وارونگی حقیقت: مدل سازی دگردیسی معنا تحت سلطه ایدئولوژی در اسطوره جمشید و ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
227 - 256
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بازنمایی حقیقت و دروغ در اسطوره جمشید و ضحاک می پردازد و نشان می دهد این مفاهیم محصول ساز و کارهای ایدئولوژیکی اند. مساله پژوهش چگونگی دگردیسی معنا در متن است یعنی ایدئولوژی چگونه حقیقت را دگرگون ساخته و به مثابه دروغ تحمیل می کند. هدف مقاله تبیین ساز و کارهای زبانی و نشانه شناختی این دگردیسی و ارائه مدلی برای وارونگی حقیقت است. چهارچوب نظری پژوهش حاضر نشانه شناسی ساختگرای سوسوری؛ اسطوره شناختی بارت؛ و مربع حقیقت نمایی است. تحقیق کیفی-تحلیلی است و در گام نخست داستان به سه مرحله روایی تقسیم می شود. سپس هر مرحله بر اساس دلالت های صریح، ضمنی و اسطوره ای تحلیل می شوند. همچنین با بهره گیری از مربع حقیقت نمای گرمس، در سطح ساختاری بازنمایی می شوند. تحلیل ها نشان می دهد که ایدئولوژی از طریق زبان مسیر ادراک را مسدود کرده تا حقیقتی وارونه را به واقعیت بدل کند. در انتها برای توصیف این سازوکار، مدلی پیشنهاد می شود، این مدل می تواند مبنای نظری تحلیل متن قرار گیرد. نتایج نشان می دهد که حقیقت در متن برساخته ای گفتمانی و ایدئولوژیک است. اسطوره ها با برجسته سازی یا حاشیه رانی یکی از دو قطب تقابل، دروغ را به حقیقتی فرهنگی و حقیقت را به امر ناممکن تبدیل می کنند.