بیانیه گام دوم انقلاباسلامی به عنوان برنامه ای راهبردی از سوی حضرت آیت الله خامنه ای در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده است. تحلیل گفتمان این بیانیه می تواند ارزش های نهفته در ایدئولوژی انقلاباسلامی را واشکافی کرده و گزاره های تاریخی مرتبط با متن بیانیه را بر مخاطبان پژوهش آشکار سازد. سؤال اصلی تحقیق آن است که بیانیه از چه ساختارها، بافت های موقعیتی و روابط متنی و بینامتنی شکل گرفته و تأثیرات متقابل گفتمان بیانیه با ساختارهای اجتماعی و نهادی بر چه مؤلفه هایی استوار است. مقاله حاضر با روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، روابط ایدئولوژیک بیانیه را در سه بخش توصیف، تفسیر و تبیین واکاوی نموده و به کشف ارتباط میان زبان، ایدئولوژی و قدرت می پردازد. تحلیل واژگان و بررسی ویژگی های دستوری بیانیه نشان می دهد مولد متن به دنبال ایجاد گفتمانی تعاملی همراه با ایجاد حس قرابت بوده و با هدف تبیین روحیه اصیل انقلاب برای جوانان و ایجاد فضای گفتمانی سازنده، در صدد ترسیم مسیر آینده نظام است. افعال متن بیانیه، تعهد مطلق نویسنده به صدق گزاره های بیانیه و شفافیت دیدگاه مؤلف در جهان بینی را نشان می دهد. هم چنین عدم استفاده از حسن تعبیر و افعال کمکی مستلزم تردید، حکایت از صداقت و صراحت مؤلف در تبیین اهداف بیانیه دارد. بررسی زمینه های بینامتنی، نمایانگر تأکید بر خودباوری و درس آموزی از رخدادهای داخلی و بین المللی است. در بررسی تأثیرات متقابل گفتمان با ساختارهای نهادی و اجتماعی، به تعامل بیانیه با «نظام فکری رهبران انقلاب» از یک سو و اثرگذاری و اثرپذیری بیانیه در ارتباط با دانش زمینه ای «جامعه ی اسلامی ایران» از سوی دیگر پرداخته شده است.
ذهن فرمانبردار"": پدیده ای است که در موقعیت و شرایط خاصی امکان وقوع پیدا می کند. پژوهش حاضر کوشید تا درون مایه یکی از شیوه های ""شفابخش"" رایج در جامعه ایران برای درمان مشکلات روانشناختی و سازوکار زیرساز این شیوه را که مبتنی بر تلقین و ایجاد ذهن فرمانبردار است، کاوش و نقد کند. مواد مورد آزمون در این پژوهش، دو نوار صدا از بود که به طور تصادفی از میان نوارهای صدای جلسات مختلف این گونه ""شفابخشی ها"" انتخاب شد. کلمات دو نوار توسط دو ارزیاب مقوله بندی و ارزیابی شد. یافته های کیفی و توصیفی نشان می دهد که فراوانی کلماتی که در ذهن همگان با هیجان های خوشایند، نظیر لذت، پیوند خورده (یا شرطی شده) است، به طور چشمگیری بالا است. در چهار این پژوهش درباره برخی عوامل اثرگذارنده برفرآیند ""تلقین"" و مقایسه آن با ""تمرین"" بحث خواهد شد.
