قلدری و قربانی شدن از جمله آسیب های اجتماعی هستند که مدارس امروزی با آن ها مواجه هستند و پژوهش در این حیطه حائز اهمیت است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر نقش سبک های دلبستگی و خودکارآمدی در پیش بینی قلدری و قربانی شدن دانش آموزان مدارس متوسطه بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی می باشد. به این منظور تعداد 330 دانش آموز (134 پسر و 196 دختر) از مدارس متوسطه شهر دهدشت به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های قلدری ایلی نویز، خودکارآمدی عمومی شوارزر و جروسالم و سبک های دلبستگی هازن و شاور را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به کمک نرم افزار SPSS V19 استفاده شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد بین خودکارآمدی و دلبستگی ایمن با قلدری و قربانی شدن رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. اما دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا با قلدری و قربانی شدن رابطه مثبت و معنی داری داشتند. همچنین 19 درصد از واریانس قلدری توسط متغیرهای خودکارآمدی، دلبستگی ایمن و دلبستگی ناایمن دوسوگرا تببین شد و 16 درصد از واریانس قربانی شدن به وسیله خودکارآمدی و دلبستگی ایمن تبیین شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داده است که متغیرهای خودکارآمدی، دلبستگی ایمن و ناایمن دوسوگرا نقش معنی داری در پیش بینی قلدری و قربانی شدن دانش آموزان دارند و برنامه ریزی جهت آگاهی معلمان، مدیران و والدین از این متغیرها برای پیشگیری و کاهش قلدری و قربانی شدن در مدارس ضروری می باشد.
یکى از مهم ترین عرصه هاى گوناگون زندگى بشر، که سهم عمده اى از روابط اجتماعى را به خود اختصاص مى دهد، زندگى خانوادگى و ارتباط با همسر است. یکى از مهم ترین ایده ها در روابط همسران، همنوایى، همدلى و دورى از تنش است که از آن به سازگارى تعبیر مى شود. همسرانى که در خانواده اى سازگار زندگى مى کنند از احساس رضایت و امنیت بالایى برخوردارند و کمتر دچار اضطراب و مشکلات روانى مى شوند. در چنین خانواده هایى نیازهاى عاطفى و روحى فرزندان به خوبى تأمین مى شود و مهارت هاى زندگى اجتماعى به خوبى در آنها شکل خواهد گرفت. این، خود نقش بى بدیل استحکام خانواده را در اجتماع نمایان مى سازد. چنین خانواده هایى در واقع نیروهاى فعال، اثرگذار و ایده آلى را براى جامعه تربیت مى کنند. داشتن زندگى سازگارانه با همسر، به رعایت قواعدى در زندگى مشروط است. در این تحقیق، در پى کشف نظر قرآن در این زمینه هستیم. قرآن کریم با توجه به اهمیت فراوانى که براى خانواده و سازگارى همسران قایل است، به زن و شوهر براى ساختن زندگى اى آرام و صمیمى و به دور از هرگونه تنش توصیه هایى دارد. در این تحقیق از میان این توصیه ها، عوامل گرایشى را مورد بحث قرار مى دهیم. این مقاله با روش تحلیلى توصیفى، عوامل گرایشى سازگارى از دیدگاه قرآن کریم بررسى، و از روایات تفسیرى نیز بهره گرفته شده است.
تبلیغات تجاری، ابزاری قدرتمند و بانفوذ هستند که زندگی اجتماعی و اقتصادی امروزه را تحت تأثیر خود قرار داده اند. یکی از مسائل مهمی که امروزه شرکت ها و بنگاه های تبلیغات تجاری با آن روبرو هستند و ارتباط تنگاتنگی با حقوق مالکیت فکری دارد، مسأله تبلیغات مقایسه ای است که مشتمل است بر استفاده یک شرکت از برند، علامت تجاری، نام تجاری، لوگو و ... رقیب جهت مقایسه ویژگی های کالا یا خدمات شرکت مذکور با کالاها یا خدمات خود. در برخی از کشورها نظیر ایالات متحده آمریکا به علت رشد چشمگیر این نوع تبلیغات، مقررات ویژه ای وجود دارد. اما در حقوق ایران، قانون ویژه ای در این خصوص به تصویب نرسیده است و مقررات موجود برای پاسخگویی به چالش هایی که شرکت ها و بنگاه های تبلیغاتی در تبلیغات مقایسه ای و مخصوصا نسبت به امکان نقض حقوق مالکیت فکری مطرح می کنند، کفایت نمی کند. نتایج این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد زمانی که یک فعالیت تبلیغاتی مقایسه ای راه اندازی می شود، توجه به طیف وسیعی از قوانین و مقررات ضرورت دارد. عدم احتیاط می تواند منجر به از دست رفتن حقوق خود شرکت و مسئولیت حقوقی در قبال نقض حقوق مالکیت فکری دیگران شود.
