کشاورزی به دلیل کارکردهای ویژه، همواره از محورهای توسعه کشورها به شمار می آید. یکی از تدابیر مناسب در این زمینه، به کارگیری دانش آموختگان کشاورزی در قالب شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی است، و پایداری این طرح در درازمدت متأثر از عوامل متعددی است مانند میزان پذیرش مهندسان مشاور از سوی کشاورزان و شناخت انتظارات آنها. هدف اصلی این تحقیق توصیفی پیمایشی «سنجش انتظارات کشاورزان از اعضای شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی» است. جامعه آماری این تحقیق را کشاورزان گندم کار تحت پوشش این نوع شرکت ها در شهرستان اسلام آباد غرب تشکیل داده اند. در واقع با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 290 نفر از آنها به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای که روایی آن به وسیله گروهی از استادان و کارشناسان، و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (84/0=?) مورد تأیید قرار گرفت گردآوری شد و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که انتظارات کشاورزان از مهندسان ناظر در پنج مقوله رفتاری، فنی، آموزشی، مربوط به طرح و دسترسی به منابع است که از دیدگاه آنان به ترتیب انتظارات رفتاری، آموزشی، فنی، مربوط به طرح و دسترسی به منابع تحقق یافته است.
حرارت سطح شهری (LST) متغیر کلیدی برای کنترل ارتباط بین شار حرارت تابشی، نهفته و محسوس می باشد. بدین ترتیب تحلیل و درک پویایی LST و شناسایی ارتباط آن با تغییرات منشاء انسانی برای مدلسازی، پیش بینی تغییرات محیطی و نهایتا سیاستگذاری شهری لازم است. از سمتی هم افزایش مقدار پوشش گیاهی یکی از کاراترین استراتژیهای کاهش اثرات خرده اقلیم شهری می باشد. در همین راستا جهت تحلیل روندیابی تغییرات حرارتی سطوح و میزان همبستگی فضایی سبزینگی پوشش گیاهی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی شهر تهران بین سالهای 94-1382 مورد پژوهش واقع شده است. تصاویر ماهواره ای بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره ی Landsat8 برای مرداد ماه سال 1394 و ماهواره ی ASTER برای مرداد ماه سال 1382 به کمک نرم افزار Envi و از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور به الگوهای فضایی میزان حرارت سطوح و شاخص پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI) کلانشهر تهران تبدیل شده است. خروجی های فضایی این پژوهش نشان می دهند در طی تقریبا یک دهه ی اخیر کمینه ی و میانگین حرارت سطوح کلانشهری تهران به ترتیب c̊ 3.67 و c̊ 0.47 کاهش یافته است. همچنین میانگین شاخص پوشش گیاهی نرمال شده از0.06- به 0.10 افزایش یافته است. در همین بازه زمانی برآورد همبستگی فضایی بین NDVI با LST در مناطق 22گانه شهر هم حاکی از کاهش 2% است. این کاهش همبستگی به معنای افزایش نقش فعالیت های انسانی بر میزان شدت جزیره حرارتی شهر است. بنابراین توجه به برنامه ریزی فعالیت های انسانی در شهر در راستای جلوگیری از تغییرات اقلیم در کلانشهری همچون تهران بیش از پیش جهت دستیابی به توسعه ی پایدار الزامی به نظر می رسد.
زمینه و هدف: نگرش والدین به تربیت و مسائل جنسی فرزندان بر رفتارهای جنسی و تعامل با فرزندان تأثیر می گذارد. در زمینه ارزیابی و اندازه گیری این موضوع ابزار اندازه گیری مشخصی وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سبک های تربیت جنسی والدین بود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. پانصد نفر از والدین کودکان ۴ تا ۱۲ سال ساکن شهر بهشهر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه فرزند پروری بامریند، پرسشنامه فرزند پروری آلاباما و پرسشنامه محقق ساخته سبک های تربیت جنسی والدین استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی تحلیل شد. یافته ها: در تحلیل عاملی سه عامل (سبک تربیت جنسی سخت گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه) استخراج شد. درمجموع این سه عامل توانسته اند ۳۲/۵۰ درصد از واریانس ۳۳ سؤال این پرسشنامه را تبیین کنند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و سبک های تربیت جنسی سخت گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه به ترتیب ۷۵۱/۰، ۷۳۹/۰، ۷۶۵/۰ و ۷۵۱/۰ بود. ماتریس چرخش یافته واریماکس نشان داد که همه سؤال های مربوط به سبک ها قابل استفاده هستند. نتیجه گیری: پرسشنامه سبک های تربیت جنسی والدین از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن به عنوان یک ابزار سودمند برای سنجش سبک های تربیت جنسی والدین استفاده کرد.
