است تا نقشه ی فرآیند بهبود یافته را طراحی نماید. در این مطالعه سیکل درآمد در اورژانس بیمارستان کاشانی اصفهان درنیمه ی اول سال 1390 مورد شناسایی قرار گرفت.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی کیفی از نوع اقدام پژوهی و مبتنی بر متدولوژی توصیه شده و 8 مرحله ای تحقیق انجمن مدیریت مالی سلامت آمریکا درخصوص چرخه ی درآمد بیمارستان بود که با هدف بررسی سیکل درآمد بخش اورژانس بیمارستان کاشانی شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. واحد مطالعه شامل فرآیند اورژانس بیمارستان کاشانی شهر اصفهان- که دارای چند زیر فرآیند و نقطه ی فعالیت مرتبط می باشد- در سال 1390 بود. این واحد از طریق 30 پرونده بیماران اورژانسی و نقاط طی شده در آن و نیز مصاحبه به شکل بارش افکار و تکنیک گروه اسمی با کارکنان اورژانس بیمارستان -برحسب تخصص های شاغل پزشکی، پرستاری، بهیار و نیروهای خدماتی شیفت صبح به ترتیب به تعداد 3-7-2-1 نفر (جمعاً 13 نفر) که از نظر زمانی و مکانی در بیمارستان کاشانی اصفهان در نیمه اول سال 1390 حضور داشتند- مورد ارزیابی قرار گرفت. نسبت نمونه گیری (Sampling Fraction) کارکنان اورژانس بیمارستان برحسب تخصص های شاغل پزشکی، پرستاری، بهیار و نیروهای خدماتی به ترتیب 23-54-15-5/7 درصد بود.
یافته ها: نتایج این مطالعه با توجه به 8 هدف مورد بررسی شامل این موارد بود: تعیین فرآیند گردش کار اورژانس بیمارستان کاشانی- تعیین فلودیاگرام گردش کار اورژانس- تحلیل عملیات کار مبتنی بر فرآیند اورژانس- تعیین نقاط و مناطق هزینه بر در فرآیند اورژانس بیمارستان- تعیین نقاط و مناطق درآمدزا در فرآیند اورژانس- تعیین نقاط قابل اصلاح در فرآیند اورژانس بیمارستان- شناسایی راه های کاهش هزینه در بخش اورژانس- شناسایی راه های افزایش درآمد در بخش اورژانس
نتیجه گیری: ترکیب بررسی عملکرد فرآیند و استفاده ابزاری از خلاقیت در شکل یک مطالعه ی کیفی اساس مطالعه ی نقشه ی درآمد را شکل می دهد که اکنون به صورت روزافزون از آن استفاده می شود. نتایج این مطالعه در اصلاح و بهبود عملکرد اورژانس تأثیر جدی و بسیار مهمی خواهد داشت، چنانکه می تواند با کشف اشتباهات و خطاها و نیز سوگرایی های سیستماتیک که به شکل بالقوه یا بالفعل وجود دارد، زمینه را برای تحقق مفهوم «درست انجام بده و همیشه درست را انجام بده» فراهم نماید.
امروزه، یکی از پدیده های بحث انگیز آب وهوایی ؛ توفان های غباری غرب و جنوب غرب ایران است. در این پژوهش با بررسی میزان افق دید از صفر تا 10000 متر، در مجموعه 6 ایستگاه هواسنجی از استان خوزستان طی سال های 1374 تا 1378، رخداد روزانه غبار با شناسه (06) استخراج شد. نخستین نتایج، نشانگر وقوع 288 توفان غباری بود که همگی در دوره ی گرم سال یعنی فاصله ی زمانی اردیبهشت تا مهرماه رخ داده اند. از این مجموعه بر پایه ی بیشینه دوام و گسترش مکانی، تعداد 10 توفان شاخص تعیین شد که با تهیه و بررسی نقشه های روزانه ی هوا طی روزهای غبارآلود، الگوهای همدید سامانه های فشار مؤثر در ترازهای پایین ومیانی جو برای روزهای آغازین، اوج و پایانی هر توفان طراحی شد.
