فرآیند طراحی و ساخت یک سد ایمن و کارآمد، تلاشی مداوم جهت برخوردهایی درست و اقتصادی با چالش هایی مرتبط با زمین شناسی، هیدرولوژی و مصالح است. در کنار تحصیل این مطالبات بنیادین، دست یابی به زیبایی سد و ارتباط مطلوب میان طرح سد و محیط اطراف آن، ابعاد دیگری است که باید به آن توجه شود. سد به عنوان عنصری مداخله گر در طبیعت که گستره وسیعی از طبیعت را دستخوش تغییر می نماید، ضروری است نه تنها زیبایی طبیعت را مخدوش ننموده، بلکه آن را نیز ارتقا بخشد. به دلیل تأثیر مستقیم مشاهده و ارتباط با طبیعت بر سلامت روانی انسان، درصورتی که ساخت سد به تضعیف یا نابودی مناظر زیبای طبیعت منجر شود، سلامت روانی انسان نیز به مرور زمان در معرض تهدید قرار خواهد گرفت. در صورت لحاظ نمودن این دیدگاه در طراحی، نتایج، اغلب چشمگیر است و سازه هایی باهیبت و زیبا پدید می آید که قادر است کیفیت زیباشناختی محیط طبیعی اطراف خود را تقویت سازد. عوامل اصلی پدیدآورنده زیبایی در معماری سدها و به دنبال آن حفظ و ارتقای منظر، موضوع اصلی این مقاله است. مطالعات نشان می دهد اعتلای زیبایی سدها با رعایت اصولی ازجمله نظم، تناسبات، ارتباط مطلوب با محیط و نیز دارابودن عملکرد مناسب، همزمان با پاسخگویی درخور به نیازهای تکنیکی سد قابل حصول خواهد بود.
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناخت شرایط، مقررات و شیوه به کارگیری افراد در تشکیلات اداری آستان قدس، در دوره صفویه و بررسی نقش حکومت مرکزی و متولی آستان قدس در این امر است.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس اسناد مربوط به تشکیلات اداری آستان قدس، سعی در پاسخ به پرسش های پژوهش دارد.
یافته ها و نتایج پژوهش: با توجه به اسناد موجود، تشکیلات اداری آستان قدس رضوی در دوره صفویه، دارای تشکیلات اداری و دیوانی منظم و حساب شده بود. اداره کردن این تشکیلات، مستلزم وجود نیروی انسانی است. با بررسی اسناد معلوم می شود که ورود به تشکیلات آستان قدس، به آسانی و بدون دلیل و قاعده نبوده است، بلکه از نظم خاصی پیروی می کرد. تعداد افراد و حقوق و مزایا آن ها مشخص بود و با حذف و کناره گیری فردی، شخص دیگری به کار گرفته می شد. فرآیند استخدام افراد نیز، اگرچه در مواردی از مراحل قانونی آن تخطی می شد اما به طور کلی منظم و حساب شده بود. متولیان در این فرآیند، به عنوان بالاترین مقام در آستان قدس نقش برجسته ای در تعیین، تایید یا حتی عزل افراد داشتند. حکم شغل موردنظر نیز توسط شاه صفوی صادر می شد.
یکی از زیرمجموعه های علم زبان شناسی تحلیل گفتمان است. منظور از گفتمان، متن است که در واقع، ترکیبی از جمله های مختلف برای رساندن یک مفهوم یا یک اندیشه می باشد. در تحلیل گفتمان، زبان از جنبه های مختلف بررسی می شود که یکی از آن ها بررسی عوامل انسجام است. انسجام، نظریه و الگویی است که به بررسی عواملی می پردازد که اجزای تشکیل دهنده متن را به هم مرتبط می سازد و سبب هماهنگی آن می شود. در واقع، یک گفتمان یا یک متن زمانی شکل می گیرد که روابط منطقی مناسبی در بین اجزای تشکیل دهنده آن برقرار باشد و نظریه انسجام به دنبال کشف این روابط است. نظم و انسجام در قرآن کریم از دیرباز مورد توجه اندیشمندان جهان اسلام بوده است و علما از گذشته تاکنون به دنبال اثبات وکشف این نظم و پیوستگی آیات قرآنی و سوره های آن به روش های گوناگون بوده اند. برخی از شرق شناسان نظم وانسجام در قرآن را انکار کرده، آن را سست شمرده اند، در صورتی که هر سوره ای به عنوان متن و همه سوره ها با یکدیگر در نهایت انسجام هستند. این انسجام حتی در کوتاه ترین سوره ها در بالاترین حد ممکن است. برای اثبات این امر، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس نظریه هالیدی و حسن به بررسی عوامل انسجامی در سوره کوتاه «زلزال» پرداخته ایم و به این نتیجه رسیدیم که انسجام در این سوره در هر سه سطح واژگانی، دستوری و پیوندی دیده می شود که در سطح واژگانی، تکرار و در سطح دستوری، ارجاع بیشترین نقش را دراین انسجام دارند. همچنین، بر اساس مراجع ضمایر و تکرار مشخص شد که این سوره از دو موضوع زمین و حوادث آن در پنج (5) آیه اول و انسان و سرنوشت او در سه آیه آخر صحبت می کند.
