امروزه مشارکت حداکثری زنان در جامعه جهت دستیابی به توسعه در همه ابعاد توسعه پایدار امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. زیرا موقعیت زنان در هر جامعه به شدت تحت تأثیر شرایط و سطوح مختلف توسعه در کشورها است، هرچه کشورها توسعه یافته تر باشند شکاف بین توسعه یافتگی زنان و مردان کاهش می یابد. از این جهت بهبود وضعیت زنان جزء الزامات اصلی در بهبود شاخص های توسعه در هر جامعه است. وضعیت توسعه یافتگی در کشور ما در بعضی شاخص ها مانند سلامت مادران و کودکان بهبود چشمگیری داشته است اما در بعضی از شاخص ها مانند تعداد نمایندگان زن در پارلمان، سواد رسانه های دیجیتال هنوز پیشرفت در خور توجه ی نداشته و تلاش های فراوانی را می طلبد. با توجه به هنجارهای حاکم بر خانواده های ایرانی (عوامل مقوم و فرساینده در سه بعد فردی ،خانوادگی، اجتماعی) به نظر می رسد توسعه زنان در کشور ما نیاز به بازاندیشی و بازنگری دارد.
زمینه و هدف: ﺑیﻤﺎری دیﺎﺑﺖ (Diabetes disease) یکی از شایع ترین بیماری های ﻣﺰﻣﻦ و ﻫﻤﭽﻨیﻦ بزرگ ترین ﻣﺸکﻞ ﺑﻬﺪاﺷﺘی در ﻫﻤﻪ کشورها است. مهم ترین راﻫﺒﺮد کﻨﺘﺮل بیماری های ﻣﺰﻣﻦ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺧﻮد است. هدف ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ مقایسه تأثیر آموزش مدیریت تعاملی دیابت (Interactive Diabetes Management Training یا IDMT) و آموزش ایمن سازی در مقابل استرس (Stress Inoculation Training یا SIT) بر خود مراقبتی بیماران دیابتی نوع دو بود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 2450 نفر از بیماران دیابتی درمانگاه ام البنین اصفهان بود که از میان آن ها 39 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. گروه ها پرسشنامه خود مراقبتی بیماران دیابتی (Summary of Diabetes Self-Care Activities یا SDSCA) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. گروه آزمایش یک SIT و گروه آزمایش دو IDMT را طی 6 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی و گروهی دریافت کردند، اما گروه کنترل این آموزش ها را دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد IDMT و SIT بر خود مراقبتی بیماران دیابتی مؤثر هستند. هر دو آموزش باعث افزایش خود مراقبتی شرکت کنندگان شدند، اما تفاوت معناداری بین تأثیر دو روش مداخله وجود نداشت (05/0>p). نتیجه گیری: علاوه بر SIT، IDMT نیز می تواند به عنوان یک روش مداخله مفید برای افزایش میزان خود مراقبتی بیماران دیابتی به کار رود.
الملخص تعدّ الدراسة الأسلوبیة من أهم مجالات البحث النقدیة لما فیها من رؤیة عمیقة وواسعة فی تحلیل النصوص ورصد جمالیاتها. ولها علاقة بالشعور النفسی والتأثیر الذی یرتقی إلى الأدبیة الفنیة والجمالیة. وتهدف هذه الدراسة إلى تحلیل الظواهر اللغویة والفنیة والفکریة فی قصیدة «قلب الأم» عند الشاعر الفارسی إیرج میرزا (1872 1965م)، والشاعر اللبنانی إبراهیم المنذر(1875 1950م) بأسلوب وصفی تحلیلی على منهج المدرسة الأمریکیة. وقد عبّر الشاعران فی شعرهما «قلب الأم»، عن عاطفة الأمومة الجیاشة بالحبّ والحنان من خلال الجوانب الموسیقیة التی تبدو جلیة للسمع. تؤکّد نتیجة هذا البحث على أنّ التوازن المقصود فی اختیار بحر الرمل والروی والقافیة مع الموضوع، وتقنیة التکرار وعلاقته الوثیقة بالانفعالات النفسیة والإیحاءات الدلالیة من میزات شعرهما فی المستوى الصوتی. ومن الناحیة الترکیبیة، تناول کلا الشاعرین تقنیّات التعبیر القصصی والسردی والأسلوب الإنشائی (الأمر، والنداء، والاستفهام) واستعملا، خاصة إیرج میرزا، ظاهرة الانزیاح بأنماطه المختلفة کالانزیاح الزمانی واللهجی والدلالی، ویتبیّن من خلال دراستنا أنّ خرق الاستخدام العادی للکلام والإکثار من الصورة المحسّة المتخیّلة کالکنایة والتشبیه والاستعارة من میزات لغة إیرج میرزا الشعریة. وفی المستوى الأخیر وهو المستوى الفکری، تعتبر الأم وعاطفتها الصادقة وحبّها العمیق منهجاً أخلاقیاً ودینیاً ووطنیاً وإنسانیاً یتمثل بالنزوع الروحی والذهنی والقلبی لدى الشاعرین.
فرقه «ذکری» در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جنوب شرق ایران به ویژه بلوچستان تأثیر گذارده است است. کار ذکری ها از اوایل سده یازدهم هجری در بلوچستان جنوبی یا مکران به مرکزیت کیچ آغاز شد. سرچشمه پیدایی این فرقه، آموزه های محمد جونپوری (اوایل قرن دهم) بود. وی از پرورش یافتگان طریقت چشتی شبه قاره هند به شمار می رفت که مدعی بود «مهدی موعود» است. به نقل از دست نوشته های مذهبی ذکریان قرون دوازدهم و سیزدهم، کسی به نام محمد اَتَکی مؤسس این فرقه بود که کمابیش یک قرن بعد از جونپوری، در کیچ بیشتر مقدسات و شعائر فرقه اش را تعیین کرد. آرام آرام برخی از حاکمان محلی و مردم مکران به گروه پیروان این فرقه پیوستند. اکنون پیروان دکری به گروه هایی تقسیم می شوند. گمان می رود آنان مبانی اعتقادی شان را از اندیشه ظهور مهدی موعود (عج) و تفکرات باطنی گری صوفیانه اقتباس کرده و با گذشت زمان آنها را با تأویلاتی همراه کرده و از رسوم محلی نیز تأثیر پذیرفته باشند. پژوهش های اندکی درباره ذکری ها سامان یافته و از این رو، ویژگی های تاریخی و خاستگاه فکری آنان به درستی روشن نشده است. هدف این نوشتار، تبیین بنیادهای فکری و خاستگاه اعتقادی ذکریان است که با استفاده از منابع کتاب خانه ای، تاریخ شفاهی و تحقیقات میدانی، به روش تاریخی با شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته است.