شخصیت ارنواز و شهرناز، خواهران رشک برانگیز جمشید در شاه نامة فردوسی ریشه هایی کهن و اساطیری در کتاب بزرگ دینی ایران باستان ـ اوستا ـ دارد. هر چند پنج نسک باقی مانده از بیست و یک نسک پیشین، اطلاعاتی اندک دربارة این دو شاه بانوی اصیل و نژاده عرضه می دارد اما با در کنار هم نهادن آن چه در اوستا و ترجمه های عربی از متون میانه در دست است و نیز اشارات کوتاه اما پر رمز و راز فردوسی حکیم می توان تصویری روشن تر از آنان و نقش مؤثر هر یک در بنیادگذاری نسل هایی متفاوت بدست داد. این مقاله تلاش دارد ضمن پرتوافکندن بر این تصویر، گذری نیز بر نقش کلیدی زن در شاه نامه حکیم توس داشته باشد.
این تحقیق به بررسی عوامل موثر در تحول مخروط افکنه ها، به عنوان یکی از پویاترین لندفرم های نواحی خشک پرداخته است. به طور کلی در خصوص شکل گیری و تحول مخروط افکنه ها نظرات مختلف و گاه متضادی ارائه شده است که در این مقاله سعی شده تا با بررسی مخروط افکنه جاجرود(با هدف شناخت هر چه بیشتر عوامل موثر در شکل گیری و تحول آن) نظرات ارائه شده مورد تحلیل قرار گیرد. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای IRS (2002)، عکس های هوایی 1:55000، نقشه های 1:250000 و 1:25000 توپوگرافی رقومی، نقشه های 1:250000 و 1:100000 زمین شناسی و نرم افزارهای تهیه نقشه و پردازش تصاویر رقومی استفاده شده است. در زمینه پردازش تصاویر رقومی از نرم افزار Ilwis و PCI استفاده گردید. همچنین بمنظور تهیه نقشه ها ی مورد نیاز از نرم افزارهای Microstation، Freehand و Arc\GIS استفاده شد. در عین حال در بسیاری از موارد با عملیات میدانی و مشاهده ترانشه های طبیعی و مصنوعی موجود بر سطح مخروط افکنه و تهیه عکس و لوگ نسبت به تهیه شواهد مستدل و دقیق جهت کنترل و گردآوری اطلاعات تکمیلی، اقدام گردید. در نهایت نیز با استفاده از فرمول های تجربی smf و vf نسبت به تعیین اثر حرکات تکتونیکی در منطقه اقدام گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که تحول مخروط افکنه جاجرود حاصل عملکرد عوامل طبیعی شامل تغییرات اقلیمی، حرکات تکتونیکی و تغییر سطح اساس(در دراز مدت) و عوامل انسانی(در کوتاه مدت) بوده است.
پرسشنامه شخصیت نوجوانان آیزنگ (JEPQ) با اضافه کردن 9 سوال و تغییر و جایگزینی 12 سوال روی 1171 نفر از دانش آموزان دختر و 1019 نفر از دانش آموزان پسر تهرانی اجرا شد. هدف پژوهش حاضر بررسی قابلیت اعتماد. اعتبار عاملی. شناسایی سوال های مناسب و نامناسب هر مقیاس و ارائه هنجار مناسب با دانش آموزان تهرانی در مقیاس های شخصیت است. پس از انجام تغییرات لازم در سوال ها و اضافه کردن 4 سوال به مقیاس برونگرایی و 5 سوال به مقیاس روان گسسته خوبی پرسشنامه 90 سوالی JEPQ برای گروه تهرانی آماده اجرا شد. قابلیت اعتماد مقیاس های شخصیت بر حسب ضریب آلفای کرونباخ و آزمون مجدد در سطح قابل قبولی بدست آمد. همچنین برای حذف سوال های نامناسب. براساس ضریب همبستگی غیر معنی دار هر سوال با کل مقیاس مربوط بار عاملی کمتر از 0/30 باری هر سوال در تحلیل عاملی بر اساس روش کایزر - گاتمن (با ملاک ارزش ویژه بالاتر از 1) و تحلیل 4 عاملی اقدام شد. پس از حذف سوال های نامناسب درمقیاس های برونگرایی (4 سال) روان گسسته خویی (6 سوال) میانگین و انحراف معیار 4 مقیاس پرسشنامه مورد اشاره محاسبه گردید.
