علم نحو آن بخش از دستور زبان است که به بررسى قواعد و ویژگى هاى مربوط به ترکیب کلمات و هم چنین نقش کلمات در ساختار واحدهاى نحوى، از قبیل گروه واژه و جمله مى پردازد. مهم ترین موضوعات و مفاهیم دستورى یى که در حوزهء علم نحو روسى به عنوان مبانى این علم مطالعه و بررسى مى شوند عبارتند از: واحد نحوى 1، نسبت نحوى 2، رابطهء نحوى 3، گروه واژه 4، جمله 5، اجزاب جمله 6. مقاله حاضر به مطالعه و تشریح آن دسته از مفاهیم دستورى که مبانی علم نحو روسى را تشکیل مى دهند مى پردازد
در دنیای امروز چند سالی است که حقوقدانان روشهای جایگزینی را برای حل و فصل دعاوی به دلیل کثرت هزینه و طول دادرسی که برای طرفین دعوی مفید نمی باشد ‘ مورد تأکید قرار داده اند. با مطالعه تطبیقی اجمالی در این مقاله مشاهده می شود که اجرای پروشهای فوق مانند مذاکره‘ سازش و میانجیگری می تواند از پیچیدگی دادرسی و هزینه آن جلوگیری کرده و فعالیت واحد بازرگانی را تسهیل نماید. ایجاد نهاد حل وفصل دوستانه از طریق ارگانی مانند اداره صنعت و تجارت در حقوق انگلیس یا سازشگری در قانون 1984 فرانسه برای حقوق ایران شایسته به نظر می رسد.
گزینش هر واژه یا تعبیر شاعر نه تنها در بیت، بلکه در طول شعر نیز مؤثر است. اگر به انتخاب واژه یا تعبیری توجه کنیم که به عنوان «ردیف» در پایان هر بیت تکرار می شود به اهمیّت انتخاب شاعر و لزوم تناسب همه جانبة ردیف با کلیّت شعر بیشتر پی می بریم. با توجه به اهمیت گزینش ردیف، بر اساس نظریه های فرمالیسم و ساختگرایی به بررسی نقش و کارکرد ردیف در غزلیات حافظ پرداخته ایم. بر این مبنی، کارکرد، ارزش و نقش ردیف های حافظ را فراتر از بیت، در فرم و ساختار غزل بررسی کرده ایم. نتیجة این بررسی نشان می دهد حافظ، ردیف را عمدتاً متناسب با مضمون، عناصر، بافت و ساختمان کلی غزل انتخاب کرده است. گاهی ردیف همچون ابزاری در دست اوست تا بتواند در موقعیت های دشوار، برای بیان مطلبی از آن استفاده کند که امکان بیان آن با سخن عادی وجود ندارد. گاهی مبنای گزینش ردیف متناسب با ساختار غزل، برای ایجاد طنز است. گاهی معنای ردیف در تقابل با فحوای بخش ها و کلماتی دیگر در بافت شعر قرار می گیرد و باعث خلق امکانات معنایی تازه ای می شود. شناخت مخاطب مستقیم غزل با دقت در نوع کاربرد ردیف می تواند کلید فهم درست تر برخی غزل ها را به دست دهد.
یکی از استعدادهای شگرف آدمی درک معقولات و مفاهیم است. قوه مفکره، امکان فهم را برای انسان ها میسر کرده است و نیروی فهم نیز توان تفسیر جهان را فراهم آورده است. پدیده های طبیعی و دست ساخته های انسانی، ابژه ها یا ""برابر نهاده شده"" هایی است که در هر مرتبه ای از مراتب فهم، عرصه تفسیر را نیز مفتوح داشته است. شهرسازی و شهرنشینی تجسم تاریخمند حیات و تجربه زندگی است که به مثابه پیکره ای انداموار نشان از تکاپوی مادی و معنوی نوع بشر دارد. شهر در نگرش هرمنوتیکی همچون متن قابل تفسیر، تجلی گاه زندگی اجتماعی اوست که علاوه بر جنبه های کارکردگرایانه ویژگی های حیات معنوی جوامع انسانی را نشان می دهد.
فرم و شکل شهر از مجموعه بافت های نشانه ای تشکیل شده که ماهیتی زبانی دارند. شکل شهر، می تواند به مثابه شکلی معنادار تفسیر شود. هرمنوتیک در این بحث علم تفسیر نشانه های موجود در متن شهر برای دریافت معانی آن است. علم هرمنوتیک و نشانه شناسی ابزاری کارساز در فهم فرم و محتوا از طریق تحلیل نشانه های منظر شهری است.
هنر عکاسی از ابتدای ورودش به ایران(1217 ش /1839 م) فراز و فرودهایی را پشت سر گذارده است. این هنر در دربار قاجار محبوس و منحصر ماند، سپس در دوره مشروطه پاگرفت و تاحدی به میان مردم راه یافت. با روی کار آمدن پهلوی اول و برقراری بروکراسی اداری و نیاز به اسنادی چون شناسنامه عکس دار، فراگیر شد و در دهه چهل و پنجاه شمسی عمومیت آن تا بدانجا پیش رفت که به واسطه آشنایی مردم با این هنر و به مدد تجهیزات سهل الوصول و ارزان قیمت، راهی خانه ها شد...