این پژوهش با هدف استخراج نقشه کاربری اراضی شهری، با استفاده از مقایسه الگوریتم های مختلف طبقه بندی پیکسل پایه و شئ گرا می باشد. در این راستا الگوریتم های طبقه بندی پیکسل پایه ماشین بردار پشتیبان، حداکثر احتمال، شبکه عصبی مصنوعی، حداقل فاصله از میانگین، سطوح موازی و فاصله ماهالانوی مورد استفاده قرار گرفتند. در ادامه به مقایسه روش های مذکور با طبقه بندی شئ گرا جهت تهیه نقشه کاربری اراضی شهر زنجان با استفاده از تصویرماهواره ای Sentinel-2 با قدرت تفکیک مکانی 10 متر پرداخته شد. به منظور انجام پردازش تصویر مورد استفاده از نرم افزار های ENVI 5.3 ، SNAP ، eCognition و ArcGIS استفاده شده است. برای مقایسه عملی نتایج، د ر هر د و روش از د اد ه های آموزشی یکسان برای طبقه بندی استفاد ه گرد ید ؛ سپس مهم ترین روش های ارزیابی صحت شامل د قت کلی و ضریب کاپای طبقه بندی استخراج شد. نتایج بدست آمده، نشان می دهد که از بین روش های طبقه بندی پیکسل پایه مورد استفاده در این مطالعه، روش های طبقه بندی حداکثر احتمال و روش حداقل فاصله تا میانگین با ضریب کاپای به ترتیب 95/0درصد و 85/0 درصد از دقت قابل قبولی برخوردار هستند. هم چنین مقایسه نتایج حاصل از طبقه بندی پیکسل پایه و شئ گرا نشان داد که روش شئ گرا با اعمال پارامترهای مؤثر در طبقه بندی و توسعه قوانین جهت اطلاح طبقه بندی اولیه شئ گرا با ضریب کاپای 95/0 درصد از نظر دقت در استخراج نقشه کاربری اراضی از روش های پیکسل پایه از اولویت برخوردار است.
استفاده از تلاش ذهنی در تمرین متغیر و تمرین کم خطا از یکدیگر متفاوت است؛ به صورتی که دلیل افزایش یادگیری مهارت را افزایش خطا در تمرین متغیر می دانند؛ درحالی که نتیجه بهینه عملکرد در تمرین کم خطا به خاطر کاهش تلاش ذهنی در آن است؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تناقض اثر تلاش شناختی در تغییرپذیری تمرین و یادگیری پنهان با به کارگیری هر دو روش یادگیری بر یک تکلیف پیچیده یکسان و در شرایط یکسان تکلیف ثانویه شناختی بود. بدین منظور، 72 دانشجو به شش گروه 12 نفری کم خطا-متغیر، پرخطا-متغیر، کم خطا-ثابت، پرخطا-ثابت، کنترل-ثابت و کنترل-متغیر تقسیم شدند. تمامی گروه ها در پیش آزمون، سه روز تمرینی، آزمون های اکتساب، یادداری و انتقال ثانویه شرکت کردند. شرکت کنندگان گروه پرخطا-متغیر به ترتیب از فواصل 5/3، 25/3 ،3، 75/2 و 5/2 متری و گروه کم خطا-متغیر به طور برعکس در همین فواصل تمرین کردند؛ درحالی که گروه کم خطا-ثابت فقط از فاصله 5/2متری، گروه پرخطا-ثابت فقط از فاصله 5/3 متری، گروه کنترل ثابت از فاصله سه متری و گروه کنترل-متغیر تمامی فواصل را به طور تصادفی تمرین کردند. برای تحلیل دقت پرتاب در مراحل اکتساب از تحلیل واریانس مختلط (3 * 3) (گروه * روز)، در مراحل آزمون از تحلیل واریانس مختلط (3 * 4) (گروه * آزمون) با سطح معناداری 05/0درنظر گرفته شد. در آزمون یادداری بین گروه کم خطا-متغیر با گروه های پرخطا-متغیر (0.001 = P)، پرخطا-ثابت (0.002 = P) و کنترل-ثابت (0.006 = P) تفاوت معنادار وجود داشت. در آزمون انتقال، بین گروه کم خطا-متغیر با گروه های پرخطا-متغیر (0.001 =P )، پرخطا-ثابت (0.001= P) و کنترل-ثابت (0.002 = P) تفاوت معنادار مشاهده شد. براساس نتایح، پیشنهاد می شود که مربیان، کاردرمانان و درمانگران می توانند در آموزش مهارت های حرکتی روش های تمرینی کم خطا و کنترل-متغیر را به کار گیرند.
