محمد حسین زاده یزدی

محمد حسین زاده یزدی

مدرک تحصیلی:  استاد گروه فلسفه مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره 
پست الکترونیکی: mohammad_h@qabas.net

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

اگزیستانسیالیسم مسیحی؛ سوبژکتیویسم و انسداد معرفت دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
اگزیستانسیالیسم مسیحی یا دینی مکتبی کلامی است که عمدتاً از اگزیستانسیالیسم (Existentialism) متأثر است. مهم ترین دستاورد این مکتب کلامی و دیگر مکتب های متأثر از آن، افزون بر انسداد معرفتی، سوبژکتیویسم است. بر اساس این دستاورد یا ویژگی، ما در بن بست و انسداد معرفتی هستیم و نمی توانیم با منبع عقل و دلیل نقلی و روش پژوهش عقلی و نقلی یا تاریخی در ساحت دین به معرفتی دست یابیم؛ از این رو در پژوهش از دین به جای رویکرد ابژه ای، باید به روش سوبژه ای چنگ زد. در نوشتار کنونی روش پژوهش اگزیستانسیالیسم را که سوبژه ای است، تبیین و ارزی ابی می ک نیم. سپس با ک اوش در آث ار کرک گور، پیروان و ش ارحان او مهم ترین آموزه هایی را که مکتب کلامی اگزیستانسیالیسم مسیحی بر آنها استوار شده و با آنها بنیان یافته است، با عنوان دهی و چینشی ویژه دسته بندی می کنیم و در پایان به ارزیابی آنها می پردازیم. این نگرش با نقدهای بسیاری روبه روست؛ برای نمونه می توان به ناکارآمدی سویژکتیویسم در پژوهش به ویژه پژوهش های دینی اشاره کرد.
۲.

گستره اعتبار خبر واحد در ساماندهی علوم انسانی با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۲۹۳
از مهم ترین مسائل معرفتی و روش شناختی در قلمرو دلیل و روش نقلی، مسئله گستره اعتبار خبر واحد و مقدار و ملاک محدودیت آن است. در مقاله پیش رو، این مسئله چالشی و مشحون از اختلاف نظر با تمرکز بر نظریه علامه مصباح یزدی مورد بررسی قرار می گیرد. حل این مسئله نقشی بسیار گسترده و تأثیرگذار در ساحت های گوناگون معرفتی، از جمله در فهم عقاید و احکام دین، دارد. در علوم انسانی و اجتماعی نیز می توان نقش آن را به روشنی دریافت. مهم ترین دستاورد این پژوهش با الهام از راه حل استاد مصباح یزدی و قرائت ویژه ایشان از حجیت و نیز براساس نظریه برگزیده، این است که می تواند مشکل کارآمدی روایات تفسیری را مرتفع سازد. افزون بر اینکه این راه حل یا نظریه در دیگر حوزه ها و دانش های بشری، به ویژه علوم انسانی و تدوین و ساماندهی علوم انسانی اسلامی، می تواند نقش آفرین باشد؛ برخلاف برخی از نظریاتی که اعتبار خبر واحد را مستنَد به ظن می دانند، نه اطمینان، که در این صورت، قلمرو آن صرفاً به حوزه احکام عملی محدود می شود و برای بازسازی علوم انسانی تمسک بدان ممکن نیست.
۳.

تقریرهای برهان امکان بر وجود خداوند در اندیشه غربی ؛ روند ، شیوه ها، ایزار ها و اعتبار معرفت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
درتفکر مغرب زمین، از مهم ترین ادله اثبات وجود خداوند متعال، استدلال از راه امکان و وجوب است. واکاوی روند تقریرهای گوناگون آن، ویژگی های هر یک از آن تقریرها و تمایزهای آنها و نیز ارزیابی اعتبارمعرفت شناختی شان و دستیابی به معیار یا راه حلی برای ارزیابی، انگیزه کاوش کنونی است. پیامد این پژوهش این است مجموع تقریرها به دو شیوه یا با دو رویکرد عرضه شده اند: 1. تقریرهایی از راه علّیت یا تبیین علّی؛ 2. تقریرهایی از راه توصیف و توضیح یا تبیین غیرعلّی. از سویی با بررسی تقریر آکویناس و لاک که از نمونه های شاخص تبیین علّی اند، بدین نتیجه رهنمون می شویم که آن تقریرها یا استدلال از راه حدوث اند یا استدلال از راه تبیین غیرعلّی و نه استدلال از راه امکان و وجوب و نه استدلال بر اساس تبیین علّی. ازاین رو، اعتبار معرفت شناختی آنها زیر سؤال است. از سویی دیگر، استدلال لایب نیتس و دیگر تقریرهای از راه تبیین غیرعلّی، دچار معضل اعتبار معرفت شناختی اند و دستیابی به معرفت یقینی، حتی بنابر فرض درستی، میسور نیست.
۴.

