Existential anxiety is an outstanding issue both in psychology and philosophy. It implies the mental rummage following the notion of existence, inexistence and related concepts. Martin Heidegger is a philosopher incorporating the meaning of existential anxiety and time perception in a unique comprehensive view, suggesting that there is a relation between being, time and anxiety. To the best of our knowledge, no empirical study has assessed any association between time perception and existential anxiety. The current study aims at investigating the mentioned association. Eighty four students in Tabriz University of Medical Sciences voluntarily participated in this study and gave their written informed consent. Time perception was assessed by verbal and production tests. The score of existential anxiety was obtained by the Good & Good Existential Anxiety Questionnaire. Association of time perception and existential anxiety was analyzed statistically. Mean score of existential anxiety of subjects was 7.57±4.75 out of 32. Accuracy of time perception was significantly related to existential anxiety score ( P = 0.034); in the manner that inaccurate time perceivers had higher existential anxiety scores. The results of this study are preliminary in line with the existential concepts presented by Heidegger; indicating that existential anxiety and time perception may have common roots. This understanding about existential anxiety suggests further explorations and deeper existential reasonings, as well as more efficient psychological and psychiatric clinical practice.
هدف: امروزه در ارتباطات سازمانی گزارش پایداری شتاب بیشتری به خود گرفته است. افشای پایداری شرکت نقش و سهم بنگاه ها در توسعه پایدار را در سه حوزه اصلی به عنوان پایداری اجتماعی، زیست محیطی و حاکمیت شرکتی نشان می دهد. با توجه به اهمیت گزارشگری پایداری در اقتصاد جهانی و ارزیابی ریسک برای تصمیمات استراتژیک و سرمایه گذاری هدف ما در این پژوهش تبیین رابطه بین افشای پایداری و ریسک در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش: داده های مربوط به 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1398 مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین ریسک سیستماتیک و افشای پایداری رابطه معناداری وجود دارد. بین ریسک کل و افشای پایداری و همچنین بین ریسک غیرسیستماتیک و افشای پایداری رابطه معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: گزارشگری پایداری مزایایی همچون درک بیشتر خطرات و فرصت ها، تأکید بر پیوند عملکرد مالی و غیرمالی، تأثیرگذاری بر استراتژی و سیاست های بلندمدت مدیریت و برنامه های تجاری، ساده سازی فرایندها، کاهش هزینه ها و بهبود کارایی، کاهش تأثیرات منفی زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی، بهبود اعتبار و وفاداری به برند برای شرکتها به همراه دارد. نتایج پژوهش نشان داد بین افشای پایداری و ریسک سیستماتیک رابطه منفی معناداری وجود دارد. بنابراین افشای پایداری با بهبود شفافیت و اعتبار نام تجاری می تواند تصویر مثبتی از شرکت در بین ذینفعان ایجاد کند و ریسک سیستماتیک شرکت کاهش یابد.
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی نقش درس پژوهی در توسعه حرفه ای و کسب شایستگی های حرفه ای معلمان از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش از نظر طرح تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی) و از نظر روش اجرا از نوع پیمایشی و از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، از نوع ارزیابی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی، که تعداد آن ها برابر 63 نفر است، بوده است. از بین آنها تعداد50 نفر به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات در بخش کیفی و نظری از طریق مطالعه کتب، مقالات، نشریات، اسناد و آیین نامه های مرتبط صورت گرفت. در بخش کمی پژوهش، از پرسشنامه محقق ساخته شامل 39 سؤال در 4 مؤلفه جهت آزمون فرضیات تحقیق استفاده شد. روایى این پرسشنامه توسط صاحب نظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت مورد تایید قرار گرفت. پایایى پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ آزمون و تأیید شد. داده ها با کمک نرم افزار آماری spss16 مورد تجزیه و تحلیل واقع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون هاى کولموگروف- اسمیرنوف، تی استودنت استفاده شد. یافته های پژوهش نشان دادند که تاثیر استفاده از برنامه درس پژوهی در افزایش سطح توسعه حرفه ای معلمان در سطح بالایی است و می توان گفت استفاده از برنامه درس پژوهی در توسعه ی حرفه ای و کسب شایستگی های حرفه ای معلمان موثر است.
