در نگاه حقوق کیفری بزه های سازمان یافته تنها یک ویژگی برجسته دارد و آن شیوه انجام به طور برنامه ریزی شده، است. این نکته نشان می دهد این دسته از بزه ها در سنجش با دیگر بزه ها دسته ای نوین نیستند و بر وارونه آن هر بزه عمدی را می توان به طور سازمان یافته انجام داد. در عین حال، در بزه شناسی، بزه های سازمان یافته جدا از شیوه ارتکاب که چهره راستین آن است، دو ویژگی دیگر را نیز دارا است که یکی در مالی بودن و دیگر در فراملی بودنش است. سه ویژگی بالا هنگامی که با کنشگران(فاعلان) بزه سازمان یافته پیوند داده می شود؛ نقش امنیت به عنوان موضوع این بزهها آشکار می شود. با این حال، بر وارونه تروریسم که بیشتر بر ضد شهروندان بیگناه رخ میدهد، بزههای سازمانیافته رفتارهایی بر ضد امنیت اقتصادی و امنیت ملیاند. پیگرد آنها از سوی پلیس به هیچ روی سنجش پذیر با بزه های خیابانی و خشونت آمیز نیست. به دلیل پیوند بزهکاران سازمان یافته با قدرت و نیز به جهت گرامیداشتن ظاهری قانون و پاسداشتن هنجارها از سوی آنان، پلیس در شناخت و پیگرد این دسته از بزهکاران، پیروزی چشمگیر نداشته است.
در این تحقیق رابطه مشروعیت و کارآمدی یک حکومت از نظر ساکنان قلمرو آن و تفاوتهای موجود بین مردم ساکن در دو منطقه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به کارویژه های مورد انتظار از یک حکومت پرسشنامه ای با تعداد 25 گویه طراحی و در بین جمعیت نمونه به تعداد 280 خانوار از ساکنان شمال و جنوب تهران عرضه شد تا معیارهای یک حکومت مقبول از نظر ایشان تعیین شده و تفاوت بین نگرشهای آنان مشخص شود.نتایج تحقیق نشان داد که در مجموع یک حکومت متکی بر اصول و معیارهای اسلامی مورد نظر مردم است و علاوه بر معیارهای عقلی و قانونی رایج در همه جوامع، برخی معیارهای مذهبی ناشی از کارویژه های یک حکومت دینی نیز در مقبولیت حکومت موثر است. اما در نگرش مردمی که متاثر از پایگاه اقتصادی و اجتماعی خود، در شمال و جنوب این شهر سکونت دارند، تفاوت معناداری وجود دارد.
با توجه به ابعاد عمیق و پیچیدة شعر حافظ، تاکنون تحلیل های متفاوتی درباب ساخت معنایی غزلیات او مطرح شده است. با بررسی ساختاری غزل-روایت های حافظ روشن می شود که ابیات مختلف یک غزل گسسته و جدا از هم نیستند؛ بلکه در یک زنجیرة پیوستاری و پویا نمود می یابند. انسجام معنایی این دسته از غزلیات و ساخت روایی آن ها زمینه را برای تحلیل نشانه-معناشناسانة آن ها فراهم می کند. برای شناخت بهتر مناسبات درونی غزل -روایت ها و تبیین گسست ها و پیوست های درونی آن ها، توجه به ساختار روایت ضروری به نظر می رسد. گفتمان شناختی پرکاربردترین نوع گفتمان در این دسته از غزلیات است. تحقق بعد شناختی در غزل های روایی حافظ با بسط گفتمانی همراه است. حضور شخصیت هایی همچون پیر مغان، رند، ساقی، مغبچه و ... زمینة ایجاد گسست های عاملی را فراهم می کند. انفصال های زمانی (با کاربرد فعل گذشته یا قیودی مانند دوش، نیم شب و ...) و مکانی (مسجد، صومعه، میخانه، خرابات و ... ) نیز در این دسته از غزلیات، فرآیند معناسازی را پیش می برند. البته در بسیاری از موارد، گسست های شناخت محور با گونة احساسی همراه می شوند. در این دسته از غزلیات، حضور جسمانی معشوق جریانی حسی-ادراکی را به دنبال دارد که شوشگر را با جریانی از احساسات مواجه می کند و با این وصف، تعامل پایداری بین گونه های شناختی و عاطفی در غزل برقرار می شود. با درنظر گرفتن زیرساخت ابیات و گذشت از گسست های شناخت محور، روایت درنهایت به یک صورت پیوستاری می رسد و این گسست ها خللی در انسجام معنایی شعر ایجاد نمی کنند.
با توجه به انتقادهای گسترده به نظام آموزش و پرورش، افرادی اقدام به راه اندازی مجموعه هایی متفاوت کرده اند؛ از جمله آنها، مجموعه تمدن سازی امام خمینیe است. اعضای این مجموعه، با توجه به مبانی عرفانی امام خمینی مشغول پژوهش و اقدام در جهت تحقق تمدن اسلامی اند که برخی فعالیت های آنان مستقیم با تعلیم و تربیت ارتباط دارند. آنان معتقدند همه جامعه، مدرسه است. دانش آموزان طی فرایند اصلاح ساختارها و انجام دادن فعالیت های واقعی و مورد نیاز جامعه، مبتنی بر مبانی تمدنی، آموزش های لازم را فرا می گیرند و در عمل هم فعالیت های مختلفی انجام می دهند. با توجه به مبنای عرفانیِ وحدت وجود، علوم را از یکدیگر کاملاً تفکیک نمی کنند و معتقدند فعالیت های تربیتی، اقتصادی، طبی و...، به یکدیگر ربط دارند. در این پژوهش، این مجموعه به روش خبرگی و نقادی تربیتی بررسی شده است. بسیاری از فعالیت های آنها را می توان به خوبی هم راستای سند تحول آموزش و پروش دید؛ هرچند انتقادهایی نیز به آنها وارد است؛ از جمله: آزمون و خطای متعدد، نبودن نظام ارزشیابی شفافِ دانش آموز و مربی، همچنین تغییرات زیاد در برنامه ریزی ها که به نظر می رسد بیشتر به دلیل ابهام در روش ها و بهره کافی نگرفتن از کتاب ها و پژوهش های نظری در برخی زمینه ها باشد.
