هدف : از پژوهش حاضر مقایسه ساختار رغبت های شغلی براساس مدل کروی فردی تریسی در میان دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی شهرکرد بوده است. روش پژوهش : توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود و به این منظور، 400 نفر از دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی در سال تحصیلی 92-91 به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم مشاغل موجود در سیاهه کروی فردی تریسی جهت سنجش رغبت های شغلی دانش آموزان استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها: نتایج نشان داد، دانش آموزان مدارس عادی در رغبت های پایه(خرده مقیاس های تسهیلگری اجتماعی، مدیریت، تجارت خرد، پردازش اطلاعات و مکانیکی)، پرستیژ پایین( خرده مقیاس های کیفیت، خدمات پایه)، هالند (خرده مقیاسهای واقع گرایی، اجتماعی،تهوری و قراردادی) نمرات بالاتری را نسبت به دانش آموزان تیزهوش کسب کرده اند و در رغبتهای چندبعدی (خرده مقیاسهای افراد-اشیاء، داده ها-ایده ها) دانش آموزان تیزهوش نمرات بالاتری را نسبت به دانش آموزان عادی بدست آوردند. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که با وجود صفات شخصیتی ویژه دانش آموزان مدارس تیزهوشان، به دلیل محیط آموزشی متفاوت، سبک های غیرعادی آموزش،تحت فشار بودن آنها و سرکوبی علایقشان از دید جامعه و والدین این تفاوتها در مقیاس های محدودی دیده می شود که توصیه می شود والدین و مسئولین به شناسایی رغبتهای افراد نیز در کنار دیگر ابعاد آموزشی توجه کنند تا آینده شغلی موفقیت آمیزی برایشان بسازند.
طنز مطلوب هدایت افکار مردم از مسیر خنده به تفکری منطقی یا انتقادی سالم و عاملی بالقوه در تسریع ارتباط با مخاطبان است.طنز در تضاد با جدیت با ایجاد فضایی دوستانه و ازطریق لبخند و تبسم که نماد پذیرش متقابل است به وادی معقولات وارد میشود و پیام خود را به مخاطب انتقال میدهد. نقش صداوسیما به عنوان رسانهای قوی و موثر برافکار عمومی درصورتی که غنی از بنیانهای اخلاقی و بهره گرفته از گنجینه ادب و هنر این مرزوبوم باشد علاوه بر ارج نهادن به ارزشهای فرهنگی و هنری و ملی - مذهبی، یک سرگرمی پندآموز تمام وقت، شیرین گفتار، خوشکردار، نیک سیما و قابل اعتماد خواهد بود که همه مخاطبان گرانترین سرمایه خود را که وقت است با رغبت و رضایت به پای آن میریزند و اینگونه جایی خالی و مستعد نفوذ برای ضدارزشهای القایی از طریق رسانههای جهانی باقی نمیماند.
تقریباً عمده روشنفکران ایران که در حوزه اندیشه امروزین ایرانشهری قلم زده اند، عقاید دینی را به سان روشنفکران اروپایی سنت روشنگری، عامل واپس ماندن قلمداد می کنند. در تاریخ معاصر ایران، عرفی گرایی دوران مشروطیت، بناپارتیسم رضاشاهی، چپ گرایی و لیبرال باوری در دوره محمدرضاشاه و حتی ملی گرایی مستقل که میراث دکتر محمد مصدق بود، نمودهایی از چنین روند و باوری به شمار می آیند. اما بررسی تاریخ مدرن ایران که هم زاد با تاریخ مدرن اروپا در نظر گرفته می شود، نشان از همنشینی دولت با دین دارد که از سر ضرورت بوده و با اصل مصلحت دولت الفت یافته است. در نظر نگرفتن این ضرورت و مصلحت سبب شده که اندیشه ایرانشهری با وصف همه پویایی هایی که درنظریه پردازی و زمینه سازی برای آزادیخواهی، قانون گرایی، مردم سالاری، و... در روزگار معاصر داشته، نتواند منظومه های فکری مترقیانه ای برای تنظیم مؤثر روابط دولت و دین در دوران کنونی بیافریند و در حقیقت، در روند تأثیرگذاری بر مناسبات سیاسی کشور تا حد زیادی بازمانده است. این مقاله که تنظیم روابط دین و دولت را در تقویت قدرت دولت ملی در ایران مهم می داند، چرایی نادیده گرفته شدن چنین ضرورتی را مسئله مهمی در نظر می گیرد که می تواند پاسخ های متعددی داشته باشد. مقاله به عنوان یک ایده و صورت بندی تازه، «ناآگاهی اندیشه وران امروزین ایرانشهر از پیوند تاریخی سیاست با عقاید دینی» را علت مهمی دانسته و آن را مورد بررسی قرار می دهد.