رابطه میان مخارج و درآمد دولت در جریان عدم تعادل بودجه را می توان یکی از مهمترین مباحث در اقتصاد بخش عمومی ب ه حساب آورد که بویژه برای اقتصاد ایران که درآمد نفت، بخش عمده درآمد دولت را تشکیل می دهد، اهمیت زیادی دارد. هدف اصلی این مقاله، نشان دادن واکنش درآمد و مخارج دولت به جریان تعدیل عدم تعادل بودجه، در قالب یک الگوی سه متغیره، با در نظر گرفتن نقش درآمد نفت در این جریان و آزمون نامتقارنی جریان تعدیل در ایران، طی سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۹۵ می باشد. نتایج، حکایت از تأیید فرضیه درآمد-مخارج در ایران دارد. به علاوه درآمد نفت، دولت را تشویق به مصرف بیشتر و دریافت مالیات کمتر نموده که حاکی از تأیید فرضیه جایگزینی مالیات در ایران می باشد. همچنین مشخص گردید، تنها، مخارج دولت به عدم تعادل بودجه، واکنش نشان می دهد و این، زمانی اتفاق می افتد که بودجه، با کسری مواجه باشد. براساس نتایج به دست آمده، ضرورت دارد برای کاهش کسری بودجه، وابستگی درآمد دولت به درآمد نفت، کاهش و کارآیی سیستم مالیاتی بهبود یابد.
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی عملکرد انجمن گردشگری ورزشی با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل 114 تن از اساتید و دانشجویان بود که تمامی این افراد به صورت تمام شمار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه ارزیابی عملکرد به روش کارت امتیازی متوازن استفاده گردید. پایایی پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ برای وضعیت مطلوب (94/0=α) و موجود (98/0=α) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های مورد بررسی اولویت معناداری وجود داشته، و هیچ یک از مؤلفه ها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. با توجه به نتایج به دست آمده، توصیه می شود تا این انجمن تمام توان خود را در راستای جلب رضایت و همراهی مشتریان با برنامه های بلندمدت سازمان به کار گیرد.رد بررسی اولویت معناداری وجود داشته، و هیچ یک از مؤلفه ها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. با توجه به نتایج به دست آمده، توصیه می شودتفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های مورد بررسی اولویت معناداری وجود داشته، و هیچ یک از مؤلفه ها از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. با توجه به نتایج به دست آمده، توصی
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های توسعه منابع انسانی به منظور ارتقای عملکرد SMEs ایران در سه بعد رفتاری، ساختاری و زمینه ای صورت پذیرفته است. نوع پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و روش آن براساس نحوه گردآوری داده ها، کمی کیفی بود. در فاز کیفی با مرور ادبیات و پیشینه تحقیق وگفتگو با صاحب نظران و خبرگان حوزه منابع انسانی و SMEs، مؤلفه های سه بعد رفتاری، ساختاری و زمینه ای استخراج و سپس با تشکیل پانل دلفی متشکل از 25 خبره در چهار دور، مؤلفه های نهایی شناسایی شد و در فاز کمی براساس جدول مورگان، 375 مدیر SMEs انتخاب شدند. نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انجام شد. مدل تحقیق در قالب 74 نشانگر در 12 متغیر مکنون برای دستیابی به سه متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد، هر سه بعد، نقش معنی داری در توسعه منابع انسانی SMEs دارند و مبتنی بر آزمون فریدمن، اولویت بندی هر سه بعد مشخص شد. لذا نتیجه تحقیق نشان داد مؤلفه های ابعاد ساختاری، رفتاری و زمینه ای مؤثر بر توسعه منابع انسانی، به افزایش دانش و مهارت، بهبود نگرش و انگیزه کارکنان و درنتیجه افزایش عملکرد مالی و عملیاتی SMEs منجر شده است.
