اگر چه توسعه کشاورزی تابعی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی است اما به نظر می رسد توسعه کشاورزی می تواند به میزان درخور توجهی تابعی از تغییر و تکامل دانش و مهارت سرمایه انسانی نوآور به منظور افزایش کارایی، اثربخشی و پایداری در این بخش باشد. بسیاری از محققین معتقدند ارتقای ظرفیت های شناختی (آگاهی، دانش) می تواند نقطه آغازی برای دستیابی به سرمایه انسانی نوآور که از عناصر توسعه پایدار به شمار می آیند فراهم آورد و توسعه کشاورزی را هم به دنبال داشته باشد. به همین دلیل در مقاله حاضر به این پرسش اساسی پرداخته می شود که آیا بین چهار متغیر سرمایه انسانی نوآور و توسعه کشاورزی رابطه معنی داری وجود دارد. به منظور پاسخ گویی به پرسش مذکور، شاخص های تبیین کننده سرمایه انسانی نوآور و توسعه کشاورزی بر اساس نظریه های موجود و امکانات منطقه مورد مطالعه، تدوین گردید و پرسش نامه ای در سطح کارشناسان بخش های مختلف مرتبط با کشاورزی در استان مرکزی طراحی شد. بدین ترتیب از روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به شیوه پیمایشی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد بین متغیرهای آموزش، بهداشت و سلامت، نهاد های رسمی، نهاد های غیر رسمی و سرمایه انسانی نوآور و توسعه کشاورزی، رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین می توان گفت که رابطه ای با جهت مثبت میان متغیرهای سرمایه انسانی نوآور و توسعه کشاورزی استان وجود دارد، بنابراین، در کل تحلیل آماری، متغیرهای سرمایه انسانی نوآور بر توسعه کشاورزی استان مرکزی تأثیرگذار بوده است، به طوری که همبستگی توسعه کشاورزی در اکثریت ابعاد با متغیرهای سرمایه انسانی نوآور در قالب فرضیه های تحقیق به تأیید رسیده است. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL استفاده شده است.
با توجه به اهمیّت پژوهش های مبتنی بر مقایسة زبان های مختلف و تأثیر آن در کشف حلقه های ارتباطی زبان و نیز رشد فکری و فرهنگی کاربران آن، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی و تقابلی، مباحث جملة تابع در زبان فارسی و مقابله و شیوة بیان آن در زبان عربی را بررسی کرده است و آنگاه از منظر دستور تطبیقی به بیان جایگاه جملة تابع در زبان فارسی و مقایسة شیوه بیان آن در زبان عربی پرداخته است تا بدین وسیله، چگونگی بیان و نقش جملات تابع در زبان فارسی و معادل آن در زبان عربی و نیز وجوه افتراق و اشتراک، به ویژه در ترجمة دو زبان آشکار شود. دستاوردهای مقالة حاضر آن است که نوع بیان جملة تابع در زبان فارسی و عربی با وجود شباهت های چشمگیر، اختلافاتی نیز دارند، به گونه ای که جمله وارة تابع در زبان فارسی با همان شیوة بیان در زبان عربی از منظر دستورپژوهان زبان فارسی و نحویون زبان عربی با دو نام مختلف بیان می شود. نتیجة مطالب این پژوهش، در ترجمة متون عربی به فارسی یا برعکس می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
ظهور تکنولوژی های نوین و استفاده گسترده از آن ها امکان ارتباطات میان افراد را در فضایی امن فراهم کرده است. این ارتباطات باعث افزایش ورود غریبه ها به فضای زندگی خصوصی شده است. اما این فضا واقعی نیست و این کاربران هستند که با توجه به ارزش های حاکم بر جامعه، آن گونه از "خود" را به نمایش می گذارند که مورد پذیرش و تأیید اطرافیانشان در این فضا باشد. در این مطالعه شیوه های نمود افراد در شبکه اجتماعی اینستاگرام، با تأکید بر نظریه نمایش گافمن و نظریه کنش متقابل هربرت مید مورد توجه قرار گرفت. ده پست آخر متعلق به سی کاربر زن و سی کاربر مرد در صفحه اینستاگرام مطالعه شد و شیوه های متفاوتی که افراد برای نمایش خود در صفحه اینستاگرامشان به کار برده بودند، بررسی گردید. با تفکیک و دسته بندی این شیوه ها به پنج روش رایجی رسیدیم که افراد برای نمایش خود از آن ها استفاده می کنند. همچنین بیشترین و پرطرفدارترین نوع بروز خود در مردان و زنان مطالعه شد. ما دریافتیم که چنین نمایشی بیشتر به شناخت ظاهری افراد خواهد انجامید و کمتر می توان از این طریق به شناختی عمیق از فرد دست پیدا کرد. همچنین متوجه شدیم که این شیوه نمایش تفاوت هایی اساسی با مفهوم صحنه ، که گافمن از آن سخن می گوید، دارد. باتوجه به این نوع از نمایش خود نتیجه گرفتیم تبعیض جنسیتی در فضای واقعی (مانند حجاب اجباری) باعث بروز رفتارهای بحران زا شده است و همچنین تفاوت خواست ها و نادیده انگاشتن این شکل از تحول "خود" به نوعی بحران تازه در جامعه آینده منجر خواهد شد.
