امروزه کارآفرینی به عنوان ابزار مهم تولید شغل و کاهش میزان بیکاری نزد کارشناسان و سیاستگذاران کشور اهمیتی فزاینده یافته است. در خصوص چگونگی رابطه مذکور، ابهامات بسیاری در کشورهای در حال توسعه ظهور یافته است. نتایج حاصل ازمطالعات گروهی از اقتصاددانان نشانگر رابطه مثبت بین بیکاری و کارآفرینی است. به عبارت دیگر این عده مطرح می سازند بالا رفتن نرخ بیکاری منجر به افزایش کارافرینی می گردد. حال آنکه برخی دیگر رابطه عکس بین این دو متغیر را مطرح می سازند و مستندا بیان می دارند که افزایش فعالیتهای کارافرینی، نرخ بیکاری را کاهش می دهد. هدف از این مقاله، بررسی رابطه علی بین کارآفرینی - به مفهوم ایجاد کسب و کارهای جدید- در صنعت ایران و نرخ بیکاری می باشد. در این راستا، آزمون علیت هیسائو برای بررسی رابطه علی بین نرخ بیکاری و کارآفرینی در بخش صنعت کشور به کار گرفته شده است.نتایج این مقاله حاکی از آن است که در بخش صنعت کشور رابطه علی یک طرفه از کارآفرینی به نرخ بیکاری وجود دارد.
هدف از این مطالعه ، ضمن سازگار نمودن آمارهای موجود از راه روش های مقتضی ، رهیافت خود توزیع با وقفه های گسترده ی (ARDL) – به دلیل برتری این رهیافت نسبت به روش های آلترناتیو- به منظور برآورد الگو به کار گرفته شده است . نتایج این پژوهش حاکی از این است که ضرایب بلندمدت برآورد شده برای نهاده های نیروی کار ، سرمایه ، فرآورده های نفتی و برق معنی دار و به ترتیب معادل 29/0، 11/0، 06/0 و 45/0 بوده که بیانگر تاثیر مثبت بلند مدت هر یک از نهاده های یادشده از جمله فرآورده های نفتی و برق بر تولید بخش کشاورزی ، طی دوره ی مورد مطالعه (1383-1346) است . همچنین مقدار ضریب های استاندارد شده برای هر یک از نهاده های یادشده ، به ترتیب برابر 029/0، 12/0، 098/0 و 63/1 محاسبه شده است . مقایسه ی ضریب برآورد شده ی بلندمدت و نیز ضریب استاندارد شده ی نهاده ی برق با مقادیر متناظر مربوط به فرآورده های نفتی- و نیز سایر نهاده ها - حاکی از اهمیت شایان توجه نهاده ی برق در تولید بخش کشاورزی بوده ، لذا بکارگیری نهاده ی برق به جای فرآورده های نفتی ، ضمن صرفه جویی در مصرف فرآورده های نفتی و نیز افزایش بیش تر تولید ، می تواند به کاهش آلودگی های زیست محیطی - که یکی از مؤلفه های اصلی مورد نظر در توسعه ی پایدار است- منجر شود . همچنین مقایسه ی ضرایب کوتاه مدت و بلند مدت بیانگر این مطلب است که اگرچه در بلندمدت تاثیر نهاده ها از جمله فرآورده های نفتی و برق بر تولید ، شایان توجه بوده ، اما اثرگذاری بر تولید در کوتاه مدت ، ناچیز بوده است. سرانجام ، ضریب مربوط به جزء تصحیح خطا برابر 07/0- برآورد شده که نشان دهنده ی این است که در هر دوره ، 7 درصد از خطای عدم تعادل دوره ی پیش تعدیل می شود . بر این اساس می توان نتیجه گرفت که سرعت تعدیل در بخش کشاورزی پایین بوده و لذا در این بخش نمی توان بر تاثیرگذاری سیاست ها در کوتاه مدت چندان امیدوار بود.
در بعضی از منابع حدیثی اهل سنت روایاتی درباره کفر ابوطالب نقل شده که به روایات ضحضاح مشهور شده است. در بررسی سندی این روایات روشن می شود که این روایات اعتبار سندی ندارند؛ گذشته از آنکه از نظر محتوا نیز با هم تعارض دارند. از طرف دیگر محتوای این روایات با آیات قرآن که می گوید: در عذاب کافران تخفیفی داده نمی شود و شفاعت دیگران برای آنها بی فایده است، متعارض است. همچنین با روایات اسلامی که می گوید: شفاعت پیامبر تنها شامل مسلمانان می شود متعارض است. گذشته از آنکه با واقعیت های تاریخی از قبیل: مسلمان بودن فاطمه بنت اسد و اینکه او یازدهمین مسلمان است؛ با پیامبر اسلام بیعت کرده است؛ تا پایان عمر همسر ابوطالب بوده است؛ پیامبر دستور داد ابوطالب را غسل دهند و معاویه نیز از این روایات بعنوان نقطه ضعف آل علی(ع) استفاده نکرده است، نشان می دهد که روایات ضحضاح از پیامبر(ص) صادر نشده است. همچنین با توجه به رقابت شدید بین بنی العباس و آل علی(ع) و تلاش همه جانبه بنی العباس برای حذف آل علی(ع) از صحنه سیاسی و درگیری شدید منصور دوانقی با آل علی(ع) و اسناد تاریخی، این روایات در عصر عباسیان و توسط منصور دوانقی جعل شده است.