هدف از این مطالعه طراحی آموزشی مبتنی بر شبکه های اجتماعی مجازی با در نظر گرفتن فرهنگ بومی، فرصت ها و چالش های پیش رو و همچنین بررسی آن بر یادگیری فعال می باشد.این پژوهش، از لحاظ ماهیت و هدف، از نوع کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع طرح های شبه آزمایشی پس آزمون با یک گروه است. پس از مطالعه و طراحی آموزشی متناسب، 31 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب و برای یک ترم تحصیلی با استفاده از این روش مورد آموزش قرار گرفتند. محتوای تولید شده توسط آن ها در شبکه با روش تحلیل محتوا تکنیک ویلیام رومی مورد بررسی قرار گرفت.نتایج نشان داد که شرکت کنندگان در این مطالعه، در طول دوره آموزشی و به ویژه انتهای دوره در یادگیری و تولید محتوا به طور فعال درگیر شدند (ضریب درگیری= 0.97). همچنین نتیجه تحلیل محتوای تصاویر ارسالی در شبکه اجتماعی اگرچه در کل نشان دهنده درگیری فعال یادگیرنده در تولید تصاویر نبود اما در بخش پایانی دوره آموزشی به طور معناداری یادگیرنده را درتولید محتوا فعال کرده بود(ضریب درگیری= 0.69). نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر معناداری تفاوت مشاهده شده بین میزان یادگیری فعال و غیرفعال دانشجویان را نشان داد (P>0.05). نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر این است که استفاده از شبکه های اجتماعی در آموزش، یادگیرندگان را توانمند می سازد تا مسئولیت یادگیری خود را برعهده بگیرند و خود به تولید دانش ، تفکر، نشر دانش بپردازند.
در اواخر قرن سوم هجری ابوسعید جنّابی با بهره گیری از عقاید اسماعیلیان قرمطی، دولت قرمطیان را در بحرین تأسیس کرد. این دولت به دلیل اختلافات مذهبی که با حکومت های همجوار داشت اغلب با دستگاه خلافت عباسی و اهل سنت در کشمکش بود. حاکمان قرمطی بحرین با بهره گیری از نیروی ایمان پیروانشان در صدد دستیابی به اهداف خود بودند. آنان معتقد بودند با ظهور قائم منتظرشان، اسلام منسوخ خواهد شد و با پایداری در نبرد تلاش می کردند زمینه ظهور او را فراهم سازند. بعلاوه پیروی از روش های جنگی منحصر به فرد و مبتنی بر سبک های ابداعیشان اسباب موفقیت بیشتر آن ها را فراهم می ساخت. مسأله اصلی پژوهش حاضر بررسی شیوه ها و تاکتیک های جنگی قرمطیان با توجه به عقاید منجی گرایانه آن ها می باشد. سؤال اصلی آن است که قرمطیان بحرین برای وصول به موفقیت در میدان نبرد از چه روش هایی استفاده می کردند؟ که در پاسخ باید گفت یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که آشنایی قرامطه با شیوه ها و تاکتیک های نظامی از یک سو و به کارگیری درست و مؤثر آن تاکتیک ها در پیروزی هایشان تأثیر بسزائی داشته است. از سوی دیگر، در بررسی شیوه های جنگی قرمطیان به این نتیجه می رسیم که آنان در مقابله با دشمنان خود به شیوه ها و تاکتیک های رزمی معاصر خود آشنا بودند. آن ها در نبردها شیوه مناسب شرایط اقلیمی وجغرافیایی محل نبرد را در نظر می گرفتند، بنابراین در تصرف مناطق ساحلی از فنون دریایی و در مناطق کوهستانی و بیابانی، از شیوه استتار یا کمین و تعقیب و گریز که مناسب آن مناطق بود، بهره می بردند.