ابتنای مفاهیم یا تصورات بر زیرساخت های حضوری (بررسی و ارزیابی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۳۷
از پایه ای ترین مباحث دانش معرفت شناسی، بحث های ناظر به تصورات و مفاهیم است. در این نوشتار در پی پژوهش درباره این مسئله ایم که چگونه به مفاهیم، خواه جزئی و خواه کلی، دست می یابیم؟ و این مشغله اصلی نوشتار کنونی است.بر پایه دیدگاه برگزیده، مفاهیم نظری از مفاهیم بدیهی برگرفته می شوند، ولی همه مفاهیم بدیهی از علوم حضوری. در بخش نخست این مدعا، یعنی برگرفتن مفاهیم نظری از مفاهیم بدیهی، اختلاف نظری درخور توجه دیده نمی شود؛ هرچند بخش دوم آن این گونه نیست و نظریه های بسیاری در این بحث ارائه شده است. به هرروی، پس از تبیین نظریه برگزیده و نیز بیان شمار یا گستره مفاهیم بدیهی با این پرسش بنیادین روبه رو می شویم که مفاهیم بدیهی چگونه از علوم حضوری برگرفته می شوند؟ پس از دستیابی به راه حل درست مسئله بنیادی این نوشتار، چگونگی دستیابی به مفاهیم بدیهی از راه علم حضوری در پایان مهم ترین مشکلات فراروی آن را بررسی و ارزیابی می کنیم.
۵.

معیار تقسیم گزاره ها به پایه و غیرپایه از نگاه متفکران مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۵۲۶
تقسیم گزاره ها به پایه و غیرپایه در تبیین مباحث معرفت شناختی و داوری میان دیدگاه ها در معرفت شناسی، و به ویژه در مبناگروی، نقشی اساسی دارد. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که معیار تقسیم گزاره ها به پایه و غیرپایه از نگاه متفکران مسلمان چیست؟ افزون بر آن، آیا گزاره های پایه از نظر معرفت شناختی لزوماً یقینی اند؟ آیا مبدئیت گزاره های پایه، واجد معیارﹾ نسبی است؟ در این نوشتار، با روش توصیفی تحلیلی به پرسش های مذکور پاسخ داده خواهد شد. از نظر متفکران مسلمان، معیار تقسیم گزاره ها به پایه و غیرپایه نیازمندی به استدلال و بی نیازی از آن است. براین اساس گزاره ها به لحاظ استدلال که یکی از شیوه های تفکر است به دو قسم پایه و غیرپایه تقسیم می شوند. گزاره های پایه لزوماً یقینی نیستند و شامل ظنیات هم می شوند، حتی مجازاً گزاره های مخیل را، که مقتضی تصدیق نیستند، دربرمی گیرند. برخی مبادی (گزاره های پایه) همواره و به طور مطلق، صرف نظر از هدف استدلال و اینکه در کدام علم و صنعت به کار گرفته می شوند، بی نیاز از استدلال اند؛ مانند اولیات و وجدانیات؛ هرچند برخی از آنها تنها در صنعت خود اینچنین اند. بنابراین می توان گفت پایه بودن دسته ای از گزاره های مبدأ، به یک معنا، نسبی است؛ اما دسته ای دیگر مطلق هستند. پس به نظر می رسد گستره گزاره هایی که به گزاره های پایه شهرت یافته اند، محدودتر است و تنها دسته ای از آنها، واقعاً و به طور مطلق، واجد معیار و بی نیاز از استدلال اند. افزون بر آن، درصورتی که ملاک تقسیم گزاره ها مقتضی تصدیق بودن آنها باشد، صنعت شعر از گستره تصدیق خارج می شود و نباید آن را از مبادی تصدیق به شمار آورد.
۶.