چگونگی توزیع فشار در تراز دریا و ارتفاع خطوط هم فشار (ارتفاع ژئوپتانسیل) در لایه های مختلف جو، بر بسیاری از پدیده های اقلیمی و هواشناختی سطح زمین اثر دارد. یکی از پدیده های اقلیمی با اهمیت باد است که اثرات قابل توجهی بر دیگر پدیده های اقلیمی دارد و همچنین عامل مهمی در زندگی انسان است و فرصت هایی را در اختیار انسان قرار می دهد و همچنین محدودیت هایی را برای زندگی بشر ایجاد می کند.در این پژوهش ابتدا وضعیت آماری میانگین روزانه وزش باد در ایستگاه زابل مورد بررسی قرار گرفت و رژیم سالانه باد در این ایستگاه مشخص شد. پس از آن الگوهای توزیع متوسط فشار روزانه در تراز دریا و همچنین الگوهای هوا در لایه های 850، 700، 500، 300 و 250 هکتوپاسکال در آسیا و اروپا ترسیم و شناسایی شد و سپس ارتباط بین رژیم باد در زابل با توزیع فشار در تراز دریا و الگوهای هوا در لایه های مختلف جو مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که بین رژیم باد در ایستگاه زابل و توزیع فشار در سطح زمین و الگوهای هوا در لایه های 850، 700 و 500 هکتوپاسکال ارتباط وجود دارد.
امروزه ترکیب ساختار مالکیت از منظر هویت مالکان و تمرکز مالکیت به لحاظ تأثیری که می تواند بر عملکرد داشته باشد مورد توجه محققین و مدیران شرکت ها قرار گرفته است. سهام داران یک شرکت، دیدگاه های مختلف و اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. تغییرات اخیر در صنعت بیمه و خصوصی شدن شرکت های بیمه و ورود آنها به بورس اوراق بهادار، تغییراتی در ساختار مالکیت و سهام داران این شرکت ها به وجودآورده است. قالب پژوهش مبتنی بر تئوری های حاکمیت شرکتی از جمله تئوری نمایندگی است. مقاله حاضر به بررسی نقش سرمایه گذاران نهادی بر عملکرد مالی شرکت های بیمه در ایران می پردازد. در این تحقیق باتوجه به محدود بودن شرکت های بیمه کل جامعه مورد بررسی قرار گرفته و این شرکت ها به دو گروه (سهام داران با مالکیت نهادی بیشتر از 50 درصد و کمتر از 50درصد) تقسیم شده و عملکرد مالی آنها با سنجه های نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده دارایی ها و نرخ رشد سود بررسی شده است. نتیجه بدست آمده نشان می دهد که شرکت های بیمه ای که شرکت های بیمه ای که سرمایه گذاران نهادی آنها سهم بیشتری از ساختار مالکیت را در اختیار دارند در مقایسه با شرکت هایی که این سهم کمتر است، عملکرد مالی بهتری دارند و سهم مالکیت بیشتر سرمایه گذاران نهادی در شرکت های بیمه، می تواند منجر به اخذ تصمیمات مناسب برای شرکت و در نتیجه عملکرد بهتر شرکت شود.
مقدمه: هدف از مطالعهی حاضر تعیین اثربخشی مداخلهی شناختیرفتاری گروهی کوتاهمدت برای بیماری کرونری قلب (CBGI-CHD) بر تنش، افسردگی واضطراب بیماران مبتلا میباشد.
روشکار: با استفاده از طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد، بیماران کرونری قلب مزمن به طور تصادفی به یک برنامهی مداخلهی 12 هفتهای (جلسات 5/2 ساعته) شناختیرفتاری گروهی (24 نفر) و یا به گروه شاهد (20 نفر) که تنها مراقبت معمول را دریافت میکردند، وارد شدند. بیماران گروه آزمون به مدت 3 ماه (از اول خرداد تا پایان مرداد 89) تحت برنامهی CBGI-CHD در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد قرار گرفتند. نشانههای افسردگی، اضطراب و تنش بیماران، توسط نسخهیهای فارسی پرسشنامههای افسردگی بک 2، اضطراب زونگ و خرده مقیاس تنش از مقیاسهای افسردگی، اضطراب و تنش (42-DASS) قبل از مداخله (پیشآزمون) و بلافاصله بعد از مداخله (پسآزمون) مورد اندازهگیری قرار گرفت.