افیون ماده ای مخدّر است که در طول تاریخ به عنوان دارو کاربرد داشته و در صورت مداومت در مصرف، خوگیری به آن برای بشر اجتناب ناپذیر است. در ایران پیشاصفوی افیون بیشتر مصارف پزشکی داشت. در قرن نهم هجری قمری وآستانه عصرِ صفوی معدودی از افراد که از اقشار بالای جامعه بودند یا به این اقشار وابستگی داشتند به افیون معتاد بودند. از دهه پنجم قرن دهم هجری قمری تغییر محسوسی در مصرف افیون در جامعه ایران به وجود آمد. هدف این نوشتار این است که با به کارگیری روش توصیف و تحلیل تاریخی این تغییر را تا پایان دوره اول حکومت صفوی (907-996 ه.ق) روشن نماید و پیامدهای اجتماعی آن را بنمایاند. بررسی داده هایی که از منابع گوناگون به دست آمده، نشان می دهد فرمان منع مسکرات شاه تهماسب اول، رفته رفته اعتیاد به افیون را افزایش داد و این افزایش پیامدهای اجتماعی جدیدی را موجب شد و زمینه ای را برای اعتیاد فراگیر جامعه در دوره های بعد فراهم آورد. به عبارت دیگر، افیون به عنوان جایگزین مسکراتی که در فرمان شاه منع شده بود، نقش بیشتری در تغییر سبک زندگی ایرانی در عرصه مواد مصرفی ایفا کرد.
شهر تهران در سالهای اخیر مواجه با تغییرات عمده ای در ابعاد کالبدی – فضایی بوده است. فعالیتهای برج سازی سالهای اخیر را می توان به عنوان یکی از بارزترین مراحل در روند تغییرات فوق تجزیه و تحلیل کرد. اگرچه برج سازی می تواند به بخشی از مسائل شهری نظیر کمبود زمین و مسکن تا حدی پاسخ دهد، اما این پدیده می تواند مسائلی را نیز به دنبال داشته باشد. در این راستا، ارزیابی برجهای احداث شده می تواند به شناخت نقاط قوت و ضعف این پدیده منجر شود. مقاله حاضر ضمن تبیین فعالیتهای برج سازی در تهران، به ارزیابی اثرات کالبدی - فضایی برجها در محلات فرمانیه و کامرانیه پرداخته و پس از شناخت نقاط قوت و ضعف آن ، به ارائه اصول و معیارهای کلی در جهت این فعالیت می پردازد. ارزیابی انجام شده بر اساس معیارهای شش گانه : (1) سیمای شهری و کیفیت محیط شهری ، (2) عوارض زیست – محیطی ، (3) شبکه ارتباطی و دسترسی ، (4) دسترسی به خدمات شهری ، (5) ایمنی ، و (6) توجیه اقتصادی صورت گرفت. در قالب نتیجه گیری مقاله، باید گفت که علی الاصول افزایش تراکم و بهره گیری از امکانات بالقوه موجود در بافتهای شهری ، قابل توجیه است. با این حال ، فعالیتهای برج سازی در تهران ، نقاط ضعف مشخصی داشته ومعیارهای لازم در فرایند برنامه ریزی و طراحی شهری مورد توجه جدی قرار نگرفته است. برج سازی می باید با سیاست های تعریف شده توسعه شهری همسو باشد. اصول شهرسازی و توسعه شهری حکم می کند تا در ابعاد کالبدی – فضایی برج سازی ، مقولاتی نظیر سیما و هویت شهری، اصول افزایش تراکم، تقسیمات کالبدی شهری ، ایمنی، حمل و نقل و ترافیک، محیط زیست، تأمین زیرساخت های شهری و دسترسی به خدمات و تجهیزات شهری مورد توجه قرار گیرند. کلیدواژگان: ارزیابی ,برج ,برج سازی ,برنامه ریزی ,تراکم ,تهران ,شهرسازی ,فضایی ,کالبدی ,مسکونی
شرکتهای حمل ونقلی عمدتاً در تخصیص منابع در دسترس، به پروژه های پیشنهادی حمل بار دارای محدودیت هستند. آن چه برای این شرکتها دارای اهمیت است، مشارکت در فعالیتهایی است که اهداف اقتصادی مورد نظر را تأمین کرده و شرکت را در بهترین شرایط سوددهی قراردهد. در این تحقیق، با استفاده از فن دلفی شاخصهای انتخاب پروژه های مطلوب در بنگاه های حمل ونقلی تعیین شده و سپس پروژه های پیشنهادی به یک شرکت حمل ونقل، و توان موجود در آن شرکت مورد بررسی قرار گرفته است ، آنگاه با استفاده از روش تصمیم گیری برناردو (چند شاخصه گروهی با مقیاس رتبه ای) و با در نظر گرفتن معیارهای تعیین شده، یک مدل ریاضی برای انتخاب پروژه یا پروژه های برتر ارائه شده است، که بعد از حل این مدل با نرم افزار، پاسخ بهینه برای سرمایه گذاری شرکت مربوطه مشخص شده است .