سیستان یکى از مناطق محورى و مهم حضور اندیشمندان اهل حدیث در قرون آغازین هجرى است. بعضى از اینعالمان داراى آثار کلامى یا داراى آثار حدیثى بوده اند که با رویکرد کلامى اعتقادى احادیث را نقل مى کرده اند، دراین بررسى، سیر تاریخى اندیشه هاى کلامى اهل حدیث در سیستان، از آغاز پیدایش تا پایان قرن پنجم بررسى شدهاست. از یافته هاى این پژوهش چنین برمى آید که در سده اول و دوم هجرى، اهل حدیث سیستان اندیشه کلامىمنسجمى نداشتند، ولى در قرن سوم با حضور عثمان بن سعید دارمى و ابوداود سجستانى، این مکتب رشد یافت. درقرن چهارم، مکتب اهل حدیث سیستان به وسیله ابوسلیمان خطابى بستى و ابن ابى داود، به اوج فعالیت کلامى اشرسید و قرن پنجم این اندیشه به وسیله ابونصر سجزى تقویت شد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفى تحلیلىاست. موضوع با بررسى کتب کلامى، تاریخى، رجالى و حدیثى آغاز مى گردد و سپس با ارزیابى و تحلیل داده هاىموجود، به کشف جریان هاى فکرى اهل حدیث این دیار مى پردازد.
ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه صدر اسلام، سبب پیدایش گروهها و فرقه های مختلفی در آن برهه زمانی شد. یکی از این-گروهها، خوارج بود که خود دچار دسته بندی شد و عده ای از آنها راه افراط، بعضی طریق تفریط و برخی نیز مسیر اعتدال را طی نمودند. اباضیه یکی از گروههای برآمده از این تحولات است که تا پایان قرن چهارم، برخی از مناطق جهان اسلام از جمله؛ ایران، عربستان، اندلس، آفریقا، یمن و عمان را در قلمرو خود قرار داده بود. اما همگی آنها به دلایل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پس از مدتی دچار رکود و زوال شدند و تنها دو منطقه جغرافیایی، شمال آفریقا و کشور عربی عمان بود که محیط را برای ادامه حیات آنها فراهم آورد. ارتفاعات، بیابان ها و دور بودن عمان از مراکز اصلی خلافت، فرار و تبعید مخالفان به عمان، ناآرامی های عمان در عصر امویان،تلاش ائمه اباضی جهت گسترش دعوت در خارج از بصره،حضور چهره های شاخص اباضیه در عمان، قرابت خویشاوندی ازد عمان و ازد بصره، انطباق نظام انتخاب امام با نظام انتخاب رئیس قبیله در عمان،... از جمله عوامل و زمینه های شکل گیری و تداوم اباضیه در عمان بوده اند. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق مطالعه-کتابخانه ای به این پرسش اصلی پاسخ داده شده است: زمینه ها و علل شکل گیری و تداوم مذهب اباضیه درعمان چه بوده است؟ فرضیه مقاله چنین است که عوامل و زمینه های اجتماعی، جغرافیایی، سیاسی و فکری باعث شکل گیری و تداوم مذهب اباضیه در عمان بوده است.
جامعه پذیری فرایندی است که فرد در طی آن، افکار، معتقدات، ارزش ها، الگوها و معیارهای فرهنگ جامعه خود را یاد می گیرد. جامعه پذیری، موضوعی میان رشته ای است که در حوزه های مختلف کاربرد دارد. یکی از حوزه های کاربرد آن، حوزه دین است. جامعه پذیری دینی نیز فرایندی است که افراد یک جامعه، با باورها، اعمال، وظایف، آیین ها، مراسم، مناسک، ارزش ها، هنجارها و نمادهای دینی جامعه خود آشنا می شوند و آنها را فرا می گیرند و موجب انتقال فرهنگ دینی از نسلی به نسل دیگر می شوند. برای جامعه پذیری مهدوی به عنوان زیرمجموعه جامعه پذیری دینی نیز لازم است زمینه هایی به وجود آید تا افراد باورها، ارزش ها و نمادهای اندیشه مهدوی را فرا گیرند و موجب انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر شوند. در این تحقیق با هدف استقرار اندیشه مهدویت و نشان دادن راه های انتقال آن از نسلی به نسل دیگر و چگونگی جامعه پذیری مهدویت، بحث و گفت وگو شده است. مهم ترین یافته های تحقیق، بررسی اشکال جامعه پذیری مهدوی است که ممکن است به دو شکل: یادگیری و انتقال مستقیم، آشکار و رسمی و یادگیری و انتقال غیرمستقیم و غیررسمی صورت گیرد. همچنین بررسی عواملی که در جامعه پذیری مهدوی نقش دارند و عبارتند از: نهاد خانواده، نهاد تعلیم، نهاد رسانه، نهاد دین و مذهب.