یافتهها: تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد، کاهش معنیداری در تنش در پسآزمون داشت (05/0P<). اگر چه مداخله، منجر به کاهش افسردگی و اضطراب در بیماران گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد در پسآزمون شد اما این کاهش، معنیدار نبود (05/0P<).
نتیجهگیری: برنامهCHD-CBGI میتواند منجر به کاهش تنش بیماران قلبی شود. اما در خصوص کاهش افسردگی و اضطراب، نیاز به بازبینی در محتوای مداخله و افزایش جلسات درمان افسردگی و اضطراب دارد. تحقیقات بعدی با دورههای طولانیمدت پیگیری به منظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد میگردد.
بررسى فرهنگ مدیران را قادر مى سازد با جمع آورى اطلاعات بخش ها یا گروه هاى کارى را با یکدیگر مقایسه ؛ مسائل را الویت بندی؛ وادراکات و انتظارات کارکنان را شناسایى نمایند و شکاف بین وضع موجود و مطلوب را بهبود بخشند. هدف پژوهش حاضر، بررسى فرهنگ سازمانى بیمارستان شهید هاشمى نژاد تهران بر اساس مدل دنیسون بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفى مقطعى در تابستان 1388 انجام شده است. جامعه ى پژوهش کارکنان بیمارستان شهید هاشمى نژاد تهران؛ و نمونه ى پژوهش 130 نفر از این جامعه بود که به روش طبقه اى تصادفى انتخاب شد. داده ها با استفاده تحلیل شد. ANOVA و t - test و آزمون هاى SPSS از پرسشنامه استاندارد دنیسون جمع آورى ؛ و به وسیله نرم افزار آماری یافته ها: اکثر افراد تحت بررسى در این بیمارستان ( 72 درصد)، وضعیت فرهنگ سازمانى بیمارستان را مناسب ارزیابی کردند. بیشترین امتیاز در بعد مشارکت در کار (فرهنگ مشارکتى) ؛و کمترین امتیاز در متغیر سازگارى حاصل شده است. در مجموع هر چهار بعد اصلى فرهنگ داراى نمره ى متوسط و بالاتر بوده اند. بالاترین میانگین شاخص هاى فرهنگ سازمانى، مربوط به تیم سازى با میانگین 4.24 و کمترین شاخص با میانگین 3.24 مربوط به هماهنگى و پیوستگى بود. در مجموع اکثر شاخص ها در وضعیت مطلوب قرار داشتند. نتیجه گیری: فرهنگ سازمانى بیمارستان مورد مطالعه در سطح مطلوبى قرار دارد که زمینه ساز تغییرات موفقیت آمیز در بیمارستان خواهد بود و مدیران آن را در پیش بینى نطام مند الویت هاى تغییر و تدوین بهتر استراتژى ها براى اجراى موفقیت آمیز تکنیک ها و فرایندهاى مدیریت یارى رساند.
میرداماد برای رفع اختلاف بین متکلمان و فیلسوفان، نظریه «حدوث دهری» را ابداع کرد. وی با طرح این مطلب که ما سه وعاء زمان، دهر و سرمد داریم و خداوند با تمام صفات و ویژگی های خود در وعاء سرمد قرار دارد، نه در وعاء زمان و دهر، بر آن داشت تا مشکل پیش آمده در مساله حدوث و قدم عالم را حل نماید. اگرچه گروهی از حکما از نظریه او دفاع کردند، بسیاری از آنان به عنوان مخالف، نظریه این فیلسوف متاله را نقد نموده اند. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به دیدگاه برخی از مخالفان انداخته، اندیشه این حکیم را نقد کنیم؛ زیرا معتقدیم میرداماد سعی وافری در این زمینه داشته است؛ ولی هنوز مشکل حل نشده و این نظریه درحقیقت همان حدوث ذاتی یا امری شبیه به آن، اما با اسم دیگر است.
این مقاله به بحث تطبیقی زمان از دیدگاه سنت آوگوستین و صدرالمتالهین پرداخته است. آوگوستین زمان را یک واقعیت خارجی و عینی لحاظ نکرده، بلکه آن را یک امر ذهنی می داند که البته بی ارتباط با امور عینی نیست و در ارتباط با تغییر و حرکت، و حوادثی که در گذشته و آینده رخ می دهد، تفسیر می شود. صدرالمتالهین بر اساس مبانی حکمت متعالیه و خصوصاً دیدگاه خاص خود در حرکت جوهری و اصالت وجود و تقدم وجود بر ماهیت، زمان را بُعد چهارم ماده دانسته، و آن را علامت و نحوه وجود سیال و نوشونده تلقی کرده است. به عبارت دیگر، وی زمان را عَرَض تحلیلی لحاظ کرده که عقل می تواند آن را از نحوه وجود اجسام و موجودات مادی انتزاع کند.