"مقدمه: ایران از کشورهای بلاخیز جهان محسوب می شود و با توجه به گستردگی میراث فرهنگی آن، بهره مند از نهادهای متنوع آموزشی و پژوهشی است. از آن جا که مهم ترین هدف کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی حفظ و نگهداری این میراث است، این پژوهش رعایت اصول ایمنی در ساختمان کتابخانه های وابسته به سازمان آستان قدس رضوی را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی و از دسته ی مطالعات توصیفی است. جامعه ی پژوهش شامل 33 کتابخانه ی وابسته به سازمان آستان قدس رضوی در داخل و خارج از شهر مشهد در مهرماه 1386 بود. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه ی محقق ساخته انجام شد که روایی آن با استفاده از نظر استادان و خبرگان فن بررسی و اعتبار و پایایی آن با ضریب اعتبار Alfa Cronbach مساوی 88/0مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های تعیین شده امنیتی برای کتابخانه ها به ترتیب اولویت عبارت است از: ایمنی در برابر خسارت ناشی از خرابی تأسیسات، ایمنی در برابر بلایای طبیعی و ایمنی در برابر آتش سوزی.
نتیجه گیری: در نتیجه گیری کلی این تحقیق می توان گفت که کتابخانه ها باید برنامه ی بلند مدت و اجرایی برای مواجهه با بحران تدوین نمایند."
ازمیان رفتن مرزهای زمانی و مکانی و نزدیکی فرهنگ ها و جوامع، موضوعی به نام جهانی شدن را به محافل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وارد کرده، چالش ها و فرصت هایی را برای آموزه های دینی ایجاد کرده است. هدف از این پژوهش تفکیک فرایند جهانی شدن و پروژة جهانی سازی غربی و تبیین نسبت های آن با آموزه های دینی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی بود. پس از مطالعة اسناد موجود، تعاریف و نظریه های مختلف در زمینة جهانی شدن، جهانی سازی بررسی و تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد می توان نسبت های مختلفی بین این دو مقوله با آموزه های دینی در نظر گرفت؛ نسبت جهانی شدن با آموزه های دینی، نسبت جهانی سازی با آموزه های دینی و نسبت میان جهانی شدن در وضعیت کنونی، با آموزه های دینی. یافته ها نشان داد جهانی شدن در راستای جهانی کردن دین اسلام، یکی از اهداف آموزه های دینی است. اما جهانی سازی غربی در نقطة کاملاً مخالف با آموزه های دینی قراردارد.
این پژوهش، با هدف بررسی اهداف، انتظارات و تجارب کسب شده در رابطه دوستی جوانان شهر شیراز به روش پیمایشی انجام شد و داده های آن از راه پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه آماری این پژوهش، جوانان (30-18 سال) شهرشیراز بودند که با استفاده از جدول لین و خطای 5 درصد، حجم نمونه 395 نفر برآورد شد و در نهایت، افراد نمونه مورد نظر، با روش خوشه ای انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت و از آزمون های تحلیل رگرسیون یک متغیره و چند متغیره برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بدست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که اهداف (عقلانی، احساسی و جنسی) و انتظارات (فردی، اجتماعی و جنسی) با میزان تجارب کسب شده رابطه معناداری دارند. نتایج بدست آمده از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان دادند که متغیر اهداف احساسی بیش ترین تاثیر را در تبیین متغیر وابسته داشته است.
این نوشتار، پاسخى است به این پرسش که جهانى سازى چه آثار زیانبارى بر ایران و جهان سوم دارد؟ بهکارگیرى واژه جهانىسازى به جاى واژه جهانىشدن به آن دلیل است که نگارنده، همگام با بسیارى از نویسندگان، دانشمندان و نظریهپردازان، جهانى شدن را یک «پروژه» و نه یک «پروسه» مىبیند که به صورت آشکار و بیشتر به شکل پنهان، مدیریت و هدایت مىشود. بر پایه این برداشت، مىتوان جهانىشدن را جهانىسازى یا جهانىشدن پروژهاى نامید و تعریف کرد. از این رو، این نوشتار بر دو فرضیّه زیر استوار است:
1 - جهانىشدن یک پروژه است، و به این جهت، مىتوان آن را جهانىسازى هم نامید؛
2 - به دلیل پروژهاى بودن جهانىشدن، جهانىسازى بیش از آن که آثار مثبت به دنبال آورد، حامل زیانهاى بى شمارى به ویژه براى ایران است.
مسأله جبر و اختیار (اجبار یا آزادی اراده انسانی) یکی از مسائل بنیادین تاریخ اندیشه بشری، و محل مواجهه آراء متنوع و بعضا متضاد انواع مکاتب جبر گرا، آزادی گرا و سازگار گرا بوده و هست.آنچه در پیش رو دارید حاصل بررسی و تأملی در اهم رویکرد های سازگار گرایانه اخیر فلاسفه غربی و نیز راهبرد خاص ملاصدرا در عالم اسلامی بمنظور دفاع از آزادی اراده است؛ این رویکرد ها توانسته اند با نگاهی واقع نگرانه و در پرتو تعدیل معنا و لوازم آزادی، به نزاع دیرینه آزادی و جبر پایان داده و سازگاری این دو سویه بظاهر ناسازگار را نشان دهند
کیرکگور بین دو گونه فیلسوف تمایز می نهد: یکی فیلسوفی که مجرد از وجودش می اندیشد؛ یعنی نوع اندیشه و طرز زندگی او بستگی چندانی به هم ندارند به طوریکه حتی آسیب دیدن ساختمان فلسفی او به وجودش صدمه ای وارد نمی آورد و دیگر فیلسوفی که وجودی (existentiell) می اندیشد؛ یعنی فلسفه او پاسخ به سوالات زندگیش می باشد (Stegmuller, S.149) در این تقسیم بندی، هایدگر در دسته اخیر قرار دارد؛ یعنی فلسفه وجودی او از زندگیش جدا نیست. هایدگر همان گونه فلسفید که زیست و همان گونه زیست که فلسفید و طی حیاتش کوشید تا دریابد و نشان دهد که طرز زندگی واقعی یا اصیل چیست. ما در این مجال یافته های فلسفی و زندگی او را نقادانه بررسی می کنیم.