در این مقاله عوامل و معیارهای مؤثّر در مکان یابی شهر صنعتی اراک و اثرات آن بر وضعیّت زیست محیطیشهراراک مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور ساختار محیط طبیعی، زمینهها، سازه ها و عوامل انسانی مؤثّر درانتخاب مکان شهر صنعتی تجزیه و تحلیل و نتایج زیر حاصل شده است: 1- در صنعتی شدن اراک اهداف و الزامات ملّی بر اهداف و امکاناتو اولویّت های محلّی مقدّم داشته شده است. 2- نظام ناهمواری زمین و جهت وزش بادهای محلّی زمینه ساز وقوع پدیدة وارونگی (اینوژن) هوا در شهر اراک میباشد که این امر باعث تشدید آلودگی هوای شهر اراک شده است. 3- واحدهای تولیدی وابسته به شهر صنعتی بالاخص کارخانة تولید آلومینیوم بیشترین سهم را در آلودگی هوای شهردارد، به طوری که 99% آن را آلودگیهای صنعتی تشکیل میدهد. 4- قرارگیری شهر صنعتی اراک در بالا دست حوضة کویر میقان و زمینهای کشاورزی شمال اراک، این حوضة اکولوژیک بسته را از لحاظ بوم شناسی حسّاس و آسیبپذیر کرده است. درنهایت مقالة حاضر به این نتیجه می رسد که مکان یابی شهر صنعتیدر چارچوب الگوی «نو شهرهای صنعتی پیوسته» انتخاب مناسبی برای توسعه شهر اراک نبوده و اثرات منفی قابل توجّهی در شرایط زیستمحیطی این شهر داشته است. بنابراین باید در بارگذاریهای صنعتی جدید در این محدوده امکانات و تنگناها و ملاحظات زیست محیطی « منطقة شهری صنعتی اراک » بیش از پیش مورد توجّه سیاستگذاران، مدیران اجرایی و محقّقان مربوطه قرار گیرد.
نیایش «ینگهه هاتام» (yeŋ́hē hātąm) یکی از دعاهای مقدس زردشتی است. این دعا به زبان اوستایی جدید است که به گونه گاهانی درآمده و به احتمال بسیار از بند بیست و دوم یسن گاهانی 51 مشتق شده است ولی فهم آن، به مراتب، از الگوی گاهانیِ آن، ساده تر است. ینگهه هاتام، که در اوستای کنونی بند پانزدهم از یسن بیست و هفتم است، در پایان یسن هایی که در آن ها نام بسیاری از ایزدان برشمرده شده است و نیز پس از سرودن یشت هایی که ستایش ایزدان ِخاص است زمزمه می شود و مراد از آن، ستایش همه ایزدانی است که به آفرینش مینوی تعلق دارند و نیایش آنان بر بهدینان واجب است. سومین فرگرد بغ نسک از کتاب نهم دینکرد در تفسیر این نماز دینی است که در این گفتار متن آن بر اساس دستنویس های J5 و D10، متن پهلوی ویراسته مدن (Madan) و سنجانا (Sanjana) و نسخه درسدن (Dresden)، تصحیح، آوانویسی و به فارسی ترجمه شده است.
هدف: تغییرات روزافزون شاخص های سبک زندگی در دهه های اخیر، گسترش حوزه نفوذ رسانه های جمعی و در پی آن، تشدید و تسهیل ارتباطات بین نواحی روستایی و شهری بزرگ تر و مهاجرت روزافزون افراد ساکن نواحی روستایی به دیگر مناطق، مسأله سبک زندگی در نواحی روستایی را به چالش کشانده است. از این رو، شناخت عوامل مؤثّر بر سبک زندگی افراد ساکن در نواحی روستایی، ضرورتی انکارناپذیر است. از آن جایی که سبک زندگی دارای شاخص ها و مؤلّفه های گوناگونی است و روش های مناسبی را برای بهبود محیط زندگی ارائه می دهد. شناخت تغییرات، افق نوینی در راستای دست یابی به توسعه پایدار روستایی فراهم می سازد. هدف از انجام این پژوهش، معرّفی الگوی نوینی از سبک زندگی در نواحی روستایی بر پایه سبک زندگی متناسب با محیط است. روش: این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی و رویکرد آن پیمایشی است. داده های مورد نیاز از مطالعات کتاب خانه ای و پیمایشی گردآوری شده اند. جامعه آماری، نواحی روستایی شهرستان های خواف و رشتخوار در استان خراسان رضوی است که ۳ روستا از روستاهای دارای جمعیت بالای ۲۰ خانوار و از این میان، ۱۵۰ نفر به روش کوکران انتخاب شده اند. برای سنجش فرضیه های تحقیق، از آزمون پیرسون و جهت تحلیل استنباطی از رگرسیون به کمک نرم افزار SPSS، استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از یافته های تحقیق، عوامل مؤثّر بر سبک زندگی روستائیان، با توجّه به مقدار بالای آزمون پیرسون و نیز آزمون مقایسه میانگین ها، حاکی از اثرگذاری زیاد عوامل فرهنگی در سبک زندگی مناطق روستایی مورد مطالعه است. به این ترتیب، عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قادرند به طور نسبی ۴۵ درصد از تغییرات سبک زندگی در نواحی روستایی را تبیین کنند. محدودیت ها/ راهبردها: دشواری در گردآوری اطّلاعات مربوط به عوامل مؤثّر بر سبک زندگی روستائیان، به خصوص در زمینه عوامل اقتصادی و فرهنگی، از جمله چالش های پژوهش حاضر هستند. راه کارهای عملی: جهت هدفمندکردن تغییرات سبک زندگی در نواحی روستایی، تولید و پخش برنامه های ویژه و متناسب با سبک زندگی روستایی، به-کارگیری دانش بومی، استفاده مناسب از فن آوری های پیشرفته ارتباطی و مشارکت ساکنان در طرح های فرهنگی و اجتماعی پیشنهاد شده است. اصالت و ارزش: با مشخص کردن سهم هر یک از عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثّر بر سبک زندگی در مناطق روستایی می توان گام مهمّی در رفع معضلات مربوط به شاخص های مهم سبک زندگی مثل اوقات فراغت، تغذیه، نحوه پوشش افراد برداشت و برنامه ریزان روستایی را در این راه یاری کرد.
