در جامعه امروز نگاه نسل جوان به دین با نگاه نسل گذشته تغییرات اساسی کرده است. در این جامعه نسل جوان در جستجوی کسب جایگاه و هویت جدیدی است که خود به خود با ذهنیت و رویکردهای نسل های پیشین و بزرگسالان به چالش برمی خیزد. هر گونه تحولی در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته، منجر به شکل گیری حرکت هایی در میان نسل جوان و نوجوان می گردد به طوری که می توان از فرهنگ خاص جوانان سخن به میان آورد. عوامل متعددی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی می تواند در دینداری نقش داشته باشند که این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر متغیرهای اجتماعی بر دینداری جوانان در شهر شیراز می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش میدانی، تکنیک مورد استفاده تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه همراه با مصاحبه می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی جوانان 18 تا 29 سال شهر شیراز است. نمونه آماری بر اساس فرمول های آماری 600 نفر بودند که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. یافته های به دست آمده بر اساس مقیاس 5 نمره ای نشان داد، ، میانگین میزان بعد اعتقادی دینداری (68/3)، میانگین بعد پیامدی (39/3)، میانگین بعد مناسکی (16/3)، میانگین بعد عاطفی (25/3) و میانگین بعد فکری (29/3) است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد، متغیرهای «رسانه های داخلی » با ضریب رگرسیونی 0.31 و متغیر «گرایش به هویت ملی» با ضریب رگرسیونی 0.23 به ترتیب بالاترین تاثیر رگرسیونی را روی متغیر دینداری داشته اند.
هدف مطالعه حاضر بررسی ویزگی های روان سنجی پرسشنامه رشد پس از سانحه شامل ضریب آلفای کرونباخ، پایایی به روش بازآزمایی، روایی همگرا و تحلیل عوامل روی نمونه ای از دانشجویان بود. در این مطالعه نمونه ای با حجم 201 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز که یک حادثه استرس زا در طی 5 سال گذشته را گزارش کرده بودند، به صورت در دسترس گزینش شد و پرسشنامه های رشد پس از سانحه، مقیاس عاطفه مثبت و منفی، جهت گیری زندگی و فهرست وقایع زندگی را تکمیل کردند. تحلیل عامل به روش تحلیل مولفه های اصلی و تحلیل واریماکس اجرا شد. نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس در حد مطلوب بود(92/0α = ). همبستگی سه مقیاس پیش بین با نمره کلی پرسشنامه رشد پس از سانحه مثبت و معنی دار بود(001/0p < ). تحلیل عامل چهار عامل را آشکار کرد. این عوامل عبارت از احساس قدرت درونی، تغییر در اهداف و اولویت ها، احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران و تلاش برای حفظ روابط با دیگران می باشد. با توجه به نتایج می توان گفت که اعتبار حاصل از بازآزمایی و همسانی درونی و همچنین روایی آزمون در نمونه ایرانی در حد مطلوب است؛ اما عوامل زیربنایی رشد پس از سانحه در ایران متفاوت بود.
سازمان های بین المللی نوشتة سیدداوود آقایی منبع درسی دانشگاهی باارزشی در زمینة سازمان های بین المللی و جزو نخستین کتاب های جامع و عمومی این حوزه است که دربر گیرندة نحوة شکل گیری و تاریخچة سازمان های بین المللی است. نویسنده با استفاده از دیدگاه تاریخی و جبرگرایانه تا اندازة بسیاری به تاریخ جامعة ملل پرداخته، اما نتیجه گیری مؤثری از این برداشت جبرگرایانه نکرده است. در این پژوهش، جامعة ملل و سازمان ملل متحد ذیل نگاهی بدبینانه، آلت دست قدرت های بزرگ معرفی شده است. یک فصل از کتاب با تفصیل و جزئیات بسیار به سیاست های ایران و سازمان ملل متحد اختصاص یافته و روابط این دو را با یک دیگر ارزیابی کرده است که با عنوان این کتاب ناسازگاری دارد. اطلاعات ارائه شده در کتاب یک دست نیست و در برخی موارد منبعی برای ادعاهای نویسنده ذکر نشده است. این مقاله علاوه بر نقایص محتوایی، نقاط قوت و ضعف این اثر در زمینه های شکلی، نگارشی، و متنی در توضیح، ترجمه، معادل سازی، و منبع را کشف و آشکار می کند و برای بازنگری در چاپ بعدی کتاب توصیه هایی ارائه می دهد.
هدف از انجام این تحقیق، مطالعة رابطة میان تفکّر فضایی و ساختار زبانی منعکس کننده آن در زبان فارسی است. در این تحقیق با بهره گیری از نظریه لایبنیتس مبنی بر نسبی بودن نمود فضا در زبان و با استناد به الگوی لوینسون (2006) در تقسیم بندی حوزه فضا، به مطالعه فرایند ساختاری شدن مفهوم فضا در زبان فارسی می پردازیم. داده های زبانی مورد نیاز، از میان جملات زبان فارسی معیار گفتاری و نوشتاری که دارای حروف اضافه مکانی، افعال حرکتی و دیگر مقولات دستوری نشان دهنده مکان هستند جمع آوری شده است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی، به تحلیل داده های مورد نظر در ارتباط با مفاهیم ""اشاره""، ""گسترش معنایی"" و ""فضای ذهنی"" در زبان فارسی پرداخته، به این نتیجه رسیدیم که گوینده با استفاده از مفهوم گوینده محوری، خود را در مرکز یا نقطه صفر مکانی قرار داده و جایگاه اشیا را با توجه به موقعیت خود توصیف می کند.