هدف اصلی این پژوهش تبیین کارکردهای رسانه همگانی سیمای جمهوری اسلامی ایران جهت توسعه قابلیت های انسانی است. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از روش مفهوم سازی بنیادی (داده بنیاد) انجام گرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی تعداد پانزده نفر از اعضای هیئت علمی رشته های مدیریت، علوم تربیتی، جامعه شناسی، اقتصاد توسعه، ارتباطات و افراد دارای تجربه کاری در حوزه سیمای ج.ا.ایران مورد مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند و سپس داده های حاصل از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که این رسانه، سه کارکرد اصلی جهت توسعه قابلیت های انسانی ایفا می نماید. اولین کارکرد این رسانه که در این پژوهش شناسایی شده، عبارت است از فراهم سازی عوامل میانجی توسعه قابلیت های انسانی که از طریق آگاه سازی، ایجاد انگیزه، توانمندسازی و هدایت اختیار مثبت در انسان صورت می گیرد. دومین کارکرد این رسانه، فراهم سازی آزادی های فرصت در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قانونی، زیست محیطی، اطلاعاتی و حمایتی است که زمینه و بستر توسعه قابلیت های انسانی محسوب می شوند. در نهایت به کارگیری استراتژی تغییر نیز که مبتنی بر پیش فرض انسان فعال به عنوان یک ظرفیت بالقوه است، سومین کارکرد این رسانه است که در این پژوهش مورد شناسایی قرار گرفته است.
اعراب آیات قرآن کریم از مباحث مهم در دانش تفسیر است؛ به همین سبب مفسران در تبیین و تفسیر آیات از اعراب آیه سخن می گویند و حتی به دلیل اهمیت اعراب در فهم مراد آیه، کتب بسیاری پیرامون اعراب لقرآن نگاشته شده است؛ اما مطالعه این کتب نشان می دهد گاهی در بیان اعراب یک واژه، وجوه اعرابی مختلف یا عامل های گوناگونی برای کلمه ذکر شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی بر اساس این فرضیه که روابط متنی به عنوان قرینه ای معنوی در تعیین معنای نحوی مؤثر است؛ جایگاه روابط متنی را در دانش اعراب قرآن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا می توان با توجه به روابط متنی یکی از وجوه اعرابی آیه را بر سایر وجوه ترجیح داد یا یک عامل را از میان چندین عامل اختیار نمود؟ با توجه به ارتباطی که میان دانش نحو و معنا وجود دارد؛ و بر پایه اسناد و شواهد ارائه شده در متن، نتیجه می شود، روابط متنی که از آن با عنوان بافت و سیاق کلام نیز یاد می شود، می تواند در تعیین یکی از وجوه اعراب و عامل اثر داشته باشد؛ اما مفسران، معربان و نحوپژوهان به این موضوع اهتمام جدی نداشته اند و از میان مؤلفان کتب اعراب القرآن، عکبری و ابن انباری بیشترین توجه و اهتمام را به روابط متنی در تعیین اعراب و عامل داشته اند.
امروزه خشکسالی و کم آبی به یکی از معضلات بزرگ کشور تبدیل شده است و به عنوان یک راهکار، برای مبارزه با آن سدهای مختلفی در مناطق مختلف ایران احداث شده اند. خشکسالی هیدرولوژیک از تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی تاثیر می پذیرند که در زمینه تاثیر تغییر اقلیم بر خشکسالی مطالعات خوبی انجام گرفته اما در مورد فعالیت های انسانی مطالعات کم بوده است. در این پژوهش سعی شده تا تاثیر سد کرخه بر خشکسالی های هیدرلوژیکی بررسی شود. برای نیل به هدف تحقیق از داده های آماری 14 ایستگاه آبسنجی و 19 ایستگاه باران سنجی با طول دوره آماری 30 ساله بهره برده شد. خشکسالی هیدرولوژیکی با شاخص SDI و خشکسالی هواشناسی با شاخص SPI محاسبه شد. در ادامه از روابط وایازی و همچنین تحلیل نمودار باکس پلات در محیط نرم افزار SPSS و تحلیل آماره های توصیفی خشکسالی ها به تفکیک دو دوره آماری قبل و بعد از احداث سد، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در حالی که قبل از احداث سد بزرگی و تداوم خشکسالی های هیدرولوژیکی در مناطق بالادست حوضه آبریز بیشتر بوده است ولی با احداث سد، بزرگی و تداوم خشکسالی ها در پایین دست سد بیشتر شده که نشان دهنده ی تاثیر منفی سد بر رود کرخه می باشد. از این رو می توان گفت سد کرخه نه تنها نتواسته است خشکسالی های هیدرولوژیکی منطقه را کاهش دهد بلکه باعث افزایش آن ها نیز شده است.
