گردشگری به عنوان ابزاری مفید برای رشد اقتصادی در نواحی روستایی نقش غیر قابل انکاری داشته و بعنوان یک نیروی مؤثر در تحولات این مناطق محسوب می شود. اما تداوم این فعالیت در طول زمان واجد پیامدهایی است که دگرگونیهایی نظیرتعدد در سبک معماری و جانمایی کاربریها خارج از محدوده تعریف شده، تغییر در کاربریهای کشاورزی و به حاشیه رفتن فعالیتهای کلاسیک و ریشه دار در نواحی روستایی و همچنین عدم رعایت نظام کاربری اراضی از جمله آنهاست. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و باستناد مطالعات اسنادی و مشاهده و مصاحبه با کارشناسان و مدیران محلی به بررسی آسیبهای ناشی از توسعه گردشگری در یکی از نواحی روستایی استان گیلان (دهستان دیلمان شهرستان سیاهکل) می پردازد. ناحیه جغرافیایی این پژوهش یکی از محدوده های اکوتوریستی گیلان است که در طی دهه اخیر و بدلایلی که در این مقاله بدانها پرداخته خواهد شد شدیدترین تغییرات فضایی-کالبدی را در بستر محیطی خویش دیده و روند این تغیرات با شتاب چشمگیری در حال افزایش است. در واقع این مقاله تلاش دارد تا گسترش تفکر سرمایه داری و نقش آن در کثرت عناصر کالبدی با هویت های مختلف و مالاً کاهش عناصر وحدت بخش مکانی را درناحیه به تحلیل بکشد. یافته های این تحقیق نشان می دهد به طور متوسط روزانه در حدود 230نفر گردشگر به منطقه وارد می شوند و بر همین اساس علیرغم کاهش 31 درصدی در جمعیت روستایی در فاصله سرشماریهای سال 1375 و 1385، درخواست برای ساخت و ساز در این ناحیه 25 درصد افزایش داشته است. علیرغم اینکه تمامی روستاهای بالای 50 خانوار ناحیه و همچنین مرکز اداری-سیاسی آن (شهر دیلمان) برخوردار ازطرح فیزیکی- کالبدی هستند لیکن سرعت تغییرات در چشم انداز جغرافیایی ناحیه به گونه ایی است که مدیران نیز عملاً در دام منفعت مالی حاصل از این امر از سازماندهی این فضاهای بکر و مستعد غافل شده و ضرورت آنرا به فراموشی سپرده اند. تداوم این وضعیت می تواند به انحصارگرایی فضاهای جغرافیایی و از آن مهمتر تخریب منابع و واگرایی از اهداف و برنامه های توسعه پایدار ناحیه دیلمان بیانجامد.
در این مقاله تأثیر قراردادهای نفتی بر روند تولید نفت خام دو کشور ایران و عربستان سعودی مورد بررسی قرار می گیرد. جهت بررسی اثر این قراردادها از رویکردی تفکیکی بهره گرفته می شود. در این رویکرد میزان تولید بهینه هر یک از میادین دو کشور در دو سناریو برآورد شده و سپس میزان تولید کل، از تجمیع تولید برآورد شده میادین محاسبه می گردد. در سناریوی اول فرض می گردد که کنترل تولید از ابتدا در دست دولت میزبان باشد؛ اما در سناریوی دوم، نوع قراردادهای نفتی منعقد شده در تاریخ دو کشور، کنترل کننده تولید را مشخص می کند. بر این اساس در سناریوی دوم در برخی دوره ها دولت میزبان و در دیگر دوره ها شرکت بین المللی نفتی کنترل تولید را در دست دارد. بر اساس نتایج حاصله، در حالتی که کنترل تولید در دست شرکت های بین المللی باشد، میزان تولید بیشتر از حالتی است که بهره برداری و کنترل تولید توسط دولت میزبان صورت می گیرد. همچنین با افزایش سهم شرکت بین المللی نفتی، وی تولید از میدان را جهت حداکثر کردن خالص ارزش فعلی خود افزایش می دهد.