مقایسه ی الگوهای روزهای آغازین عموم توفان های غباری با روز اوج هر توفان در تراز دریای آزاد، نشانگر نزدیک شدن همزمان دو سامانه ی کم فشار ایران- پاکستان و سامانه ی پرفشار آزور به ترتیب از خاور و باختر سرزمین مورد پژوهش به همدیگر بود. احراز این نزدیکی در ترازهای بالا شامل 850 و 700 هکتوپاسکال در جنوبغرب ایران که از جمله نتایج آن افزایش شیب فشار و بالتبع ناپایداری جوی روی خوزستان بود؛ با کاهش افق دید درعموم شهرهای موردمطالعه طی روزهای اوج هماهنگ بود. همچنین استخراج سمت باد از نقشه های NCEP در تراز 700 هکتوپاسکال و تراز دریای آزاد، وقوع جریان های هوای شمال غربی از شرق عراق و جریان های هوای غربی ازشمال عربستان و در نتیجه انتقال غبار از سطح بیابان های برهنه و بی گیاه این مناطق را تایید کرد.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هویت فرهنگی جوانان منطقه 12 شهر تهران پرداخته است. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش جوانان 29-15 ساله منطقه 12 شهر تهران در سال 1395 می باشند. در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده و تعداد 267 نفر از جوانان دختر و پسر مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته که بخش هویت فرهنگی آن از پرسشنامه هویت فرهنگی (عدلی پور و همکاران، 1393) با 49 سؤال بسته پاسخ و بخش شبکه های اجتماعی مجازی در سه بخش با 3 سؤال بسته پاسخ و مطابق با طیف پنج درجه ای لیکرت استفاده شده است که روایی آن مورد بررسی و به تایید صاحبنظران رسیده و مقدار پایایی آن بعد از محاسبه به روش آلفای کرونباخ بالاتر از 76/0می باشد . برای تجزیه و تحلیل آماری از روش تحلیل رگرسیون و همچنین آزمون همبستگی تاو کندال استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین میزان استفاده جوانان منطقه 12 شهر تهران از شبکه های اجتماعی مجازی و هویت فرهنگی آن ها رابطه معناداری وجود دارد بدین شکل که در چهار مولفه مدت زمان حضور ، میزان استفاده ، میزان فعال بودن کاربر، و میزان واقعی تلقی نمودن محتوا در فضای شبکه های اجتماعی مجازی با وضعیت هویت فرهنگی جوانان رابطه معنا دار در جهت معکوس وجود دارد. یعنی هر چه این چهار مولفه افزایش پیدا می کند هویت فرهنگی بیشتر در مخاطره قرار می گیرد.
یکی از مقولات بنیادین در روزگار معاصر، چالش های پیشِ روی خانواده ها و چگونگی پیش گیری از فروپاشی نظام خانواده می باشد؛ بی شک قبل از ازدواج عواملی در تشکیل خانواده و بعد از ازدواج در پایداری و ثبات آن نقش دارد که بازشناسی و واکاوی آن با توجه به آموزه های دین اسلام و قرآن کریم، لازم و ضروری به نظر می رسد. از این رو، در پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاش شده با بررسی آیات و روایات متناظر در کنار یکدیگر، مهم ترین راهکارهای تحکیم و پایداری خانواده، بازخوانی شده تا در نهایت حریم خانواده را از تزلزل و فروپاشی زودرس و روزافزون مصون نگه داریم. بررسی ها نشان می دهد که از نگاه قرآن کریم و روایات عواملی همچون «کفو و همتایی زوجین، صداقت و شفاف سازی قبل و بعد از ازدواج، دقت در انتخاب همسر، انتخاب رضایت محور و نظارت مدار، مهریه سبک و مشارکت پذیری زوجین» و البته گذشت متقابل از خطاهای طرفین می تواند جامعه را در عبور از بحران ها و پایداری نظام خانواده یاری رساند.
