قانون آیین دادرسی مدنی در ماده 483 به داوران این حق را داده است که در صورت اجازه صریح طرفین اختلاف، داوری را به صلح خاتمه دهند. در خصوص ماهیت داوری با اختیار صلح میان حقوق دانان اختلاف است، بیشتر حقوق دانان، داوری با اختیار صلح را از نوع داوری های دوستانه می دانند؛ اما در حقیقت قانونگذار به داور اجازه داده است که عقد صلح را منعقد کند. بر اساس این حق، داور به عنوان نماینده طرفین با توجه به شرایط عمومی قراردادها و شرایط عقد صلح عمل می کند؛ نتیجه کار او به صورت صلح نامه ای است که میان طرفین منعقد می شود. در نتیجه داوری با اختیار صلح ماهیتی متفاوت از داوری دوستانه دارد. در این پژوهش تلاش شده که ماهیت حقیقی داوری با اختیار صلح آشکار شود و با روشن شدن مفهوم ماده 483 قانون آیین دادرسی مدنی قلمرو وظایف و عملکردهای داور تعیین گردد.
دو مفهوم «رسول» و «نبی» گرچه به صورت گسترده ای در قرآن کریم و فرهنگ اسلامی مورداستفاده بوده اما مفسران و متکلمان مسلمان کمتر بر معنای دقیق این دو توافق داشته اند. به طورکلی می توان دیدگاه های ایشان را در این زمینه تحت دو عنوان تغایر و تساوی تقسیم بندی نمود. البته دیدگاه تغایر با تقریرهای چندگانه ای تبیین شده است که در هر یک از این تقریرات وجه تمایز رسول از نبی عبارت است از: داشتن مأموریت ابلاغ وحی به مردم، داشتن شریعت مستقل، داشتن کتاب، رؤیت فرشتگان. آنان که رسول را مأمور ابلاغ وحی دانسته اند و برای نبی چنین امری را قائل نیستند، معنای نبی را یکی از این سه دانسته اند: عدم داشتن رسالت ابلاغ وحی، خبردادن از جانب خداوند و دارا بودن شأن و مقام بالا. در این مقاله دیدگاه های حدود 80 مفسر و متکلم درباره این دو واژه، در سه دوره زمانی متقدمان، متأخران و معاصران موردبررسی قرارگرفته و طبقه بندی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تقریرات مختلف از تساوی یا عدم تساوی دو مفهوم نبوت و رسالت در تمامی ادوار اندیشه اسلامی وجود داشته است، هرچند متأخران بیشتر به اعم بودن مفهوم نبوت نسبت به رسالت تمایل داشته اند. بااین وجود طبق نظر نگارنده با توجه به اشکالاتی که در تقریرات مختلف نظریه تغایر وجود دارد، چنین نتیجه گیری شده که رسول و نبی در معنای اصطلاحی مورداستفاده در قرآن کریم و متون اسلامی به یک معنا هستند.
امروزه سازمان های حرفه ای برای بهبود عملکرد خود به مجموعه ای از اصول اخلاقی نیاز دارند که با توجه به حرفه و حوزه مأموریت کاری و فعالیت آن ها تدوین شده باشد. بنا بر باور پژوهشگران و صاحب نظران حوزه ارتباطات و رسانه، فقدان نظام نامه و مرام نامه اخلاق حرفه ای مدون از کاستی های قابل توجه در نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. نوشتار پیش رو، به دنبال ارائه الگو و نظریه بومی در عرصه «اخلاق حرفه ای رسانه» و «هنجار رسانه» و غنی سازی ادبیات مرتبط در این حوزه است. روش این پژوهش، به منزله بخشی از روش های کیفی در چهارچوب تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر شیوه های گردآوری داده ها از تجارب زیسته پژوهشگران، مصاحبه های گروهی، متمرکز و عمیق و نیز از پرسش نامه ها در سطوح مختلف ستاد و صف حوزه عملکردی رسانه (مدیران، برنامه سازان و کارشناسان) با نمونه گیری های هدف مند استفاده شده است. در این مقاله تلاش شده با استمداد از مبانی نظری و روشی پژوهش و با نقد و بررسی نظریه ها، الگوها، مبانی پنج گانه در اخلاق و نظریه های شش گانه هنجار رسانه و با ارجاع به مبانی و تعلیمات اسلامی، «اصول اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران» بررسی شود.