نشانه، پدیده ای ملموس و قابل مشاهده است که به واسطه رابطه ای که با یک پدیده غایب دارد، جانشین آن می شود و بر آن دلالت می کند. نشانه شناسی، علمی است که به بررسی انواع نشانه ها، عوامل حاضر در فرایند تولید و مبادله و تعبیر آنها و نیز قواعد حاکم بر نشانه ها می پردازد. نهج البلاغه کتاب سیر و سلوک، خودسازی، توصیه، اخلاق، عرفان، روانشناسی و نیز مجموعه ای از پیام های اخلاقی و دینی است که با خطاب به اقشار گوناگونی از مردم، از زبان حضرت علی (ع) جاری شده است. این پژوهش در صدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی فرآیند نشانه شناسی اجتماعی در این کتاب گرانقدر با تکیه بر دو مقوله هویّت و آداب معاشرت بپردازد. نتایج حاکی از آن است که شاخصه های گوناگون نشانه شناسیِ آداب معاشرت و هویّت در نهج البلاغه در قالب عواملی چون؛ خوراک، لحن کلام، اطوار و حالات، القاب، پوشش و یونیفورم ها و ... به اشکال مختلفی بروز یافته که نشان دهنده تنوع نشانه ها و توجه ویژه امام به درون مایه اجتماعی، فرهنگ و اعتقادات است. تقابل فرهنگی و اختلاف طبقاتی بین افراد فرادست و فرودست در زمینه غذا، پوشاک و مسکن، انعکاس مسائل اجتماعی، بهره گیری از شیوه های گوناگون ارتباط کلامی و غیرکلامی در شخصیت پردازی بین افراد در نهج البلاغه از جمله مواردی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است.
این مقاله دو دستورالعمل مشهور و ظاهرا مقابل هم در مدیریت ایمنی را مورد سنجش ومقایسه قرار می دهد:رویکرد تغییر فرهنگ و تغییر رفتاردر ایمنی
این دو رویکرد در چارچوب های عملی و نظری آنالیز می شوند،ویژگی ها تعریف و نقاط ضعف و قوت هر دو مشخص می گرددو سطح حمایت عملی هر دو رویکرد نیزارزیابی می گردد. این بحث به این ترتیب پیش میرود که این دو رویکرد لزوما مکمل یکدیگر بوده و تفاوت ضعف و قوت آنها را می توان در یک رویکرد متعادل و فراگیر برای اداره ایمنی کارخانه لحاظ نمود.رویکرد جدید دو شکل کلیدی دارد
ـ فرایند مشارکتی حل مساله و منطبق بر داده هاکه برخی نقاط ضعف و قوت مختص فناوری تغییر رفتار را سر مشق قرار می دهد.