فساد اداری به طور مستقیم بر کارآیی نظام اداری، مشروعیت نظام سیاسی و مطلوبیت نظام فرهنگی و اجتماعی اثرات نابهنجاری دارد، اندیشمندان دیدگاه های مختلفی برای مدیریت فساد ارائه کرده اند، یکی از این دیدگاه ها مدیریت شیشه ای است که بر اساس آن فناوری اطلاعات، کلید اصلی کنترل فساد تصور می شود، در این پژوهش به بررسی این دیدگاه پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش ادارات شهرداری جنوب استان آذربایجان غربی می باشد. ابزار گردآوری داده ها برای دولت الکترونیک پرسشنامه استاندارد تورس، پینا و رویود بوده و برای سلامت اداری از پرسشنامه استاندارد دکتر قرضاوی استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون های آماری کلموگروف- اسمیرنوف و آزمون همبستگی اسپرمن استفاده شده است و نتیجه گرفته شد که، فناوری اطلاعات نه تنها اثر قابل ملاحظه ای بر مدیریت فساد ندارد، بلکه در برخی موارد خود فرصت های جدیدی را برای فساد ایجاد می کند. بنابراین برای استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری برای مبارزه با فساد، باید به عوامل دیگری نیز توجه کرد.
هدف مقاله این است که جایگاه اجتماعی مرتبط با زنان راهبه را در ادیان بودایی و مسیحیت، بررسی کند. پژوهش حاضر که از نوع توصیفی و مطالعات تاریخی است، به روش کتابخانه ای انجام شده است؛ در ادیان بودایی و مسیحیت به زنانی که زهد می ورزند (راهبه) و به مردان (راهب) می گویند. در واقع رهبانیت در ادیان، گونه ای زهد ورزی است که به یک نحوه ی زندگی تعبیر می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ، زنان بودایی در ابتدا جایگاهی نداشتند و بودا از لغزش های اخلاقی زنان واهمه داشته است. اما با پذیرش زنان در سنگهه و ورود آنان در سلک رهبانی با کراهت و با شرایطی که اطاعت مطلق و تابعیت زنان را از راهبان مرد ایجاب می کرد موافقت کرده است؛ اما در مسیحیت در نظام هایِ رهبانی، راهبان، زنان را اغواگر و شیطان دانستنه اند که البته این امر بیشتر به سبب شرایط فرهنگی و اجتماعی آن زمان بوده است. اما به مرور شاهد افزایش راهبه ها و صومعه های خاص زنان می باشیم تا جایی که حتی زنان رهبری صومعه ها را به عهده گرفته اند نتایج پژوهش حاکی از آن است که، نگاه جنسیتی به زن مانع اساسی بر مشارکت های معنوی زنان در حلقه های رهبانیت شده است؛ گرچه در آغاز از ورود راهبه ها به دلایل مختلف مخالفت شده است، اما با تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی زنان به عنوان راهبه ها جایگاه اجتماعی خود را در این دو دین بزرگ یافته اند؛ تا آنجا که شمار آنها با مردان راهب برابری کرده و حتی صومعه های خاص زنان راهب رواج یافته است.
هدف پژوهش، تبیین و تحلیل روش شناسی پژوهش های آمیخته، رویکردی نو، کاربردی و ارزشمند در یک بازآرایی فرا تحلیلی است. پژوهشگران در جریان پژوهشی، بسیاری اوقات از روش کمّی استفاده می کنند؛ گاهی هم از روش کیفی. اما گاهی اوقات، ترکیبی از روش کمّی و کیفی را مورد استفاده قرار می دهند. به این پژوهش ها، روش پژوهش «آمیخته» گفته می شود. روش این پژوهش، کیفی فراتحلیلی (آمیخته) است. سه نوع روش پژوهش آمیخته وجود دارد: پژوهش درهم تنیده، پژوهش اکتشافی و پژوهش تشریحی (تبیینی). در این پژوهش، به بررسی پیشینه روش آمیخته و تعریف و تبیین جایگاه آن در مقایسه با سایر روش ها پرداخته و استحقاق و محدودیت های این روش پژوهشی، مورد بازکاوی قرار گرفت.
