اهداف: توجه به تفاوت های فردی و سبک های یادگیری گوناگون در فراگیران، برای اثربخش ترشدن یادگیری ضروری است. اگر سبک تدریس به کارگرفته شده کاملاً مطابق با سبک ترجیحی دانشجویان باشد، عملکرد یادگیری بهبود می یابد. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تطبیق سبک های یادگیری دانشجویان با فناوری و رسانه های آموزشی مورد استفاده اساتید در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی در سال تحصیلی 94-1393، 90 نفر از دانشجویان رشته پزشکی و دندان پزشکی دانشگاه اصفهان به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته بررسی سبک های یادگیری و فناوری های مورد استفاده اساتید بود. داده ها با کمک نرم افزار SPSS 22 و با استفاده از آزمون T هتلینگ و ضرایب توافق سامرز، کندال و گاما مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: سبک دیداری بیشترین و سبک شنیداری کمترین سبک دارای ارجحیت از دیدگاه دانشجویان بودند. اساتید در تدریس خود از ترکیبی از فناوری ها استفاده می کردند و بیشترین فناوری مورد استفاده اساتید از نوع رسانه های دیداری و کمترین رسانه مورد استفاده اساتید رسانه جنبشی/حرکتی بود. میزان همخوانی سبک های خواندنی/نوشتنی، شنیداری و جنبشی/حرکتی دانشجویان با فناوری های انتخاب شده توسط اساتید معنی دار نبود (05/0p>)، اما تطابق سبک دیداری دانشجویان با فناوری های دیداری انتخاب شده توسط اساتید معنی دار بود (05/0p<).
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثر بخشی نوروفیدبک بر کاهش علائم بیش فعالی انجام شد.
روش: پژوهش حاضر آزمایشی از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور تعداد 30 نفر از دانش آموزان مبتلا به بیش فعالی نوع مختلط به شیوه نمونه گیری ملاک محور در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و دارونما (15 نفر) به تصادف گمارده شدند. کلیه آزمودنی ها قبل و بعد از درمان با آزمون کامپیوتری TOVA در دو مرحله (پیش آزمون و پس آزمون)ارزیابی شدند؛ داده ها با روش آماری کواریانس تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که 50 جلسه آموزش نوروفیدبک منجر به بهبود توجه در گروه آزمایش شد. اما در درمان تکانشگری تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: اثربخشی درمان با نوروفیدبک در نارسایی توجه در مقایسه با تکانشگری در کودکان مبتلا به ADHD احتمالاً به دلیل درگیری فزونتر فرایندهای عصبی عضوی در توجه نسبت به تکانشگری می باشد.
مقدمه: عملکرد مناسب و مطلوب بهد اشت و درمان تأثیر مهمی در ایجاد جامعه ا ی سالم خو ا هد د اشت . از طرف دیگر افز ایش سریع و روز افزون هزینه ها ی بهد اشت و درمان با عث گردیده است تا متخصصین اقتصاد بهد اشت و حتی پزشکان در تمام کشور ها در پی یافتن شیوه ها ی جدید ی به منظور کنترل هزینه ها بر آیند تا بدینوسیله امکان توزیع عادلانه منابع و عرضه خدمات فر ا هم گردد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اقتصادی خدمات بخش (CCU) Cardiac Care Unit یکی از بیمارستان های درجه یک دولتی ایران طراحی و اجرا گردیده است.
روش بررسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی تحلیلی و روش گرد آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی می باشد. برای تعیین بهای تمام شده از روش هزینه یابی مرحله ای مبتنی بر اعداد واقعی (با تکنیک ماتریسی) بهره گرفته شده و کلیه اسناد و مدارک مالی سال 1388 بیمارستان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها: محاسبات انجام شده نشان داد که بهای تمام شده خدمات بخش CCU بیمارستان مبلغ 3,827,756,000 ریال است،که 7/55 درصد هزینه ها مربوط به هزینه های دستمزد کارکنان و 3/44 درصد هزینه ها مربوط به هزینه های سربار می باشد. و این بخش 9/2 درصد از کل هزینه های بخش های بیمارستان را تشکیل می دهد.