مفهوم ترس آگاهی یکی از کلیدی ترین مفاهیم اندیشه کی یرکگور است که تا حدی موجب منحصر به فرد بودن اندیشه او گردیده است. این مفهوم و ملاحظات مربوط به آن در اندیشه این اندیشمند بزرگ، بسیار مهم و از مهمترین مولفه ها و درون مایه اصلی و مقصود اندیشه ورزی های او است. انگیزه اصلی این تحقیق، نخست از جهت نوع نگاه متفاوت و تازه کی یرکگور به این مقوله است. میزان اهمیت این مفهوم برای او تا آن حد است که یکی از آثار مهم خود را تحت این عنوان، به بررسی این موضوع اختصاص داده است. انگیزه دوم این است که بیان کنیم، چگونه کی یرکگور قادر است در هر مقوله اندیشه خویش، مفهوم ترس آگاهی را به کار گیرد و به نحوی ماهرانه و زبردستانه نمایان سازد، تا بر خلاف خاستگاه روانشناختی آن که معمولا باعث فرو ریختن هویت فرد می شود، مانند یک امتیاز برجسته در اختیار فرد قرار گیرد.
شهید ثانی در مسالک الافهام به طور مستقل به علم اسباب نزول نپرداخته اما در مواردی از سبب نزولهای ذکر شده درباره آیات بهره گرفته؛ گاهی در خلال برداشت های خود به آنها توجه کرده و گاه در نقل و نقد نظرات دیگران به این اسباب اشاره می کند. در مجموع می توان گفت که شهیدثانی اسباب نزول را به عنوان ابزاری در تفسیر و برداشت از آیات پذیرفته است.
امروزه، عوامل متعددی وجود دارند که باعث شده اند تا نوآوری اجتماعی به صورت برجسته از سوی جامعه رهبران، مدیران کلان، تصمیم سازان و تصمیم گیران، مراکز علمی و دانشگاهی و حتی سازمان هایی با مأموریت های اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. ازاین رو مدل های مختلفی برای آن ارائه شده است. مقاله حاضر در تلاش است تا با استفاده از روش فراترکیب، یافته های مطالعات صورت گرفته در این خصوص را به صورت نظا مند بررسی کرده و براساس فرایند شکل گیری و دستاورد خروجی، به تحلیل آنها بپردازد. برای این منظور، با مراجعه به اسناد و مدارک معتبر قابل دسترس در سایت های الکترونیکی «گوگل»، «اسکوپوس» و «تپ سی» در بازه زمانی 2000 تا 2015، از میان انبوه مقالات اولیه، تعداد 30 مقاله مناسب شناسایی شدند. به منظور تحلیل مقالات منتخب، مفاهیم تشکیل دهنده، ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در ادامه به منظور اعتبارسنجی مفاهیم استخراج شده، از روش پانل دلفی با حضور تعدادی از صاحب نظران و خبرگان استفاده شد. در پایان، یافته های پژوهش در قالب 4 گزاره، شامل «مسئله اجتماعی»، «چرخه تولید ایده»، «چرخه پیاده سازی» و «محصول» ارائه شد.
«نقد و تحلیل» آثاری که به نحوی با مباحث و سرفصل های دروس دانشگاهی تناظر و تناسب دارند، از مؤثرترین کوشش های علمی دانشگاهی می تواند به شمار آید و از مصادیق بارز اثربخشی نقد ادبی است که برای جامعه فعال علمی یک ضرورت محسوب می شود.