در حال حاضر یکی از مهم ترین آسیب های شهری بر پیکر شهرها ناشی از آشفتگی و اغتشاش بصری است. از طرف دیگر، امنیت و منظر ش هری، واژه های ی هستند که اگرچه هردو از زیرمجموعه های علم شهرس ازی و معماری منظر محسوب می شوند، اما نیاز به بررسی دقیق تر ارتباط بین آنها وجود دارد. این در حالی است که نظریات و تجارب متعدد نشان می دهد بسیاری از معیارها و سنجه های به دست آمده در تحقیقات مختلف که منجر به ایجاد حس امنیت در شهروندان می شود، مستقیم یا غیر مستقیم با اصول به کار رفته در طراحی منظر شهرها ارتباط داشته و می تواند حس مذکور را کاهش یا افزایش دهد. به عبارت دیگر، منظر شهری باید حریم امن زندگی شهروندان باشد. مقاله حاضر بر آن است تا با انتخاب دقیق معیارهای خاص امنیت شهری - که برگرفته از مطالعات قبلی بوده و با منظر و سیمای شهر در ارتباط است- نقش منظر در تأمین حس امنیت شهروندان را براساس مدل و ضرایب اهمیت معیارها ارزیابی کرده و نیز به مقایس های تطبیقی بین بافت های مختلف شهر قزوین به عنوان نمونه موردی بپردازد و در انتها، راهکارهای برنامه ریزی و نکاتی کلی برگرفته از مدل پژوهش برای تقویت نقش منظر شهری در تأمین امنیت شهروندان ارایه دهد. بدین منظور از فرایند تحلیل سلسله مراتبی یا AHP بهره گرفته شده و در جمع آوری داده ها، پرسشنامه و برداشت های میدانی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد، منظر شهری در محله های بافت قدیمی به دلیل فرسودگی کالبدی، نقش کم رنگ تری در تأمین احساس امنیت ساکنان خود در مقایسه با محله های جدید تر دارد. محله مورد مطالعة بافت قدیمی، در هر دو بعد طبیعی و انسان ساخت، امتیاز زیر میانگین را به دست آورده و این مشکل در بعد عوامل طبیعی بیشتر و در حد نامطلوب ارزیابی شده که مشخصاً برگرفته از نفوذناپذیری معابر و ایجاد فضاهای دنج و غیرقابل نظارت در محله است. با این حال محله های جدید و نوساز نیز نیازمند توجه و طراحی دقیق تر در منظر و سیمای خود هستند تا به حد مطلوب تری رسیده و از ایجاد فضاهای دنج و نا امن در سطح این گونه محلات جلوگیری شود. ارزیابی ها نشان می دهد لزوم چنین توجهی در بعد عوامل مصنوع و به ویژه در مواردی چون رعایت سلسله مراتب معابر و انسجام محیطی، بیشتر احساس می شود.
عدالت از مفاهیم بنیادینی است که نحله های فکری مختلف به آن توجه ویژه کرده اند. جان رالز فیلسوف برجسته اخلاق و سیاست در حوزه اندیشه سیاسی مغرب زمین در زمره اندیشمندانی است که تلاش داشت تا پیرامون عدالت اندیشه ورزی کند. رویدادهای سیاسی واجتماعی در ایالات متحده آمریکا،درعرصه جهان ونیزجنگ باویتنام، رالزرابا این پرسش روبروساخت که چه عواملی کشوری چون آمریکا را به سیستمی ناعادلانه وتجاوزکارانه در جهان کشانده است.این دل مشغولی ها،اراده اورا به سوی تدوین یک نظریه تاثیرگذار دراندیشه سیاسی استوارکرد. جان مایه اندیشه رالز درنظریه عدالت، دارای چهار عنصر کلیدی:شهودگرایی اخلاقی، آزمایش ذهنی، وضعیت اصلی و آزادی است. کتاب نظریه عدالت او انعکاس دیدگاه او در باره عدالت به مثابه انصاف و عدالت سیاسی است که در آن از عدالت به مثابه انصاف، آزادی قانونی، مفهوم عدالت عدالت توزیعی بحث شده است. عدالت رالز ریشه در سنت کانتی دارد. لذا در آن بر مفهوم اخلاقی عدالت تأکید می کند و سرانجام تحت انتقاداتی در چرخشی، به عدالت سیاسی می رسد. سوال اصلی در این پژوهش آن است که چه عواملی در شکل گیری نظریه عدالت جان رالز، نقش موثر داشته اند؟ و فرضیه اینست که در شکل گیری عدالت توزیعی او، نظام فلسفی،فلسفه اخلاق،نظریه قرارداد اجتماعی کانت و فلسفه حق هگل، در شکل گیری نظریه عدالت سیاسی او، نقدهای تأثیرگذار از سوی، رادیکال های سیاسی و جامعه گرایان نقش داشته اند.