رفتار زبانی نام های خاص در متن های گرایش های گزاره ای، یکی از دیرپاترین مشکلاتِ پیش ِروی رویکرد میلی به معناشناسیِ نام های خاص است. پازل های فرگه و کریپکی، دو نمونه از این مشکلات اند. طرفداران این رویکرد، تلاش های بسیاری برای حل این معماها انجام داده اند. در این مقاله، ضمن مروری بر راه حل های مختلفِ ارائه شده، تلاش شده است تا بر اساس رویکرد جدید کیت فاین به معناشناسیِ نام های خاص، که معناشناسی ربطی خوانده می شود، راه حلی جدید و یک پارچه به این پازل ها ارائه شود. نشان داده می شود که این راه حل جدید، هم به چارچوب نظریه میلی متعهد است و هم نسبت به دیدگاه های رقیب، شهودهای ما را درباره متون گرایش های گزاره ای و ماهیت پازل ها، بهتر برآورده می سازد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین نگرش مذهبی و ویژگی های شخصیتی دانشجویان دانشگاه تهران در مقاطع تحصیلی مختلف انجام شد. این پژوهش بر روی 390 نفر از دانشجویان صورت گرفت، نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام و از پرسشنامه، برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. داده ها با روش های آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی رتبه ای اسپیرمن، تحلیل واریانس توسط جدول ANOVA و آزمون شفه) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان نگرش دینی موجود در بین دختران دانشجو با میزان نگرش دینی موجود در بین پسران دانشجو متفاوت است. به سخنی دیگر، نگرش دینی دانشجویان دختر دانشگاه تهران از نگرش دینی دانشجویان پسر آن کمتر است. همچنین نوع نگرش دینی افراد تا حد زیادی نشان دهندة نوع شخصیتی آنان است، به عبارت دیگر افراد دارای اعتقادات قوی دینی، احساس ناامیدی و یأس نمی کنند و از عزت نفس بالاتری نسبت به افراد دارای اعتقادات ضعیف دینی، برخوردارند. از سوی دیگر با افزایش میزان تحصیلات فرد نگرش مذهبی کمتر می شود؛ با توجه به نتایج به دست آمده در این پژوهش، نگرش دینی در دانشجویان مقاطع پایین تر ‐ کاردانی و کارشناسی ‐ قوی تر از نگرش دینی در دانشجویان مقاطع بالاتر ‐ کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی ‐ است.
مقدمه: از جمله مواردی که نظریات کنونی در مورد ناتوانی های یادگیری بر آن تأکید دارند، توجه می باشد [9]. هدف پژوهش حاضر مقایسة عملکرد کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و عادی در توجه متمرکز بود.
روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. نمونه آماری شامل کلیه کودکان مقاطع سوم، چهارم و پنجم ابتدایی شهر تبریز بود. نمونه آماری شامل 30 کودک دچار ناتوانی یادگیری خواندن، 30 کودک دچار ناتوانی یادگیری ریاضی و 20 کودک دچار ناتوانی یادگیری بیان نوشتاری که به ترتیب با استفاده از آزمون های خواندن و نارساخوانی نما، ریاضیات کی مت و آزمون بیان نوشتاری انتخاب شدند، و 30 کودک عادی (گروه کنترل) بود. برای انتخاب کودکان دچار ناتوانی های یادگیری و کودکان عادی، به ترتیب از شیوه های نمونه گیری در دسترس و تصادفی ساده استفاده شد. کلیه آزمودنی ها در دامنه ی سنی 9 تا12 سال و دامنه ی هوشی 90 تا115 قرار داشتند. برای ارزیابی سطح هوشی، از آزمون هوشی ریون و جهت سنجش توجه متمرکز از آزمون عملکرد مداوم استفاده شد.
یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس تک متغیری و آزمون های تعقیبی نشان-داد که کودکان دچار ناتوانی یادگیری خواندن و ریاضی نسبت به گروه کودکان عادی عملکرد متفاوت و ضعیف تری در آزمون عملکرد مداوم دارند. تفاوتی بین عملکرد کودکان دچار ناتوانی بیان نوشتاری و عادی در آزمون ذکرشده مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها کودکان دچار ناتوانی های یادگیری خواندن و ریاضی نسبت به کودکان عادی عملکرد ضعیف تری در توجه متمرکز دارند؛ لذا توصیه می شود مسئولین برنامه هایی برای بهبود عملکرد توجه این کودکان تدارک ببینند.
مقوله «خوشبختی»، از مسائل بنیادین و پرسش های دیرینه بشری به شمار می آید که با ابعاد مختلفی از زندگی بشر پیوند دارد و لذا از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. در دوران جدید، برخی از متفکران، از جمله جان لاک، به بررسی این موضوع پرداخته و با مشکلات آن دست و پنجه نرم کرده اند. جان لاک در این راه با مسائلی همچون لذت و آلام بشری، اصول اخلاقی، عقلانیت رفتاری و معیار نیک و بد، و همچنین اجتماع، نهادهای دینی، حکومت و قانون روبرو بود. او ضمن ترکیب روایتی طبیعت گرایانه با روایتی دینی و اخلاقی، به رفع موانع و حل تعارضات خوشبختی در حیطه حیات جمعی بشر پرداخت و بر عقلانیت، تساهل، قانون و حکومت مدنی تأکید داشت. پژوهش حاضر، به واکاوی و بازسازی تلاش لاک برای تحلیل خوشبختی و حل تعارضات آن در انگاره و عمل اجتماعی می پردازد.
