کیفیت التقاطیِ متون، ناشی از تولید آنها در فضاهای بینابینی من جمله دایاسپورا است. در این پژوهش کیفیت التقاطی متونی را که در زمره ادبیات مهاجرت محسوب می شوند با متون تولید شده در وطن (ایران)، بر اساس مدل نمودهای التقاط در سه رویکرد دورگه سازی، مقایسه کردیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که: آیا هر متنی که در دایاسپورا تولید شود، ضرورتاً دورگه خواهد بود و اینکه آیا متون تولید شده در وطن ویژگی التقاطی نخواهند داشت؟ نتایج تحقیق نشان داد التقاط ویژگی ای منحصر به متونِ تولید شده در دایاسپورا نیست و در متون تولید شده در وطن هم به میزان قابل توجهی یافت می شود. بر اساس این نتایج لازم است در تعریف دایاسپورا بازاندیشی کنیم: همچنین معلوم شد محیط تولید متن صرفاً یکی از عوامل مؤثر در کیفیت التقاطی متن است و نیت خاص نویسنده از نگارش یا ترجمه متن و یا توصیف جامعه ای التقاطی نیز ممکن است به تولید متن دورگه بینجامد.
This study examines the association between auditor type (public versus private) and earnings quality as measured by the levels of discretionary accruals in Iran. This study hypothesize that there is no significant difference in discretionary accruals between public and private sector audit firms when there is low incentives for auditors to provide high-quality audits in Iran. Using a sample of listed firms in the Tehran Stock Exchange from 1998-2003 (1378-1383)، this study finds that there is no significant difference between discretionary accruals of firms with a public sector auditor and firms with a private sector auditor. This result implies that there may be no significant difference in audit quality between public and private sector audits. Partitioning the sample into sub-periods to examine the effect of increased competition، as a result of establishing the Iranian Certified Public Accountants (ICPA) in 2001(1381)، on audit quality، this study finds some evidences of an increase in the levels of discretionary accruals of firms with a public sector auditor. This is consistent with the argument that increased competition in the audit market which may reduce the quality of audits.
تربیت اخلاقی یکی از موضوعات ارزشمندی است که مکاتب گوناگون با رویکردهای مختلف به آن پرداخته اند. قرآن کریم نیز با توجه به مبانی و اهداف این موضوع از منظر خود، راهکارهایی را برای تربیت اخلاقی ذکر کرده است. در این تحقیق سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی، به تبیین رابطه عبد و ربّ در قرآن پرداخته و آن را به عنوان یک راهکار تربیت اخلاقی مطرح کند. بر اساس این تحقیق، پذیرش رابطه عبد و ربّ به عنوان اساسی ترین رابطه انسان و خدا از طرف انسان، به تربیت اخلاقی او منجر می شود. تبیین این مطلب را باید در مؤلفه های به دست آمده از رابطه عبد و ربّ مثل مالکیت، تربیت کننده، تدبیرگر، حکم کننده بر اساس علم و حکمت، قدرت مطلق ربّ و دعا کردن و اطاعت محض عبد و نمودهای این اطاعت و همچنین ثمره این رابطه یعنی تقوا پیگیری کرد. لذا قرآن بر اساس رابطه عبد و ربّ، برای پذیرش این رابطه از طرف انسان و در نتیجه تربیت اخلاقی او، روش هایی مانند اثبات ربوبیت خداوند و عبد بودن انسان برای متربی، توجه دادن متربی به مظاهر ربوبیت خداوند در هستی و جان آدمی و دعوتِ متربی به تقوا بر اساس رابطه عبد و ربّ را به کار برده است.