با توجَه به کمبود مراکز درمانى ،کارمند ،امکانات ، تجهیزات و هزینه هاى روز افزون خدمات درمانى ، بهینه کردن طول مدت اقامت(Los ) و عوامل اثر گذار بر آن اهمیَت ویژه اى دارد.اشغال تخت و اقامت طولانى و غیر ضرورى بیمار علاوه بر اتلاف منابع انسانى و استهلاک تجهیزات موجب تحمیل هزینه هاى اضافى به بیمار مى شود.هدف این مطالعه تعیین رابطه ى بین طول مدت اقامت بیماران با نوع پذیرش ، خصوصیات دموگرافیک بیماران و خصوصیات پزشک معالج است. روش بررسی:این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلى ست. نمونه مورد مطالعه 349 پرونده ى پزشکى بیمارانی ست که در بیمارستان قلب(مدنى) تبریز عمل جراحى باى پس عروق کرونرى داشته اند.داده هاى مربوط به بیماران به وسیله ى چک لیست از پیش طراحى شده، و داده هاى مربوط به پزشکان معالج از طریق مصاحبه و پرسشنامه کتبى گردآورى شد و با استفاده از نرم افزار آمارى SPSS تحلیل شد. یافته ها:از 349 بیمار مورد بررسى 4/70درصد مرد و 6/29 درصد زن بودند. نحوه پذیرش 261 بیمار به صورت الکتیو بود؛Los این بیماران 5.38 روز کمتر از Los بیماران فوریَتی بود(001 /> P).بین Los و وضعیَت بیمار هنگام ترخیص شامل بهبودى ، بهبودى نسبى و فوت ارتباط معنى دار وجود داشت (01/0 P<). همچنین بین Los بیماران با تعداد اعمال جراحى انجام شده توسط جراحان و وجود فعالیت حرفه اى جراح در خارج از بیمارستان ارتباط معکوس وجود داشت(01/0> P). میانگین Los محاسبه شده ازپرونده ها 15.58روزبود.این ارقام با استفاده از فرمول براورد زمان مترقبه 72/10روز محاسبه شد. نتیجه گیری: آنچه جراحان از Los بیمارانشان انتظار دارند حدود 5 روز کمتر ازواقعیت است. در جهت بهبود شاخص Los در این بیمارستان باید اقداماتی انجام گیرد.
براساس قانون شهرداریها، کلیه شهرداریهای کشور بایستی هر 5 سال یکبار آمار و اطلاعات املاک را استخراج و به روز نمایند. در شهر تهران آخرین ممیزی از سال 75 تا 81 به طول انجامیده که مرحله جدید ممیزی املاک شهر تهران با هدف تدوین آئین نامه و با بکارگیری سامانه نرم افزاری جدید کارشناسانه املاک در دست اجراست. با شروع ممیزی مرحله پنجم املاک تهران، که اکنون در مقطع انجام بازبینی بلوک های استخراج شده از مرحله چهارم قرار دارد و با توجه به اهمیت و نقش این موضوع در مدیریت و برنامه ریزی شهر تهران و همچنین تجربیات چندین ساله و همکاری شرکت پردازش و برنامه...
عباسیان و اسماعیلیه، برای پیشبرد اهداف خویش، اقدام به تشکیل سازمان دعوت مخفیانه نمودند. مقایسه اهداف و اصول این دو سازمان و یافتن وجوه اشتراک و افتراق آن ها، از جمله موضوعاتی است که می تواند به شناخت بیشتر این دو جریان بینجامد. این موضوع، با استفاده از روش وصفی و تطبیقی و بر پایه مطالعات اسنادی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که وجه تمایز اصلی این دو سازمان، در این است که سازمان دعوت عباسی اهداف سیاسی را دنبال می نمود؛ ولی سازمان دعوت اسماعیلی، علاوه بر اهداف سیاسی، به ترویج عقاید اسماعیلی نیز مقید بود. هر دو سازمان دعوت، در اصولی همانند: پنهان کاری، نظم و ترتیب در امور، اطاعت محض از امام و جذب پیروان از راه های گوناگون، با هم اشتراک داشتند و رسیدن به قدرت و خلافت، از مهم ترین اهداف مشترک آنان بود. درباره وجوه امتیاز آن ها هم باید افزود که اسماعیلیه، حتی پس از دستیابی به مقام خلافت، بر حفظ عقاید خویش پایبند بودند و موجودیت سازمان دعوت را حفظ نمودند و نیز تسامح بیشتری در امور از خود نشان می دادند؛ درصورتی که عباسیان این گونه عمل ننمودند. از طرفی، سازمان دعوت، بر پایه اصول سلسله مراتبی، نزد عباسیان، عمدتاً بر پایه نمود سیاسی، خود را نشان داد؛ ولی نزد اسماعیلیه، دارای جنبه های مذهبی و معنوی، به ویژه اعتقاد به ضرورت رهبری امام منصوص در رأس سلسله مراتب سازمان بود.
