زبان و ادب فارسی رشد و گسترشی چشمگیر در فرهنگ و تمدن اسلامی داشته است. این در درجه نخست مرهون تأثیری است که قرآن کریم بر اندیشه دانشمندان، متفکران، ادیبان، شاعران و دیگر گروه های جامعه داشته است. قرآن مجید شاعران، هنرمندان و نویسندگان فارسی را در دو سطح شکلی و محتوایی تحت تأثیر خود قرار داده است. پژوهش های گسترده درباره تأثیر قرآن در آثار ادبی نشان می دهد که عبارات و اشارات شاعران به محتوای تاریخی، کلامی، دینی، اخلاقی و فکری قرآن از یک سو و کاربرد تصاویر قرآنی، آرایه های لفظی و معنوی و نیز ساختار متنی قرآن از سوی دیگر بسیار عمیق و گسترده است. آنچه در این مقاله موردبررسی قرارگرفته است، تأثیر قرآن بر شکل گیری زیرگونه های ادبیِ کهن در نسخه های خطی جنگ هایی است که شاعران شیعی سروده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاعران به ویژه شاعران شیعی در شکل دادن و سرودن این زیرگونه ها و یا گونه های فرعی تا چه حد متأثر از شکل و محتوای آیات قرآنی بوده اند. بعضی ازاین گونه ها مانند «بسم الله نامه» اختصاص به شعر شیعی ندارد و در شعر دیگر شاعران مسلمان نیز یافت می شود. برخی دیگر ازاین گونه ها مانند «سلام نامه»، «صلوات نامه» و «لعن نامه» تنها در حوزه ادبیات شیعی شکل گرفته اند و برای نخستین بار در این مقاله معرفی و مورد تحلیل قرارگرفته اند.
مکتب تطبیقی اروپای شرقی از دهه ششم قرن بیستم و تحت تأثیر فلسفه مارکسیستی به وجود آمد که از نظر شیوه تطبیق، زیرساخت جامعه، یعنی زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن را موجب پیدایش روساخت فرهنگی جوامع و ادبیّات و هنر می دانست. پژوهش حاضر با اهتمام به چنین نظریه ای تعهّد اجتماعی دو شاعر ایرانی و عراقی، محمد مهدی جواهری و محمد فرّخی یزدی می پردازد که جوامع آنها دارای همسانی های مشترک اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده اند. در بخش تحلیل از طریق تحلیل محتوای اشعار دو شاعر، به واقعیت های ناگوار مطرح شده از سوی آنان که دلالت بر رسالت اجتماعی آنها دارد، اشاره می کند. پژوهش حاضر، نشان می دهد که زیرساخت های مشترک اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران و عراق در زمان این شاعران متعهّد که در طرح واقعیّت های اجتماعی، رویکردی یکسان داشته، سبب آفرینش گونه ای از ادبیّات شده است که بیانگر اعتراض، انتقاد و فریاد خاموش آنان در برابر درد و رنج مردم و کاستی های جامعه آنان می باشد.