رشد گروه های تروریستی در سال های گذشته در منطقه خاورمیانه، نشان دهنده فصل جدیدی از مسائل امنیتی در منطقه است. گسترش سریع گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه بیانگر این نکته است که حرکت های تروریستی دیگر در قالب سنتی صورت نگرفته و سیستم جهانی شدن در قالب ساختار ارتباطاتی و رسانه ای باعث گستردگی و توسعه آن در سطح منطقه و جهان گردیده است. همچنین عوامل روانشناختی تأثیرات مهمی در گرایش توده های سنی عراق و سوریه و دیگر نقاط جهان به داعش داشته و مطالعه آن از اهمیت بسزایی برخودار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی زمینه های روانشناختی گسترش و جذب افراد به گروه تروریستی داعش است. فرضیه پژوهش این است که احساس سرخوردگی ناشی از تبعیض اجتماعی، اداری و سیاسی عامل اصلی در گرایش به داعش است. پژوهش حاضر با استفاده روش توصیفی تحلیلی و استفاده از متون معتبر به این نتیجه دست یافته است که مسلمانان سنی مذهب برای کسب تشخص از یک سو و مبارزه با هویت پایمال شده و حس خفت گروهی از سوی دیگر، روش خشونت کور داعشی را بر مبارزات مدنی و عاری از خشونت ترجیح دهند. همچنین در این مقاله همچنین به تفصیل به روش های تبلیغاتی و پروپگاندای داعش برای جذب نیرو و روش های جنگ روانی مورد استفاده این گروه اشاره شده است. یکی از ویژگی های منحصر به فرد داعش در میان گروه های رادیکال تروریستی مذهبی، استفاده رسانه ای و سازمان یافته از زنان در فعالیت های تبلیغاتی برای جذب عضو جدید است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اعتیاد به اینترنت و جهت گیری مذهبی با اهمال کاری تحصیلی دانشجویان با توجه به جنسیت انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان خوابگاهی مشغول به تحصیل دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی 95-94 بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 200 نفر از آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1988)، جهت گیری مذهبی آلپورت (1950) و اهمال کاری سولمون و راثبلوم (1989) استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین تمامی مؤلفه های اهمال کاری تحصیلی و اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت معنادار وجود داشت (05/0p<). همچنین از میان مؤلفه های جهت گیری مذهبی، جهت گیری مذهبی درونی با تمامی مؤلفه های اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی معنادار داشت (05/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که اعتیاد به اینترنت و جهت گیری مذهبی درونی می توانند اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی کنند و تقریباً بخش متوسطی از واریانس نمرات اهمال کاری تحصیلی بر اساس اعتیاد به اینترنت و جهت گیری مذهبی درونی تبیین می شود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت اعتیاد به اینترنت و جهت گیری مذهبی از عوامل مهمی هستند که می توانند در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان نقش داشته باشند. به والدین و کلیه برنامه ریزان تعلیم تربیت توصیه می شود که با آموزش های مناسب، استفاده مفید از اینترنت و افزایش جهت گیری مذهبی درونی را به دانش آموزان و دانشجویان آموزش دهند.
هدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر خشکسالی بر وضعیت اقتصادی و معیشت خانوارهای روستایی در تعاونی های مشاع بود و بدین منظور، آزمون تأثیر خشکسالی بر وضعیت اشتغال، عملکرد تولید، هزینه های تولید و رضایت از درآمد در قالب چهار فرضیه صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و جامعه آماری آن شامل 248 تعاونی مشاع شهرستان فسا بود که به صورت تمام شماری، همه سرمشاع ها مورد پرسشگری قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. برای آزمون فرضیات، از آماره ویلکاکسون استفاده شد. نتایج نشان داد که خشکسالی تأثیرات منفی بر وضعیت معیشت خانوارهای عضو تعاونی های مشاع داشته، به گونه ای که مقدار آماره ویلکاکسون برای هر چهار بعد در سطح خطای کمتر از 05/0 حاکی از تفاوت معنی دار وضعیت معیشت بعد از خشکسالی نسبت به قبل از آن است.
وجود سرمایه اجتماعی کلید استقرار جامعه مدنی و حیات شهروندی است و فقدان سرمایه اجتماعی مانع اساسی بر تأسیس و استقرار آن است. جوامع دار ای این نوع سرمایه بستر مناسبی برای شکل گیری جامعه مدنی توانمند، پاسخ گو و کارآمد فراهم می سازند؛ اما در مقابل، تهی شدن یک جامعه از سرمایه اجتماعی به ناکارآمدی بسیاری از سیاست ها و طرح های پیشنهادی در حوزه برنامه ریزی منجر می شود. سرمایه اجتماعی عمدتاً مبتنی بر عوامل فرهنگی و اجتماعی است. وجوه گوناگون پیوندها، همکاری، اعتماد متقابل و ارتباطات میان اعضای یک شبکه موجب تحقق اهداف اعضا می شود. علاوه بر این سرمایه اجتماعی برای برنامه های توسعه توفیق آفرین است. وجود سرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و اقتصادی و فیزیکی است و برعکس نبود سرمایه اجتماعی، اثربخشی سایر سرمایه ها را در دستیابی به توسعه منتفی می کند و بدون سرمایه اجتماعی، طی کردن راه های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و مشکل می شود. پذیرش این مفهوم به عنوان یک نوع سرمایه در سطح مدیریت کلان توسعه کشورها می تواند شناخت جدیدی را از سیستم های اقتصادی - اجتماعی ایجاد کرده و دولتمردان را در هدایت بهتر جامعه به سمت توسعه یاری رساند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به زمینه پیدایش و مفهوم «سرمایه اجتماعی» و نظریه های مرتبط با آن، ابعاد و مؤلفه های آن و همچنین جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی، نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی، کارکردهای مثبت و منفی آن، وضعیت سرمایه اجتماعی و دلایل عدم رشد آن مورد بررسی قرار گرفته است.