روح و نسبت آن با سایر مفاهیم قرآنی مرتبط با آن همانند روح القدس، روح الامین و روحنا از جمله مسائل اختلافی در میان مفسران است. اما نوع این نظریات در عدم ارائه یک راهکار روشمند برای تبیین روح و نیز نداشتن جمع بندی مناسب برای مفاهیم مرتبط با روح، هم داستانند. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به تبیین نظریه علّامه طباطبائی درباره روح در قرآن پرداخته است. ایشان از رهگذر یک تفسیر روشمند، به جمع بندی آیات مرتبط با روح پرداخته است. ایشان در این زمینه، تبیینی متفاوت و دقیق از آیه «خزائن» (حجر: 21) را نقطه عزیمت خویش قرار داده و بدین سان، در تبیین روح و مفاهیم مرتبط با آن در قرآن، موفق بوده است. طبق نظر ایشان، با توجه به آیه «خزائن»، روح یک حقیقت مقول به تشکیک است و مفاهیم مرتبط، از جمله نفس (روح) انسان، مراتب و درجات گوناگون آن حقیقت واحد است.
هر فردی برای اعتقادهای خود دلایلی – هر چند خیلی سست- دارد و بر اساس آنها به امری معتقد می شود. باورهای دینی ازجمله مهم ترین باورها هستند که در رشته های گوناگون علمی به بررسی آنها و پشتوانة معرفتی آنها پرداخته شده است. متکلمان مسلمان – به عنوان مدافعان دین- در ابتدای کتب کلامی خویش با عنوان «احکام النظر» به بررسی بایسته های معرفتی برای اثبات باورهای اعتقادی، از جمله توحید، پرداخته اند. آنها از تعریف، اقسام، شرایط، حکم و ادلة نظر سخن گفته اند که پژوهش جامع دربارة آن بسیار گسترده و مستوفا خواهد بود. این تحقیق، با توجه به مجال ضیق خود، برخی از این محورها را بررسی می کند.
متکلمان نظر را واجب می دانند اما اشاعره و عدلیه در این فرایند هم داستان نیستند. اشاعره وجوب نظر را سمعی و عدلیه آن را عقلی می دانند. هر دسته، برای اثبات وجوب نظر، برهان های مستقیم و غیرمستقیمی دارند که در طی مقاله به آنها خواهیم پرداخت.
در عرصه ی کسب و کار نوین، تحقیقات در زمینه اخلاق و اصول اخلاق حرفه ای، در سازمان های بخش دولتی، شرکت های بخش خصوصی و نهادهای مدنی در حال افزایش است. تا آنجاکه سازمان ها به سمتی حرکت می کنند که بتوانند فعالیت های خود را بر بستری از پارادایم های ارزشی و اخلاقی قرار دهند. هدف این پژوهش جستاری در مؤلفه های اخلاقی در سازمان های دولتی است که در راستای آن، الزامات اساسی برای پیاده سازی و ایجاد مدیریت اخلاقی مهیا گردد. جامعه ی آماری این تحقیق براساس گروه بندی مندرج در قانون مدیریت خدمات کشوری، چهار وزارتخانه از چهار گروه امور فرهنگی اجتماعی، امور خدماتی، امور زیربنایی و امور اقتصادی است. روش تحقیق حاضر از منظر روش‑شناختی روشی آمیخته (کیفی و کمی) بوده و همچنین برای گردآوری داده ها از پرسشنامه (با آلفای 91/0) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان دهنده مؤلفه های اخلاقی در سازمان های دولتی است که شامل عقلانیت گرایی، مسؤلیت پذیری، مساوات و برابری، تعامل گرایی و سایر موضوعات اخلاقی است. همچنین مدلی فرایندی از مدیریت اخلاق گرا در سازمان های دولتی طراحی شده است که در سه بعد ساختاری، زمینه ای و رفتاری قابل پیاده سازی است.