صورت بندی و بررسی «بداهت» در روش شناسی نظریه ولایت فقیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۵۰۹
نظریه «ولایت فقیه» دارای پشتوانه عقلی و نقلی است. با این حال، عقلی بودن آن مساوی با استدلالی بودنش نیست. «ولایت فقیه» در انسجام دینی و فقهی، بدیهی ثانوی است و در چهارچوب فطریات (قضایا قیاساتها معها) قابل تبیین است. «بداهت»، هم از نظر تاریخی و هم از نظر رتبی (روش شناسی) مقدم بر استدلال است و در روش شناسی امام خمینی ره اهمیت بسیاری دارد؛ اما بیشتر پژوهشگران از این اصل مهم در معرفت شناسی و روش شناسی ولایت فقیه غفلت کرده اند. بداهت در بیان امام خمینی ره منطبق با کاربرد اصطلاحی و منطقی است. ادبیات ولایت فقیه را می توان به دو بخش تقسیم کرد: پیشااستدلال، شامل فقه روایی و قرون اولیه فقه فتوایی؛ پسااستدلال در فرایند تاریخی، بر اثر تأملات و شبهات، بر کمیت و کیفیت ادبیات استدلالی افزوده شد و آثار مستقلی در باب ولایت فقیه به نگارش درآمد؛ اما این به معنای نفی بداهت نیست. در کنار خط فکری بداهت مثبِت، می توان خط فکری ای را شناسایی کرد که بر اساس تصوراتی خاص، به صراحت یا اشاره قائل به بداهت نافی است. بداهت نافی پیشینه طولانی ندارد. بر این اساس تفکیک و تقسیم کار علمی و عملی (اجتماعی، سیاسی) به وضوح ولایت اجتماعی و سیاسی فقیه را نفی می کند. مقایسه بداهت مثبت و نافی نشانگر اهمیت واکاوی تصوراتی است که در سویه اثبات و نفی ولایت فقیه وجود دارد.
۷.

راهبردی ویژه در بررسی مسئله امامت و اثبات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۵ تعداد دانلود : ۵۲۰
مسئله اصلی این مقاله، ارائه شیوه ای ویژه در اثبات امامت است. امامت حضرت علی (ع) با ادله نقلی، اعم از آیات و روایات متواتر و امامت دیگر ائمه (ع) از راه ادله نقلی اثبات می شود. اما از نظر نگارنده، اثبات امامت هر یک از امامان معصوم(ع)، راهها و شیوه هایی غیر از ادله نقلی نیز دارد. این ادله بسیار است و می توان به روش های گوناگونی برای اثبات امامت آن حضرات استدلال کرد. مجموع استدلال های اقامه شده یا استدلال هایی که قابل ارائه است یا نقلی اند یا عقلی. می توان از راه دلیل عقلی به شیوه عقلی مستقل و شیوه عقلی غیرمستقل استدلال هایی پرشماری اقامه کرد. در این نوشتار با استفاده از آسان ترین استدلال های عقلی، به واکاوی و اثبات مسئله اصلی می پردازیم. آشکار است که بحث درباره ولایت، به دلیل نقش ویژه آن در حیات انسانی و علوم اسلامی، ضروری و البته کاربردی است.
۸.