علامه طباطبایی در آثار خود، دیدگاه های متفاوتی درباره ی نحوه ی اتصاف ذات الهی به صفات کمالی دارد: الف) عینیتِ صفات با یکدیگر و با ذات الهی، ب) عینیت یک طرفه، ج) عینیت مفهومی و مصداقی ذات الهی با صفات. چنین به نظر می رسد که این سه دیدگاه بر مبانیِ متفاوت و در طول یکدیگر استوار است. هر دیدگاه با حفظ موضوع و مبانی اش تحقق داشته و دیدگاه های دیگر را نیز نقض نمی کند. در دیدگاه نخست، عینیت دو طرفه ی صفات کمالی با یکدیگر و با ذات الهی، کثرت مفهومی صفات الهی و وحدت تشکیکیِ غیر تفاضلیِ آن ها بر اساس آثار علامه طباطبایی تبیین می شود. دیدگاهِ عینیت یک طرفه اصطلاح مختصِ علامه طباطبایی است و چنین به نظر می رسد که با تحلیل مقامات الهی از نظر ایشان، می توان این دیدگاه را تبیین نمود. دیدگاه سوم مبتنی بر نظریه ی بدیعِ علامه طباطبایی یعنی توحید اطلاقی است، که نهایتاً به نفیِ نحوه ی اتصاف ذات الهی به صفات کمالی می انجامد.
هدف این پژوهش، توصیف و تحلیل نظرات معلمان از آگاهی های مرتبط با نقشهای تربیتی خود و میزان همپوشانی آن با انتظارات برنامه درسی ملی بوده است. با بهره گیری از روش های پدیدارشناختی و زمینه یابی از نوع توصیفی تحلیلی، نخست پرسشنامه محقق ساخته با یک سؤال باز میان 80 نفر از آنها به شکل تصادفی توزیع و گرد آوری شد. سپس با استخراج برداشتها و تعابیر ارائه شده، پرسشنامه نظرسنجی نهایی نقشهای تربیتی معلمان، تولید و میان 239 نفر از دبیران زن دوره دوم متوسطه شهر تهران با نمونه گیری تصادفی خوشه ای اجرا شد. نتایج چرخش تحلیل عاملی در نرم افزار لیزرل نشان می دهد که از دیدگاه دبیران این خرده نقشها می تواند به ترتیب در چهار گروه نقشهای ارتباطی و خلاقانه، آموزشی و اجرایی، انگیزشی و هدایتگرانه دسته بندی شود. میزان آگاهی معلمان با میانگین تجربی کل با عدد 55/1 کمتر از میانگین نظری (3) به دست آمده است که نشان دهنده آگاهی کمتر از حد متوسط معلمان نسبت به نقش های تربیتی خود است. مقایسه خرده نقش های تربیتی سند برنامه درسی ملی با خرده نقش های تربیتی ارائه شده از سوی معلمان، نشان می دهد که معلمان درباره خرده نقشهای تربیتی و خلاقانه آگاهی و شناخت کافی ندارند، اما درباره سایر نقشها از آگاهی کافی برخوردارند. از این رو، همپوشانی بالایی میان نقشهای تربیتی برگرفته از سند برنامه درسی ملی و نظرات معلمان مشاهده می شود.