ـ یک فرایند تغییر فرهنگ ملموس تر که می تواند به طور همه جانبه مورد پایش و ارزشیابی قرار گیرد
امدادرسانی سریع و به موقع به هنگام وقوع زلزله نقش مهمی در کاهش میزان تلفات جانی دارد. یکی از مهم ترین عوامل موثر در صرفه-جویی زمان، انتخاب یک مسیر بهینه به جهت دسترسی به منطقه حادثه دیده است. در این مقاله سعی بر آن ست تا با در نظر گرفتن عوامل موثر در اتلاف وقت وسیله نقلیه امدادرسان، بهترین مسیر ممکن به جهت امدادرسانی تعیین گردد. به منظور انجام این مورد، ابتدا کارشناس امدادرسان پیش از حضور در منطقه حادثه دیده با استفاده از مدل سه بعدی طراحی شده از آن منطقه و شناخت کلی از آن، چند مسیر پیشنهادی را برای امدادرسانی انتخاب می نماید. استفاده از مدل سه بعدی این امکان را به کارشناس می دهد تا با آگاهی و دقت بیشتری مسیرها را انتخاب نماید. سپس به بررسی پارامترهای ارتفاع و قدمت ساختمان ها، مسافت و عرض معابر هر مسیر پرداخته می شود. پس از بررسی پارامترهای فوق با استفاده از الگوریتم میانگین وزن دار مرتب به هر یک از این پارمترها وزن داده می شود. استفاده از این الگوریتم، این امتیاز را به کارشناس می دهد تا نظر خود را نیز در تعیین بهترین مسیر دخیل نماید که این مورد به صورت یک ضریب، با عنوان ضریب خوش بینی وارد معادلات وزن دهی می شود. در نهایت مسیرهای پیشنهادی بر اساس میزان احتمالی مسدود بودن و اتلاف وقت در آن ها، قابل مقایسه می باشند و می توان بهترین مسیر را از میان مسیرهای پیشنهادی انتخاب شده توسط کارشناس انتخاب نمود. لازم به ذکر است که مسیرهای پیشنهادی انتخاب شده باید به نحوی باشند که هریک شایستگی لازم برای انتخاب شدن به عنوان مسیر بهینه را داشته باشند. لیکن استفاده از مدل سه بعدی منطقه کمک شایانی به کارشناس می کند.
این پژوهش به ارزشیابی اثربخشی برنامهدرسی مدیریت اجرایی نفت در شرکت ملی نفت ایران با استفاده از الگوی مدل چهار سطحی کرک پاتریک به شیوه ترکیبی همزمان، پرداخته است. جامعه پژوهش، کلیه افراد شرکت کننده در کلاس های آموزشی دوره مذکور (30 نفر) می باشد. جهت گردآوری اطلاعات در بخش کمی (سطوح 1 تا 3) از فرم سنجش رضایت، مقیاس خود ارزیابی و مقیاس اندازهگیری رفتار و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، در بخش کمی، نرخ اثربخشی دوره در هر سه سطح محاسبه شد، علاوه بر این از نرخ خالص تغییر برای سطح دوم و ضریب همبستگی برای محاسبه زنجیره تأثیر بین سطوح استفاده شد. همچنین در بخش کیفی از شیوه تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها و ممیزی همگنان برای اعتباربخشی نتایج استفاده شد. در سطح اول (واکنش)، اثربخشی دوره پایین تر از حد مطلوب بوده، در سطح دوم (یادگیری)، اثربخشی دوره کمی بالاتر از حد مطلوب و اثربخشی دوره در سطح رفتار، پایین تر از حد مطلوب به دست آمد. در سطح دوم، نرخ خالص تغییر نشان داد که میزان تغییرات یادگیری حاصل از شرکت در دوره، بسیار پایین تر از حد پیش بینی شده بوده است. زنجیره تأثیر بین سطوح واکنش و یادگیری از حیث آماری معنا دار بوده، اما ضریب همبستگی پایین به دست آمده نشان می دهد که رضایت افراد از دوره تأثیر چندانی بر بهبود یادگیری آن ها در سطح 2 نداشته است. زنجیره تأثیر بین سطوح یادگیری و رفتار نیز از حیث آماری معنادار نبوده و ضریب همبستگی پایین به دست آمده نشان می دهد که یادگیری افراد از دوره تأثیری بر بهبود رفتار شغلی آن ها در سطح 3 نداشته است. زنجیره تأثیر بین سطوح واکنش و رفتار از حیث آماری معنادار نبود و ضریب همبستگی پایین به دست آمده نشان داد که واکنش افراد از دوره تأثیری بر بهبود رفتار شغلی آن ها در سطح 3 نداشته است. با توجه به این نتایج می توان گفت دوره آموزشی مدیریت اجرایی نفت در بعد انتقال مفاهیم اثربخش تر بوده است و هر چه وارد ابعاد عملیاتی می شویم، از اثربخشی دوره ها کاسته می شود.