انتخابات تحت تأثیر عوامل مختلفی تقویت یا تضعیف می شود که یکی از آنها رسانه های جمعی به
صورت عام و رسانه ملّی به صورت خاص، است. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش
رسانه ملّی در رفتار انتخاباتی شهروندان شهر اصفهان بوده است. این پژوهش، به روش پیمایشی و
با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، با حجم نمونه 202 نفر در میان شهروندان بالای 00 سال
مناطق چهارده گانه کلانشهر اصفهان در نیمه اول سال 0230 انجام شده است. روش نمونه گیری نیز
سهمیه ای بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رسانه ملّی بر افزایش میزان مشارکت
شهروندان در انتخابات و گرایش رأی دهی شهروندان اصفهانی تأثیرگذار است. همینین، بین
عوامل برون سازمانی رسانه با رفتار انتخاباتی رابطه معناداری مشاهده نمی شود، اما بین متغیرهای
مستقل دینداری، تحصیلات، عوامل درون سازمانی رسانه، عوامل اجرایی نقش های رسانه و سن، با
رفتار انتخاباتی رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد. بین پایگاه اقتصادی اجتماعی با رفتار انتخاباتی
رابطه معکوس دیده می شود و زنان بیشتر از مردان در انتخابات شرکت می کنند.
امروزه هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری نوین، قادر است بهبودها و خلأهایی را در فرآیند رسیدگی قضایی ایجاد کند. هوش مصنوعی ممکن است چالش هایی در زمینه حفظ حقوق مدنی و حریم خصوصی، شفافیت و عدالت، ارائه اطلاعات و داده های نامطمئن ایجاد کند و به کاهش تعامل بین انسان و دادگاه منجر شود. این پژوهش می تواند به ارتقای فهم ما از این تکنولوژی و نحوه استفاده از آن در دادگاه ها کمک کند و همچنین می تواند به ارزیابی تأثیرات مثبت و منفی هوش مصنوعی بر رسیدگی قضایی و تأثیر آن بر عدالت و دسترسی به دادرسی کمک کند. در این پژوهش با استفاده از ابزار کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی به شناخت بهتر از تاثیر هوش مصنوعی بر کارایی سیستم قضایی پرداخته شده و راهکارهای مناسبی را برای افزایش کارایی این سیستم بر سیستم قضایی دادگاه ها ارائه نموده است. از مهم ترین اهداف این پژوهش می توان به کاهش زمان مورد نیاز برای رسیدگی به پرونده ها، افزایش دقت و صحت تصمیم گیری، افزایش شفافیت قضایی و ارتقاء فرآیند رسیدگی به پرونده ها با استفاده از فناوری هوش مصنوعی اشاره کرد. این پژوهش نشان داده است که با استفاده از هوش مصنوعی، می توان بهبود های قابل توجهی در کارایی، دقت، سرعت و دسترسی به عدالت در سیستم قضایی داشت. اما در عین حال، باید به مسائل حفظ حقوق و حریم شخصی، الگوریتم ها، پذیرش اجتماعی و خطرات امنیتی توجه کرد و اقدامات مناسب برای مقابله با این مسائل انجام داد.
این نوشتار، آخرین انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه (اردیبهشت 1381) و راهیابی ژان ماری لوپن و ژاک شیراک به دور دوم و شکست لیونل ژوسپن، نماینده حزب سوسیالیست حاکم را از زاویه تأمین اجتماعی و در تمام دوره همراهی شیراک و ژوسپن تحلیل کرده است.در این مقاله تأکیده شده که در طول دهه گذشته، دو جناح راست و چپ حکومت فرانسه، بدون توجه به شعارها و جهان بینی های سنتی خود، در مورد مسائل بنیادین اقتصادی و سیاسی با یکدیگر کنار آمده اند.همچنین تبیین دیدگاه های ژان ماری لوپن و نحوه راهیابی او به دور دوم انتخابات از دیگر مطالب این مقاله است.پاسخ به این پرسش که چرا در جامعه ای پیشرفته مانند جامعه فرانسه امروز، چنین رویدادی (فرایند انتخابات ریاست جمهوری اخیر) پیش می آید، در خلال مباحث مقاله تشریح می شود.طرح «خود بسندگی شخصی» و تأثیرات و پیامدهای اجتماعی- سیاسی آن، و طرح «پوشش همگانی هزینه های درمانی» که از سوی حزب سوسیالیست حاکم و ژوسپن «عملی» شده بودند، در ادامه مقاله تبیین شده اند.شکست ائتلاف چپ در فرانسه در حالی رخ می دهد که «دولت قانونی با درخشان ترین کارنامه های ممکن در زمینه رفاه و تأمین اجتماعی، سربلند و نیرومند و با اطمینان کامل به پشتیبانی اکثریت عظیم کارگران، کارمندان و دیگر لایه های پایین و میانی جامعه به میدان رقابت آمده بود». مقاله، نگرانی های پنهان و ناگفته مردم از مسائل مرتبط با مهاجران، افزایش بزهکاری ها و جنایت ها و برخوردهای نژادی، موج بیگانه ستیزی و در یک جمله، مسأله «امنیت ملی» را علت به حاشیه رفتن دستاوردهای اجتماعی و شکست «چپ»ها ارزیابی می کند.