هدف از انجام این پژوهش مقایسه کیفیت زندگی کاری و خرده مقیاس های آن در بین اعضای هیات علمی دانشکده ها و گروه های آموزشی تربیت بدنی دانشگاه های دولتی بود. تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود و داده های آن به صورت میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی تربیت بدنی دانشگاه های دولتی کشور بود که تعداد 217 نفر به عنوان نمونه های آماری انتخاب شده اند. به منظور گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه اطلاعات فردی و کیفیت زندگی کاری بر اساس الگوی والتون استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد و...) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی، تحلیل واریانس ANOVA و t در گروه های مستقل) استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که میانگین کیفیت زندکی کاری دردانشکده های تربیت بدنی 78/51 در صد و در گروه های آموزشی برابر 46/49 درصد است. تفاوت معنی داری در کیفیت زندگی کاری بین دانشکده ها و گروه های آموزشی مستقل تربیت بدنی مشاهده نشد (359/1=t ،176/0=p ) و تنها تفاوت معنی داری در بعد توسعه قابلیت های انسانی مشاهده گردید. بین سن و سابقه تدریس اعضای هیات علمی با کیفیت زندگی کاری و برخی از ابعاد آن رابطه معنی داری وجود دارد. تفاوت در بعد وابستگی اجتماعی زندگی کاری بین زنان و مردان معنی دار است. در ارتباط با وضعیت تاهل، تفاوت معنی داری در کیفیت زندگی کاری و ابعاد آن وجود ندارد. در جمع بندی کلی، کیفیت زندگی کاری اعضای هیات علمی تربیت بدنی در حد متوسطی است و کیفیت زندکی کاری در دانشکده ها و گروه های آموزشی تربیت بدنی مشابه است.
وینستون چرچیل (1874- 1965) شخصیت ساده و پیچیده ای دارد. چرچیل، سیاستمدار بزرگ بریتانیایی است که به واسطه ی هوش و ذکاوت مثال زدنی اش در سیاست، جنگ جهانی دوم را به نام او یعنی ""جنگ چرچیل"" نامیدند. هم اینک ""سیاست بازی""، ""سیاسی کاری""، و واژه هایی از این دست را به ""چرچیل"" نسبت می دهند.
با وجود این چهره ی ""زیرک و نیرنگ باز""، چرچیل نویسنده ای است زبردست که جایزه ی ادبی نوبل را در سال 1953 از آن خود کرد. سرآمدی او غیرقابل انکار است. از این رو مدیران برجسته دوست دارند بدانند که او چه کرد که توانست چهره ای چنین متنفذ را در جهان از خود بر جا گذارد. بخشی از آن در صراحت کم نظیر چرچیل است که افکار و احساسات خود را بی پرده می گفت تا جایی که دیگران از او می هراسیدند. ""خبرهای بد""، و واقعیتهای تلخ را آشکارا بر زبان می راند، بی آنکه واهمه ای داشته باشد؛ چرا که خود را آماده ی رویارویی با این واقعیتهای تلخ کرده بود. دیگر ویژگیهای برجسته ی چرچیل را در این اثر بخوانید.
مفهوم ارتکاب یا عدم ارتکاب جرم به نحو مشهودی با موقعیت و ارزیابی هزینه و فایده فرد بستگی دارد. زندان به عنوان اصلی ترین شیوه مجازات فرد یکی از اقلام عمده و رسمی هزینه ارتکاب جرم است،که در عین حال متضمن آسیب ها و صدمات اجتماعی گوناگونی از قبیل از دست دادن شغل، طرد اجتماعی، کاهش منزلت اجتماعی و… می باشد. از سویی، بین اولین مرتبه زندانی شدن فرد و دفعات دیگر، یادگیری شگردهای خاص ارتکاب مجدد جرم، آشنایی با افراد جدید، و فرار از مجازات های قانونی و چگونگی تاثیرات یادشده رابطه وجود دارد و به عوامل گوناگونی از قبیل شرایط داخلی زندان، امکانات و مدیریت زندان و متغیرهای فردی بستگی دارد. با شرایط حاضر تضاد بین ممانعت از ارتکاب جرم از طرف مردم عادی یا تاثیر در مجرم و تلاش در جهت همنوایی با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در زندان، امکان پذیر نیست. مگر آن که راهکارهای جدیدی در این زمینه ارایه شود.