این «نقد و بررسی ها»، افزون بر آشکارکردن ظرفیت ها، نقاط قوت و کاستی های یک اثر و نشاط فضای علمی را به همراه خواهد داشت. موضوع این نوشتار نقد و تحلیل کتاب پیکرگردانی در اساطیر، تألیف منصور رستگار فسایی، چاپ دوم، 1388، از انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است.
جستار حاضر نخست، این کتاب را معرفی سپس، پاره ای از ظرفیت ها و نقاط قوت آن را تحلیل می کند. در بخش دوم، به بررسی و نقد کاستی های کتاب می پردازد و پیشنهادهایی را عرضه می دارد که با لحاظ داشتن آن ها ساختار و محتوای کتاب به کمال نزدیک تر می شود و رویکردها، استنباط ها، و مباحث آن از اتقان بیش تری برخوردار می شود.
مراعات النظیر تا قرن پنجم هجری در کتاب های بلاغی اسم و رسم مستقلی ندارد و برپایه اسناد و مدارک موجود، نخست رادویانی از این آرایه نام برد، سپس بلاغیان دیگر آن را بیشتر مورد بحث قرار دادند و کم کم جایگاه این آرایه میان مباحث علم بدیع تعیین و تبیین شد. پیش تر، ضمن مباحثی مانند «ائتلاف»، «تقسیم» و «مقابله»، طرح کم رنگی از مبحث مراعات النظیر را ملاحظه می کنیم که چندان گویا نیست. در ادامه، به پیشینة بحث اشاره می کنیم.
در مقاله حاضر، پس از بررسی پیشینه بحث مراعات النظیر، تعریف این آرایه را «تشکیل رابطه معنایی تناظر میان اجزای کلام برای ایجاد مضمون ادبی» دانسته ایم و همین رابطه باعنوان «علاقه» بنیاد مجاز را نیز می سازد.
مطالعه دقیق آمیغ های مراعات النظیر و کارکردهای تصویرآفرینی، مضمون پردازی، فضاسازی، مبنادهی و انسجام بخشی این آرایه، و معیارهای صحت، ابداع، وضوح و اعتدال برای ارزیابی آن، از دیگر دستاوردهای این مقاله است. این بحث ها در بلاغت اسلامی معمولاً راجع به مباحثی مانند مجاز، تشبیه و استعاره هم سابقه دارد.
مقاله حاضر ضمن تبیین مبانی معرفت شناختی «دانش تجربی»، به بررسی چالش های معرفتی پیش روی «فلسفه پوزیتیویستی علم» پرداخته است. استقبال چشمگیر از نظریه تامس کوهن در زمینه «پارادایم های علمی» و به دنبال آن، پذیرش تاثیر عوامل اجتماعی در محتوا و جهت گیری معرفت علمی از سوی جامعه شناسان معرفتی، چالش های مذکور را ذیل عناوین جدیدی مانند مطالعات فرهنگی، اجتماعی و فمینیستی علم برجسته کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که نسل جدید فیلسوفان علم می کوشند با ارایه الگوهای متقاطع از ابعاد اجتماعی معرفت علمی، فلسفه معاصر علم را به گونه ای ارتقا بخشند که علاوه بر توجه به تاثیرات اجتماعی فناوری، که مورد تایید جامعه شناسان علم است، تدابیر نظری لازم را در جمع بین اعتبار معرفتی گزاره های علمی و ملاحظه زمینه های سیاسی، اخلاقی و فرهنگی آن فراهم سازد.
"این مقاله برگرفته از تحقیقى پیمایشى در مورد بررسى تاثیر رسانه ها بر تمایل روستاییان در تغییر سبک زندگى است. براى این منظور هم میزان استفاده از رسانه هاى مختلف در بین روستاییان مورد بررسى و سنجش قرار گرفت و هم تمایلات آن ها در سبک زندگى (مصرف مادى) که متغیر وابسته تحقیق محسوب مى شود. اطلاعات این تحقیق از طریق تکمیل 466 پرسشنامه در 64 روستا در استان هاى اصفهان، آذربایجان غربى، خوزستان و گلستان جمع آورى شد. تدوین چارچوب نظرى تحقیق با استفاده از نظریه کاشت جرج گربنر صورت گرفت. در بخش یافته ها براى سنجش تاثیر استفاده از رسانه ها بر تمایل به تغییر سبک زندگى، از آزمون آمارى رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته هاى تحقیق نشان مى دهد استفاده از تلویزیون، ویدئو و تماشاى تلویزیون هاى خارجى بر نگرش روستاییان به زندگى شهرى و تمایل به تغییر سبک زندگى یا تمایلات آن ها در مصرف مادى تاثیرگذار است.
"