رواییِ استفاده از مبانیِ نظریه گذار دوم جمعیت شناختی برای تحلیل باروری در ایران از جمله چالش های بنیادی در این زمینه است. چرا که تحلیل باروری براساس نظریه ی گذار دوم جمعیت شناختی، آینده نگری در مورد باروری را به طور قابل ملاحظه ای تحت تأثیر قرار می دهد و نتایجی به بار می آورد که با یافته های برآمده از تحلیل های دیگر به کلی متفاوت است. از این رو، در پژوهش حاضر کوشش می شود، از دو مسیر نظری و تجربی، به پرسش هایی در این زمینه پاسخ داده شود. یافته های پژوهش، افزون براین که یکسانی بروز گذار دوم برای جمعیت های گوناگون را امری الزامی نمی یابد، حکایت از آن دارد که ایران، گذاراول جمعیت شناختی را پشت سر گذاشته است امادرمورد گذار دوم، هنوز تردید هایی وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف شناخت، توصیف و تحلیل پیشگیری از انحرافات اجتماعی در جامعه بر مبنای بهره گیری از کلام حضرت علیg در خصوص بررسی نقش همنشینی بوده است. جهت پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، با استفاده از روش نظریه مبنایی، گزاره های مرتبط با موضوع همنشینی از نهج البلاغه استخراج شده، و سپس در طی مراحلی داده ها کدگذاری و مقوله بندی و نتایج مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفتند. طبق یافته های پژوهش، اتخاذ مجموعه ای از رویکردها در مقوله همنشینی، مانع فراگیری و ارتکاب کنش های انحرافی است. این مهم با تمرکز بر توجه به اهمیت جایگاه همنشینی و انتخاب همنشین در تعامل های اجتماعی، پرهیز از برخی همنشینی ها، پرهیز از حضور در برخی مکان ها و نقش وضعیت مکانی در رفتارهای اجتماعی انسان، معرفی برخی از الگوهای نقش برای همنشینی، دست یافتنی می شود.
فضاهای عمومی شهری برای آن جام فعالیت های اجباری، اختیاری و مهم تر از همه، فعالیت های اجتماعی هستند و حضور در فضا حق مسلم زنان است و همانند مردان باید از شرایط برابر برای حضور در فضاهای شهری برخوردار باشند. این پژوهش به بررسی میزان انطباق فضا های عمومی منطقه ی 8 تبریز با نیازهای زنان پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. 242 پرسشنامه بر اساس فرمول کوکران بین زنان توزیع و داده ها بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون t تحلیل گردید. میزان آلفای کرونباخ برای پایایی پرسشنامه، 3/88 می باشد که پایایی در حد مطلوب را نشان می دهد. بر اساس مدل تحلیل عاملی اکتشافی سؤالات در ۴ عامل زیرساخت های فیزیکی، دسترسی، فرهنگی- اجتماعی و امنیت دسته بندی شده است. این ۴ عامل در مجموع 32/68٪ از واریانس متغییرها را تبیین می کنند. نتایج تحقیق نشانگر این است که عوامل زیرساخت های فیزیکی، دسترسی و فرهنگی– اجتماعی به ترتیب با سطح معناداری 04/0، 01/0 و 03/0 انطباق مطلوبی با نیاز زنان ندارند؛ اما سطح معناداری عامل امنیت با میزان 217/0 بیانگر وضعیت مطلوب این عامل از نظر پاسخگویان است. با توجه به نتایج و مراجعه ی بالای شهروندان و گردشگران به منطقه، نیازمند توجه بالای مسئولان و نهادهای مرتبط می باشد.
سیاست خارجی روسیه در ارتباط با مسایل مختلف به صورت معمول با پیچیدگی، ابهام و تعارض همراه بوده است. این واقعیت دست کم در تاریخ روابط ایران و روسیه به شکل قابل ملاحظه ای محسوس بوده است، تا جایی که برای شهروندان و نخبگان ایرانی، چهره روسیه را به عنوان شریکی غیرقابل اعتماد به تصویر کشیده است. باتوجه به اهمیت این موضوع، این نوشتار درپی پاسخگویی به این پرسش محوری است که سرمنشأ پیچیدگی ها و تعارض های موجود در سیاست خارجی روسیه کجا است؟ فرضیه نوشتار این است که تعارض در سیاست خارجی روسیه نتیجه وجود جریان های متعارض فکری و فرهنگی در جامعه روسیه است؛ تعارض هایی که در سطح احزاب و گروه های سیاسی متعارض و شبکه های حامی رقیب ظاهر شده و به بازتولید رهیافت های متعارض در عرصه سیاست خارجی روسیه انجامیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست خارجی روسیه در کشاکش این رهیافت های متعارض قرار دارد: رهیافت های غرب گرایی لیبرال، ابرقدرت گرایی موازنه خواه و ملی گرایی در شکل های مختلف قوم گرایی روسی، پان اسلاویسم، هژمون گرایی منطقه ای و نواستعمارگرایی. این نوشتار از رهیافت سازه انگاری بهره می برد که در چارچوب آن سیاست خارجی، هم پیوند با روندهای داخلی، نتیجه تعارض و تعامل بین نیروهای مختلف و برداشت های گوناگون آن ها تفسیر می شود.
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی تفکر خلاف واقع بر اساس خلق و خوش بینی در لیگ دو و میدانی مردان در سال (1393) بود. آزمودنی ها را 92 دوندة لیگ دو و میدانی تشکیل دادند که طبق جدول مورگان از میان 118 دونده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از سه پرسش نامة "برومرز"، "جهت گیری زندگی" و " تفکر خلاف واقع برای رخدادهای منفی" استفاده گردید. یافته ها نشان می دهد که تفکر خلاف واقع رو به پایین با آرامش و خوش بینی، تفکر خلاف واقع رو به بالای بدون ارجاع با خشم و افسردگی و تفکر خلاف واقع رو به بالای خود ارجاع با تنش دارای ارتباط مثبت و معنادار می باشد. به عبارت دیگر، ابعاد خلق می توانند جهت تفکر خلاف واقع را پیش بینی نمایند. همچنین، تفکر رو به بالا که بر پیامدهایی بهتر از آنچه اتفاق افتاده است، متمرکز می باشد، منجر به بروز هیجانات منفی می شود؛ اما تفکر رو به پایین به دلیل آن که بر پیامدهایی بدتر از آنچه اتفاق افتاده است، متمرکز می باشد، باعث بروز هیجانات مثبت می شود.