ترجمه شناسی شاخه ای از علوم انسانی است که به مطالعة سازمان یافتة ابعاد نظری و عملی ترجمه می پردازد. از آن جا که این شاخة تقریباً نوپا به عنوان رشته ای دانشگاهی در بسیاری از دانشگاه ها تدریس می شود، نیاز است تا بیش تر به معرفی و منابع آموزشی آن بپردازیم. در این مقاله سعی شده تا کتاب مقدمه ا ی بر ترجمه شناسی اثر ماتیو گیدر که یکی از منابع جدید در حوزة ترجمه شناسی است معرفی شود. این کتاب در ده فصل مسائل و چالش های ترجمه شناسی از بدو پیدایش آن تا به امروز را مطالعه می کند و با تکیه بر جنبه های آموزشی تصویری جامع و کامل از ترجمه شناسی ارائه می دهد. این اثر اولین کتاب از مجموعة «ترادوکتو» به سرپرستی ماتیو گیدر است.
هدف این پژوهش ارائه راهبردهایی به منظور آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران می باشدکه به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کیفی با 12 کارآفرین اجتماعی که به روش هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عمیق انجام گرفت و اشباع نظری حاصل گردید و سپس به روش نظریه برخاسته از داده ها و روش روایتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. کارآفرینان اجتماعی عواملی چون فرهنگ سازی و آگاهی بخشی عمومی، مطالعات تطبیقی و الگوبرداری، راهبری اثربخش تر نهادهای سیاسی و اجتماعی، توسعه فعالیت های مرتبط با آموزش کارآفرینان اجتماعی و نهادینه سازی کارآفرینی اجتماعی در نظام آموزشی را مؤثر در آموزش و توسعه کارآفرینان اجتماعی در ایران بیان می کنند. در بخش کمی پژوهش به منظور تأیید نتایج حاصل از بخش کیفی و تعمیم پذیری داده ها، 5 فرضیه تدوین و سؤالات پرسشنامه بر اساس آن تنظیم گردید. نمونه آماری بخش کمی پژوهش 58 نفر از بنیانگذاران و مدیرعاملان موسسات خیریه در استان تهران بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس به روش آزمونt تک نمونه و آزمون فریدمن داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و همه مؤلفه ها تأیید و تنها دو زیرمؤلفه مورد تأیید قرار نگرفت.
در سال های اخیر، اعتیاد به گوشی های هوشمند به پدیده ای نسبتاً رایج در بین کاربران نوجوان تبدیل شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش اعتیاد به گوشی های هوشمند در سلامت روانی دختران و پسران نوجوان بود. طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهش های مقطعی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مهدی شهر سمنان تشکیل می داد. تعداد 211 نفر دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از این جامعه انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل فرم کوتاه پرسشنامه اعتیاد به گوشی هوشمند(SPAI-SF) بود. از این ابزار به منظور غربالگری افراد معتاد به گوشی هوشمند از افراد غیرمعتاد به آن استفاده شد. سطح سلامت روانی آزمودنی ها نیز با استفاده از پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی (G.H.Q) مورد سنجش قرار گرفت. با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره عاملی، داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر معنادار نبودن اثر تعاملی و در مقابل، معناداری اثر مستقل دو متغیر اعتیاد به گوشی هوشمند و جنسیت بر سلامت روانی کاربران بود. آنچنان که نمره کلی سلامت روانی و علائم جسمانی، اضطراب و افسردگی کاربران معتاد به گوشی هوشمند، پایین تر از کاربران عادی بود. همچنین مشخص شد که نمره کلی سلامت روانی و علائم جسمانی و اضطراب دختران پایین تر از پسران است. این نتیجه نشان دهنده اثرات زیانبار اعتیاد به گوشی هوشمند در کاهش سلامت جسمانی و روان شناختی کاربران نوجوان است. بنابراین اقدام در جهت پیشگیری از اعتیاد به گوشی های هوشمند می تواند، مانع بروز آسیب جسمانی و روانی بیشتر در کاربران شود.