هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه سازمان یادگیرنده و هوش سازمانی در آموزش و پرورش و مدارس شهرستان رفسنجان بود. در این پژوهش از روش توصیفی و از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش و معلمان مدارس شهرستان 89 بود که از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای - رفسنجان 2494 نفر در سال تحصیلی 90 متناسب با حجم 333 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه سازمان یادگیرنده و پرسشنامه هوش سازمانی استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داد هها در سطح آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی آزمو ن همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام، تی تست تک گروهی و ماتریس همبستگی استفاده گردید. نتایج پژوهش 0/ نشان داد، ضریب همبستگی بین سازمان یادگیرنده و هوش سازمانی در جامعه مورد مطالعه 72 0 میباشد و رابطه مثبت و معناداری بین سازمان یادگیرنده و هوش / در سطح معناداری 0001 سازمانی در این جامعه وجود دارد.
هدف از این پژوهش، کاوش چارچوب مشارکت معلمان در نظام برنامه ریزی درسی جمهوری اسلامی ایران است. در این زمینه، بر اساس طرح کیفی، ابعاد و مراحل مشارکت معلمان در برنامه ریزی درسی، با استفاده از ابزار مصاحبة باز و نیمه ساختارمند انجام شده و برای ارزیابی روایی و پایایی مطالعه از چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شده است. روش نمونه گیری هدفمند است و بررسی بر اساس اشباع نظری با ﻣﺘﺨﺼﺼﺎﻥ، مدیران ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰی ﺩﺭﺳﯽ در سازمان پژوهش و معلمان شهر تهران با معیار داشتن تجربه در برنامه ریزی درسی شکل گرفته که در پایان مصاحبه ها به 30 نفر رسیده است. داده های به دست آمده با نرم افزار Nvivo از طریق فن تحلیل مضمون تحلیل و برای اعتباریابی داده های کیفی از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکة مضامین و تحلیل اسناد استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که معلم مهم ترین عنصر در موفقیت برنامه های درسی است. در عین حال مشارکت معلمان در برنامه ریزی درسی امری سهل الوصول نیست؛ بلکه موضوعی تخصصی است و با موانعی مانند ایجاد وظیفة اضافی برای معلمان وعدم تخصص آنها روبه روست؛ اما ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان باعث می شود که غلبه بر موانع فوق ارزشمند شود. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد مشارکت معلمان دارای ابعاد طراحی، تدوین، اجرا، ارزشیابی و بازنگری بوده و هریک دارای مؤلفه های گوناگونی است که در یافته های پژوهش نیز بررسی و بدان ها اشاره شده است.
زمینه و اهداف:دیابت نوع یک بیماری خانواده نام گرفته است، چراکه ابتلای فرزند به دیابت سیستم خانواده را با فشارها و تنش های فراوانی مواجه می کند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مقابله با تنیدگی بر نشانه های بالینی مادران دارای نوجوان مبتلابه دیابت نوع یک بوده است.
در این مقاله با استفاده از روش توصیفی اسنادی، تلاش شده است ضمن بررسی مؤلفه های سلاح های کشتارجمعی، تعریفی جامع از سلاح های کشتار جمعی ارائه شود. در ادامه برخی ابعاد سلاح های کشتار جمعیمطابق با معیار ارائه شده، بر اساس آراء دین شناختی مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مدظله العالی) بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش منظور از سلاح های کشتارجمعی سلاح هایی است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از راه تخریب محیط زیست یا تخریب سازه های ساخت بشر به انسان ها آسیب می رساند و این آسیب رساندن برگشت ناپذیر است یعنی امکان ترمیم و بهبود به وضع اولیه را ندارد یا به کشتار گروهیِ انسان ها منجر می شود و نمی توان در کاربرد این سلاح ها و آسیب رسانی آن ها میان نظامیان و غیرنظامیان تفکیکی داشت؛ به گونه ای که هرگاه از این سلاح ها استفاده می شود در کنار نظامیان، شمار بسیاری از غیرنظامیان هم کشته می شوند یا آسیب می بینند. همچنین بررسی بیانات مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مدظله العالی) نشان می دهد که از نظر ایشان استفاده از سلاح های کشتارجمعی نه تنها به کشتار و تخریب گسترده منجر می شود؛ بلکه میان آحاد ملت، نظامی و غیرنظامی، کوچک و بزرگ، زن و مرد و کهنسال و خردسال تمایزی قائل نمی شود و آثار ضدبشری آن مرزهای سیاسی و جغرافیایی را در می نوردد؛ حتی به نسل های بعدی نیز خسارت های جبران ناپذیر وارد می سازد؛ بنابراین هرگونه استفاده و حتی تهدید به استفاده از این سلاح، نقض جدی مسلم ترین قواعد بشردوستانه و مصداق بارز جنایت جنگی به شمار می آید و به لحاظ شرعی حرام است.