سیاست و مواضع دو عضو دائم شورای امنیت (فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین)، در برابر بحران یمن اهمیت ویژه ای دارد و این سوال را به وجود می آورد که «این دو قدرت جهانی سیاستی همسوی با غرب و حمایت از عربستان را در این بحران اختیار می کنند و یا اینکه مواضع ایران را که حمایت از جنبش حوثی ها است تقویت خواهند کرد؟». پرسش اصلی از «چیستی سیاست و مواضع دو قدرت جهانی عضو دائم شورای امنیت؛ یعنی روسیه و چین در قبال بحران یمن» است. به عنوان فرضیه به نظر می رسد پکن و مسکو حفظ روابط حسنه با عربستان را در بحران یمن در اولویت قرار می دهند. چین و روسیه ضمن حفظ سیاست بی طرفی، عملاً از سیاست های عربستان و شورای همکاری خلیج فارس حمایت کرده اند. در این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی و تحلیل محتوای اسناد در صدد پاسخگویی به پرسش اصلی هستیم. وجه تمایز این تحقیق تکیه بر گزارش های مستند و بررسی ابعاد متنوع سیاسی، امنیتی و اقتصادی موضوع می باشد. در ارتباط با اسناد سازمان ملل که روایت رسمی مواضع دولت ها را ترسیم می سازد، متن تمامی قطعنامه های شورای امنیت و گزارش های "روند تصویب" که مرتبط با بحث بوده اند، استخراج، مطالعه و تحلیل شده است.
این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای تطبیق نظام های تربیت معلم انجام شده است. روش انجام پژوهش، روش نظریه مبنایی یا داده بنیاد و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و چک لیست های محقق ساخته است. جامعه مورد مطالعه شامل منابع مکتوب چون مقالات و کتب منتشره شده حوزه مطالعات تطبیقی در 20 سال اخیر و استادان، کارکنان و مسئولان دانشگاه فرهنگیان بودند. حجم نمونه علاوه بر 20 کتاب، 45 مقاله و 30 پایان نامه، 16 نفر از استادان وکارکنان و مسئولان ارشد دانشگاه فرهنگیان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شده و پژوهشگر را به اشباع اطلاعاتی رساندند. نتایج تحلیل مصاحبه ها و منابع مکتوب در نظام های تربیت معلم به ترسیم الگویی مفهومی منتهی شد که در آن 12 مقوله در 3 بعد: عوامل زمینه ای، عوامل داخلی، عوامل میانی؛ وجود دارد. بعد عوامل زمینه ای شامل مقولات: جغرافیایی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که از 42 خرده مقوله استنتاج شده اند. بعد عوامل داخلی شامل مقولات: مؤلفه های نظام تربیت معلم، برنامه درسی، جذب دانشجو است که از 53 خرده مقوله به دست آمدند. بعد عوامل میانی شامل مقولات: الزامات تغییر، الگو برداری، بومی سازی است که مستخرج از 23 خرده مقوله بودند. این الگو به پژوهشگران تطبیقی در نظام های تربیت معلم کمک می کند تا به همه ابعاد ضروری در تطبیق توجه نمایند.