این مقاله با هدف بررسی کارکردهای خانواده مطلوب اسلامی با تکیه بر روش نظریه داده بنیاد تدوین شده است در مرحله اول از پژوهش با مطالعه و مرور دقیق منابع دینی که شامل قرآن کریم و نیز کتب حدیثی معتبر و مشهور شیعه و اهل سنت می باشد ، مقوله های مرتبط با کارکردهای خانواده استخراج و طی سه مرحله کد گذاری شد در کدگذاری باز 249 مقوله و در کدگذاری محوری که بر اساس شباهت موضوعی دسته بندی شده بودند 49 مقوله به دست آمد و در مرحله آخر پس از رعایت سلسله مراتب کدهای محوری 5 مقوله گزینشی استخراج شد سپس با استفاده از شیوه اعتبار یابی صوری ، اعتبار یافته ها از طریق مصاحبه با 7 نفر از صاحبنظران و متخصصان خانواده اسلامی بررسی شد و پس از حصول اشباع ، الگوی تدوین شده کارکردهای خانواده مطلوب اسلامی مورد تایید قرار گرفت کارکردهای خانواده از دیدگاه اسلام شامل کارکردهای زیستی اجتماعی ، کارکردهای اقتصادی ، کارکردهای تربیتی ، کارکردهای آموزشی و کارکردهای حمایتی (عاطفی و معنوی) می باشد که کارکردهای حمایت معنوی از جمله کارکردهایی است که در سایر پژوهشها به آن اشاره ای نشده است
هدف تعلیم و تربیت و اینکه انسانِ محصول نهایى تعلیم و تربیت باید چگونه انسانى باشد، همواره از موضوعات مهم و بحث برانگیز بوده، اندیشه هاى تربیتى بسیارى را تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله به روش تحلیلى توصیفى، مبانى فلسفى اندیشه هاى تربیتى فارابى و غزالى را بررسى مى کند. در مبانى هستى شناسى فارابى، خداوند را به عنوان عقل کل، واجب الوجود و سازنده جهان و نظم و هماهنگى آن به ذهن انسان متبادر مى کند. از نظر وى، براى رسیدن به این هدف در معرفت شناسى، باید انواع معرفت را در نظر داشت. در نظام ارزش شناسى فارابى، مقصود انسان رسیدن به سعادت است که براى نیل به آن، نیازمند شناخت عواملى است که در گرو انجام رفتار صحیح، و انجام رفتار صحیح مشروط به آن است، و از طریق تعلیم و تربیت، باید تمام ظرفیت هاى وجودى انسان شکوفا شود. غزالى در هستى شناسى، به خدامحورى و غایت مندى آن معتقد است. همچنین انسان در معرفت شناسى، از راه آموزش متعارف در مدارس به شناخت دست مى یابد که این کار به یارى عقل و حواس صورت مى گیرد. وى به تربیت اخلاقى توجه داشت و مبناى فلسفه آموزش را تحقق سعادت انسان مى داند.