منطق فازی یک منطق مقداری است. در مقابل منطق ارسطویی که یک منطق دو ارزشی محسوب می گردد، منطق فازی منطقی چند ارزشی است. به عبارت دیگر نگرش منطق فازی به پدیده ها یک نگاه قاطع با درجه ارزشی صفر یا یک نیست، بلکه از دیدگاه منطق فازی درجه ارزشی رخدادها می تواند از بی نهایت مقادیر مابین صفر یا یک تعیین گردد. لذا از منظر منطق فازی تغییرات در عالم هستی پیوسته و تدریجی است و این تغییرات در پارامترهای هستی، دارای خطوط واضح و مرزبندی مشخص نیستند. در مقابلِ منطق فازی، دیدگاه مکانیک کوانتومی در خصوص تغییرات در عالم هستی یک دیدگاه پلکانی و جهشی است. سطوح انرژی و همچنین کلیه پارامترهای وابسته به انرژی در این نگرش، کوانتومی و اساساً مفهوم فوتون به عنوان بسته هایی از انرژی دربرگیرنده پلکانی بودن تغییرات در مکانیک کوانتومی می باشد. در این میان مکانیک آماری با نگاهی میانه، تغییرات در سطوح ذره ای را پلکانی و کوانتیزه لیکن در سطوح ماکروسکوپی پیوسته و تدریجی می انگارد. در واقع از این منظر یک تغییر ماکروسکوپی حاصل معدل بی نهایت تغییر میکروسکوپی است که برخلاف کوانتیده بودن تغییرات ذرات در سطح میکروسکوپی می تواند نمودی تدریجی و پیوسته در تغییرات ماکروسکوپی داشته باشد. در این مقاله سعی شده است، از دیدگاه معرفت شناختی تأثیر این نظریات در متدولوژی شناخت عالم مورد بررسی قرار گیرد.
شناخت ماهیت سهام شرکت های تجاری، در تبیین درست ماهیت معاملات و مبادلات آن ها تأثیری فراوان دارد. در تبیین ماهیت سهام، دیدگاه های مختلفی ارائه شده است. یکی از مهم ترین دیدگاه ها، دیدگاهی است که به عین بودن یا حق عینی بودن سهم باور دارد. بر اساس این دیدگاه، حقوقی که برای سهام دار وجود دارد، در خود ورقه سهم انعکاس و تجسم یافته و مبدل به مال عینی شده است. این دیدگاه در تقابل با دیدگاهی است که سهم را دَین یا مبیّن حق دَینی، می داند. برای اثبات عین بودن سهام، به ادله متعددی از جمله، صحت بیع و جواز رهن سهام و ورقه بهادار بودنِ سهم، استناد شده است.در این جستار، بعد از تبیین و نقد ادله مورد استنادِ این دیدگاه، ضمن بررسی دیدگاهی که سهم را دَین می داند، تلاش شده است که با بازبینی مفهوم مال و اقسام آن و با توجه به نحوه تشکیل شرکت سهامی، اثبات شود که سهم از مقوله «حق» است.
بسیج عمومی مردم اشاره به گردهم آمدن مجموعه ای از انسان ها حول محور و هدفی خاص است، که در هر کشوری و با هر آیین و مسلکی می تواند مشاهده شود. بسیج در تاریخ کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست، به این معنا که در تمام ادوار تاریخی وجود داشته است؛ اما در دوره انقلاب کبیر اسلامی به شکلی بسط یافته و ماهوی، شکل پیدا کرد. بدیهی است که به واسطه درگیری نوع حرکت بسیج مردمی بر مدار تفکر رهبران انقلابی، در انقلاب کبیر اسلامی شکل حرکت توده مردم از نضج و اتقان لازم برخوردار شد، و به طور کلی هر انقلابی لازمه اش بهره گیری از بسیج مردمی است؛ آرمانی که بسیاری در رسیدن به آن سطح از همدلی و همراهی تا رسیدن به خواسته تحقق یافته آن، ناتوان ماندند. تاریخ این سرزمین متمدن، از شیخ فضل الله نوری، میرزا کوچک خان جنگلی و رئیسعلی دلواری تنها به عنوان معدود کسانی که در راه بسیج همگانی توده مردم- در عصر معاصر- علیه استبداد طبقه حاکمه به پا خواستند، نام می برد. گروهی که در عین ایستادگی های فراوان خود، به تحقق آرمان اصلی نرسیدند، و البته زمینه سازان بزرگ آینده ای روشن بودند. با توجه به رویکرد بالا، در این مقاله به دنبال تبیین تسری مفهوم بسیج در درازنای تاریخ بشری بودیم. با توجه به این هدف، با تقسیم ادواری تاریخ به پنج دوره مختلف، از بسیج و مادها، بسیج و هخامنشیان، در قبل از اسلام، تا بسیج و صفویان، بسیج و مشروطه و در نهایت بسیج و انقلاب کبیر اسلامی پرداختیم. یافته های مقاله که مبتنی بر رویکردی تحلیلی بود، مبین ارائه مدعایی بود، که اشاره به این داشت، که پیدایش بسیج به دوره ابتدایی زندگی جمعی انسان ها می رسد، و این که بسیج مفهومی مستحدثه در دوره چند دهه ای انقلاب کبیر اسلامی نیست، هر چند در همین دوره و به ویژه در دوران دفاع مقدس، مفهوم بسیج به بهترین نحو از انحاء ممکن، تعبیر و تفهیم شد.