هدف اصلی این پژوهش بررسی دیدگاه دانشجویان دربارة موانع اثربخشی دروس های معارف اسلامی است که در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان انجام شد. جامعة آماری این پژوهش شامل همة دانشجویان این دانشگاه بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام شد. 96 دانشجو برای گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامة محقق ساخته در قالب 61 پرسش بود که ضریب پایایی آن با «آلفای کرونباخ» 83 درصد برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری استنباطی (آزمون T، تحلیل واریانس و...) استفاده شد. یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان داد که وضعیت کلی اجرای برنامه های درسی معارف اسلامی در دانشگاه به نسبت درحد مطلوبی است، ولی در عین حال مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مانع اثربخشی و اثرگذاری لازم بر دانشجویان می شود. از نظر دانشجویان در میان عوامل درونی، مؤلفة ارزشیابی و در میان عوامل بیرونی عامل اجتماع و شرایط محیطی عمده ترین موانع اثربخشی درس های معارف اسلامی است.
در چند دهه گذشته رشد سریع مخارج سلامت در میان کشورها و اختلاف قابل تامل در مخارج سلامت سرانه آن ها، سبب شده تا مطالعات بسیاری به شناسایی عوامل موثر بر مخارج سلامت بپردازند. هدف این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر مخارج سلامت کل در میان کشورهای مختلف جهان با گروه های درآمدی مختلف است. برای این منظور از تکنیک داده های پانل برای 148 کشور طی سال های 2013-1995 با مدل اثرات ثابت بین کشورها استفاده کرده ایم. نتایج نشان داده اند که برخلاف مطالعات پیشین در سطح کلان، تاثیر متغیر سالمندی جمعیت در گروه کشورهای با درآمد متوسط بالا و بالا -که بیشترین رشد جمعیت سالمند را در این سال ها داشته اند- مثبت و معنی دار بوده و در گروه کشورهای با درآمد بالا بیشترین تاثیر را داشته است. درآمد نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر مخارج سلامت است که همراه با امید به زندگی و سهم جمعیت زیر 14 سال، در هر چهار گروه درآمدی معنادار بوده است. عامل دیگر، متغیر بودجه دولت است که در همه گروه ها به جز گروه کشورهای با درآمد پایین، معنی دار بوده است . این نتیجه می تواند ناشی از جانشینی کمک های خارجی دریافتی و مخارج دولت بر بخش سلامت از منابع داخلی این کشورها باشد. همچنین کشش درآمدی در تمامی گروه ها کوچک تر از یک برآورد شده که نشان می دهد خدمات سلامت در همه کشورها، کالایی ضروری به شمار می آید.
دیدگاه ارسطو درباره تهی بودن یا نبودن حدود قضایا به دو گونه تفسیر شده است. مطابق یک تفسیر، حدود قضایا همیشه واجد فرد یا افراد موجودند و تهی نمیباشند. بنابرین، در قضایای سالبه نیز مجموعه افراد موضوع هیچگاه مجموعه یی تهی نیست. از این جهت بین قضیه سالبه و موجبه در مورد لزوم وجود افراد برای موضوع تفاوتی وجود ندارد. بنا به تفسیر دیگر، در هرقضیه یی، سالبه باشد یا موجبه، نخست اجزای قضیه باید مورد تصور قرار بگیرند و بوجود ذهنی موجود شوند، آنگاه اگر قضیه موجبه بود علاوه بر این تصور ذهنی، باید فرد موجود یا مفروض الوجودی هم داشته باشد که بتواند مورد یک حکم ایجابی واقع شود. ولی اگر قضیه سالبه بود جز همان وجود ذهنی قضیه که برای انعقاد حکم لازم است، نیاز دیگری به فرد موجود یا مفروض الوجودی که وصف محمول را بپذیرد نیست و از این جهت میان قضیه سالبه و موجبه تفاوت هست. خواجه نصیر در تفسیر خود از قضیه سالبه به هر دو وجه توجه کرده و هر یک از دو تفسیر را به وجهی درست دانسته است. تفسیر نخست با توجه به قضایایی که در علوم مورد استفاده قرار میگیرند و پیوسته ناظر به حقایق خارجی هستند، تفسیری درست تلقی میشود و تفسیر دوم بلحاظ مطلق قضیه سالبه و اینکه امر معدوم از آن جهت که معدوم است متصف به وصفی، از جمله وصف محمول، نیست، درست میباشد.
پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی نوعی از اعمال خشونت بار علیه دیگران است که می تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود. عللی از جمله عوامل روانشناختی، اجتماعی، بیولوژیک و محیطی در ایجاد پرخاشگری نقش دارند. از میان فاکتورهای محیطی شرایط آب و هوایی (دما، فشار و رطوبت وباد و...) و آلودگی هوا اهمیت فراوان دارد.بررسی رابطه میزان رفتارهای پرخاشگرایانه و درجه حرارت یک منطقه، موضوعی قابل بحث و با یافته های متفاوت است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط دمای محیط و پرخاشگری طراحی گردید. این یک مطالعه توصیفی تحلیلی در سال 1383 می باشد که در یک منطقه سرد کوهستانی (فریدونشهر) و یک منطقه گرم و بیابانی (خور) واقع در استان اصفهان صورت گرفت.ابتدا فراسنج های آب و هوایی کلیه ایستگاه های سینوپتیک و اقلیم شناسی سازمان هواشناسی کشور مستقر در استان اصفهان (29 ایستگاه) از سال تاسیس تا سال 2003 میلادی اخذ گردید. سپس میانگین دمای حداقل، حداکثر، روزانه، همچنین بارش و رطوبت نسبی آنها معدل گیری شد. سپس این ایستگاه ها بر اساس میانگین دمای روزانه شان به طور نزولی مرتب شدند که در این میان ایستگاه های اقلیم شناسی فریدونشهر و سینوپتیک خور و بیابانک به ترتیب به عنوان سردترین و گرم ترین نقاط استان اصفهان مشخص شدند. سپس بر اساس مشاوره آماری تعداد 1517 نفر (14 تا 63 ساله) به صورت تصادفی از دو منطقه انتخاب و پرسشنامه آزمون پرخاشگری در مورد آن ها تکمیل شد. این پرسشنامه حاوی 30 سوال می باشد و بر اساس شدت هر علامت، هر سوال از 0 تا 3 دریافت می کند. هر چه نمره در این آزمون بیشتر و از میانگین 45 بالاتر باشد میزان پرخاشگری بالاتر است. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که در کل جمعیت مورد مطالعه 38.6 درصد افراد پرخاشگر بودند و در این میان تعداد زنان پرخاشگر (%40.5) بیشتر از تعداد مردان پرخاشگر (%36.1) است. این اختلاف معنی دار است (P=%46). میانگین نمره آزمون پرخاشگری در فریدونشهر بالاتر از نمره آزمون پرخاشگری در شهر خور است و این اختلاف معنی دار می باشد (P=0.0001). گرچه براساس تئوری گرما و پرخاشگری، گرما به عنوان عاملی برای برانگیختگی رفتاری و پرخاشگری مطرح می شود، اما ما انسان ها احتمالا از میان فراسنج های اقلیمی به گرما سازگارتریم تا به سرما و سرمای شدید محدودیت بیشتری برای هستی و بقا انسان ایجاد می کند. از طرفی عنصر رطوبت در سرما و گرما قابلیت تحمل انسان را کاهش می دهد. منطقه سرد و کوهستانی (فریدونشهر) از رطوبت و بارندگی بیشتری برخوردار است عنصر باد نیز به عنوان یک عنصر اقلیمی دیگر، در سرما و رطوبت قدرت تحمل انسان را کاهش داده و در گرما و خشکی آن را افزایش می دهد. به علاوه بین این دو منطقه تفاوت فشار بارومتریک نیز محسوس است. در انتها، به نظر می رسد که در بررسی رابطه میزان پرخاشگری و فراسنج های اقلیمی، بهتر است همه عناصر اقلیمی از جمله گرما، رطوبت، بارندگی، باد، ... در ارتباط با همدیگر لحاظ شود.
دولت عراق در 17 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) عهد نامه مرزی و حسن همجواری 1975 بین ایران و عراق را به طور یک جانبه لغو کرد و تجاوز خود را به خاک ایران آغاز نمود، اما تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق همانند سایر آرزوهای رهبران عراق هرگز تحقق نیافت. هدف این مقاله، بررسی نقش نفت در این تهاجم می باشد که با توجه به ارزش افزاینده آن مورد مطالعه قرارگرفته است. بطوری که استان خوزستان به علت دارا بودن ذخایر نفتی فراوان همواره مورد نظر دولتهای حاکم در عراق و حامیان استعماری آن بوده است.