در این مقاله از میان سه منظر برای بررسی تلویزیون یعنی مخاطبان، محتوای برنامه و نظام تولید، منظر سوم مورد تأکید قرار گرفته و با بررسی نظام تولید برنامه های دینی تلویزیون، تلاش شده است تا ضوابط شفاف و غیرشفاف برنامه های دینی به عنوان بخشی از نظام تولید تبیین گردد. بستر یا چهارچوب نظری این بررسی تئوری های مرتبط با اقتصاد سیاسی رسانه است که مفاهیمی همچون مالکیت، اقتصاد سیاسی و هژمونی را در نظام تولید و کنترل از طریق ضوابط مؤثر می داند. روش دستیابی به این مقصود، مطالعه کیفی بوده است که در آن از سویی اسناد سازمان صدا و سیما بررسی شده و از سوی دیگر با دست اندرکاران تولید برنامه های دینی در سطوح مختلف، مصاحبه عمقی صورت گرفته تا از مجموع آن بتوان به چشم اندازی در این رابطه دست یافت. از مجموعه مباحث می توان نتیجه گرفت که ضوابط برنامه های دینی در ابتدا صرفاً شامل نبایدهای حوزه های مختلف دینی اعم از اعتقادات، اخلاق و احکام می شود، اما در ادامه ضوابط خودساخته ای در برنامه های دینی ساری و جاری می شود که تثبیت هژمونی مورد نظر را به ذهن متبادر می سازد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای فرایندهای عالی شناختی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیای حاد و مزمن با افراد بهنجار انجام شده است.
در این پژوهش بعضی از کارکردهای نوروپسیکولوژیک در 40 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیای حاد و مزمن و 40 نفر افراد بهنجار که از نظر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی، وضعیت تاهل و بهره هوشی با گروه نخست همتا شده بودند، مقایسه شد. کارکردهای مورد نظر عبارت بودند از: انتزاع، حافظه، ادراک دیداری – فضایی، حل مساله و ادراک دیداری – حرکتی که به ترتیب با آزمون های دسته بندی کارت های ویسکانسین (WCST)، تفسیر ضرب المثل ها، شباهت ها، فراخنای ارقام و طراحی مکعب های مقیاس هوشی و کسلر بزرگسالان (WAIS)، آزمون برج هانوی و آزمون بندر گشتالت ارزیابی شدند.
این پژوهش نشان می دهد که بیماران اسکیزوفرنیک از نظر توانایی انتزاع، حافظه، حل مساله، ادراک دیداری – فضایی و ادراک دیداری – حرکتی در مقایسه با گروه بهنجار، به طور معنی دار عملکرد ضعیف تری دارند و تفاوت از لحاظ آماری معنی دار بود. اما از نظر جنسیت میان کارکردهای ارزیابی شده دو گروه، تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت. همچنین میان عملکرد بیماران اسکیزوفرنیک حاد و مزمن نیز تفاوت معنی دار آماری مشاهده نشد.
توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات هوش هیجانی به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد – را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد.
تفسیر قانون فرایندی است که د رآن ‘ مقصود مقنن ‘ مفهوم قانون ومرزهای حاکمیت آن جست وجو می شوند. در حقوق انگلستان رویه قضایی عمدتا عهده دار چنین جست وجویی است و با رویکردها‘ قواعد و پیش فرضهایی که ساخته و پرداخته خود اوست به تجزیه وتحلیل قوانین وتشخیص قلمرو آنها می پردازد . دو رویکرد لفظی ومنطقی ‘ که یکی به معانی معمول ومدلول متعارف الفاظ قانون پایبند است و دیگری درصدد احراز مراد مقنن وکشف منطق قانون است‘ رود ر روی هم قرارمی گیرند. قواعد تفسیر که بعضی جنبه ماهوی و برخی حیثیت لفظی و صوری دارندبرای تعیین قلمرو قانون ومصداقهای آن به کار گرفته می شوند. پیش فرضهای تفسیر که کارشان حفظ وضع موجود وساختار تثبیت شده نظام حقوقی ومنع مداخله درقواعد ومفاهیم بنیادین آن است. درغیاب تصریحات پارلمان به کار گرفته می شوند. ابزارهای تفسیر نیز طریق و وسایلی هستند که در درک درست مفهوم قانون و تشخیص مرزها ومصداقهای آن در بعضی موارد کمک های مؤثری به شمار می آیند.
در مورد گویش های کشور، این نگرانی غالب وجود دارد که با توسعه سوادآموزی، فن آوری، رسانه های همگانی و.. زبان رسمی کشور کم کم حضور خود را بر گویش های منطقه ای حاکم کرده و پدیده زوال یا مرگ گویش بروز کند. جهت تحقیق درباره چند و چون این نگرانی، مطالعه ای موردی در حوزه انسان شناسی زبان و با تمرکز بر دو مبحث حفظ زبانی و تغییر زبانی درباره گویش بختیاری شهر مسجد سلیمان صورت گرفت. در این بررسی میدانی پرسی نامه ای تهیه شد که شامل حدود سی پرسش بسته و باز بود. سعی شده بود تا این پرسش ها عواملی را که تصور می شد در پدیده زوال گویش ها دخیل هستند شامل باشند. نتایج حاصل از این بررسی کدگزاری و آمارگیری شد و به صورت جداول و نمودارهای متعددی تنظیم گردید که نمونه هایی از آنها در اینجا آورده شده است. ارزیابی آمار به دست آمده می تواند سمت و سوی حرکت گویش مورد نظر و نیز میزان تاثیر عوامل گوناگون را بر حفظ یا زوال آن تا حدودی مشخص سازد.