مسئله اساسی این مطالعه این است که نوجوانان ِ پسرِ شهر مشهد برقراری رابطه با جنس مخالف را چگونه معنا و بازنمایی می کنند؟ بدین منظور، از رویکرد برساختی- تفسیری و از روش نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه عمیق بهره گرفته شد. برای انتخاب نمونه روش نمونه گیری هدفمند و برای تعیین حجم نمونه نیز معیار اشباع نظری برگزیده شد. باکمک روش نمونه گیری نظری و هدفمند با 20 نفر از مشارکت کنندگان مصاحبه شد و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب 13 مقوله محوری و یک مقوله هسته، کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج پژوهش مبین آن است که نوجوانان مورد مطالعه، به دلیل مشکلات عاطفی، شدت یافتن امیال جنسی، و عضویت در گروه دوستان به رابطه با جنس مخالف روی آورده اند و رابطه با جنس مخالف برای افراد تحت مطالعه در این پژوهش در حکم پروژه ای است که از طریق آن بخشی از هویت اجتماعی و نیاز جنسی خود را برطرف می کنند. این امر باعث می شود در گروه دوستانشان پذیرش اجتماعی لازم را به دست بیاورند و از قدرت و نفوذ اجتماعی بیشتری در بین هم سن و سال ها برخوردار شوند. براساس مطالعه حاضر، تجربه رابطه با جنس مخالف، پیامدهای خوشایند و ناخوشایندی مثل وابستگی، لذت عاطفی و جنسی، درگیری های آزاردهنده فضای ذهنی، میل به تنوع طلبی و مشکلات تحصیلی را درپی داشته است.
این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است که مدارس به شکل امروزی از چه دوره تاریخی در ایران شکل گرفتند؟ این مدارس در بستر چه شرایط اجتماعی و فرهنگی ظهور کردند و در پی پاسخ به چه نیازهایی بودند؟ این پژوهش با مطالعه و تحلیل اسناد و منابع تاریخی انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تغییر از نظام آموزش مکتب خانه ای به نظام مدرسه محور در ایران، حکایت از تغییرات انقلابی در بینش ها، روش ها و جهان بینی های آموزشی در ایران داشت. نخستین بار، احساس نیاز به مدارس جدید بعد از جنگ های ایران و روس پیش آمد. برای اولین بار در این دوران بود که اندیشه عقب ماندگی ایرانیان به شدیدترین شکل ممکن یعنی امپریالیسم نظامی و از دست دادن سرزمین توسط قوای روس، خود را نشان داد. تا پیش از آن هدف مکتب خانه ها، آموزش الفبا در حد روخوانی قرآن و تعلیم شرعیات بود. آموزش مکتب خانه ای برای آبادکردن آخرت بود و نه دنیا. آنها به کار توسعه مادی زندگی نمی آمدند. بسیاری از کودکان بعد از سال ها تحصیل در مکتب خانه ها حتی نمی توانستند یک نامه بنویسند. مدارس جدید که ریشه های غربی داشتند مسیری برعکس رفتند. آنها برای توسعه زندگی مادی خلق شده بودند. دروس جدید که مهارت های زندگی مادی را تقویت می کرد همگی برای اولین بار با ظهور مدارس نوین وارد برنامه درسی شد. در نهایت، جامعه ایرانی که در اواخر دوران قاجار در مسیر توسعه قرار گرفته بود نظام آموزش مکتب خانه ای را که نهادی ضد توسعه بود فرونهاد و به تدریج نظام آموزش مدرسه محور را که مهارت های زندگی مادی را توسعه می داد به جای آن نشاند.
کیفیت سود موضوعی است که به خصوص بعد از رسوایی های مالی اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. علاوه بر این مساله افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران در بورس تهران از مسایل مطرح در بازار سرمایه ایران است. تحقیق حاضر ابتدا کیفیت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران را در فاصله زمانی 1378 تا 1383 مورد بررسی قرار می دهد و سپس به آزمون رابطه بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران می پردازد. در این تحقیق کیفیت سود را به عنوان تفاوت بین جریان های نقد عملیاتی و سود عملیاتی در بلند مدت، تعریف کرده ایم. نتایج حاصله اگر چه نشانگر پایین بودن کیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است، لیکن هیچ رابطه ای را بین کیفیت سود و افزایش سرمایه از محل مطالبات سهامداران نشان نمی دهد
در دهه های گذشته، پژوهش های بسیاری به منظور تبیین نقش و سهم سرمایه گذاری آموزش در رشد اقتصادی کشورها انجام شد. تلاش افرادی چون شولتز، زیمن، ویلر و غیره، همگی بیانگر نقش مثبت سرمایه گذاری در آموزش بررشد اقتصادی کشورهای مختلف است. دراین مقاله، ابتدا رابطه علی بین رشد هزینه های آموزش رسمی و رشد اقتصادی مورد آزمون قرار می گیرد و سپس، تاثیر هزینه های آموزشی رسمی بر رشد اقتصادی با استفاده از رهیافت هم انباشتگی بررسی می شود. در پایان، رشد اقتصادی تحت دو سناریوی مختلف تغییر هزینه های آموزش رسمی مورد بررسی قرار گرفته است.