بررسی آرای معرفت شناختی ویلفرد سلرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۴ تعداد دانلود : ۵۹۷
در طول تاریخ معرفت شناسی حملات فراوانی به نظریه مبناگرایی شده است. به جرئت می توان گفت که هیچ کدام آنها به اندازه حمله ای که سلرز به مبناگرایی کرده، از اهمیت برخوردار نیست. در واقع سلرز با نقد «داده» و اسطوره خواندن آن، که بنیان مبناگرایی تجربی را تشکیل می دهد، اساس باورهای غیراستنتاجی را برای منتهی شدن به معرفت فرو می ریزد. در پی نقدهای سلرز به «داده» بحرانی عمیق دامن گیر مبناگرایی تجربی مسلکان می گردد که سلرز می کوشد با طرح مب احث بدیعی مانند فض ای م نطقی دلایل، نومینالی سم روان ش ناسانه و رفتارگرایی روش شناس انه در معرفت شناسی، راه حل مناسبی برای بحرانی که خود آن را پدید آورده بیابد. بارزترین نتیجه حملات سلرز به مبناگرایی تجربه گرایان نفی «آگاهی مس تقیم» فاعل شناساست. فیلسوفان م سلمان بر این باورند که نفی «آگاهی مستقیم» اساس هرگونه معرفتی در فاعل شناسا را ویران خواهد کرد و دسترسی به معرفت را از جانب وی مخدوش می سازد. بررسی دیدگاه سلرز در نفی «آگاهی مستقیم» و ارزیابی راه حل جای گزین آن از اهداف مقاله حاضر است.
۹.

چیستی مفاهیم اخلاقی براساس حکمت متعالیه(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۱ تعداد دانلود : ۶۳۲
مفاهیم اخلاقی، از این جهت که مثل مفاهیم فلسفی مشهور جزو معانی اند، نه صور و مابازای خارجی دارند، نه ذهنی، شباهت زیادی به معقولات ثانیه فلسفی دارند؛ اما ازآنجاکه اولاً تحقق خارجی محکی مفاهیم اخلاقی، دائرمدار فعل ارادی انسان است، و ثانیاً مصداق یابی آنها دائرمدار قصد فاعل است، از مفاهیم فلسفی مشهور فاصله پیدا می کنند. این تفاوت باعث شده حکمای مسلمان، مفاهیم و گزاره های فلسفی مربوط به فضای هستی شناختی را ذیل حکمت نظری، و مفاهیم و گزاره های مربوط به فضای ارزش شناختی را ذیل حکمت عملی بحث کنند. در این مقاله، ضمن تحقیق درباره حقیقت مفاهیم فلسفی، سنخ مفاهیم اخلاقی و فرق آنها با مفاهیم فلسفی مشهور را بررسی کرده ایم. وجود تمایز اساسی بین این دو دسته مفاهیم، باعث شده است، از مفاهیم فلسفی مشهور با عنوان «معقولات ثانیه هستی شناختی»، و از مفاهیم اخلاقی و هر مفهوم مربوط به وادی عمل ارادی همراه با قصد انسان، با عنوان «معقولات ثانیه ارزش شناختی» تعبیر شود.
۱۰.

مفاهیم نظری و مشاهدتی؛ واقع گروی یا ناواقع گروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۴۶۷
از پایه ای ترین مباحث دانش معرفت شناسی، بحث های ناظر به تصورات و مفاهیم است. در این نوشتار در پی پژوهش درباره این مسئله ایم که ویژگی های مفاهیم یا واژگان نظری (تئوریک) و نیز مفاهیم مشاهدتی چیست؟ آیا اصولاً مفاهیم نظری مفاهیمی حقیقی اند یا مانند مفاهیم ساختگی همچون غول و پری دریایی و مفاهیم قراردادی و اعتباری غیرحقیقی؟ به بیان دیگر در ساحت مفاهیم نظری، واقع گرایی را باید برگزید یا ناواقع گرایی را؟ در گستره مفاهیم مشاهدتی چطور؟ سرانجام اینکه جایگاه این دسته مفاهیم در نظام طبقه بندی مفاهیم یا تصورات کجاست؟ بی تردید این مبحث از مهم ترین و بنیادی ترین مباحث معرفت شناسی در ساحت مفاهیم یا تصورات است؛ مفاهیمی که گزاره ها، قوانین و نظریه های علمی از آنها سامان می یابد. در این پژوهش درباره چنین مشکلی کاوش می کنیم و راه حل آن را پی می گیریم.
۱۱.