قیاس مساوات در ظاهر همانند یک قیاس اقترانی حملی بسیط است که البته صدق آن به صدق مقدمه خارجی «مساوی مساوی با یک چیز، مساوی با آن چیز است» وابسته است. به همین دلیل برخی بر این باورند که ارسطو با قید «انتاج بالذات» در تعریف قیاس، در مقام خارج کردن قیاسهایی مانند قیاس مساوات است. از سخنان ابن سینا بدست می آید که قیاس مساوات یک اقترانی حملی است که از هیئت قیاسی خود بیرون رفته و حدود آن از چینش منطقی برخوردار نیست، چراکه مقدمات این قیاس نه در همه حد وسط، بلکه تنها در بخشی از آن اشتراک دارند. خواجه طوسی تلاش کرده هیئت قیاسی و ترتیب منطقی حدود قیاس مساوات را بیان کند و در این راستا آن را به دو گونه اقترانی حملی بسیط و اقترانی حملی مرکب، تصویر کرده است. او همچنین به سخنان فخر رازی در اینباره نیز پاسخ داده است؛ فخر رازی معتقد است قیاس مساوات دارای حد وسط متکرر نیست و به همین دلیل نمیتوان آن را یک اقترانی شمرد بلکه باید آن را قیاسی دانست که تنها به بداهت عقلی منتج است. قطب الدین رازی اما از یکسو در شرح سخنان خواجه طوسی، قیاس مساوات را یک اقترانی مرکب دانسته و اقترانی بسیط بودن آن را دچار اشکال میداند و از دیگر سو، در شرح مطالع، همانند فخر رازی، قیاس مساوات را فاقد تکرار حد وسط شمرده و انتاجش را با لحاظ دو مقدمه داخلی و مقدمه خارجی آن، بدیهی میداند. خونجی ساختاری جدید برای قیاس مساوات طراحی میکند و مقدمه خارجی این قیاس را «هر مساوی ب، مساوی است با هر چیزی که ب با آن مساوی است» میداند که البته این دیدگاه وی با اشکال روبرو است. شهرزوری قیاس مساوات را در صورتی که منتج «الف مساوی ج است» باشد، بیرون از تقسیم قیاس به اقترانی و استثنایی شمرده و در صورتی که منتج «الف مساوی مساوی ج است» باشد، یک اقترانی حملی بسیط دانسته است. ملاصدرا با ردّ دیدگاهی که قیاس مساوات را فاقد تکرار حد وسط دانسته، آن را یکی از قیاسهای اقترانی حملی مرکب مفصول النتائج میداند که حد وسط در هر دو قیاس آن تکرار شده است. سخن ملاصدرا که همسو با سخن خواجه طوسی است، بیانگر دیدگاه درست درباره ساختار منطقی قیاس مساوات است.
از آنجا که گرایش های عرفانی ریشه در فطرت آدمی دارند و از طریق عرفان میتوان به آرامش رسید، عرفان همواره برای بسیاری جاذبه داشته است. البته، عرفانْ مهم و مطلوب است، ولی میتواند دشوار و خطرساز هم باشد؛ زیرا برخی برای دستیابی به مقاصد نفسانی خود نحله ها و فرقه هایی را جعل کرده، و جمع کثیری را فریفته و به دنبال خود به راه انداخته اند. آمیخته شدن درست و نادرست، و مشتبه شدن حق و باطل، راه انتخاب صحیح را بسته و بسیاری را در وادی حیرت و سرگردانی افکنده است. از این رو، شناخت لغزشگاه ها در عرفان و تشخیص عرفان های کاذب و مکتب های شبه عرفان ضروری است. با توجه به رواج روزافزون فرقه های گونه گون انحرافی و گسترش فزاینده انواع عرفان های دروغین نوظهور در کشور ما، طرح این بحث نمیتواند صرفا دغدغه علمی و آکادمیک باشد؛ بلکه تکلیفی الهی است. انحراف از توحید، عدم اتّصال به وحی معتبر، اباحیگری و دوری از شریعت، گریز از اجتماع، خودمحوری و بیاعتنایی به خلق از اهم ویژگیهای عرفان های کاذب و ناقص است.
تحلیل ذاتی و عرضی در دین از مباحث مهم فلسفه دین و کلام جدید است که پیامدها و نتایج بسیاری دارد. از زمان طرح این مسئله، همواره موافقان و مخالفانی بوده اند که به تبیین زوایای گوناگون آن پرداخته اند. در این مقاله به امکان سنجی تقسیم دین و دین داری به ذاتی و عرضی از نگاه علامه طباطبایی می پردازیم. ایشان از جهتی وجود ذاتی و عرضی دین را تأیید و از جهتی دیگر، آن را رد می کند. وی با ارائه تعریفی از «دین» و «ذاتی و عرضی» بر آن است که دین دارای ذاتیات و عرضیات می باشد؛ ذاتی دین، طلبِ تسلیم در برابر پروردگار و عرضی آن، دستورات و شرایعی است که تسلیم در قالب آنها محقق می گردد.