نظریه ی تولید فضای لوفور از اثرگذارترین نظریه ها بر مطالعات فضایی بوده که به رابطه ی میان ذهنیت ساکنان شهر و فضای شهری توجه دارد. با این وجود، سه گانه ی عمل فضایی، بازنمایی های فضا و فضاهای بازنمودی یا تمثیلی که در آن نظریه طرح شده است، از آن جهت که چگونه دلالت های نشانه شناختی در فضا، به ایجاد معانی در ذهن می انجامد مساله ساز بوده، و از منظر علم روان شناسی شناختی دقیق نیست. هدف از این مقاله، نقد سه گانه ی لوفور و توضیح فرایندِ اندیشه و بازنمایی واقعیت در ذهن با بهره گیری از مکتب ویگوتسکی در روان شناسی شناختی و به کارگیری مدل طرح واره ی ذهنی است. با نقد نظریه ی لوفور و نشان دادن کژی های آن، نهایتاً با به کارگیری مدل طرح واره های ذهنی به این پرسش پاسخ داده می شود که فضای شهری در رابطه با آگاهی و ذهنیتِ ساکنانش چگونه تولید می شود؟ روش شناسی این مقاله برپایه ی دو رویکرد روش شناختی کلان نگاشته شده است: رویکرد سیستمی در شناخت شناسی، و ساختمند گراییِ هستی شناختی؛ با تاکید بر این موضوع که پدیده های اجتماعی و فضایی را باید در روند تکامل، تکوین و زوال شان در طول تاریخ بررسی کرد؛ که همان روش دیالکتیک است. نتیجه ی حاصل از یافته ها و بحث نشان می دهد که دلالت های نشانه شناختی در فضای زیسته نه به صورتِ شاعرانه ای که در بیان لوفور نهفته است، بلکه از طریق نقشی که مفاهیم و روابطِ میانِ آن ها در قالب طرح واره ها در روان انسان دارند برقرار می شوند. همچنین شناخت شکل گیری و دگرگونی فضا مستلزم مطالعه ی طرح واره های انسانِ قصدمندِ کنشگرِ اجتماعاً رشد کرده ای است که آگاهی اش به وساطتِ سیستم های نشانه شناختی و ابزارها شکل گرفته و البته در گذر زمان تغییر می پذیرد. از آن جا که آگاهی هر فرد متاثر از گروه اجتماعی است که فرد عضوی از آن است، در مطالعات فضاهای شهری، باید طرح واره های ذهنی گروه های اجتماعی را درباره ی فضایی معین مطالعه کرد.
رابطه فرازناشویی با توجه به شرایط فرهنگی ایران، چارچوب روابط زن و مرد و مشخص بودن حد روابط آنان، مسئله ای اجتماعی محسوب می شود؛ بنابراین مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و تکنیک مصاحبه های روایی، به بررسی و شناسایی فرایندهای بروز رابطه فرازناشویی در میان زنان و مردان مراجعه کننده متقاضی طلاق به سازمان بهزیستی خراسان رضوی پرداخته است. یافته های این مطالعه پنج مدل فرایندی بوده است که پس از دریافت 17 روایت از زنان و مردان دارای رابطه فرازناشویی و متقاضی طلاق که دلیل تقاضای جدایی آنان برقراری رابط فرازناشویی بوده است، ترسیم مدل های اختصاصی برای هرکدام از آنان و درنهایت بعد از قرارگیری مدل های فرایندی استخراج شده از مصاحبه ها در سطحی انتزاعی تر به دست آمده است. این مدل های فرایندی، حاصل وجود پیرنگ های مشابه میان روایت های مصاحبه شوندگان، ترکیب مدل های ترسیم شده، انتزاع و تحلیل روایت های به دست آمده از مصاحبه شوندگان است. فرایندهای استخراج شده شامل شرایط آنومیک جامعه، کودک همسری، تعارض زوجین در فرهنگ جنسی، تعارضات در روابط زناشویی و شکاف مذهبی فرد با خانواده است.