پارادایم یا مبنا؛ امکان، گونه ها و نقش آن در معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۱ تعداد دانلود : ۵۴۳
از پایه ای ترین و مهم ترین مسائل روش شناسی که پیوند تنگاتنگی با معرفت شناسی دارد این مسئله است که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند؟ آیا مبنایی بر دیگر مبانی یا پارادایم ها برتری دارد و می توان بر پایه این برتری آن را بر دیگر پارادایم ها ترجیح داد؟بدین سان، در این پژوهش، با تأکید بر نادرستی آموزه چهارچوب و نامعقول بودن آن، تمایز میان چهارچوب ذهنی و مبنا و نیز ویژگی های شان را وامی کاویم و امکان پذیرش پارادایم ها به معنای مبانی را بررسی می کنیم و به پژوهش در این مسئله می پردازیم که پارادایم ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند. در پایان، گونه های پارادایم (مبنا) را بررسی می کنیم. مهم ترین دستاورد این اندیشه ورزی این است که از هر مبنایی ویژه، دیدگاهی متناسب با آن برمی خیزد. مبانی، به ویژه مبانی معرفت شناختی، نقشی ژرف در نظریه های ما دارند. آیا پیامد این تکثر، شکاکیت در روش شناسی علوم است؟ در این وضعیت، کدام شیوه پژوهش را برگزینیم؟ پایان بخش این نوشتار کاوش و تلاش برای یافتن راه حل این مسئله دشوار است.
۱۲.

پارادایم؛ افسانه یا واقعیت(تحلیل معناشناختى، خاستگاه و ارزیابى)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۵۲۱
در مواجهه با پارادایم، از پایه اى ترین و مهم ترین پرسش هاى روش شناختى اى که پیوند تنگاتنگى با معرفت شناسى دارد این است که آیا پژوهش، خواه در قلمرو علوم طبیعى و خواه در ساحت دانش هاى انسانى، و حتى پژوهش در مسائل معرفت شناسى بدون تحقق پارادایم ها و مفروضات ذهنى امکان پذیر است؟ پارادایم ها چه نقشى در پژوهش، روش تحقیق، معرفت و دستیابى به واقعیت دارند؟ براى دستیابى به پاسخ این گونه پرسش ها ابتدا باید دید پارادایم چیست و خاستگاه یا منشأ آن کجاست؟ واژه پارادایم که دیرزمانى نیست که در فلسفه علم کانون توجه قرار گرفته و به سرعت به دیگر ساحت ها و حوزه هاى معرفت بشرى انتقال یافته، مشحون از ابهام است؛ ازجمله اینکه آیا از آن ساختار ذهنى اراده مى شود یا مبنا و یا الگو؟ ازآنجاکه این مسئله به گونه اى گسترده به عرصه هایى ژرف، تأثیرگذار و بنیادى همچون فلسفه دین، فلسفه، معرفت شناسى و روش شناسى راه یافته، ضرورت پژوهش درباره آن انکارناپذیر است. از مهم ترین دستاوردهاى این کاوش این است که با تحلیل معناشناختى این واژه و بیان خاستگاه آن، ابهام آن زدوده مى شود و مى توان درباره اندیشه ورزى و پژوهش با پارادایم یا بدون آن داورى کرد.
۱۳.

واژه شناسى معرفت و امکان تحلیل آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۷ تعداد دانلود : ۴۷۷
واژه شناسى علم و معرفت، و امکان تعریف حقیقى و تحلیل آنها یکى از بحث هاى مهم و دشوار در معرفت شناسى معاصر است که در این مقاله به بررسى آن مى پردازیم. از سویى، از نگاه متفکران مسلمان، مفهومى که بدیهى است نیاز به تعریف ندارد، بلکه تعریف حقیقى آن ممکن نیست؛ از سوى دیگر باید پرسید چگونه بسیارى از کسانى که این مفهوم را بدیهى دانسته اند، در مبحث هستى شناسى علم، به تعریف و تحلیل فلسفى علم پرداخته اند؟ آیا تعریف کردن مفهوم علم با بدیهى دانستن آن سازگار است؟ در پاسخ بدین مسئله، دو راه حل ارائه کرده، در راه حل برگزیده بدین نتیجه دست مى یابیم که نگاه هستى شناختى به علم، با نگاه معرفت شناختى بدان متفاوت است. کسانى که مفهوم علم را بدیهى دانسته و در عین حال آن را تعریف کرده اند، در مقام تبیین حقیقت علم و دستیابى به ماهیت و اجزاى ذاتى یا لوازم آن بوده اند. با این راه، تعارض میان بدیهى دانستن مفهوم علم و نظرى انگاشتن چیستى آن رفع مى شود.
۱۴.