اصل حاکمیت اراده طرفین در انعقاد قراردادها خصوصاً قراردادهای تجاری موجب سهولت و آزادی طرفین در تعیین شکل قرارداد، محتوا و آثار آن می شود. البته ضرورت دفاع و صیانت از منافع و عدالت عمومی لزوم وضع قواعدی در محدودیت آزادی مطلق اراده طرفین را موجب شده است. حقوق رقابت و جلوگیری از انحصار و تبعیض، حقوق ناظر بر عقود الحاقی و جمعی و حقوق ناظر بر رعایت نظم و منافع عمومی و اخلاق حسنه و قواعد قانونی نظارتی و حمایتی و سامان بخشی از این دسته از قواعد محدود کننده می باشند. حال با چنین پیش زمینه ای در حقوق با پدیده ای به نام انعقاد قراردادهای تجاری از طریق اینترنت و به صورت الکترونیکی مواجه هستیم. با هدف دستیابی به روش علمی دقیق در این تحقیق سعی شده با استفاده از اصول حقوقی در تقسیم بندی قراردادهای الکترونیکی به تشخیص زمان و محل انعقاد قرارداد و محل اجرا و تعیین صلاحیت قضایی قراردادهای مذکور رسیده و حاصل آن با تطبیق و شناسایی مقررات آمره محدود کننده اراده متعاملین لحاظ گردد؛ که به تنظیم روابط حقوقی پدیده نوظهور قراردادهای تجاری الکترونیکی در کشور و ایجاد عدالت و نظم عمومی کمک شایانی خواهد نمود. آنچه در اینجا مورد بحث قرار می گیرد محدودیت ها و استثنائات ایجاد شده به وسیله مقررات قانونی بر حاکمیت اراده در قراردادهای تجاری می باشد که از طریق بستر اینترنت و به صورت الکترونیکی منعقد می شوند.
از آنجا که روانشناسان تحولی تلاش دارند تا نوجوانی به عنوان دوره فشار و طوفان شناخته نشود، روی آورد جدیدی به نام تحول مثبت نوجوانی را پایه گذاری نموده اند. از طرفی از منظر روانسنجی، ابزارهای اندازه گیری جهت سنجش ویژگی های مثبت نوجوانی ضروری به نظر می رسد. هدف از پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران (2014) در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. بدین منظور تعداد 400 نفر (200 پسر و 200 دختر) از دانش آموزان مدارس متوسطه شهر قم به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و ابزارهای تحول مثبت نوجوانی گلدوف و همکاران (2014) و قلدری ایلی نویز (2001) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این مقیاس از پنج عامل اشباع شده است. علاوه بر آن نتایج همبستگی پیرسون نشان داد، تحول مثبت نوجوانی با انضباط (0/32= r ) و پیشرفت تحصیلی (0/31= r ) رابطه مثبت و با قلدری (0/46-= r ) رابطه منفی و معنی دار 0/01≥ p دارد. همچنین قابلیت اعتماد پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/81 و هر کدام از خرده مقیاس ها شامل شایستگی 0/50، اعتماد 0/86، خلق و خو 0/52، مراقبت 0/63 و ارتباط 0/79 بدست آمد. یافته های پژوهش بیانگر این است که می توان از نسخه فارسی پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش های روانشناختی استفاده کرد.
This study investigated the possible relationship between educational context and English Language Teaching (ELT) teachers’ corrective feedback preference. To this end, 42 Iranian EEFL teachers from some private language institutes and 39 Iranian EFL teachers from different schools in Shiraz, Iran participated in the study. The Questionnaire for Corrective Feedback Approaches (QCFAs) was used as the instrument in this study. The questionnaire consisted of five different approaches of error correction: repetition, recast, elicitation, explicit correction, clarification, and request. In order to compare the preferred corrective feedback perceived by the institute instructors and school teachers, the researchers ran the Mann-Whitney’s U test. The results revealed that the school teachers preferred the repetition approach most frequently, followed by clarification request, elicitation, explicit correction, and recast. On the other hand, the institute instructors chose the recast approach, clarification request approach, elicitation, explicit correction, and repetition in the order of their preference for error correction. The findings also showed that the school teachers significantly preferred the explicit correction and repetition more than private (institute) teachers.