مسئله اصلی این مقاله، ارائه شیوه ای ویژه در اثبات امامت است. امامت حضرت علی (ع) با ادله نقلی، اعم از آیات و روایات متواتر و امامت دیگر ائمه (ع) از راه ادله نقلی اثبات می شود. اما از نظر نگارنده، اثبات امامت هر یک از امامان معصوم(ع)، راهها و شیوه هایی غیر از ادله نقلی نیز دارد. این ادله بسیار است و می توان به روش های گوناگونی برای اثبات امامت آن حضرات استدلال کرد. مجموع استدلال های اقامه شده یا استدلال هایی که قابل ارائه است یا نقلی اند یا عقلی. می توان از راه دلیل عقلی به شیوه عقلی مستقل و شیوه عقلی غیرمستقل استدلال هایی پرشماری اقامه کرد. در این نوشتار با استفاده از آسان ترین استدلال های عقلی، به واکاوی و اثبات مسئله اصلی می پردازیم. آشکار است که بحث درباره ولایت، به دلیل نقش ویژه آن در حیات انسانی و علوم اسلامی، ضروری و البته کاربردی است.
محله های شهری را می توان کوچک ترین واحد کالبدی و اجتماعی و حتی قومی در بدنه سنتی شهرهای ایران به شمار آورد؛ با این حال، در طرح توسعه شهرها، محلات تاریخی دچار تغییرات زیادی شدند و ساختار سنتی آن ها به دلیل عدم انطباق با شرایط جدید به مرور فرسوده شده و کارایی خود را از دست داده ا ند، این امر منجر به کاهش سطح ارتباط ساکنان با یکدیگر شده است. شهر همدان از شهرهای مهم غرب ایران در دوران اسلامی ا ست که پیشینه ساختار شهری آن به پیش از اسلام باز می گردد. جدای از هرگونه ضوابط مرزبندی میان محله ها، توجه به اهمیت جدایی گزینی آن ها در بدنه شهرهای ایران، ب ه ویژه در دوره شتابان شهرنشینی و گسستگی نظام تعاملی بین اجزای بدنه شهرها، از دید مدیریت شهری و باززنده سازی قدرت عملکردی محله ها، شایان توجه زیادی است. از آنجایی که فضای محله های شهر همدان در قرون متأخر اسلامی، به صورت منسجم مطالعه نشده، پژوهش حاضر در تلاش است تا با استفاده از شواهد تاریخی و معماری موجود، ساختار کالبدی محله های شهر همدان و عناصر اصلی در شکل گیری محله ها را معرفی کند. برمبنای هدف یاد شده، پرسش اصلی پژوهش عبارت ست از: ساختار کالبدی و الگوی فضایی محله های تاریخی شهر همدان چگونه است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بسیاری از محلات همدان در دوره قاجار به صورت تدریجی به دو شکل خطی و دایره ای شکل یافته اند. در ساختار کالبدی محله های همدان عناصری شکل گرفته که در برآورد نیازهای اولیه ساکنین محله، تقویت حس مکان و ارتقای همبستگی آن ها نقش مهمی داشته است؛ از آن جمله می توان به: مسجد، حمام، چمن، امامزاده، چشمه، سردابه، کاروانسرا اشاره کرد. در این میان مساجد محله ای، محور اصلی مرکز محله و مهم ترین عنصر ساختاری هر محله را به خود اختصاص می داده است.