امروزه با توجه به افزایش جمعیت جهان و کمبود منابع آب و همچنین زمین های حاصلخیز، استفاده از کودها و سموم آفت کش به منظور افزایش تولید محصولات کشاورزی در واحد سطح، افزایش چشمگیری یافته است. این ترکیبات با وجود منافعی که دارند، آثار زیانباری نیز بر سلامت انسان، محصولات کشاورزی و همچنین محیط زیست بر جای می گذارند. یکی از مسائل حایز اهمیت مسئولیت مدنی ناشی از این ترکیبات است. به نظر می رسد در تحلیل مسئولیت مدنی ناشی از کودها و سموم آفت کش، می باید به سمت مسئولیت بدون تقصیر رفته و به نظریه خطر استنادکرد؛ زیرا اغلب اشخاص در قالب شرکت های بزرگ و با هدف انتفاع و سود بیشتر به ورود، ساخت، فرمولاسیون و مصرف کودها مبادرت می ورزند. به علاوه، مسئولیت مدنی در این حوزه با چالش های جدی مواجه است؛ زیرا معمولاً زیان ها و خسارات ناشی از کودها و سموم دفع آفات نباتی تدریجی و پنهان بوده و از اسباب مختلف حاصل می شود و از طرفی نیز، شناسایی مسبب اصلی و همچنین محاسبه میزان خسارت با دشواری فراوان همراه است. تصویب مقررات خاص و مؤثر درخصوص فرمولاسیون، ورود، توزیع و مصرف کودها و سموم دفع آفات نباتی، استفاده از مدیریت تلفیقی آفاتو توجه ویژه به مبارزه بیولوژیک، گسترش کشت ارگانیکو اطلاع رسانی و گسترش فعالیت های ترویجی در بین کشاورزان، از جمله راهکارهای مؤثر جهت پیشگیری و تقلیل خسارات ناشی از کودها و سموم آفت کش می باشند. نوشتار حاضر تلاش کرده مبانی و شرایط مسئولیت مدنی مربوط به این مسئله و نیز شیوه جبران خسارت و چالش های فرارو را با توجه و تطبیق بر مقررات کشور استرالیا بررسی نماید.
زمانی که مفهوم فضا به صورت جدّی در بین جغرافی دانان و معماران مطرح شد، همواره این پرسش ذهن کنجکاو بسیاری را به خود مشغول داشت که چیدمان پدیده ها در صحنه ای که فضا را به وجود می آورد، از چه قواعدی پیروی می کند؟ کنکاش در زمینه چیدمان در فضا به مثابه نحو در زبان تعریف می شود؛ همان گونه که بر ساختارهای زبانی دستور خاصی حاکم است، می توان سازمندی فضا را تابع قوانین و قواعدی مشابه زبان قلمداد کرد. در این پژوهش، نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای، عکس های هوایی، مدل ارتفاع رقومی منطقه به کار رفت. پژوهش با روش پدیدارشناسی انجام شد. آرایش سکونتگاه های جلگه ای در نگاره سرزمینی خوزستان با مدل تحلیلی چیدمان فضا و قاعده مئاندری تبیین و تحلیل شد. روش پدیدارشناسی، سه نگاره سرزمینی را برای جلگه خوزستان تعریف کرده است. هویت مکانیِ هر نگاره، حاکی از حافظه تاریخِ طبیعی آن نگاره است که در بینش مردم این سرزمین و در شکل سکونتگاه ها نقش اساسی داشته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد: 1- رفتار رودخانه های نگاره خوزستان در تعامل با مواریث پادگانه های دریایی خلیجِ فارس، قاعده سکونتگاهی شهری در این فضا را تعریف می کند؛ 2- اَشکال مئاندری رودخانه ای، تبیین کننده قاعده سکونتگاه های روستایی در این فضاست؛ 3- ژئونورون ها یا هورها تعریف کننده هویت مکانی با نام هورنشینی است.
رسانه به معنی هر وسیله ای است که انتقال دهنده فرهنگ وافکار عده ای باشد.مانند روزنامه،مجلات،رادیو،تلویزیون وماهواره،که یکی از مهمترین آنها ماهواره است.که تاثیر بسزایی در زندگی مردم دارد.اولین ماهواره ها در سال ۱۹۸۰ با دوازده هزار مدار تلفنی و تنها دو کانال تلویزیونی در مدار قرار گرفتند.تجربه نشان داده است که استفاده های ناسالم از ماهواره در دهه ی اخیر بیشتر شده و باعث ایجاد آسیب شده از جمله این آسیب ها :خود فراموشی،خدافراموشی،افسردگی،آلودگی روح،انزواوگوشه نشینی واسیب های اجتمایی از قبیل از بین رفتن قداست خانواده ،مجاز دانستن خیانت زن به شوهر و زشتی زدایی از روابط قبل از ازدواج ،اهانت به والدین در بعضی موارد فرو پاشیدگی خانواده ها و.....البته ماهواره در کنار مضراتش فوایدی هم دارد.از جمله :آشنایی با فرهنگ وسنت های کشورهای مختلف سرگرم کننده بودن برنامه ها ،برنامه های علمی فراوان،و امکان دیدن آنها به زبان اصلی.از آنجایی که ماهواره رسانه ای دو وجهی است وهم برای اغراض حلال به کار میرود وهم برای اغراض حرام به کار گرفته میشودو بسیاری از فقها جواز تهیه و نگهداری آلات مشترکه را مشروط به قصد شخص کرده اند.
رئالیسم انتقادی از تبار جامعه شناسی مارکسیستی است که تلاش می کند تجربه عینی و دقیق واقعیت را به همراه تناقض ها در رفتار جمعی و فردی به خواننده منتقل کند. در این پژوهش با بهره گیری از آرای لوکاچ و گلدمن ضمن تأکید بر صورت بندی گلدمن از فرم و محتوای رمان در سه قسم به مهم ترین مسائل شخصیت های پروبلماتیک در رمان زیبا صدایم کن اثر فرهاد حسن زاده پرداختیم. هدف از این پژوهش نقد اجتماعی گسست هویت انسان در جامعه امروز است. نتایج بررسی نشان می دهد که نویسنده با تلفیق دو رویکرد درباره شخصیت مسأله دار زمینه را فراهم می سازد تا قهرمانان رمان با جست وجوی ارزش های راستین و تضاد با ارزش های برساخت اجتماع، تصویری انتقادی را از واقعیت اجتماعی فاقد معنا در جامعه شبه مدرن ایران به نمایش بگذارد.
شاکله و بافت وجودی انسان بر اساس شاخص شخصیتی و مزاجی پدر و مادر تکوین می یابد و بسیاری از خصوصیات خَلقی و خُلقی وی از ماده وراثتی ایشان شکل می گیرد. این مساله به عنوان یکی از مهمترین مسائل علم النفس ، در آموزه های دینی و علمی اصلی مبرهن و مقبول است و انسان بر اساس ماده ژنتیک و مزاج طبیعی والدین خود مجبول است و تکوین می یابد. اما آیا انسان در مقابل این اصل دینی – علمی مجبور است و هیچ اختیاری از خود ندارد؟ آیا احکام تفاعل نفس و بدن و شدت این تأثیر و تأثر از انسان، آزادی را سلب کرده است ؟ در پاسخ به این سؤال قرائت های مختلفی در بطن مناقشه ژنتیک و عملکرد ژن ها صورت گرفته است که یکی از آنها تئوری افسانه ژن با دو چهره کاملا متمایز است . چهره نخست با فرض و تصور کردن این امر که تأثیرات ژنتیکی تغییر ناپذیرند، معتقد به جبرگرایی ژنتیک و نافی آزادی و اختیار انسان است. چهره دوم با تکیه بر مطالعات ژنتیکی و توسعه فناوری های مناسب ، جبرگرایی پرومته ای و تصرف در آینده را فریاد می زند که می تواند با تغییر در مکانیزم حیات ، قدرت مرگ و زندگی را بر نوع بشریت اعمال کند. در مقاله حاضر سعی شده است تا ضمن بررسی و نقد تئوری افسانه ژن و با اثبات امکان تغییر مزاج، آزادی و اختیار شخصی بشر در کنار اصل تأثیرگذاری مزاج و مسئله ژن محوری تبیین گردد.
تغییرات فرهنگی به سبب ماهیت تدریجی خود در طی تغییر از سبک زندگی سنتی به سبک زندگی مدرن یک فرایند فراگیر اجتماعی شده باشد. در میان افراد و ساکنان مناطق زاگرس جنوبی و در شهرستان های ایذه، باغملک و رامهرمز متاثر از گسترش ابعاد هویت مدرن و تغییر سبک زندگی، بخش زیادی از مناسک مرتبط با شیوه زیست سنتی کمرنگ و یا محو شده اند و به جای آن ها عناصر نوین مرتبط با عصر جدید برقرار شده است. یکی از مهم ترین عرصه هایی که به عنوان نماد تغییرات ذکر شده قابل رویت و رصد است «آیین سوگواری و عزاداری یا گاگریو» است. در پژوهش حاضر که به روش اتنوگرافی انجام شده سعی شده است مهم ترین تغییرات رخ داده در این زمینه مورد واکاوی قرار گیرد. فنون گردآوری داده ها در این پژوهش مشاهده مشارکتی و مصاحبه است. یافته ها نشان می دهند: سوگ در قالب گاگریو و سرو در میان مردمان این دو ایل کارکرد پیشین را ندارد و از خلال گذار نسلی اهمیت آن کاهش یافته است. سوگ دیگر مانند گذشته از طریق مراسمی باشکوه و خواندن نام طوایف، متوفی و جایگاه بازماندگان در کارکرد دوگانه خود یعنی برساخت تمایزات/ ایجاد همبستگی ایفای نقش نمی کند. و نمی تواند از طریق الزام درونی و مکانیسم جبران همبستگی اجتماعی را افزایش دهد. بدین ترتیب سوگ در قالب گاگریو و سرو رسانه ای است که نمی تواند همچون گذشته بار بازتولید حیات اجتماعی را به دوش کشد.