هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر اصفهان بود. روش این تحقیق آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود .جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهراصفهان بودکه درسال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آن ها 450 نفر بود. در ابتدا غربالگری انجام شد و از جامعه آماری تعداد 45 نفر از دانش آموزان مضطرب که بر اساس پرسشنامه اضطراب امتحان نمرات بالاتری کسب کردند انتخاب و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (15 نفر در گروه آموزش مثبت اندیشی فردریکسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغییر ذهنیت دوئیک) و کنترل(15 نفر)جایگزین شدند. آزمودنی های جایگزین شده در گروه آزمایش مثبت اندیشی فردریکسون 8 جلسه و آزمودنی های گروه آزمایش تغییر ذهنیت دوئیک نیز 8 جلسه آموزش دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه اضطراب امتحان اهوازرا در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی فردریکسون بر اضطراب امتحان دانش آموزان تاثیر معنی داری ندارد. ولی در میزان اضطراب امتحان، دو گروه برنامه تغییر ذهنیت دوئیک، مثبت اندیشی فردریکسون و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که گروه تغییر ذهنیت دوئیک از اضطراب کمتری برخوردار بودند. با استفاده از برنامه تغییر ذهنیت دوئیک می توان اضطراب امتحان را در دانش آموزان تیزهوش کاهش دادکه این امر نیز به نوبه خود می تواند موجب افزایش کارآمدی و پیشرفت مناسب این گروه از دانش آموزان شود.
هدف تحقیق شناسایی مؤلفه های مدیریت برداشت و ارائه مدلی بر مبنای روش آمیخته اکتشافی است و بر اساس الگوی کلایزی دربخش کیفی و کمی تنظیم شده است. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در کمی از توصیفی همبستگی بر مبنای روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی مدیران، کارکنان و کارشناسان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان بوده و24نفر آنها بر اساس نمونه گیری تمایز حداکثری انتخاب شدند.در بخش کمی با روش نمونه گیری تصادفی ساده 238نفر ازمدیران و کارکنان انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه عمیق و در بخش کمی پرسشنامه حاصل از مقوله های کیفی بود و روایی محتوایی و روایی عاملی آن تأیید شد. پایایی پرسشنامه بوسیله آلفای کرونباخ (بالای7/0بود)صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در بعد کیفی ابعاد فردی مرتبط با نیازهای کارکنان، بعد فردی مرتبط با مدیر، بعد سازمانی، بعد فرهنگی،عوامل تعدیل گر و روش ها و تاکتیک ها و پیامدها را شناسایی کرد.نتایج نشان داد که اثرات تعدیل کننده واثر عوامل سازمانی بر پیامدهای مدیریت برداشت معنادار نبوده وعوامل معنادار برتاکتیک ها و روش ها به ترتیب عوامل فردی مرتبط با مدیربا ضریب تأثیر(288/0)عوامل فردی مرتبط با نیازهای کارکنان(271/0)عوامل فرهنگی(214/0)و عوامل سازمانی(185/0)می باشد.