در کشورهایی مانند ایران که با وجود تنوع زبانی گسترده، زبان آموزشی واحدی دنبال می شود امکان ظهور و بروز نیم زبانگی و ایجاد کد زبانی ِمحدود وجود دارد. در این حالت فرد در هیچ یک از زبان های مادری و آموزشی به تسلط کافی نمی رسد و ارتباط و تعاملات او تحت تاثیر قرار می گیرد. از این رو پژوهش حاضر به «بررسی جامعه شناختی پیامدهای نیم زبانگی» پرداخته است. روش تحقیق مورد استفاده کیفی است. جامعه پژوهشی شامل 18دانش آموز لر زبان و 6 دانش آموز فارسی زبان پایه پنجم ابتدایی می باشد که در سال تحصیلی 1395-1394در مدارس ابتدایی شهرستان اسلامشهر مشغول تحصیل بودند. اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری و پس از پیاده سازی، تحلیل مضمونی شد. بر اساس یافته ها از 18دانش آموز لر زبان، 16 نفر نیم زبانه(دارای کد زبانی محدود) هستند.2 نفر(دارای مادران تحصیل کرده و شاغل) به همراه تمامی دانش آموزان فارسی زبان دارای کد زبانی گسترده هستند. میزان فعالیت های اجتماعی-آموزشی و سرمایه فرهنگی دانش آموزان نیم زبانه نسبت به دانش آموزان کد گسترده پایین تر است."بازتولید فرهنگی"،"پنهان کردن هویت" و"آرزوی تحصیل در مدرسه لری" از مهمترین مضامین تحقیق است.
در اوایل قرن بیستم هم زمان با سیر تحولات جدید علم فیزیک، پارادایمی مطرح شد که از آن به عنوان فیزیک کوانتوم یاد می شود که یکی از اصول حاکم بر آن اصل عدم قطعیت است. اهمیت آن از این جهت است که برخی از تفاسیر آن منجر به انکار اصل فلسفی علیت خواهد شد و متعاقب آن براهین کیهان شناختی اثبات وجود خدا که همگی به نوعی بر اصل علیت استوار است از ناحیه علم تجربی به چالش کشیده می شود. در این نوشتار ضمن بررسی فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتوم، چالش هایی که از سوی تئوری مکانیک کوانتومی متوجه براهین کیهان شناختی می شود واکاوی خواهد شد. ادعای ما این است که می توان تعبیری از مکانیک کوانتومی ارائه کرد که با اصل علیت سازگار باشد. در نتیجه فیزیک کوانتوم و اصل عدم قطعیت چالشی برای براهین کبهان شناختی نخواهد بود. گرچه هنوز نقدهای فلسفی ای که به اصل علیت از دیدگاه های مختلف وارد شده است جای کاوش و تأمل دارد.
«ملحمة کربلاء» منظومه ای بلند و حماسی است که سعید العسیلی ( 1929-1994م.) شاعر معاصر لبنان در آن زندگی امام حسین (ع) را از ولادت تا لحظه شهادت به تصویر کشیده است. در این منظومه که به شیوه شعر داستانی و سلسله وار سروده شده، شاعر سعی نموده علاوه بر اهداف والا و فضایل اخلاقی قهرمانان کربلا ، رشادت ها و دلاوری های آنها در میدان نبرد را نیز به تصویر بکشد و به اثر خود بعد حماسی بدهد، لذا عنوان ملحمة (معادل حماسه در زبان فارسی و epic در زبان انگلیسی) را بر اثر خود نهاده است. هرچند تفاوت های بارزی میان حماسه های اسلامی و حماسه های جهانی وجود دارد اما در حماسه های نوظهور اسلامی نیز می توان برخی ویژگی های فنی حماسه را مشاهده کرد.
در این مقاله سعی شده برخی از مهمترین عناصر مطرح در حماسه مانند: آغاز و پایان ، وصف میدان نبرد، تغزّل ، پند و اندرز و پیشگویی، در حماسه کربلاء بررسی و تبیین گردد.