هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر اندازه ی دولت بر نرخ تورم در ۳۴ کشور از کشورهای در حال توسعه طی سال های ۱۹۹۸ الی ۲۰۱۳ است. برای این منظور از شاخص کل مخارج دولت به صورت درصدی از GDP، به عنوان اندازه ی دولت استفاده شده و مدل تحقیق با استفاده از تکنیک داده های تابلویی تخمین زده شده است. با استفاده از مطالعات تجربی و مدل های موجود عوامل موثر بر تورم شناسایی و برای اولین بار در مورد چند کشور در حال توسعه مورد ارزیابی قرار گرفت و تفاوت های میان این کشورها بررسی شد. نتایج حاصل از این مطالعه دلالت بر این دارد که اندازه ی دولت تأثیر منفی و معنی دار بر نرخ تورم داشته و نیز متغیّرهای نرخ رشد نقدینگی، نرخ رشد شاخص قیمت واردات و نرخ بهره تأثیر مثبت و معنی دار بر نرخ تورم در کشورهای مورد بررسی داشته است. علاوه بر این متغیّر نرخ رشد تولید ناخالص داخلی دارای تأثیر منفی و معنی دار بر نرخ تورم است.
سبک های زندگی به عنوان محصول اجتماعی، اقتصادی، نهادی و سیاسی با توجه به تغییرات فرهنگی، دارای نوعی آسیب پذیری هستند. بنابراین ارتقاء تاب آوری اجتماعات، با استفاده از ظرفیت آنها به شکل سازگاری، به عنوان اصلی برای کاهش آسیب ها دارای اهمیت است. این پژوهش با هدف سنجش میزان تاب آوری و ارتباط آن با سبک زندگی، با روش پیمایشی- تحلیلی و مطالعات میدانی و کتابخانه ای اقدام به جمع آوری اطلاعات از ساکنان محله های قیطریه و شکوفه ی شمالی کرده است. در سنجش داده ها و تحلیل نظرات ساکنان در زمینه ی سبک زندگی و ارتباط آن با ابعاد تاب آوری از نرم افزار SPSS استفاده شده است. همچنین برای تعیین حجم جامعه ی نمونه از جدول مورگان استفاده کرده اند. در محله ی قیطریه 377 و در محله ی شکوفه ی شمالی 379 پرسشنامه توزیع شده است. ابتدا سبک زندگی از ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی و سپس ابعاد تاب آوری در سطح محلات مطالعه و مشخص شده است. برای تحلیل میزان ارتباط سبک زندگی و تاب آوری از آزمون پیرسون و در سنجش تأثیرگذاری متغیرهای پژوهش از آزمون رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش گویای آن است که در کل، به لحاظ سبک زندگی متفاوت در دو محله، تاب آوری یا میزان سازگاری اجتماع محلی در محله ی قیطریه نسبت به محله ی شکوفه ی شمالی بیشتر است. در محله ی قیطریه تاب آوری در بعد اقتصادی و نهادی و در محله ی شکوفه ی شمالی تاب آوری از بعد اجتماعی بیشتر است. در نهایت می توان گفت با توجه به سطح پایین تر تاب آوری در محله ی شکوفه ی شمالی، این محله آسیب پذیرتر از محله ی قیطریه است.
تمایل به تغییر شیوه سرمایه گذاری در نتیجه عدم شفافیت در وضعیت مالی و استراتژی نامطلوب تجاری ایجاد می شود به نحوی که مدیران به منظور پوشش ریسک ناشی از عدم دریافت پاداش، اقدام به تغییر استراتژی های تجاری می نمایند. در این مقاله، هدف بررسی نقش پاداش مدیریت در تغییر ارتباط بین استراتژی های تجاری و سرمایه گذاری بیش (کمتر) از حد است. به همین منظور، داده های مربوط به 120 شرکت پذیرفته شده در سازمان بورس و اوراق بهادار برای دوره زمانی 1385 تا 1396 استخراج و از مدل رگرسیونی داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استراتژی جسورانه منجر به سرمایه گذاری بیش از حد می شود. همچنین، نتایج حاصل از فرضیه دوم تحقیق بیانگر تاثیر معنادار پاداش مدیران بر ارتباط بین استراتژی جسورانه و سرمایه گذاری بیش از حد است. فرضیه سوم تحقیق مشخص می کند که استراتژی محافظه کارانه منجر به سرمایه گذاری کمتر از حد می شود. در نهایت، پاداش مدیریت اثر معناداری بر تعامل مشترک استراتژی محافظه کارانه و سرمایه گذاری کمتر از حد ندارد. در مجموع نتایج این تحقیق موید آن است که به منظور کنترل رویکرد و استراتژی های خوش بینانه مدیران و اجتناب از تحمیل هزینه های ناشی از دید کوتاه مدت، رویکردهای انگیزشی و همراه با رفتار مدیران مبنای پرداخت قرار گیرد.
امروزه یکی از مهمترین تهدیدات جامعه بشری مربوط به جرایم انسانی به ویژه سرقت اموال است. عوامل گوناگونی زمینه ساز بروز سرقت هستند که عامل زمان و مکان از مهمترین عوامل بوده و ضرورت دارد در این خصوص تحقیقات علمی صورت بگیرد. در همین راستا، تحقیق حاضر به دنبال بررسی زمان و مکان بروز سرقت های شهر اردبیل است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها پژوهشی توصیفی_تحلیلی محسوب می شود و جامعه آماری آن شامل کلیه سارقان که در نیمه نخست سال 1396 در زندان اردبیل دوران محکومیت خود را می گذرانند، است که به روش تمام شماری از همه 233 نفر پرسشنامه تکمیل شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آزمون های آماری خی دو، کرامز در قالب نرم افزار SPSS برای آزمون فرضیات تحقیق و از نرم افزارArcGIS برای نمایش گرافیکی توزیع محل سکونت و محل وقوع سرقت استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که سرقت ها اکثراً از طرف افراد متعاد، سابقه دار و دارای مشکل مالی، در فصل تابستان (به ویژه شهریورماه)، در طول شب و آخر هفته و در بافت های تازه ساخت و مرفه نشین رخ داده و با توجه به مشابهت بالا بین محل سکونت و محل وقوع سرقت (مشابهت 5/44 درصدی در بافت تازه ساخت، 3/33 درصدی در بافت ارگانیک، 8/43 درصدی در بافت حاشیه ای، 8/44 درصدی در بافت میانی و 25 درصدی در بافت روستاهای ادغامی) می توان گفت که بین محل سکونت و محل وقوع سرقت رابطه معنی داری در سطح آماری 95 درصد وجود دارد. نهایتاً اینگونه نتیجه گیری می شود که سرقت های شهر اردبیل در زمان و مکان خاصی رخ می دهند و در این خصوص پیشنهادهایی برای پیشگیری و کاهش سرقت ارائه شده است.