نتیجه گیری: بخش عمده بهای تمام شده بخش CCU هزینه های دستمزد کارکنان می باشد که به دلیل انعقاد قراردادهای کارمندی و هم چنین وجود کارکنان رسمی، این هزینه در سطح بیمارستان تقریبا ثابت تلقی می گردد و به راحتی قابل حذف نیست لذا باید استفاده از کارکنان را بهینه نمود و نسبت به امکان استقرار تخت های جدید بخش CCU یا توسعه این بخش امکان سنجی لازم انجام و در صورت امکان این امر میسر گردد.
تفکر نهادینه سازی مشارکت و حضور مردم در فرآیند اداره و مدیریت شهرها از برنامه ها و را هکارهای مؤثر در رسیدن به مدیریت شهری کارآمد است که در جوامع مختلف به اشکال گوناگون و روش های مختلف قابل مشاهده می باشد. بمنظور تحقق این مهم شناخت موانع، مشکلات و راهکارهای تقویت مشارکت مردم در امور محلی و شهری، در برنامه ریزی و مدیریت مشارکتی، یکی از ضروریات مدیریت مطلوب شهرهاست. در این پژو هش مدیریت شهری و چگونگی مشارکت مردم در شهرهای کوچک مورد بررسی قرار گرفته و بدین منظور شهر یونسی از شهرستان بجستان، استان خراسان رضوی که در سال 1383 به شهر تبدیل شده است به عنوان محدوده مطالعه انتخاب و 100 نفر از شهروندان(خانوار) و اعضای شورای شهر و پرسنل شهرداری، به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده ها از دو شیوه اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. بدین منظور چگونگی مشارکت شهروندان در امور مربوط به شهر به عنوان متغییر اصلی تحقیق بررسی شده است. برای این منظور از روش دلفی و از آزمون One-Sample T- test استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان دهنده آن است که متغییر مشارکت از دید شهروندان با میانگبن جامعه 3510/1 که از 5/1 (میانگین برابری جواب ها) کمتر است و با توجه به سطح معناداری که از 05/0 کمتر بوده، با ضریب اطمینان در سطح 95% شهروندان در امور مربوط به شهر با شورای شهر و شهرداری مشارکت لازم را ندارند. از دید مدیران شهری نیز میانگین جامعه، بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت 3600/3 بوده و با توجه به سطح معناداری که از 05/0 کمتر است، بنابراین، با ضریب اطمینان در سطح 95% شهروندان در امور مربوط به شهر با شورای شهر و شهرداری از دید مدیران نیز همکاری لازم را ندارند. از این رو به منظور تقویت مشارکت های مردمی و توسعه کارکردهای شهری؛ فراهم نمودن زمینه های مشارکت مردم در تصمیم گیری ها باید به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه جدی مدیران شهری قرار گیرد.
در این مقاله با روشی کتابخانه ای - تحلیلی، معلوم شده که حس ابزاری غیر مستقل و مقدمه ساز حکم عقل است. گاهی به دلایلی مانند ندیدن یا نشنیدن، نبود یا تقطیع روایات، نقل به مضمون آن ها و نرسیدن قراین ، مقدمات لازم حکم درست عقل، فراهم نمی شود. عقل در اموری چون مبنا سازی فلسفی و اصول فقهی، پایه های اصلی دین، کشف از حکم شرعی(نه انشای حکم مولوی)، لحاظ همه ابعاد وجهات مسائل، در تولید، تغییر و تکامل معرفت دینی نقش آفرین است. قلب، ابزاری بسیار نیرومند با تهذیب، در مرحله عالی، وحی الهی و در مراتب پایین تر الهامات و اشراقات را در می یابد. هیچ کس توان درک کنه علم حضوری وحی، این سلطان علوم، مکمل عقل و مغایر با سنخ تجربه دینی را، ندارد. قلب ادراکات عقل در قالب مفهومی را به صورت موجودی شخصی و خارجی می یابد و می تواند بسیاری از مجهولات دست نیافتی عقل را، با علم حضوری دریافت کند. معیار درستی یا نادرستی شهودات قلبی، عقل و نظر معصوم است.