هدف: هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب ها و پایان نامه های اطلاع سنجی، کتاب سنجی، علم سنجی و وب سنجی در جهان است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش کاربردی بوده و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 730 عنوان کتاب انگلیسی موجود در پایگاه اطلاعاتی آمازون و 1069 عنوان پایان نامه انگلیسی نوشته شده در پایگاه اطلاعاتی پروکوئست است که در یک طرح موضوعی 15گانه طبقه بندی شده اند. ابزار گردآوری داده ها سیاهه وارسی و ابزار تحلیل داده ها، نرم افزار EXCEL می باشد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بیشتر کتاب های نوشته شده در حوزه های اطلاع سنجی، کتاب سنجی، علم سنجی و وب سنجی در جهان تألیفی بوده و روند نشر صعودی داشته اند و بیشتر رویکرد موضوعی آن ها تحلیل اختراعات، تحلیل استنادی، کتاب سنجی و ارتباطات علمی است. همچنین روند نشر پایان نامه ها نیز صعودی بوده و بیشتر رویکرد موضوعی آن ها تحلیل استنادی، کتاب سنجی، وب-سنجی، علم سنجی، ارتباطات علمی و ارزیابی عملکرد پژوهشگران است و کمترین رویکرد موضوعی کتاب ها و پایان نامه های حوزه های سنجش علم در جهان موضوعات اطلاع سنجی، همکاری علمی، هم استنادی، هم نویسندگی، مصورسازی اطلاعات و دانش، ارزیابی وب سایت ها و ضریب تأثیر مجلات است. علاوه براین بیشترین پژوهش های حوزه های سنجش علم در رشته های علوم کامپیوتر، آموزش عالی، مدیریت، کتابداری و علم اطلاعات، علم و دانش عمومی و فناوری اطلاعات و کمترین آن در رشته های اخلاق، تاریخ، فلسفه، حقوق، مطالعات زنان، نانوتکنولوژی، روانشناسی، فیزیک، شیمی، مذهب، ریاضی، کارآفرینی، جغرافی، تحلیل اختراع، زیست، شیمی، محیط زیست و آمار انجام شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که موضوع کتاب ها و پایان نامه های اطلاع سنجی، کتاب سنجی، علم سنجی و وب سنجی مبتنی بر تحلیل استنادی بوده و پراکندگی موضوعات بیشتر است.
مقاله حاضر به بررسی دیدگاه ابن خلدون به تأثیر عصبیت و دین اسلام در شکل گیری و انحطاط تمدن اسلامی می پردازد.با توجه به اینکه دین اسلام در بستر عصبیت عربی ظهور کرده، لذا این سوال مطرح است که در تحلیل تمدنی ابن خلدون، دین اسلام چه مواجهه ای با عصبیت عربی داشته است و در فرایند تاریخی تمدن اسلامی، عصبیت و دین اسلام چه تأثیری بر شکل گیری و بعد انحطاط آن داشته اند؟ در پاسخ به این سوال،به عنوان فرضیه می توان گفت که دین اسلام با تعدیل عصبیت عربی،امکان تمدن سازی را فراهم نموده و با بازگشت قبیله گرایی و عصبیت صرف قبیله ای، تمدن اسلامی رو به انحطاط رفته است.یافته های این پژوهش حاکی از این است که از دیدگاه ابن خلدون،تمدن در نقطه عدالت به وجود می آید و وقتی از این نقطه خارج شد، رو به انحطاط می گذارد. از دیدگاه وی،دین اسلام با عطف توجه عصبیّت عربی به حق و راستی، نیروی آن را دو چندان کرد و با تکیه بر نیروی شدید آن به سرعت در کشورهای دیگر توسعه یافت و موجب ایجاد تمدن عظیم اسلامی شد اما بعد از دوره خلفای راشدین، به تدریج با کنار گذاشتن اصول دین اسلام و بازگشت به قبیله گرایی، تمدن اسلامی رو به سوی انحطاط رفت.در مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین دیدگاه فوق خواهیم پرداخت.