نقد و بررسی مبانی اخلاق لیبرالیسم(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۲۰
باور به تهی بودن دنیای واقعی از ارزش یا منشأیی برای ارزش، و نیز فردگرایی خاص لیبرالیسم، مکتبی اخلاقی را بنیان نهاد که تنها منشأ اعتبار گزاره های اخلاقی را اراده و میل فرد معرفی می کند. با وجود رواج گسترده اخلاق لیبرال، این دیدگاه با انتقاداتی مواجه است. در این پژوهش تلاش شده تا ضمن تبیین مکتب اخلاق لیبرال، به نقد های آن اشاره شود. نتایج بررسی انتقادی دیدگاه مزبور حاکی از آن است که، مکتب اخلاقی لیبرالیسم را باید در دستة غیرواقع گرایان اخلاقی و به تبع آن، نسبی گرایان اخلاقی دسته بندی کرد. در این صورت، حاصل غیرواقع گرایی اخلاقی این است که هرگز باید اصلی اخلاقی مکتب خویش را نتوان توجیه کرد. از سوی دیگر، نسبیت در اخلاق، بی اعتباری هر نظام اخلاقی از جمله هر مکتب نسبی گرا را رقم خواهد زد. پیامدهای غیرمنطقی نسبیت در اخلاق، لیبرالیست ها را به سخن گفتن از قیودی نظیر لزوم احترام به امیال دیگران کشانده است. اما آنها هرگز این ابهام را پاسخگو نبوده اند که با وجود غیرواقع گرا بودن، چگونه می توان به پیامدهای ناگوار واقعی، برای توجیه چنین قیودی استناد کرد. حقیقت این است که جز با در نظر گرفتن سعادتی واقعی برای انسان از یک سو، و پیامدهای واقعی افعال اختیاری او از سوی دیگر، هرگز نمی توان مکتب اخلاقی موجهی را شکل داد؛ سعادتی که از منظر دین حق، نزدیک شدن به کامل مطلق است و برای درک جزئیات پیامدهای افعال اختیاری انسان نسبت به این هدف، از راهنمایی کامل مطلق نمی توان بی نیاز بود.
۱۵.

تبیین و نقد چیستی فضیلت از منظر لیندا زاگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
تعداد بازدید : ۱۸۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹۲
زاگزبسکی به مثابه فیلسوف اخلاق و معرفت شناس فضیلت محور در صدد است تا دیدگاهش را درباره ی فضیلت تبارشناسی کند. او با تأکید بر نقش انگیزه در فضیلت دیدگاهش را عامل مبنا می داند. در نزد زاگزبسکی، فضیلت دارای ارزش ذاتی است. او با اشاره به تفاوت فضیلت با توانایی طبیعی و مهارتْ آن را در دو قلمرو اخلاق و معرفت شناسیْ کمال و مزیت پایدار نفس می داند و بر دو مؤلفه ی انگیزه و موفقیت مبتنی می کند. مقاله ی پیش رو کوشیده است مؤلفه های مورد نظر زاگزبسکی را ارزیابی کند. از نتایج این تحقیق آن است که فضایل مشتمل بر انگیزه اند؛ اما از نقش هدایت گرانه ی مورد نظر زاگزبسکی برخوردار نیستند؛ البته باید دیگر مؤلفه ی موفقیت را پذیرفت؛ زیرا نمی توان فضیلتمند بود، اما به هدف فضیلت به طور غالب نائل نشد. بر خلاف دیدگاه زاگزبسکی، نمی توان فضیلت را به لحاظ مفهومی جدا از مهارت های هم پیوند با فضیلت دانست؛ زیرا جنبه ی مهارت دست کم در فضیلت عقلی بیشتر از بُعد انگیزشی دارای اهمیت است؛ به طوری که ارسطو تکنیک را از اقسام فضایل عقلانی می داند. به علاوه، فضایل تنها اکتسابی نیستند؛ زیرا در تاریخ مفهوم فضیلت، برخی توانایی های طبیعی فضیلت محسوب شده اند.
۱۶.