تبیین ملاک های مورد پذیرش جرم انگاری در نظام های حقوقی متفاوت است چرا که در روند جرم انگاری، با یک اصل و ملاک رو به رو نیستیم، بلکه ملاک ها و اصول متعددی به نوبه ی خود در فرآیند جرم انگاری ایفای نقش می نماید. بنابراین در توجیه جرم انگاری یک رفتار، ممکن است چند ملاک، مد نظر قانونگذار باشد نظیر حفظ کرامت انسانی، حمایت از ارزش های اخلاقی، نفی ضرر، حفظ مصالح اساسی، برقراری نظم اجتماعی و اجرای عدالت کیفری و ... کرامت نه تنها یک ارزش دینی محسوب می گردد بلکه به عنوان یک ارزش انسانی جهان شمول نیز می باشد که به ژرف در آموزه های دینی و از جمله قرآن بر آن تأکید شده و در عرصه ی جهانی نیز در نیمه ی نخست قرن بیستم با صدور اعلامیه ی جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. کرامت انسانی اساس شکل گیری دو نگرش اخلاق گرایی و کمال گرایی در مبنای جرم انگاری سیستم های حقوقی می باشد. کرامت نه تنها یک ارزش دینی محسوب می گردد بلکه به عنوان یک ارزش انسانی جهان شمول نیز می باشد. در دیدگاه اخلاق گرایی، نقض ارزش های اجتماعی و در نگرش کمال گرائی علاوه بر آن، نقض ارزش های اخلاقی و رسیدن آسیب به شخصیت و منش انسانی فرد نیز قابل جرم انگاری می باشد که می تواند از طریق الزام های قانونی و ضمانت اجراها در سیاست جنایی حمایت گردد. کرامت انسانی از ارزش های فراگیر این جهان است که در فرآیند جرم انگاری و دادرسی کیفری، از مداخله ی غیرضروری حقوق جزا نیز جلوگیری می کند و در واقع با ارائه ی معیارها و ضوابطی مثل منع مجازاتهای ظالمانه و نامتناسب و همچنین منع مجازات مضاعف، شکنجه و استفاده ی ابزاری از انسان، حاکمیت کیفری دولتها را محدود کرده است. در یک سیاست کیفری کرامت مدار، تعامل کرامت ذاتی انسان با مقررات سیاست کیفری در کلیه ی مراحل از مرحله ی جرم انگاری تا اجرای مجازات و اعاده ی حیثیت مشهود و نمایان است. در مقاله ی حاضر کوشش می شود ضمن ایضاح مفهومی کرامت انسانی و تبیین حدود آن، دیدگاه معطوف به جرم انگاری رفتارهای ناقض کرامت، مبانی و مستندات آن مورد تبیین، بررسی و مطالعه قرار گیرد.
پس از پیروزی انقلاب، نخبگان سیاسی و رهبران انقلابی و توده ها خواهان دگرگونی فوری زندگی روزمره بودند. بنابراین، مواضع نیروهای سیاسی در قبالِ وضع سیاست، در عین تنوع، می بایست زندگی روزمره را نیز شامل می شد و فرهنگ رسمی جدیدی را مسلط می ساخت. پژوهش حاضر بر این پرسش متمرکز است که زندگی روزمره در فاصله پیروزی انقلاب تا عزل بنی صدر چه رابطه ای با منازعه سیاسی داشته است؟ برای بررسی این مسئله، از روش تحقیق ترکیبی استفاده شد. در جمع آوری داده ها از ترکیبی از منابع دست اول و دست دوم استفاده شد که پس از طبقه بندی سعی کرده ایم پس از کشف و توصیف رابطه بین عناصر پژوهش، تحلیل و تفسیر نهایی را ارائه کنیم. این مقاله نشان می دهد که زندگی روزمره در موقعیتی انقلابی در فرایند منازعه پساانقلابی، خودش به موضوع اِعمال قدرت و محل بروز اختلافات نیروهای سیاسی تبدیل شد و پس از دو سال از موقعیت تکثر سیاسی به یگانگی سیاسی رسید. این یگانگی باعث افزایش پدیده های مظنون در زندگی روزمره می شد که می بایست آینده جامعه ایران و روابط نیروهای اجتماعی با ساخت قدرت مستقر را جهت دهد.