زمینه و هدف: امروزه یکی از معضلات اجتماعی که حق مشروع و گزینش همسر را از دختران سلب می نماید ازدواج های ناخواسته است. این آسیب کم وبیش در مناطق گوناگونی از جهان وجود دارد. سالانه 4 میلیون زن در جهان خریدوفروش یا مجبور به ازدواج اجباری می شوند. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: این پدیده شوم منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و در کشورهای پیشرفته و صنعتی هم گزارش شده است. بی تردید علل گوناگونی در بروز این ناهنجاری ها تأثیر دارد که می توان به علل فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. اما به هرحال باید آثار منفی آن را بر روابط خانوادگی موردمطالعه قرارداد.نتیجه گیری: به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران اجتماعی، عنصر رضایت و توافق طرفین در ازدواج یکی از عوامل استحکام نهاد خانواده و پایداری نکاحی است، لیکن از گذشته تا امروز، ازدواج های اجباری و ناخواسته به وقوع پیوسته که این نوع وصلت ها معمولاً عمده خسارات مادی و معنوی متوجه دختران بوده است. این در حالی است که در تمام ادیان الهی، حق آزادی فرد در همسرگزینی مشروع و حق انتخاب شدن در فرایند ازدواج جز حقوق مسلم دختران شمرده شده است.
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی موانع ارتقای ورزشی زنان ورزشکار لیگ برتر استان خوزستان بود. با توجه به فقدان ابزار مناسب جهت بررسی موانع، ابتدا اقدام به طراحی و اعتباریابی پرسش نامه در سه بخش گردید. در بخش اول پس از مطالعه پیشینه پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با زنان ورزشکار صورت گرفت که بدین ترتیب پرسش نامه ای مقدماتی با 62 گویه به دست آمد و پس از بازبینی تیم پژوهش، گویه هایی که هم پوشانی داشتند، حذف شدند و درنهایت، 54 گویه شناسایی گشت. در بخش دوم، به منظور کاهش تعداد گویه ها و شناسایی گویه های با ارتباط بیشتر از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد که با حذف هشت گویه ، 46 گویه باقی ماند و در نه عامل اصلی قرار گرفت. در بخش سوم نیز روایی سازه و آزمون مدل پژوهش به روش حداقل مربعات جزئی جهت بررسی روایی سازه تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید و مشخص شد که مدل هشت عاملی نسبت به سایر مدل ها برازش بهتری دارد و هشت عامل اصلی با 43 سؤال به عنوان موانع ارتقای ورزشی زنان ورزشکار استان خوزستان به رده های بالای ورزشی شناسایی شدند که با توجه به رتبه بندی موانع با آزمون فریدمن، عامل برخورد جامعه با میانگین رتبه ای (37/5) در جایگاه اول و عوامل مدیریتی (25/5)، نابرابری جنسیتی در سازمان های ورزشی (23/5)، عوامل فنی (5)، حاکمیت روابط بر ضوابط در سازمان های ورزشی (87/4)، هزینه ها و آینده شغلی (24/4)، تصور از جنسیت (25/3) و جنسیت و فرهنگ (80/2) در رتبه های دوم تا هشتم موانع جای گرفتند.
چامسکی[1] (1995) به پیروی از لارسن[2] (1988، 1990) تحلیل پوسته ای گروه فعلی[3] را در خصوص چگونگی اشتقاق نحوی ساخت های فعلی چند متممی مطرح کرده است. بر اساس این تحلیل، ترکیب سازه ای گروه فعلی از: (الف) گروه فعلی هسته ای درونی[4] با هستة فعل واژگانی[5] و (ب) گروه فعلی پوسته ای بیرونی[6] با هستة فعل سبک انتزاعی[7] و تعبیری سببی[8] یا عامل گری[9] تشکیل می شود. در این مقاله شیوة اشتقاق نحوی برخی از ساخت های فعلی زبان فارسی شامل گزاره های سببی، گزاره های دارای فعل متعدی دو مفعولی با متمم های گروهی و گزاره های دارای فعل متعدی دو مفعولی با بند متممی بر پایة تحلیل پوسته ای گروه فعلی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. تحلیل پوسته ای این دسته از گروه های فعلی نشان می دهد که اشتقاق این گونه ساخت های نحوی، ضمن تبعیت از فرضیة اعطای نقش معنایی یکسان[10]، تحت تأثیر دیگر اصول و عملیات نحوی مطرح در برنامة کمینه گرا از قبیل گزینش[11]، ادغام[12]، اصل هسته[13] و اصل ترکیب دوتایی[14] نیز قرار دارد و این ساخت های نحوی می توانند به عنوان فرافکنی های دو جزیی[15] متشکل از گروه فعلی هسته ای درونی و گروه فعلی پوسته ای بیرونی توجیه و بر اساس مبانی و اصول کمینه گرایی مشتق شوند.