ارزیابى کارایى فلسفه اسلام در حل مشکلات معرفت شناسى دینى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۹۹۱ تعداد دانلود : ۶۹۴
نوشتار حاضر این مسئله را مى کاود که واکنش فلسفه اسلامى در برابر مشکلات فراروى معرفت شناسى دینى چیست؟ آیا در برابر آنها منفعل است؛ دست به توجیه و عقب نشینى مى زند یا آنکه به حل دشوارى ها مى پردازد و راه حل هایى معقول و خردپسند ارائه مى کند؟ نگارندگان پس از تلاش هاى مستمر در طول چندین دهه بدین نتیجه دست یافته اند که فلسفه اسلامى با قلمرو گسترده اش، توان حل بسیارى از دشوارى هاى فلسفه دین و معرفت شناسى دینى را داراست. مجموعه راه حل هایى که ارائه مى دهد، دست کم مى تواند از نگاه اندیشمندانى که با این مشرب همسو نیستند راه حل هایى بدیل در کنار دیگر پاسخ ها به شمار آید. پژوهش موجود پس از بیان فهرستى از مشکلات و پاسخ هاى آنها بر اساس سنت عقلى و فلسفى اسلامى، از باب نمونه، به واکاوى و بررسى دو دلیل از مهم ترین ادله ناتوانى عقل و استدلال عقلى بر وجود خدا، یعنى بى معنایى واژگان و مفاهیم واجب و ممکن و انکار وجود محمولى، مى پردازد و پاسخ هایى بر اساس این سنت ارائه مى دهد.
۱۷.

نقد و بررسى تحلیل معرفت از منظر کیث لرر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۲ تعداد دانلود : ۹۵۹
کیث لرر که سرشناس ترین مدافع کنونى انسجام گروى در توجیه است، با اشاره به معانى سه گانه شناخت در زبان انگلیسى و تعیین معناى سوم، یعنى تصدیق برخى اطلاعات به منزله معرفت موردنظر در معرفت شناسى، این تحلیل لغوى را بسنده نمى داند؛ ازاین رو به تحلیل فلسفى حقیقت شناخت پرداخته، برخلاف دیدگاه رایج در معرفت شناسى مغرب زمین، افزون بر سه عنصرِ باور، صدق و توجیه، عنصر چهارمى را با عنوان الغاناپذیرى در کار مى آورد. وى حقیقت صدق را علامت زدایى دانسته، به جاى شرط باور نیز شرط پذیرش به هدف احراز حقیقت و اجتناب از خطا را قرار مى دهد. سپس مقصود از توجیه را داشتن دلیل و شواهد کافى براى پذیرش اعلام مى کند و سرانجام براى فرار از اشکال مشهور گتیه، شرط الغاناپذیرى را به مؤلفه هاى سه گانه شناخت مى افزاید. به اعتقاد نگارنده، عناصر چهارگانه تحلیل لرر اشکالاتى دارند، از جمله اینکه تفسیر صدق به علامت زدایى ناتمام است. در شرط پذیرش نیز میان تصدیق قلبى و تصدیق ذهنى خلط شده است. در شرط توجیه نیز ابهاماتى در کلام لرر مى توان یافت.
۱۸.

بررسی پیامدهای سیاسی قاعدة لاضرر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷۹ تعداد دانلود : ۱۴۰۷
در میان قواعد متعدد فقهی، قاعدة لاضرر، از جمله قواعدی است که کارایی بسیاری در فقه سیاسی دارد. بررسی روایات مربوط به قاعدة لاضرر، تعیین مفاد ادلة این قاعده، و مهم تر از همه، تبیین پیامدهای آن، هدف مقالة حاضر است. مقاله با بررسی سه دیدگاه حکم حکومتی، حکم ثانوی و حکم عقلی، به پیامدهای مهم قاعدة لاضرر می پردازد. به نظر نویسنده، دو دیدگاه حکم حکومتی و حکم ثانوی، به دلیل محدودیت نمی توانند به صورت کامل مفاد قاعدة لاضرر را تبیین کنند؛ درحالی که دیدگاه حکم عقلی با جمع میان دو حکم حکومتی و حکم ثانوی، به خوبی می تواند پیامدهای این قاعده را تبیین نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان