در نیمه ی نخست سده ی بیستم، سرخوردگی هایی بسیار به جهت فروپاشی ارزش های مسیحی و همچنین ایده آل پیشرفت در اروپا بروز کرد که موجب بازاندیشی و جدال نظری درباره ی ماهیت و بنیان های دوران جدید و نسبت آن با قرون وسطای مسیحی شد. این تلاش ها قضیه ای را در کانون بحث ها قرار داد که با عنوان «دنیوی شدن» شناخته می شود. ازهمین رو، درباره ی نسبت دوران جدید با قرون وسطا دو مبنای «گسست و پیوست» مطرح گردیده است که ذیل قضیه ی دنیوی شدن، نظریه های «دنیوی شدنِ آخرت اندیشی» و «دنیوی شدن از راه آخرت اندیشی» شکل گرفته اند. کارل لُویت و هانس بلومِنبِرگ نمایندگان بارز این دو نظریه اند که جدال نظری ایشان در این خصوص واجد اهمیت بسیار است. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های متفاوت در خصوص فرایند «دنیوی شدن» در اروپا با تأکید بر مواضع کارل لویت و هانس بلومنبرگ، ارائه و زمینه ی پژوهش های آتی درباره ی اندیشه ی ایشان را فراهم آورد.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی بر میزان آدیپونکتین و hs-CRP زنان دارای اضافه وزن بود. در این پژوهش 22 زن دارای اضافه وزن (میانگین ± انحراف معیار، سن 43/4±04/26 سال، وزن 56/6±10/73 کیلوگرم و نمایه توده بدنی 53/2±35/29)، به صورت داوطلبانه شرکت داشتند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (11=n) و تمرین ترکیبی ایستگا هی (11=n) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین ترکیبی ایستگاهی به مدت هشت هفته و هر هفته چهار جلسه با شدت 90-70 درصد حداکثر ضربان قلب، تمرین کردند. نمونه خون قبل از شروع تمرین و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین در حالت ناشتا گرفته شد. برای اندازه گیری متغیرهای هورمونی از روش الایزا استفاده شد. همچنین، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. پس از هشت هفته تمرین ترکیبی ایستگاهی، سطوح آدیپونکتین در گروه تجربی به طور معناداری (001/0 P =) افزایش یافت، درحالی که سطوح hs-CRP دراین گروه کاهش یافت (001/0 P =). به نظر می رسد که تمرین ترکیبی ایستگا هی با شدت بالا، به دلیل تأثیرات ضد ا لتهابی شیوه درمانی مؤثری برای جلوگیری و بهبود عوامل خطر بیماری ها ی مزمن مرتبط با چاقی مانند بیماری قلبی- عروقی، دیابت و ... در زنان جوان کم تحرک و دارای اضافه وزن باشد.
شهر تهران به عنوان بزرگ ترین شهر ایران در زمره آلوده ترین شهرهای جهان به حساب می آید بنابراین ضرورت شناخت دقیق آلاینده ها و مشخص ساختن پهنه های آلوده به منظور کاستن از شدت آن ها آشکار است. هدف این پژوهش تهیه نقشه آلودگی هوای تهران و مشخص کردن مناطقی دارای بیش ترین آلودگی است. برای بررسی وضعیت آلودگی هوای شهر تهران پس از جمع آوری غلظت 5 آلاینده جوی (CO، NOx، SOx، O3، PM25) از 20 ایستگاه ثبت کننده آلاینده های هوا، از سه روش درون یابی، کریجینگ و روش توابع شعاعی پایه و روش عکس فاصله وزنی IDW در نرم افزار ArcGIS و برای مقایسه روش ها و انتخاب بهترین آن ها از ریشه میانگین مربعات خطا RMSE و ضریب همبستگی R2 استفاده شده است. با بررسی مقادیرRMSE مشخص گردید که در اکثر پارامترها روش IDW دارای دقت مناسب تری جهت پهنه بندی آلودگی منطقه می باشد. برای رسیدن به نتایج با استفاده از روش های ذکرشده، نقشه محدوده های کیفی هوا در منطقه آماده و با تلفیق پنج نقشه و وزن دهی به هریک از پارامترها نقشه کلی آلودگی منطقه تهیه شد. نتایج نشان می دهد در نقشه پهنه بندی آلودگی CO بیش ترین وضعیت آلودگی مربوط به طبقه ناسالم، در نقشه NO مربوط به طبقه بسیار ناسالم، در نقشه O3 مربوط به طبقه بسیار ناسالم، در نقشه PM مربوط به طبقه ناسالم و هم چنین، در نقشه SO مربوط به طبقه ناسالم می باشد. در نقشه نهایی نیز بیش ترین بخش مربوط به طبقه ناسالم است. به طورکلی ایستگاه مسعودیه با وزن آلودگی 1091 بیش ترین آلودگی و خطرناک ترین وضعیت هوا را دارد و ایستگاه دروس با وزن آلودگی 628 دارای وضعیت مناسب تری بوده است.
شناسایی ذی نفعان دعوای ابطال گواهی نامه مالکیت صنعتی از مسائل و موضوعات اساسی و چالش برانگیز حقوق مالکیت صنعتی به شمار می رود و در مواقعی، ممکن است در تشخیص مصادیق اشخاص ذی نفع تردیدهایی به وجود آید. یکی از این مصادیق مورد تردید، نمایندگان تجاری شرکت های خارجی هستند؛ یعنی آن دسته از شرکت هایی که به موجب یک قرارداد نمایندگی، متصدی واردات و عرضه محصولات خارجی تحت علامت تجاری متعلق به آن شرکت خارجی به بازار ایران می شوند. مسئله این است که اگر یک شرکت ایرانی نماینده انحصاری یک شرکت خارجی باشد و محصولات آن شرکت خارجی را که تحت یک علامت مشهور عرضه می شود، وارد بازار ایران نماید و عملاً وارد کننده و فروشنده انحصاری آن محصولات در بازار باشد می تواند در صورتی که آن علامت مشهور در ایران توسط یک شخص ثالث به ثبت رسیده باشد ذی نفع دعوای ابطال علامت ثبت شده محسوب شود؟ در رأی مورد نقد این مقاله، هر دو دادگاه بدوی و تجدیدنظر این گونه ابراز عقیده نموده اند که این دسته از اشخاص را نمی توان ذی نفع دعوای ابطال دانست. با این حال، تأملی دقیق در موضوع نشان می دهد با عنایت به مفهوم و معیار نفع، در خصوص علامت های تجاری مشهور، نمایندگان تجاری را می توان ذی نفع دعوای ابطال دانست.
• سخت در اشتباهید اگر فکر کنید: کارمندان با عملکرد بالا، وفاداری بیشتری به سازمان دارند!
• خطاست اگر فکر کنیم: مدیران نیاز به تحسین ندارند!
• به بیراهه می روید اگر تصور کنید: رضایت شغلی معیاری برای منابع انسانی است!
• و...
دکتر ریچارد دبلیو. (دیک) بیتی (Richard W. Beatty)، بر آن است هر آنچه درباره ی مدیریت منابع انسانی می دانید، نقش بر آب کند. جسارت وی ستودنی است از آن رو که درباره ی موضوعاتی می گوید که در
""منابع انسانی"" گاه به عنوان ""بدیهیات"" و ""اصول ثابت"" جا افتاده است.
جالبتر آنکه دکتر بیتی ابایی ندارد از آنکه با صراحت عنوان کند که ""رضایت شغلی""، معیاری احمقانه، مزخرف، و خنده دار است؛ چرا که این کارکنان ضعیف هستند که از شغل خود رضایت دارند، در حالی که کارکنان توانمند و زبده، همواره ناراضی هستند ""از خود""، و از ""شغل خود""؛ چرا که این نوع کارکنان، انتظار و توقع بیشتری از خود دارند.
حمله ی بی امان دکتر بیتی را به مدیران نمی توان فراموش کرد. او می داند ""مدیران"" غالباً ویژگی ""خودشیفتگی"" دارند. به همین دلیل به آنها توصیه می کند اگر در جهت ارضای تحسین شدن هستند، بهتر است ""سگ بخرند"" که وفاداری بیشتری دارد.
برای آشنایی با دیدگاههای دکتر ریچارد دبلیو. بیتی می توانید این دو صفحه را بخوانید. سپس فیلم او را خریداری کنید که به زبان انگلیسی است (با ترجمه و زیرنویس فارسی که از سوی شرکت TMBA تهیه و تولید شده است:) تلفن: 71 و 66408251، سایت: www.MarketingShop.ir